McQ

McQ

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Onisciente S01E04 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Onisciente S01E04 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Onisciente S01E04 NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
다음의 해설 a1li1
💢【 Aliaz : مترجم】💢

태그

other
게시일: 2022-09-01
다운로드: 43
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

!دنیل !دنیل

!دنیل،لطفا !دنیل!اینجا! فقط یه سوال

!دنیل ...دنیل

دارین ضبط میکنین؟

قبل از جواب دادن به هر سوالی،دوست دارم یه چیزی رو به بگم

اون چیزی که من درمورد مرگ پدرم گفتم

و متهم کردن سیستم واقف بر همه چیز و دولت،دروغ بود

...چی؟ ولی،دنیل !دنیل،دنیل

پس،تو مشکوک نیستی که ممکنه قتل پدرت یه توطئه باشه؟

درسته پس چرا به من دروغ گفتی؟

اوه...من در مورد همه چی خیلی ناراحتم

فقط دارم سعی میکنم باهاش کنار بیام.من شتاب زده عمل کردم

اینا اتهامات جدی بود،دنیل

تو عواقبش رو در نظر نگرفتی؟ چرا الان داری حرفت رو پس میگیری؟

من اومدم اینجا تا علنا

از طرف خانواده ام بگم که ماسفم

و مجددا میگم که من هیچ اتهامی در مقابل سیستم واقف بر همه چیز یا شهرداری ندارم

چرا باید باور کنیم که داری راست میگی؟

با انجام دادن اینکار قصدت چی بود؟

با توجه به سابقه ای داشتی میخواستی غرامت بگیری؟

لعنت به همتون

!دنیل !دنیل! یه سوال دیگه

!دنیل !دنیل

قبلا هم میتونستی در مورد برنامت بهم بگی

فقط نمیتونستی بهم اعتماد کنی،آره؟

...دنی،چطور

بهتره این کار لعنتی رو همین حالا انجامش بدی

قسمت 4 "کی میخواد اول شیرجه بزنه؟"

