Spring

Spring (Kevade)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Spring (1969) WEB-DL Persian Subtitle
다음의 해설 hamlethamletian

태그

webdl
게시일: 2025-07-22
다운로드: 40
청각 장애인용: No
FPS: 24

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

«« بـهـــار »»

.«بخون، «تونيسُن

... هنگاميکه «لِمبيتو» ديد که

شواليه‌هايِ آلماني ... سپاهيانِ استونيايي را محاصره کرده‌اند

آقا معلم چي بهت گفت موقعيکه تويِ دفترش بودي؟

.هيچي

بهت نگفت که نبايد تويِ کلاس کتاب‌هايِ سُرخپوستي بخوني؟

.نه - .ولي به من همينو گفته -

،بگو ببينم کتابِ «در جنگل‌هايِ آمريکا» رو خوندي؟

.نه - !عجب آدمي هستي‌ها -

قهرمانِ اون کتاب، خودش به‌تنهايي .در برابرِ 12 تا سُرخپوست مي‌جنگه

اسمِ قهرمانه چيه؟ - .«شيرِ کنتاکي» -

... در زمان‌هايِ بسيار دور ... عهدِ برده‌داري ... در استوني

... عهدِ برده‌داري - .عصرِ برده‌داري -

عصرِ برده‌داري .در استوني آغاز‌شد

.خيله‌خُب .«بشين «تونيسُن

!يالا نشونم‌بده - !منم مي‌خوام ببينم -

،پَرِ غاز رو فروکُنين تويِ شير ،و باهاش چند تا کلمه رويِ کاغذ بنويسين

،بعد يه شعله بگيرين پشتش !و اونوقت کلمه‌ها رو مي‌بينين

.چاقو جيبيِ منو بخر .با يه در بطري باز کُن عوضش مي‌کُنم

.نشونم‌بده - .چاقوش بنجله -

چرا زودتر نيومدي مدرسه؟ - .آخه مريض‌بودم -

.ما هفته‌يِ قبل اومديم

خُب، اوضاع تويِ مدرسه چطور پيش ميره؟ - .خيلي خوبه -

.فقط زبانِ روسي سخته - واقعاً روسي سخته؟ -

واسه من .وحشتناک سخته

خُب واسه من .رياضي سخته

ولي تو که امروز .خيلي عالي بودي

.همه ميگن که تو پسرِ زرنگ و باهوشي هستي - چه‌کسي اينو گفته؟ -

.همه ميگن

مايلي از حالا به بعد، با همديگه قدم‌زنان بريم مدرسه؟ - .آره -

،پس هرموقع که قبل از تو به اين بيدِ کهنسال برسم .منتظرت مي‌مونم

... و اگه تو زودتر رسيدي - .اونوقت منم منتظر مي‌مونم -

.پس باشه

سر مي‌دهم آواز و سرودِ ستايشت را ... اي پروردگار و اي سرورا

اي که بخشيده‌اي به ما ... همه‌چيز را

و بر دوش مي‌کِشي .بارِ گناهان‌مان را

.بيايين دعا بخونيم

،اي پدرِ ما که در آسماني ... مقدس‌باد نامِ تو

،اگه عينهو مهاجرنشين‌هايِ آمريکايي دعا بخونيم .خيلي بهتر و باحال‌تره

،رويِ زانويِ چپ زانو بزن ... و پايِ راست رو خم‌کُن

تا بتوني شمشيرت رو نگه‌داري .و يه دعايِ مَشتي بخوني

!«توتس»

فکرنکُنم همه ديده‌باشن که چطور داشتي .بهمون درسِ دعا خوندن مي‌دادي

پس همين گوشه زانو بزن .و بهمون نشون‌بده

،ضمناً در عوضِ شمشير ... مي‌توني از سيخ‌بخاري استفاده‌کُني

تا همه بتونن ببين که چطوري بايد .يه دعايِ مَشتي بخونن

!«شيرِ کنتاکي» - !ساکت -

چي شده؟ - .دکمه‌هام نيستن -

کدوم دکمه‌ها؟ - .دکمه‌هايِ پوتين‌هام -

اين چه معني داره؟

.شايد موش‌ها بُردن‌شون .يه‌بار ساطورِ کلم‌خُرد‌کُنِ ما رو دزديدن

ساطورِ کلم‌خُرد‌کُن؟ - .بله، همينطوره -

،موش‌ها حتي نمي‌تونن يه ساطورِ کلم‌خُرد‌کُن رو بلند کُنن .ديگه چه برسه به اينکه حملش‌کُنن

