처음 200줄입니다.
آنچه در "استامپ تون" گذشت ...
بعضی مواقع مردم مشکلاتی دارند.
مشکلاتی که پلیس کاری ازش ساخته نیست.
تو اونم پی آی؟
اکثر مواقع حتی نمیتونی کلیدهای خودت رو پیدا کنی.
ممکنه از دردسر دورم کنه.
اون کارش خوبه, اون با هوشه.
فقط نمیخوام دوران کاری حرفه ایت رو به خاطر...
رابطه ای که شما دو تا ممکنه داشته باشید, ببری زیر سوال.
اگر واقعا میخوای اینکارو ادامه بدی,
چند ساعت وقت بزار. مجوز این کارو بگیرد.
جک فینی, که اینطور.
هر دوی ما برای این پول, پامون گیره.
صحبت نیم میلیون پوله, باید بزنیم به جاده.
تمام زندگیم اینجاست, من جایی نمیرم.
ارائه اختصاصی از وب سایت "سریال باران" کانال تلگرام ما را دنبال کنید: SerialbaranTV@
اقای بنک, دارن میان بالا.
خوبیش اینجاست, روز آشغالیه.
این یک دزدیه!
بجنب! تو! کیف پول! همین حالا!
آقایون....چرا این همه سروصدا؟
کدوم یکی از شما دلقکا قراره برام نوشیدنی بخره؟
آقا, دکس پریوس به دیدن شما اومدن.
آه, اقای بنکس؟ الان نه.
ببخشید, آقای بنکس؟ فقط یک کلام سخن دارم ...
واو!
خانم جوان, صبر کن!
نمی تونی بری داخل!
یک کاسب بدبخت, مشتری درست و حسابی رو منتظر نمیزاره.
تو که مشتری درست و حسابی نیستی.
تو "دکسدرین پربوس" هستی, 33 سال.
سرباز اسبق نیروی دریایی, عدم قابلیت.
بی ادب تر از الاغ با دهانی پر از زنبور!
اینو سال 83 ساختم ...
امسالم 16 بار چک بی محل کشیدی.,
که آخریش ...
...هفته قبلی بوده.
به تو ربطی نداره, اما برادرم به اون پول نیاز داشت
تا در مسابقه فوتبال شرکت کنه.
داستان شیرینی بود.
اما همچنان مشتری درست و حسابی نیستی, چون آه در بساط نداری.
اصلا, این دکسدرین چه جور اسمیه؟ (دکسدرین = نام شربت سرفه)
منو اینطوری صدا نکن.
پدرو مادر چه طور از بچه باید نفرت داشته باشن
که اسمش رو دکسدرین بزارن؟
واقعا, جدی میگم, به دنیا اومدی,
و اونا بهت نگاه انداختن و گفتن,
اون خدای من, دکسدرین.
"فرزند ما, مارو یاد شربت سرفه می اندازه"
حالا اونقدری هم که شلوغش میکنی بد نیست.
ببین, من اینجا هستم چونکه پی آی هستم.
تا به حال اسمت رو نشنیدم. در حال حاضر جواز ندارم.
باید 1500 ساعت کارآموزیم رو بگذرونم.
تا اینجا توی اورگان بهم جواز بدن.
توی پورتلند 522 نفر پی آی وجود داره, اسمی از ...
آرتور بنکس. 58 ساله.
جوانترین کاراگاه در تاریخ پلیس پورتلند.
قبل از اینکه به طور ناگهانی بازنشسته بشه, 16 سال خدمت کرده.
از آن زمان تا الان پی آی بوده.
اولین پرونده اصلی مال کهنه سرباز بیوه ارتش بوده.
که تو اثبات کردی در اثر مراقبت...
عمومی در یک بیمارستان عمومی کشته شده.
میدونم فکر میکنی شانش کمی داری, بهش احترام میزارم.
اون دیگه چه کوفتیه؟
درست مطمئن نیستم. فقط میدونم گرونه.
خیلی زشته. 14 هزار دلار قیمتشه.
اوه.
هاه, خیلی خب. ببین, ببین من تحقیقاتم رو انجام دادم.
تو بهترینی.
اگر شاگردی تو رو بکنم, مشتری بیشتری گیرم میاد.
میتونم نرخم رو ببرم بالا.
بگو ببینم.
چرا باید از زمان زندگی با شکوهم بزارم
تا تو بهتر بشی, دکسدرین؟
دکس.
آه... به پول نیاز دارم.
نوچ
اینکارو مدت زیادی انجام نمیدم,
اما واقعا فکر میکنم که میتونم ...
نه.
بزار ساعتم رو پر کنم, منم سهمی از تمام کارهایی
که در طول یک سال انجام میدم, بهت میدم.
برم شلوارم بیارم, بریم.
هی, فینی. گری هستم.
اره, فقط می خواستم احوالی بپرسم, پسر.
میخواستم بدونم از شهر رفتی.
ایا دوستمون دوباره باهات تماس گرفته, باشه؟
ندایی بده.
هی فینی, گری هستم.
اره, فقط می خواستم احوالی بپرسم, پسر.
می خواستم بدونم از شهر رفتی,
ایا دوستمون دوباره باهات تماس گرفته, باشه؟
تماسی از طرف شهردار داشتم.
لذت درحد کلونوسکوپی.
چی میخواست؟ چیز زیادی نمیخواست.
یاروی زیر پل پیدا میشه, دو گلونه به پشتت برخورد کرده.
حدسم اینه... میخواد بدونه
میخواهیم چه غلطی بکنیم.
تو کارشم, سرنخی دارم.