دنیل؟

سلام،اولی.مطمئن نیستم که پیام های منو دریافت میکنی

فقط میخواستم ببینم حالت چطوره

من چندتا خبر دارم که میخوام باهات در میون بذارم

هروقت تونستی باهام تماس بگیر

دوستت دارم

صبح بخیر

صبح بخیر

نینا،لاین 102 رو عوض کردی؟

هنوز نه،ولی الان انجامش میدم خیلی خب

مهمه که اینکار قبل از اینکه هیات اعزامی

قانون جدید رو در رایانه قوانین اضافی اضافه کنه،انجام بشه

ژاک،فقط از روی کنجکاوی

میدونی چرا رایانه قوانین از رایانه اصلی جدا شده؟

فقط به دلایل امنیتی

رایانه قوانین اضافی زبان ما رو برای رایانه اصلی ترجمه میکنه

پس،اون زبان محاسباتی کوانتومی رو اجرا نمیکنه؟

اون دستگاه ها ما رو نادیده میگیرن.اونا فقط با هم صحبت میکنن

نینا؟

رایانه اصلی زبان ما رو نمیفهمه

چی؟

اون از زبان مخصوص به خودش استفاده میکنه

اوه...بیا،بیا بشینیم

دستگاه هکی که من طراحی کردم کار نخواهد کرد

چرا؟

چون دستگاه من به یه زبان صحبت میکنه و رایانه اصلی به یه زبان دیگه

با بردی که من دزدیدم

سعی کردم تا یه چیزی درست کنم که رایانه اونو مثل بخشی از ساختارش

به عنوان افزونه ای از ساختارش ببینه

ولی این افزونه به یه زبان متفاوت صحبت میکنه

من باید دستگاهم رو ترجمه کنم

قبلا اینو در نظر نگرفته بودی؟

نه،چون نمیدونستم

من تازه درموردش فهمیدم

ای ال سی یا همون رایانه قوانین اضافی رو میشناسی؟

خب،این همون رایانه ای هست که با رایانه اصلی ارتباط برقرار میکنه

اونا به یه زبان صحبت میکنن،و رایانه قوانین اضافی زبان ما رو ترجمه میکنه

تو بهش دسترسی داری؟

ببین

این یه فرستنده دیتا هست

من باید اینو به رایانه قوانین اضافی وقتی که داره کار میکنه و ترجمه میکنه وصل کنم

و تو تنها کسی هستی که میتونی اینکار رو بکنی

من؟

هفته دیگه،یه هیات اعزامی قراره که یه قانون جدید به سیستم اضافه کنن

همیشه یه نفر از شهرداری توی این رویداد هست

نه،نینا.صبر کن

ازم میخوای که برم به اون شرکتی که تو توش کار میکنی

و همچین ریسکی بکنم؟

اونا به من اجازه دسترسی نمیدن

من توی بخش امنیتی نیستم و همین دیروز یه کارآموز بودم

من بهت نیاز دارم،جودیت.لطفا

فقط تو میتونی اینکار رو بکنی نه.من نمیتونم انجامش بدم

پهباد من چی؟

اینکار جرم نیست.مثل زدن فلش توی یه کامپیوتره

فقط توی این وضعیت،نباید اجازه بدی کسی ببینه که داری اینکار رو میکنی

این حقیقت که پهباد اینو به عنوان یه جرم تشخیص نمیده

به این معنی نیست که اینکار یه جرم نیست

نینا،چیزی که ازم میخوای خیلی سنگینه

اول برادرم،حالا هم تو

من کاملا تنهام

این هیات اعزامی...سعیم رو میکنم

سعیم رو میکنم، نینا

هیچ قولی نمیدم

نینا! نینا

حالت خوبه؟

داشتم فکر میکردم که اخر این هفته میتونیم بریم بیرون

یکم بنوشیم،ممکنه؟

واقعیتش،فقط میخوام ببینمت

...نه اینکه به طور اتفاقی توی بعضی روزای برنامه ریزی نشده

میخوام همدیگه رو ببینیم،مثل یه قرار واقعی

و بیشتر اوقات

هنوزم باید چندتا تست شناسایی رو پشت سر بذاره

ولی اون یه گام خیلی بزرگه

باورم نمیشد

مدام به این فکر میکنم که یه روزی بتونیم ازش توی خارج از واقف بر همه چیز استفاده کنیم