خُب شايد تعدادشون .خيلي زياد بوده

!مزخرفه بگو ببينم پوتين‌هات کجا بودن؟

.اونجا، زيرِ تخت

چه‌کسي اينجا مي‌خوابه؟ - .«ويساک» -

ويساک»؟» و ديگه چه‌کسي؟

.«تختِ بعدي مالِ «کارد»ـه و بعديشم مالِ «توتس - .آره، تختِ من اونجاست -

تو چند وقته که اينجا مي‌خوابي؟

.ديشب اولين‌بار بود .آخه تختم رو ديروز آوردن اينجا

آره، و بهمون لباس پرت‌کرد .و نذاشت بخوابيم

شنيدي «ويساک» چي گفت؟ - !اون يه دروغگوئه -

!خودش دکمه‌هايِ «کئير» رو بُريده، اونوقت حالا داره به من تهمت‌ميزنه - !خفه‌شو -

آخرين نفري که به رختخواب رفت چه‌کسي بود؟

«من قبلش خوابيده‌بودم موقعيکه «توتس ... داشت تويِ تختش مي‌خنديد

!و اونقدر مي‌گوزيد که نزديک بود خفه‌بشيم - !يه دکمه -

!اينم يکي ديگه

چند تايِ ديگه هم .اينجاست

بهتون نگفتم که !کارِ موش‌ها بوده

!به‌هر‌حال، حواست به رفتارت باشه !فعلاً قسر در رفتي

خُب، پس حالا ديگه چغليِ منو مي‌کُني؟

!يوسِپ»، تمومش‌کُن»

!يوسِپ»، مسخره‌بازي درنيار» - !حرومزاده -

!يوسِپ»، اين کارو نکُن» - !الان يه درسِ حسابي بهت ميدم -

!بس‌کُن - !همونجا بمون، حرومزاده -

چغليِ منو مي‌کُني؟

اوهو، شما هم که تمام‌وقت !با همديگه عشق‌و‌عاشقيت مي‌کُنين

البته هميشه واضح‌بود که آخرش يه‌روز !آرنو» با «تيله» ازدواج مي‌کُنه»

کجا در ميري؟ - !آآآي! ولم‌کُن -

پس حالا ديگه من شيرِ کنتاکي» هستم؟»

