처음 200줄입니다.
یادداشت نهایی
قسمت 3
چیلینگ
ایندفعه دیر رسیدم
شیا خوا کجاست ؟
پشت سرمون
کسی نیست
پایینو ببین
شیا خوا
چیلینگ
بزار بیام پایین
می تونم راه برم
تب داره
سی و پنج درجه
از شمال به شمال غربی
باید زودتر برگردیم
فعلا لائو گا
آ کی ،کینگ
رو گم کردیم
سفرمون تازه شروع شده و کلی از افراد رو از دست دادیم
بعدش قراره چی بشه ؟
هر جایی رو که تونستیم دنبالشون گشتیم
باید صبر کنیم ببینیم چی میشه
لائو گا یه قطب نما داره
میتونه این جا رو پیدا کنه
هیی بچه
بچه جون
شنیدم
هر کی که نزدیک بیابون زندگی میکنه
قواعد طوفان شن رو میشناسه
عمدا ما رو کشوندید اینجا ،درسته ؟
منظورت چیه ؟
داری مادربزرگمو متهم میکنی که دروغگوئه ؟
اونو بزارش کنار
من فقط یه توضیح میخوام
مسیر جست و جوی تاموتو
رو مادربزرگ تو تنظیم کرده
چرا نمی تونیم عوضش مسیر بیابون رو
فقط دور بزنیم ؟
این تنها مسیریه که ما رو به نقطه بعدی میرسونه
اگه به خاطر طوفان نبود
تا الان باید رسیده بودیم
اینجا قبلا یه رودخونه بوده
نه یه بیابون
بیابون ها ،دریاچه ها و مرداب های نمکی
تو نقاط تقاطع در همدیگه فرو میرن
این ناحیه هر روز تغییر میکنه
ما که نمی تونیم پیشامد های طبیعی رو کنترل کنیم
منم از روی مسیر رودخونه ها سفر کردم
ولی نه از رو مسیر رودخونه ای که یه جا ثابت نیست
ماشینم الان گیر افتاده و نتونستم بیارمش بیرون
اون رودخونه ای که تو دیدی خیلی وقته خشک شده
ولی این رودخونه کمتر از شش ماهه که خشک شده
از کجا اینو میدونی ؟
بعدش چی میشه ؟
قراره هممون بمیریم ؟
چیکار میکنی ؟
چیکار میکنی تاشی ؟
بسه دیگه
دعوا نکنید
اینجا واقعا یه رودخونه بوده
ما داریم واقعا
از بالادست به سمت رودخونه حرکت میکنیم
اگه رودخونه مسیرشو تغییر نداده باشه
بقایای شهر باستانی هم به قوت خودش باقیه
اگه تا فردا دووم بیاریم اینو میفهمیم
وو لائو سای
زودباش معذرت خواهی کن
ببخشید مادربزرگ
درسته
با پای پیاده بیست کیلومتر دیگه
تا شهر شیطان راه هست
شهر شیطان ؟
اونجا دیگه کجاست ؟
یه زمین از تپه و خاکریز
که به نظر میاد قبلا یه قلعه سنگی بوده
خب چه ربطی به شیطان داره ؟
افسانه میگه خیلی وقت پیش
اونجا یه شهر بوده
با شهروندایی سخت کوش و شجاع
که تو ناز و نعمت زندگی میکردن
عاقبت
ساکنینش تغییر میکنن
و شروع میکنن به افراط تو شهوت
و خوشگذرونی و مشروب
و توطئه چینی علیه همدیگه
واسه بیدار کردن وجدان خفته اونا ،خداشون
در کسوت یه گدا به شهرشون میاد
به امید اینکه نجاتشون بده
ولی اهالی شهر
باهاش بدرفتاری میکنن
و بهش توهین و دشنام میدن
خشم خدا شهر رو توی شعله ها ی آتیش میسوزونه
و همه رو زیر خرابه ها مدفون میکنه
از اون موقع هرشب
میشه فریادهاشونو از همه جای شهر شنید
هم چین صداهایی واقعا شنیده میشه ؟
بله
اونا صدای فریاد و ناله ی