...و کارمون رو گسترش بدیم

هی.سلام؟ هنوز اینجایی؟

...آره،متاسفم.من فقط من معذرت میخوام

من دارم با این چیزای کاری خسته ات میکنم ...نه،من یکم

بیخیال. یه فکری دارم،بیا یه قراری با هم بذاریم

تا 24 ساعت آینده

ما اجازه نداریم در مورد کار حرف بزنیم

قبول قبول؟ قبول

!اممم.حالا فهمیدم. خیلی خوبه

پنج روز توی کافه تریا شهر واقف بر همه چیز جای شیرینی اینو نمیگیره

یک هیچ به نفع من یک هیج؟ چرا؟

تو به کار اشاره کردی

نه،من گفتم کافه تریا که توی شهر واقف بر همه چیزه

...کار،کار،کار،کار

اممم

ببخشید،خوابم برد

نه،خوابت نبرد. از هوش رفتی

این مامانته؟

آره.باورنکردنی شخصی که توی دنیا میشناسم

خواهر یا برادری داری؟ نه

فقط مامانم و من هستیم

پدرت چی؟

خیلی به هم نزدیک نیستیم

...مطمئن نبودم که درباره مقاله برادرت ازت بپرسم یا نه

ولی الان حالت خوبه؟ یکم عجیب به نظر میرسی

فقط میخوام که زندگیم رو به حالت عادی برگردونم

البته

چقدر بی ملاحظگی کرد که تو رو اینطوری توی خطر انداخت

آب؟

...مطمئنم

مردم توی شهر واقف بر همه چیز میدونن

تو هیچ ربطی به کار مزخرف برادرت نداری

تو برادرم رو نمیشناسی

حق با توئه

...متاسفم. من

من خسته ام. خیلی نخوابیدم

...دوست داری من

بهت کمک کنم که بهتر بخوابی؟

نه،ممنون.بس کن فقط یکم

احمق

دنی،حالت خوبه؟ به چیزی نیاز داری؟

من نگرانتم.کجا میمونی؟

باز دوباره؟

ببین،دنی. میدونی که دارم تلاش میکنم که کمکت کنم، ولی نمیتونی اینجا بمونی

چرا با خواهرت یا یه دوستی حرف نمیزنی؟

یا هر کسی دیگه ای.متاسفم،داداش

حرف میزنم

!وینیسیوس

خبرای خوبی برات دارم

اون معامله توی هنگ کنگ رو یادته؟ آره

من موفق شدم اسمت رو توی لیست قرار بدم تا بخشی از تیم باشم؟

دقیقا !واو،این عالیه

آره،ولی هنوز ازم تشکر نکن.اونا باهات تماس میگیرن

و واقعا اونجا بهت نیاز دارم

چون من فکر میکنم تو یه مدیر پیاده سازی سیستم عالی هستی

ممنون حرفشم نزن

ولی لطفا روی اون گویش کانتونی کار کن

عالیه

عصر بخیر آقای منشی

عصر بخیر

میدونم که این مربوط به بخش شما نیست

ولی اون هیات اعزامی قوانین جدید رو میشناسی؟

اون باغ مشارکتی؟ دقیقا

فکر میکنی هنوز جای خالی هست که بهشون ملحق بشم؟

فکر نمیکنم. ولی چرا به همچین موضوع خسته کننده ای علاقه داری؟

اینکار مال سیاستمداراست

...خب،نمیخواستم کارا عجله ای بشه،ولی

تو،جودیت؟ داری برای ریاست نامزد میشی؟

کی حدس میزد؟ خیلی خب

ببینم چیکار میتونم بکنم

پس،امروز اولین روز دوچرخه سواریته؟

آره،در کمال تعجب،یه نفر منو متقاعد کرد

باید یه چیزی بهت بگم،نینا

نگو.اگه نمیتونی دوچرخه سواری کنی،همه چیز بین ما تموم شده است.بای

این نیست.نه،جدی میگم،واقعا چیه؟

اون روز ازم پرسیدی،ولی من آماده نبودم که بهت بگم

درباره پدرم

اون توی زندانه

من و مادرم نمیدونستیم که اون داره چیکار میکنه تا وقتی که دستگیر شد

اون به جرم آدم ربایی محکوم شد

اسمش چیه؟ ژورج

...حتما اسمش رو شنیدی وقتی که با پدرت مصاحبه میکردم

...اون حتی یه سری چیزا در مورد اهمیت نمیدم.نمیخوام بدونم

به این دلیل نیست که این موضوع رو بهت نگفتم

فقط فکر کردم که باید بدونی

صادقانه بگم،من هرگز در این مورد با کسی صحبت نمیکنم

میترسم مردم آخرش فکر کنن که منم مثل اونم

حتی فکرشم نکن.این مسخریه

من فقط ازت میخوام که راحت باشی و هرچی میخوای بهم بگی

حالت خوبه؟

برادرم از خونه رفته

...و اون مرض بیخوابی که بهت گفتم رو دارم.به هر حال

اگه دوست داری،یه جایی هست که

وقتی احساس استرس و تنش و اینجور چیزا میکنم میرم اونجا

چه جایی؟ ...خب

یه روزی میبرمت اونجا

رازش چیه؟ فکر کنم ازش خوشت بیاد

More Farsi Persian subtitles for McQ

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left