처음 146줄입니다.
داخلی؟
اره
عجیبه, نه؟
اره
نمیدونستم اتاقم اینقدر بزرگه
مشکل چیه, افسر کانگ؟
...مطمعن نبودم که گفتن این به شما درست باشه
یا نه
افسر کانگ
، وقتی مادرم مرد
تو اینو بهم گفتی
باید همچنان لبخند بزنی برای موقعیتای بهتری که در راهن
میخوام خندتو بهت برگردونم
...ولی
...شک دارم
بتونم کاری کنم
استا گیون امروز میره سمت جنجو
پیاده شو. زود باش
ـ بس کن ـ پیاده شو
خیلی دوییدیم
فکر میکنی خنده داره؟
ول کن
ولم کن
حالا برام توضح بده
...میتونی همین یه بارو
وانمود کنی که منو نمیبینی؟
همین یه بار
استاد گیون, بیا
استاد گیون امروز میره سمت جنجو
سر راه گرفتم
برای من اینجایی؟
سر راهم باید به یه جا سر بزنم
تو با این گلا برای من اینجایین
چرا داری بهم زل میزنی؟
چونکه خوشگلی
نرو
نرو, استاد گیون
سرورم
من هنوز نبخشیدمت
ازت متنفرم
ازت حالم بهم میخوره
...ولی
بهت احتیاج دارم
...بدون تو
من خوشحال نیستم
همونجا وایسا
خدا
اوه, نه
چه خبره؟
مشکل چیه؟
اوه , نه
خدای من
ـ دستگیرش کنین ـ بله, ارباب
راهو باز کن
توی گناهکار
حقش مجازاته
ـ خدا جونم ـ حقشه
موضوع چیه؟
یکی همین حالا یه چیزی ازم دزدید
کدوم طرفی رفت؟ همین حالا میرم دنبالش
تو بودی
تو همین حالا
قلبمو دزدیدی
ـ خیلی خوشگلی ـ خدا
ـ عالی به نظر میای ـ نگو اینو
شاخه آهوی کوهیه
گفتم خیلی عالی میشد اگه پسرت یکی داشت
لازم نبود اینو آماده کنی
پسرم داره ایندفعه آزمون شهریو میده
نه, ممنون پسرم به اندازه کافی سالم هست
این جدیدترین نسخه ی وارداتی از زاپنه
اینو برات خریدم گفتم تو تنت عالی میشه
اوه, عزیزم
خدا جون
قصد دیگه ای ندارم لطفا قبولش کنین
احساس خوبی پیدا نمیکنم وقتی هدیه قبول میکنم
اگه اینو دوس نداری, میخوای یه چیزه دیگه اماده کنم
چیز مهمی نیس که پسرم داره شوهر شاهزاده خانم میشه
چرا اینکارو میکنی؟
احساس بدی بهم میده
شماها چتونه؟
اگه شوهر اون بشه هیچوقت نمیتونه یه مقام دار بشه
درست میگی
...اونا میگن
شاهزاده خانم بیشترین نفوذ رو در چوسان داره
...اونا میگن
شاهزاده خیلی به خواهرش اهمیت میده
ولی اینجوری نیس که به خاطر حرفام یه جایگاه بهم بده
اون همچین آدمی نیس
امیدوارم که برات سوتفاهم نشده باشه از حرفی که چندی پیش زدم
هیچوقت فکر نکردم که شوهر شاهزاده خانم چیزی نیس
ولی در واقع چیزی هم نیس. چونکه فقط شوهرشه همین
نمیتونه یه مقام دار باشه
خدای من
کی مراسم ازدواج برگزار میشه؟
فکر کنم همین روزا باشه
"حاکم باید مثه یه حاکم رفتار کنه و یه تابع مثه یه تابع"
"پدر باید مثه یه پدر رفتار کنه و فرزند باید مثه یه فرزند رفتار کنه"
"حاکم باید مثه یه حاکم رفتار کنه و یه تابع مثه یه تابع"
"پدر باید مثه یه پدر رفتار کنه و فرزند باید مثه یه فرزند رفتار کنه"
این درسه کنفوسیس درباره ی حکمرانی کردن یه کشوره
شاه درستی بشو
و کشورو جوری هدایت کن که
تابعان, والدین, و بچه ها
هم درست رفتار کنن
بله, ارباب
راستی, جایی میری؟
جوری میگی انگار که اخرین نصیحتته
امروز آخرین جلسه و درسه من برای تو عه
دوباره جای دوری میری؟
دیگه نمیتونم ببینمت؟
موضوع این نیست
گه گاهی همو میبینیم
بوی سوختن نمیاد؟
ببین, قلبم داره میسوزه
باهام ازدواج میکنی؟
خیلی باحاله
ـ خیلی عالیه ـ درسته
میخوای اینجوری ازت خواستگاری کنم؟
نه, فکر نکنم جواب بده
پس این چطور؟
اینو بخور و بعد باهام ازدواج میکنی
الان خیلی باحال نشدم؟
نه؟
این چطور؟
میخوام باهات ازدوج کنم
ـ خدا, واقعا که ـ چی؟ چرا؟
ـ واقعا لازمه؟ ـ معلومه
هیچوقت نمیفهمی زنا چه احساسی دارن
جوری که بیان میکنی مهمترین قسمت خواستگاریه
باید بهترین کلمات رو انتخاب کنی تا تحت تاثیر قرار بگبره
هیچی نمیدونه
راستش, جوری که بیان میکنی مهم نیس
، حتی اگه باحال گفته نشه
یا اصلا معنی نده
تا وقتی که بی ریا باشه عالیه
ـ خودشه ـ درست میگه
ـ فکر کنم من بی ریا نبودم ـ مال گوم, خوبه
خیلی باحال بود
استاد گیون
دیگه از این به بعد لازم نیس
تا خونت همراهیت کنم
چرا؟ مشکلی داری باهاش؟
ـ بله ـ چیه مشکلت؟
خیلی احساس بدی دارم
هروقت که باید اینجوری ازت خدافظی کنم
No comments yet. Be the first to leave one.