처음 128줄입니다.
ترجمه شده توسط Min_A kimnamgil_ir___ و
مین شیک اینجا همون جاست که اول اومدیم
حرفه:بازیگر،نکته:اون تو رژیمه
من وقتی خارج از کشورم زیاد نمیتونم غذا بخورم
اون مثل برادر واقعیه منه
یه دقیقه صبرکن اول شماره کوپه رو چک کن
پاسپورتتون لطفا- پاسپورت؟-
پاسپورتتونو آماده کنین- همتون پاسپورت دارین درسته؟-
پاسپورتم کو؟وای خدا
نکنه اینم دوباره گم کردی؟
خیلی ممنون
بیاین.هرکدومتون یکی از کیسه ها رو بگیره
بچه ها اینو ببرین- بریم-
بیاین و اینو بگیرین
(این قطار007 با چهارده کوپه س)
بالاخره،این دیوونه کنندس
به طور دیوونه کننده ای گرمه
سون گیون خیلی گرمه
داره منو میکشه
اوه خدا- گفتم که-
(گرما از دمای روز 33 درجه پایینتر میاد)
(دمای اتاق ۲۹ درجه ست)
وای خدا
وای خدا این یه مشکل بزرگه
این بده
وای خدا اینا جای ماس؟
تو دردسر افتادیم،نام گیل
من فکر نکنم بتونیم تو این گرما بخوابیم
صبر کن
چجوری انجامش بدم؟
بکشش پایین،فقط بکشش پایین
جواب نداد؟
فهمیدم من باید این دکمه رو فشار بدم
شماره این صندلی چیه؟
کل این قسمت مال ماست
وقتی قطار حرکت میکنه اونا تهویه هوا را روشن می کنن
درسته
وای من استرس گرفتم
کیو پیل- بله؟-
این صندلی ها هم مال ماست؟
بالای اینجا- اون یکی چی؟-
اینم مال ماست
من هنوز ترجیح میدم پیاده مسافرت برم
ببخشید؟- من ترجیح میدم پیاده برم سفر-
ما تو دردسر افتادیم
واقعا
این ناامید کنندس
وای،این شوخی نیست
من خیلی از خودم مطمئن بودم
اینقدر گرمه که شیشه های عینکم داره بخار میکنه
چجوری این گرما رو تو این ده روز تحمل کنم؟
چجوری تو این گرما سفر میریم؟ باید لباسم تنم باشه؟
مشکل بزرگیه من نمیتونم تو گرما هیچکاری کنم
سونا؟احساس میکردم دارم تو یه سونا راه میرم
من اونموقع مشکل پیدا کردم
خیلی گرمه،اما هیچ چیزی هم نیست که بتونم انجام بدم
از اونجایی که من هیچوقت تو این قطار نبودم
من ذهنم آماده نبود واسه همینم دردسرشو تحمل کردم
حالا ما سوار شدیم
هوای داخل قطار خیلی مرطوبه...
خیلی هم دست و پا گیر
اگه نظر منو بخواین من فکر کنم دما باید
حدودا ۲۸ درجه؟- به همه اینا نگاه کن-
وای خدا، این همه خوراکی. من نباید اینارو میوردم.
یه راه داریم که از همین جا دور بزنیم و برگردیم
بیاین امیدوار باشیم
زود خنک میشه
این معنی نداره که
اصلا امکان نداره این همه داغ باشه
اونا گفتن که وقتی شروع به حرکت کنیم خنک می شه
چی؟- وقتی حرکت کنیم خنک میشه-
منظورت قطاره؟- آره-
من فکر کردم گفتی خودمون حرکت کنیم
واسه همینم فکر کردم دیوونه شدی
من فکر کنم دیوونه شدی
سون گیون وقتی راه بیوفتیم همه چی بهتر میشه
وای خدا خیلی گرمه.میخوایم چیکار کنیم؟
بیاین جدی حرف بزنیم وقتی تو ایرکوتسک پیاده شدیم
شما با "راهنمای سفرهای مجلل" به مسکو رفتین
هنوز یه فوت ازش مونده
چقدر میتونه گرم باشه آخه؟- این پشه س؟-
همه چی عالی میشه اگه امروز دیگه تمومش کنیم
راجب چی حرف میزنین؟
فقط یه روز،بذار صبح بشه،بعد خوب میشیم
کیوپیل بذار رد بشه
وای خدا به فنا رفتم
سون گیون و نام گیل اول شما وسایلتونو باز کنین
ما منتظر میمونیم
هر دفعه باز و بسته کردنشون مصیبته
چیزی که من دارم میبینم،لباسایی که با خودم آوردم..
هشتاد درصدشون بدرد نخوره
منم همینطور- لباس های آستین بلند بدرد نمیخورن-
فقط یه آستین کوتاه دربیارم و چند تا شورت
فکر کنم باید همینکارو بکنم
من فکر نکنم ما بیشتر این لباس لازم داشته باشیم
نام گیل تو اینجوری فکر نمیکنی؟
بقیه لباسا همشون بدرد نمیخورن
اونایی که میرن بالا میخوابن کیف هاشونو کجا میذارن؟
یه محفظه هست اینجا- هست؟-
این چیه؟
این حشره کشه؟
نه- پس این چیه؟-
این کمک میکنه پوستت خنک بشه
منم میتونم از اسپری یه بار استفاده کنم؟
بیا این خنکت میکنه
چرا حتی با خودم بیسیم آوردم؟
بیسیم آوردی؟
تو خریدیشون؟- آره من خریدم-
واسه چی؟- تو قطار هیچ پذیرایی نمیشه-
حتی یه پذیرش هم اینجا نداره
جدی چرا بازی مونوپولی رو آوردم که واسم زحمت بشه؟
باید کیفمو بذارم رو زمین
زیر تخت؟- آره-
من میتونم بذارمش زیر تختم
کیو پیل تو پایینی رو دوست داری؟- آره-
نه فکر کنم بتونم بذارمش کیفمو اونطرف
همینجوری که من اینارو جداگونه بسته بندی کردم- منظورش این بود که کجا بخوابیم-
تو کجا میخوابی؟- خب-
من باید یه بار همه اینارو بیارم بیرون..آره من پایین اینجا میخوابم
کیفتو بدش به من نام گیل- صبر کن-
بیاین همه غذاهارو پایین اینجا بذاریم
خب داریم برعکس میریم
این راه زودتر اومد
همه دارن تخت هاشونو آماده میکنن.فکر کنم ماهم باید...
شروع کنیم ملافه و بالشت هارو بذاریم رو تخت
مین شیک من همه ی کتونی هارو میذارمشون بالای اونجا
ما اونو لازم داریم سون گیون
کجا بذارمش اینو- فقط بذارش زیر میز-
No comments yet. Be the first to leave one.