Night Sun (Sole anche di notte, Il)

Night Sun (Sole anche di notte, Il)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Il sole anche di notte -1990 srt - translate by{saber smkd}
다음의 해설 smkd
saber.smkd کاری از تیم ترجمه مدیا سیتی || مترجم

태그

other
게시일: 2015-01-04
다운로드: 21
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

- Untranslated Line -(خورشید حتی در شب (پدر سرجیو کاری تخصصی از تیم ترجمه مدیا سیتی saber.smkd مترجم

فیلمنامه نویسان : پائولو و ویتوریو تاویانی

برگرفته از داستان ""پدر سرجیو" نوشته ی لئو تولستوی

بجنب

خیلی ممنون

خورشید حتی در شب

...قربان , این مخالف اصول منه

که اسم سرجیو جوراموندو رو تو اولویت قرار بدم....

...اما این مرد جوان در بین افسران تازه وارد

... از نظر استعداد و رعایت نظم ارتشی

و همینطور در بازی ورق و رقصیدن سرامد بقیه سربازان است

...البته اون اصلا نمیتونه خشم خودشو کنترل کنه

...چند روز پیش نزدیک بود یکی از افسران را از پنجره پرت کنه پایین

درست بعد اینکه به بهونه ی اشتهای زیادش به ظرف غذای اون سرباز حمله کرد

... احتمالا بخاطر خباثت ذاتیشه که

!!باعث میشه این کارهای شنیع رو بکنه؟

!!دیگه چه کارایی میکنه که مخالف اصولته؟

البته بیشتر از این هم نمیشه ازش انتظار داشت...چون اون از یه خانواده دهاتی و کوته فکره

...اون از یکی از دهات های اطراف رم میاد

طبق گفته های شما،بقیه افسرا از شرایط بهتری برخوردار هستند

این صدای افسراست که از حیاط داره میاد ؟

بله،قربان،اونا سربازهای شما هستند

اونها میدونند که سرورشون قراره امروز صبح از بینشون یکی رو انتخاب کنه

چرا بهشون گفتید؟

مطمئنم تک تکشون (از انتخاب نشدن)کلی از دستم عصبانی میشن

...49 تا افسر ناامید

!!در ازای برآورده شدن آرزوی یکی از آنها؟

!یک بسته از ورق هایم را بیاورید

به من گفته بودید که سرجیو جوراموندو خوب ورق بازی می کند

او را به نزد من بیاورید

می خواهم یک دست با او ورق بازی کنم

قربان،منظورتان این است که همینجا می خواهید با او بازی کنید؟

!!چه جایی بهتر از اینجا؟

جوراموندو را به اینجا بیاورید

سرجیو جوراموندو انتخاب شد

!!نجیب زاده جوراموندو؟

...سرتو تکون بده تا مطمئن بشم خواب نمیبینم

!عالیه

از کجا یاد گرفتید اینقدر خوب بازی کنید؟

...قربان من

...در باسیلیکاتا یاد گرفتم !!!برای همین من اسم این بازی را شابا گذاشتم؟

مگر صحبت کردن به زبان محلی در دانشکده نظامی ایتالیا قدغن نیست؟

...سرورم،من فقط یک کلمه به زبان محلی گفتم (البته دلیلش رو همه میدونند(بهشون گفتم

من با عشق و علاقه زیاد زبان محلی را فرا گرفتم تا بتوانم به راحتی با مردمم ارتباط برقرار کنم

