처음 158줄입니다.
اوبیوان کجاست؟
ردیابـه به کار اومد
الان که حرف میزنیم تو راهِ جبیمـه
خروجیهای پایگاهشون رو ببندید
« آنچه در اوبیوان کنوبی گذشت… »
اگه اون داخل حبسشون کنیم، میتونن چندین روز مقاومت کنن
اگه نتونیم از پا درشون بیاریم…
اونها رو نمیخواد از پا در بیاریم
آتش!
تو بهش خدمت نمیکنی
میخوای بکُشیش
برگردید به موضع دوم!
طالا!
نه!
نیرو پشت و پناهت
به لرد ویدر بگید که
کنوبی رو گرفتیم
تو اونو نمیاری که منو بکُشه
من میارمش تا تو بکُشیش
واقعاً فکر کردی متوجه نشدم، بچه؟
انتقام بهترین انگیزه برای زندهموندنـه، مگه نه؟
اگه پیدات کرده باشه، اگه دربارهی بچهها فهمیده باشه…
من میرم تاتووین
« کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما » :. @CinamaSub .:
« اوبیوان کنوبی »
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:
حرفی داری؟
من میخوام یه چیزی بگم
وایسا تا نوبتت بشه
کار من که تموم شد، میتونی بقیهاش رو برداری
من دنبال یه مزرعهدارم
به اسم اوون
تیر بارانشون کنید
الساعه، لرد ویدر
هایپر درایو تقریباً آمادهست
تمام قدرت سفینه رو توی سپرهای عقب متمرکز کنید
میریم سمت تِسِن
از اونجا فراریتون میدیم
ما به تسن نمیرسیم، مگه نه؟
به محرک شلیک شده
وضعیت سیستمهای انتقال قدرت خوب نیست
دارم روش کار میکنم؛ ولی اون سپرها تا ابد دووم نمیارن
چقدر وقت لازم داری؟
بیشتری از اینی که داریم
چیزی نیست
چیزی نیست. اتفاقی نمیفته
اونها ترسیدهن
لولا حواسشون رو پرت میکنه
شاید به کار من هم بیاد
سلام
چی میخوای، بچه جون؟
یه تسمهی جدید برای تندرانمون میخوایم
گلپسرمون تسمهی قبلی رو پاره کرده
عموت آدم صبوریـه
اونقدرها هم صبور نیستم
اوون؟
لازمـه یه چیزی رو بدونی
نه! عمراً! حق نداری منو اینجا ول کنی!
ویدر دنبال منـه. اگه جدا بشم، منو تعقیب میکنه.
- نمیذارم بری! - لیا، خواهش میکنم
وایسا، مگه قرار نشد همهمون کنار هم بمونیم؟
روکن وقت بیشتری برای تعمیر سفینه لازم داره
اینطوری براش وقت میخرم
شما ۱۰ سال از جدایها محافظت کردید
الان میتونم لطفتونو جبران کنم
ولی چیزی نمونده
روکن، خودت میدونی که این نقشه منطقیـه
- نه، بهت نیاز داریم! - براتون به قدر کافی زمان میخرم
باید اینها رو از اینجا خلاص کنید
شماها آینده هستید. آینده تویی.
شما باید زنده بمونید
نه
لیا
به نظرم لازمـه یکم تنهاش بذاری. فقط…
بهم قول بده که میبریش خونه، حاجا
همینکه از اینجا رفتم
قول میدم
با اینکه میدونم قول یه دروغگو
و یه جدایِ قلابی برات ارزش خاصی نداره
به همین هم راضیم
خیلیخب، برو تو
برو
چی شده؟
بیا تو
از کجا فهمیده لوک اینجاست؟
نمیدونم. فقط میدونم داره میاد؛
- بِن هم اینجا نیست - تقصیر کیـه؟
باید بریم، بورو. باید لوک رو ببریم و یه جا قایم بشیم.
مثلاً کجا؟ تو بیابون؟
من تو خونهام میمونم. حداقل اینجا یه شانسی داریم.
اگه بمونیم، کمک لازم داریم
جون کسی رو به خطر نمیندازم، اوون
خودمون کافیایم
من و تو
بورو، چیکار میکنی؟
جفتمون میدونستیم این روز از راه میرسه
بعد غروب میاد
بهتره توی موضعمون مستقر بشیم
ببین
باهاش صحبت کردم
قابلت رو نداشت
گفتی منو برمیگردونی خونه
کاش میشد، لیا
واقعاً میگم
لطفاً به پدرت بگو که تلاشم رو کردم
یه چیزی برات دارم
روکن قبل از فرارمون پیداش کرد
طالا میخواست دست تو باشه
خالیـه که
خب، قرار نبود که تفنگ بهت بدم، لیا
فقط ۱۰ سالتـه
ولی بزرگ میشی
برگرد
خواهش میکنم
بهت قول میدم
باید باهاش روبهرو بشم، استاد
چه من بمیرم چه اون،
این ماجرا امروز تموم میشه
آمادهای؟
سفینهی فرار حاضره
ولی لازم نیست این کارو بکنیها
هنوزم میتونیم هایپردرایو رو درست کنیم
باید برم
بهخاطر ما نیست، مگه نه؟
خودت میخوای این کارو بکنی
بهخاطر تو و اونـه
فقط مراقبشون باش
تو هم مراقب خودت باش
روکن
رهبرهای زیادی باقی نموندهن
مردم ازت پیروی میکنن
ادامه بده
تازه اول کارم
یه سفینهی فرار رو شناسایی کردیم
یه نفر سوارشـه
خودشـه
سرورم، باید شورشیها تعقیب کنیم
الان میتونیم کل شبکهشون رو از بین ببریم
نباید فقط یه جدای تنها رو بچسبیم
اون یه جدای عادی نیست
کنوبی رو تعقیب کنید
الساعه، لرد ویدر
یالا
خب، لوک،
بهم گوش کن
تاسکنها یورششون رو شروع کردن. دارن به مزرعههای توی بیابون حمله میکنن.
پس همینجا بمون
میدونی که اگه اتفاق بدی افتاد چیکار کنی. فرار کن
من نمیترسم
میدونم
چیزی نمیشه
مشکلی پیش نمیاد
سفینهام رو آماده کنید
تنها باهاش روبهرو میشم
آژیر منطقهست
اون اینجاست
وقتشـه
اومدی منو بکُشی، اوبیوان؟
No comments yet. Be the first to leave one.