صاحب بار, گری مک کانل.
خیلی خب, آخرین شخصی که روی تلفن ویک پیام گذاشته.
همچنین, اون یکی از دوستان دکس پریوس هست.
تا به حال ... توکیو بودی, هافمن؟
نه. خب ببین, یک سگی هست.
که اسمش یادم نیست, که صاحبش رو بعد از کار
هر روز توی ایستگاه قطار ملاقات میکنه.
به هر حال, یارو موقعی که سر کار بوده, جان خودش رو از دست میده.
اما سگه بازم هر روز به ملاقاتش توی ایستگاه میرفته,
به این امید که صاحبش رو ببینه.
هشت سال. تا وقتی که سگه می میره.
متوجه هستم, ستوان.
به نظر میاد دکس همه جا هست.
دکس سگه نیست.
"کندس" میانه نبرد طلاق کثیفی با
"رندل ترپر" میلیاردر, بساز بفروش.
اون آدم های بیشتری نسبت به من تو دست و پاش داره.
مدام توی امور خیریه شرکت میکنه.
بیمارستان کودکان بازگشایی میکنه. کارهای کسل کننده ای از این دست.
در نتیجه اون مثل فرشته جبرئیل مدام سر و کلش پیدا میشه.
اما جواب میده, شهر رو چرب کرده.
ما اینجا هستیم تا کندس رو متقاعد کنیم, که میتونیم ورق رو برگردونیم.
من باید چیکار کنم؟ حرف نزن, تا وقتش برسه حرف بزنی, بعد حرف بزن.
از کجا بدونم ... میدونی.
آرتی بنکس, بازپرس خصوصی برگزیده.
پشت تلفن صحبت کردیم.
اخرین جلسه رسیدگی حضانت من, هفته آینده هست.
و دک با تمام قوا جلوم واستاده.
چرا می خواهید بهم کمک کنید؟
من 10 درصد از هزینه طلاق رو دریافت میکنم.
که میشه 200 هزار دلار.
ببینید, من امسال توسط افرادی که گفتن
میخوان کمکم کنن, زیاد سوختم و ساختم.
اما اخر سر به خاطر نفوذ رندل, عقب کشیدن.
نمیدونم چی می کشید,
اما اینو بهتون میگم ...
ما میتونیم کمک کنیم.
اره, ام...
من مراقب برادرم هستم.
فقط اونو و من هستیم.
والدینم, آنها ... خب. اهمیتی نداره,
اما, ام, میدونی. اون تمام چیزیه که دارم.
حتی تصور اینکه یکی بیاد و اونو ازم بگیره برام سخته,
من, این اجازه رو نمیدم.
در نتیجه ...
خیلی خب. بیایید انجامش بدیم.
نمیتونم, تسلیم بشم.
اگر میخواستی کارهای کثیف رندل رو افشا کنی,
از کجا شروع میکردی؟
کارش.
رندل برای اینکه یه دلار گیر بیاره هرکاری میکنه.
یه شروع تازه, برای خودم و دخترم میخوام.
بگیر.
این چیه, هزینه یاب! (=پولی که توسط کارفرما به پیمانکار داده می شود, به دلیل سوددهی بوجود آمده)
ازم استفاده کردی تا اونو رام کنی,
حالا به من چند دلار میدی,
تا خودت بتونی 200 هزار تا در بیاری؟
دقیقا همینطوره.
اولین قانون پی آی (محقق خصوصی)
رام کردن بهترین سلاح تو هست.
ببین, من توی این کار کارآموزی زیاد وارد نیستم.
پس ببین, این اولین و آخرین درست هست.
بگیرش, گرامیش بدار, نفس عمیق بکش,
و یاد بگیر باهاش کنار بیای.
خیلی خب, میدونی چیه, من فکر میکنم,
اگر الان ناپدید بشم, مشتریت خیلی ناراحت بشه.
چونکه تو این پرونده رو به خاطر من داری,
پس ببین این اتفاق می افته, باشه؟
من می مونم, تو هم میری ساعات کارآموزیم رو امضا می کنی.
وقتی کار تمام شد, بهم 2 درصد از پول رو میدی.
هرچیزی که از کندس گیراوردی.
برای دختره یا پول اینجایی؟
20 درصد دختره, 80 درصد پول.
هنوز بهت امیدی هست.
خب, حالا چی؟
دفتر "تمر" شنود کار میزاریم.
اینکار قانونیه؟
برای من به شدت غیرقانونیه, چون جواز دارم.
برای تو, کار مبهم غیر اخلاقیه.
خب, چه طور باید وارد دفتر تپر بشم؟
میریم خرید.
نه, داری منو میکشی, پسر.
ما قرار داشتیم, ما ... اره, نه.
من دارم بهت میگم ما باید الان چیکار کنیم.
چیزی باید تحویل آقای تپر بدم.
تندی دوباره مریضه؟ اره جاش رو پرکردم.
اره... نه نه نه
اقا تپر, چگال نمیخواد!
اون "مرو" میخواد... صبرکن.
اه, نامه ها توی سبد روی میز, بسته ها توی جعبه.
صبرکن. چه قدر بریم پسر؟
منو توی بار میتزواه بودم!
اره, مطمئنم. اوه, اوکی.
چی؟
عصربخیر, آقای تپر.
چی برای من داری؟
برنامه های بعد از ظهر.
اوه, آه. ساعت 4 شما به عقب افتاده و ...
متاسفانه, "مرو" دیگه برای فروش نیست.
همه چیز برای فروشه, راجی.
شما جدید هستید. اوه, سلام.
No comments yet. Be the first to leave one.