پسرم،این کار باید خیلی سخت بوده باشه

چه چیزی تمرکزت رو بهم زده؟

نه ، بهت دستور میدم به من بگی که به چه چیزی داشتی فکر میکردی

...اینکه دارم با شما(سرورم)دارم ورق بازی می کنم

و اینکه اگر دستم را دراز کنم می توانم سرورم را لمس کنم

(و اینکه عهد و پیمان من شنیده شده(به آرزوم رسیدم چه عهدی؟

...این برای زمانیست که شما تشریف آوردید

...به دهکده کوچک ما تا به تخلیه باتلاق ترزانو رسیدگی کنید

کل روستا برای تماشا آمدند

...شما و هیئت همراهتون از روند کار ناراضی بودید

...آن زمان من هشت سال بیشتر نداشتم

اما تنهایی سرورم را حس میکردم

...زمان برگشتن به خانه

از سوار شدن بر کالسکه خودداری کردم و تمام مسیر منتهی به خانه را پیاده برگشتم

چه اتفاقی برای پات افتاده؟

چرا این کارو کردی؟

من یک عهدی بستم

!!عهد (تو سن تو)؟

وقتی که بزرک شدم ...میخوام به پادشاه

نزدیک بشم ، تا بتونم تو کارا کمکش کنم

!نجیب زاده جوراموندو

پاداش برنده شدنت

در مقام سرباز خیلی احساساتیست اما او را تحسین می کنم

تنها کسی بود که جرئت کرد من رو شکست بده

فروتنی هیئت منصفه قابل قیاس با جوان های خام نیست

پس او باید با یکی از دوشیزه های جوان ما ازدواج کند

یک پسر خوش قیافه دخترها حتما عاشقش هستند

درسته قربان ، این حس دو طرفست !!او دراین زمینه هم استعداد مادرزادی دارد

اما هیچ یک از دوشیزه ها او را نمی پذیرند

!اما من یک بانویی را می شناسم که این کار را می کند

پسرم ، حالت خوبه؟ جان؟

بیماری؟ نه

اینها برادر و خواهر من هستند بیا ببینشون

واسه من دارن گریه میکنن

...چند لحظه پیش به اتاقم اومدند و متوجه شدند که

فردا ازدواج می کنم و برای همیشه ترکشون می کنم...

اونا باعث میشن من احساس گناه کنم چون من اصلا گریه ام نمیاد

از وقتی که با تو آشنا شدم ، نمیتونم مراقب (نگران) هیچکی باشم ...حتی یه اونایی که

خیلی بهم نزدیک بودند

!کریستینا

بیا اینجا

بهتون قول میدم که هر یکشنبه برگردم

عزیزم ؟ تو چطوری عشقت رو بهم ثابت میکنی ؟

به دخترم بگو که میخوام ببینمش

از ابتدا شروع کنید

دخترم میخواهد آهنگ را بخواند

نظر شما چیست ؟ آنجا جایش خوب است ؟

...یک مقدار بالاتر

یک مقدار به چپ خوبه ؟

سیسیلیا ، به کریستینا خبر دادم بیاد یه ترانه بخونه

خوبه

نظرت چیه ؟ عالی شد

یک مقدار بیارش پایین تر

سیسیلیا ، خیلی خسته شدی بیا چند دقیقه استراحت کن

مادر، من خیلی نگرانم

میخوای شادترین روز دخترت رو خراب کنی ؟

...گمون نمیکنم این درست باشه که

کریستینا و همه ی ما در این مسئله به سرجیو نارو بزنیم...

ما همه بازیچه دست "سرورم"هستیم

(مرد جوانم که از خداشه (از این ازدواج راضیه تو چرا ناراحتی ؟

چون اون از این موضوع اطلاعی نداره

ول کن تورو خدا

وایستا

باید یه چیزی رو بهت بگم اگر بهت نگم هیچوقت خودم رو نمیبخشم

دیگه نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم چی شده ؟

کریستینا بله ؟

! گوش کن گوش کن

...از وقتی که با تو آشنا شدم ، تصمیم گرفتم بیشتر خودم رو بشناسم

و به این نتیجه رسیدم که (در کنار تو) خیلی بهتر از اون چیزی هستم که خودم ، از خودم انتظار دارم

...همین الان فهمیدم که واسه چی عاشقت شدم

اگر به این کارت ادامه بدی هرگز نمیتونم بهت بگم

باید این رو بدونی که اوایل وانمود میکردم که دوستت دارم

فقط به فکر پیشرفت شغلیم بودم !بس کن

نه ، بزار حرفم رو بزنم

میخواستم جزئی از جامعه ی اشرافی باشم همون جامعه ای که هیچوقت من رو تو خودشون راه نمیدادن