مطلع‌باش که مِن‌بعد قصد دارم شروع‌کُنم به .برنامه‌چيدن با دختره

تونيسُن»؟» - بله؟ -

اگه يه‌چيزيو بهت بگم، واسه کسي تعريف نمي‌کُني؟ - .نه -

توتس» گفت مِن‌بعد قصد داره شروع‌کُنه به» .«برنامه‌چيدن با «تيله

توتس»؟» - .آره -

.بهش گوش‌نکُن - ولي اگه راست‌بگه چي؟ -

آخه چه‌جوري؟ .اون همچين‌کاري نمي‌کُنه

اينطور فکر مي‌کُني؟ - .آره -

،«تونيسُن» .تو خيلي مهربون هستي

نگاه‌کُنين، اون پفيوزهايِ آلماني .دوباره تويِ رودخونه‌ان

،اين نفله‌ها رو نگاه‌کُنين .دارن ميرن منزل

بهتره که دهن‌تونو ببندين ،و نُطُق‌تون درنياد

وگرنه عينهو سگ .حال‌تونو جا مياريم

،امشب تشريف‌بيار به اصطبل‌مون يونجه‌بخور !چاقال‌خان

چه اتفاقي افتاده؟ - !نبردِ بزرگ زيرِ دروازه‌هايِ «لايپزيگ» درگرفته -

چه نبردي؟

!بدش به من !عجله‌کُن

!«هورا! به‌پيش، اي بر‌و‌بچه‌هايِ «کنتاکي !مرگ بر سُرخپوست‌ها

!هورا !پيروز شديم

،هي بچه‌ها .برگردين به حياطِ محوطه

دارم برايِ آخرين‌دفعه ،ازت مي‌پرسم

از اين آقاپسرهايِ محترم معذرت‌خواهي مي‌کُني يا نه؟

،ملاحظه مي‌فرمايين .جنابِ کشيش

!تو بي‌رگ‌ترين موجودِ دنيا هستي

معمولاً اينجور مواقع، بچه‌ها شروع مي‌کُنن به ،مقصر‌جلوه‌دادنِ ديگران

ولي ظاهراً اين پسر .به‌اندازه‌يِ يک ماهي کُند‌ذهنه

به‌مدتِ يک‌هفته ،حبس خواهي‌شد

و هر روز 4 دعا از کتابِ مناجات رو .حفظ خواهي‌کرد

هر آنچه که ... قلبت را مي‌آزارد

هر آنچه که ... در طلبش هستي را

و تماميِ آنچه که دلواپست مي‌کُند را .به پروردگارمان واگذار نما

... هر آنچه که

سعي‌کُن اول تويِ ذهنت مرورش‌کُني .و بعد بگيش

اصلاً بيا از اول .شروع‌کُنيم

هر آنچه که ... قلبت را مي‌آزارد

هر آنچه که ... قلبم را مي‌آزارد

.نه، قلبت را - قلبم را؟ -

.نه. دوباره از اول شروع مي‌کُنيم

هر آنچه که ... قلبت را مي‌آزارد

!«آرنو» مگه نمياي؟

.چرا .چند لحظه صبرکُن

هر آنچه که ... قلبت را مي‌آزارد

.تو بهتره ديگه بري. امشب شبِ شنبه‌ست .خودم تمرينش مي‌کُنم

تونيسُن»؟» - چيه؟ -

«چرا فکر مي‌کُني که «تيله با «توتس» ازدواج نمي‌کُنه؟

،آخه خانواده‌يِ پسره مقروض‌هستن .و مزرعه‌شون قراره به‌حراج گذاشته‌بشه

اين يعني چي؟

،يعني ياروها مي‌افتن زندان .تا موقعيکه قرض‌هاشونو پس‌بدن

بچه‌ها رو هم زندان مي‌برن؟

،نمي‌دونم، ولي به‌هر‌حال دراون‌صورت مگه کسي بيرون براشون باقي مي‌مونه؟

.تيله»! خانواده‌يِ «اولِسو» مقروض‌هستن»

و قراره منزل‌شون به‌زودي .به‌حراج گذاشته‌بشه

و بعدش همه‌شون .به زندان مي‌افتن

.«سلام «ليسا - .سلام -

ببينم «ليبله»، تويِ اين شبِ شنبه کنارِ رودخونه چکار مي‌کُني؟

قصد دارم کاري‌کُنم که رودخونه ،خلافِ‌جهت جاري‌بشه

و اونوقت موقعيکه کارگاه پشم‌بافي متوقف‌ميشه !تماشا داره

!اي چاخان - !ببين چه‌کسي داره اينو ميگه -

!آب نپاش، احمق - !مردم رو احمق خطاب‌نکُن، خانم -

و حالا !بزن بريم خونه

!دارن ميان

،آرنو»، اگه ازت پرسيدن» .بگو اون‌روز با همديگه رفتيم منزل

چرا؟ - .تو فقط همينو بهشون بگو -

.بشينين

.تونيسُن»، بيا اينجا»

تو بودي که تخته‌قايقِ اون آقاپسرهايِ محترم رو غرق‌کردي؟

.نه، کارِ من نبوده

در روزِ شنبه کسِ ديگه‌اي هم همراهت بود؟

.تالي» هم اون‌روز بود»