مردمی اند که اون شب توی آتیش سوختن
اگه هم چین جای شومیه ،چرا داری ما رو میبری اونجا ؟
وقتی رسیدیم اونجا یه راهی پیدا میکنیم
قراره نزدیکیاش مستقر بشیم
نمیخواییم که بریم داخلش این چه اشکالی داره ؟
داره شب میشه
تو مسئول مقدمات سفر فردایی
اگه چیزی پیدا کردی منو در جریان بزار
باشه ،میخوای کجا بری ؟
باطری بی سیم های دستیمون داره تموم میشه
میرم دنبال یه ماشین بگردم
تا سعی کنم از طریق بی سیمش با لائو گا تماس بگیرم
منم باهات میام
تو دیگه نینگی که سابقا می شناختم نیستی
چطور مگه ؟
غافلگیر شدم دیدم واسه پیدا کردن رفقات مایه میزاری
تو گذشته
از دوستات به عنوان سپر بلا استفاده میکردی
خوب هنوز بلایی نازل نشده
حق با توئه
نباید زود قضاوت کنم
حالا که کردی ،بزار بریم سر کارمون
من ووشیه ام
کسی صدای منو میشنوه
کسی به گوش هست ؟
ارباب خوا
ارباب خوا
خیلی وقته که چشمات بسته ست
نکنه مردی ؟
اگه مرده باشی بهتره
همینجا
توی شن ها دفنت میکنم
اینجا همش طبیعت و عاری از آلودگیه
واسه یه مدت طولانی جسدت حفظ میشه
یه مدت طولانی دستهای کثیفتو به من نزن
قصد ندارم قبل از مردن تو بمیرم
پس چرا هیچ جوابی نیست
من ووشیه م
کسی به گوش نیست ؟
خیلی پرسر و صداست ،خاموشش کن
اینطوری نمیشه پیداشون کرد
حداقل سعیمونو کردیم
تو هم دلت میخواد اونا رو پیدا کنی
ما مثل هم نیستیم
چه اونا رو پیدا کنیم یا نه
موضع من واسه اجتناب
از هرج و مرج به قوتش باقیه
هنوزم همون نینگی هستی که میشناختم
بیا، یه کم آب بخور
هوا تاریک شده ،هنوزم عینکتو برنداشتی
میتونی چیزی ببینی ؟
تاریکی بینایی منو واضح تر میکنه
ممنون
خوراک گوشت خوک و فلفل سبز
یه مقدار از این میخوای ؟
من دوست ندارم
ممنون
کوکی ئه فشرده ؟
اینا خیلی خشک ان
حرف منو گوش کن
کوکی فشرده
با ملاحظه ترین غذای خوراک شناسا
واسه سفر تو بیابونه
اگه واقعا اینطوره
پس باید خیلی گرون باشه
پونصد یوان
خسیس
حتی اگه کارت اعتباریمو بهت بدم
به هر حال نمی تونی استفاده ش کنی
اینجا هیچ سیگنالی نیست
پس میزنم به حسابت
دوست ندارم بدهکار باشم
تموم ماشینایی رو که پیدا کردیم آوردیم
همه توجه کنید
وسایلتونو جمع کنید
تا پنج دقیقه دیگه حرکت میکنیم به طرف شهر شیطان
اینجا ما رو از طوفان در امان نگه میداره
پخش شید و چادرا رو بساط کنید
ارباب خوا
تازه حالت بهتر شده
واسه چادر زدن کمک لازم نداری ؟
چه قدر می گیری ؟
دویست تا
پنجاه تا
صد تا
چیلینگ
اینجا خوبه ؟
دستش هنوز گرمه
کمک
یه نفر اینجاست
عجله کنید
فاصله ی تا اینجا بیست کیلومتره
بیشتر از نصف روز با پای پیاده راهه
این مرد این همه راهو خلاف باد راه رفته
تاشی
این نزدیکیا میانبر هست
غیر ممکنه
چطوری آخرش از اینجا سر درآوردی ؟
واسه اینکه به طوفان برنخورم
همه راهو پیاده اومدم
هر جوری که بود
No comments yet. Be the first to leave one.