اما ، خدای من !همه ی اینا در کنار تو به اندازه ی پشیزی هم نمی ارزند

حالا به خاطر این حرفام ازم متنفری ؟

!!چطور میتونم؟

!کریستینا

بیا دیگه

کجا بودی؟

نوازنده ها منتظرند تا با تو شروع کنند

...بابا من واقعا نه،کریستینا باید بخونه

مامان ، نمیخوام آواز بخونم لطفا به بابا بگو

البته که میخونی بیا عزیزم

...همگی راحت باشید و خواهشا سکوت رو رعایت کنید

!بابا

! اما این هدیه را پادشاه فرستاده

اه ! که اینطور همه بیان اینجا

چی میتونه باشه ؟

!یک قفس طلایی

!ببین ، دو کبوتر واقعی !کریستینا،بیا ببین

توی قفس رو ببینید،دو پرنده ی ماشینی !چقدر واقعی به نظر میرسند

!چرا اونا اون داخل هستند

بنظرت آواز میخونند؟ شک ندارم که میخونند

شما هم بیایید یه نگاهی بیندازید

جیووانی همینطوری بچرخونش !گوش کنید

!عجب صدایی

این واقعا هدیه باارزشیه

اینجایی؟ پرده رو کنار نزن

ازم دلخوری؟ نه

لطفا همونجایی که هستی وایستا

میدونم که از دستم عصبانی هستی

،تا حالا تو باهام صادق بودی حالا نوبت منه که رازمو بهت بگم

من قبلا عاشق یه نفر بودم

اون پادشاه چارلز بود

.همه دوستش داریم --گمون کنم شما دخترا از وقتی که مدرسه میرفتید

،نه،نه این مربوط به بعد از مدرسه است !نه، پردرو بکش

.اوایل چیزی جز عشق جوانی نبود .اما بعدش قضیه فرق کرد

،من و چارلز معشوقه های همدیگه بودیم چندین سال عاشق همدیگه بودیم

همه از این موضوع خبر دارند

.تنها دلیلی که خانواده من تو رو پذیرفتند، همین بود

حالا میتونی پرده رو کنار بزنی

آره

رفت

!رفت

!سرجیو

...پسرم

!!اگه تو یه زن نبودی...؟

حرکت میکنیم

گورمونو گم میکنیم

قربان، کتتون رو فراموش کردین

متاسفم منو ببخش

بجنب

!!دیگه بهم اطمینان نداری؟

!سرجیو

پدربزرگ یک ساعت منتظره تا با تو غدا بخوره

.سرجیو اینجا نیست .رفته طرف رودخونه

!رودخونه

سرجیو عاشق دخترهای جوان دهاتیه

امشب ازش میخوام همه چیزو برامون تعریف کنه

.شما رعایت هیچ چیز رو نمیکنید

مامان، نمیخوای چیزی بخوری؟

.بدون من شروع کنید

گرسنم نیست

،همونطور که گفتم ...شما نفهمید

،نه غذامو بموقع بهم میدید . نه شبا میذارید بموقع بخوابم

دیشب یه ثانیه هم نتونستم چشامو رو هم بزارم

دیشب کی کنارم خوابیده بود؟

به گمونم یکی یه بچه رو آورده بود تو اتاقم

و اونم تا صبح داشت آبغوره میگرفت

جالب تر اینکه هیچکدومتون نمیخواستین ساکتش کنید

!ناهارتو بخور، اینقدر هم خودشو ناراحت نکن

خیلی وقته که تو این خونه بچه ای نیست

...محض اطلاعت بگم که

.سرجیو بغل دستت خوابیده بود

میرم بیرون رو تراس

بیا، اینو بخور

بنظرت کی دیشب داشت گریه میکرد؟

...احتمالا بابابزرگ دوباره تخیل زده

،نه اون سرجیو بود

راست میگی

سرجیو بود

چرا رفته سمت رودخونه ؟

میبینی؟ واسه شنا اومده رودخونه

پس اون باید اینجا باشه !!اون اینجاست؟

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left