،تالي»، بگو ببينم» اون‌روز چکار مي‌کردي؟

به «تونيسُن» کمک مي‌کردم .مناجات‌ها رو ياد بگيره

پس در اينصورت، بايد اون دعاها رو .به‌ياد داشته‌باشي

.يکي‌شون رو بگو ببينم

،هر آنچه که قلبت را مي‌آزارد ... هر آنچه که در طلبش هستي را

و تماميِ آنچه که دلواپست مي‌کُند را .به پروردگارمان واگذار نما

.«آفرين، تو پسرِ خوبي هستي، «تالي و لابد بعدش با همديگه رفتين منزل؟

.بله

چنين‌کاري نمي‌تونه بدستِ فقط يک پسربچه .اونم به‌تنهايي انجام شده‌باشه

.ولي «ليسا» کلفتِ آشپزخونه اونو ديده .و «ليبله» هم همينطور

«ولي «ليبله .آدمِ بدجنس و فتنه‌انگيزيه

... اي مرتيکه‌يِ خپلِ چاقال

آخرش يه‌روز عينهو يه بوقلمونِ لعنتي .تهِ رودخونه غرقت مي‌کُنم

.ليبله» واقعاً آدمِ افتضاح و مزخرفيه»

چطور مگه؟ - آخه چرا دائماً بايد بره عرق‌خوري و کتک‌کاري؟ -

!اوهو، اينجا رو نگاه

«دخترخونده‌يِ خانواده‌يِ «سآره !و خودِ شخصِ اربابِ جوان

.سلام - .سلام، اربابِ جوان -

.اوه، عزيزم

.«ليبله» - بله؟ -

تو چرا مشروب مي‌خوري؟ - ... اگه مي‌دونستم که مشروب اينجوري مست و داغونم مي‌کُنه -

،احتمالاً از همون روزِ اول .حتي يک‌قطره هم بالا نمي‌دادم

.عرق‌خوري رو ترک‌کُن - چرا؟ -

.آخه واست خوب نيست

خُب البته .نميشه گفت خوبه

ولي به‌هر‌حال آدميزاد چيزي بجز يه‌جور ... ماشين و دستگاه متحرک نيست

،که بايد روغن‌کاريش کرد .وگرنه مي‌پوکه و به فنا ميره

به‌هر‌حال اربابِ جوان، از حالا به بعد ديگه قرار نيست .من ناقوس‌هايِ کليسا رو به‌صدا دربيارم

آخه چرا؟ - .معلومه ديگه، بخاطرِ اون تخته‌قايق -

اونها منو مقصر مي‌دونن بابتِ غرق‌شدنِ .تخته‌قايقِ اون بيشعورهايِ آلماني

يعني باور نمي‌کُنن که کارِ تو نبوده؟

،عاليجناب‌روحاني باور مي‌کُنه !ولي اون مرتيکه‌يِ خپلِ چاقالِ لعنتي، نه

يارو عينهو يه چکاوک جست‌و‌خيز مي‌کرد ... و آواز سر داده بود که

!کارِ «ليبله» بوده !کارِ «ليبله» بوده

.درواقع فقط مي‌خواد از شرِ من خلاص‌بشه - چرا؟ -

... «تو، «آرنو

.پسرِ خوبي هستي

بنابراين مي‌تونم .يه موضوعي رو بهت بگم

تويِ اين دنيا، تمامِ پست‌فطرت‌هاي ناکس .دل‌شون نمي‌خواد حقيقت گفته‌بشه

بلکه فقط خواهانِ .شنيدنِ دروغن

.بله، دروغ

به‌همين‌دليله که آدم‌هايي مثلِ تو .قابل‌ِاحترام هستين

عجيبه. پس اون تخته‌قايق رو چه‌کسي غرق‌کرده؟

،مي‌توني منو تيکه‌تيکه کُني !ولي کارِ من نبوده

!من اون کارو نکردم

و آلماني ارباب‌ها ... عبور نمودند با سورتمه‌ها و من آنگاه

.بذار امتحان‌کُنم - !عمراً -

.فقط واسه چند لحظه - !حتي سعي هم نکُن -

ببين «يوره»، صندوقچه و تبرزينم رو !ميدم بهت‌ها

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left