처음 200줄입니다.
اینجا ایستگاه دانشگاه دونگ سونگه
می تونین از سمت راستتون برین بیرون
اینجا ایستگاه دانشگاه دونگ سونگه
دانشگاه دونگ سونگ
می تونین از سمت راستتون برین بیرون
... کیفتون
!وایستین! ببخشید
هی، شماها اینجا چیکار می کنین؟
مین جونگ - هی -
واسه کیه؟
توی مترو افتاده بود برش داشتم
باید به ایستگاه میدادمش؟
هی، چو کانگ هوا
! سلام استاد - تنها چیزی که می تونی بگی همینه؟ -
چیزی نداری که باید بهم بدی؟
چی؟ چی باید بهتون بدم؟
! تفنگ عشق! بنگ بنگ
هی دیوونه، باورنکردنی ای - ببخشید -
می خوای این ترم رد شی؟
هنوز گزارشتو تحویل ندادی
اوه، گزارشم، البته که آوردمش
! کیفم
خدای من، تو دانشجوی پزشکی هستی
نباید باهوش باشی؟
بالاخونه رو بعد کنکور اجاره دادی؟
نه، مطمئنم که وقتی از خونه میومدم آوردمش
عجیبه، کجاست؟
... کیفم
... یه وقتایی هست
که یه شرایطی رو تجربه می کنی
که تبدیل به یه چیز بزرگ به اسم سرنوشت میشه
جدی می خوای بهش اعتراف کنی؟
تو دانشکده پزشکی بهش میگن کودن
حتی اون دفعه کفاش های لنگه به لنگه پوشیده بود
اون جذابیتشه
می دونی که باهوش های واقعی در اصل احمقن
چرت و پرت نگو واقعا شبیه یه کودن واقعیه
باهوشم نیست
حتی این احمقم دوست دختر گرفت چرا ما دوست دختر نداریم؟
منم همینو میگم، خوشحالی؟
گفته بودی اسمش چا یوریه؟ خوشگله؟
ولم کنین
اینقدر سنتی نباشین نباید یه زنو با قیافش قضاوت کنین
چهره مهم نیست قلبه که مهمه
اما واقعا خوشگله - اون موقع فکر می کردم -
که سرنوشت اونجوری می تونه
فقط یه اتفاق باشه
... اون عوضی - ! خدای من -
.: قسمت 05:.
.... وای، 3000 وون برای دوتا ترب
حتی خرید واسه غذای خودمونم ترسناکه
... یوری
... یوری
... یوری
... کی رفته
گوش بده، شکه نشو
... یوری
زنده شده و برگشته
باید به نونا زنگ بزنم
گیون سانگ آروم باش
هیچی به اسم روح وجود نداره
گیون سانگ
روح وجود نداره
اینجور چیزی وجود نداره
! اما هست! همینجاست
! اینجا یه روحه
نونا
نونا
نونا میدونی الان چی دیدم؟
یوری
یوری بود
! یوری
! یوریه
! یوری! نونا پشتته
! پشتت
نه، واسم دست تکون نده
... نونا، سلام میگه
چرا بهم سلام میگه؟
! ببخشید! واقعا ببخشید
! ببخشید
دلم واست تنگ شده بود
... اونی
... اونی
... مُرده
! این موارد هستن
چرا اینو رو کلیک کردی، احمق؟
واقعا باور کردی؟
لعنت بهش! مرتیکه عوضی
باید ازش شکایت کنم
جدیه؟
تمام اون چرت و پرتایی که گفتی جدیه؟
چی؟
این دیگه از کجا فهمید؟
! دکتر جانگ گفتن که بهتون بگم وایستین کجا میرین؟
بهش بگو نمی تونستم بمونم - چی؟ -
بهش بگی خیلی منتظرش بودم
مشت بزنیم بهم؟ باشه، نمی خواد
این روزا چش شده؟
حتی نمی دونه این قضیه چقد جدیه
درسته، از وقتی که تنبیه شده هر کاری که می خواد می کنه
دیدنش باعث شد دلم واسه دکتر جانگ بسوزه
داره میاد، باید چی بگیم؟
دستشویی؟ - ... خب -
رفت
رفت؟
!اوه، نه ! دکتر جانگ
! اوه خدای من - ! دکتر جانگ -
درد می کنه
... این
اصلا با عقل جور درمیاد؟
ماه عسلت کجا بود؟ - اوکیناوا -
... سرتون کلاه گذاشتن با - دستبند ژرمانیوم -
درسته، درست میگه
خودشه
واقعا چیزی یادت نمیاد؟
نه
امکان نداره
خالم گفت وقتی مردم بمیرن تبدیل به روح می شن
روح؟ مسخره نشو
هیچوقت روح ندیدم
خب الان می خوای چیکار کنی؟
چی؟
... خب
فکر می کنی باید چیکار کنیم؟
... ببخشید، من
مامانت، بیا اول بریم خونه ی مامانت
... مامانت - نه، نمی تونم -
چی؟
... منظورم اینه
... مامانم قلبش ضعیفه، و
به هر حال، الان نه
اگه دیدش اصلا نباید در این باره بهش بگی
توام، باشه؟ - چی؟ باشه -
پس خونه ی ما بمون چرا توی هتل بمونی
برو اتاقشو تحویل بده و وسایلشو جمع کن بیار
نونا اگه این کار رو بکنی ممنونت میشم
اینکارو نکنین بچه ها
فقط دو ماه
نه، فقط 49 روز
بذار واسه 49 روز بمونم
و بعد از اون تصمیم می گیرم که پیش مامانم برم یا نه
پس فعلا کاری نکنین - ... اما بهتره که بمونی -
قایم شده بودم چون می دونستم اینجوری نگران میشین
واقعا نمی خواد نگران شی، اونی
هرکاری که می خوای بکن
خوشحالم که برگشتی
خوشحالم
خیلی خوشحالم
خیلی خوشحالم که برگشتی یوری
مرسی
فکر کردم که این چند روزه دیوونه شدی
الان تعجب می کنم که خیلی آرومی
اگه توی این وضعیت دیوونه نشی دیگه واقعا دیوونه ای
الان باید چه خاکی تو سرم بریزم ؟
! از من نپرس، من چه میدونم
هیچ کدوم مردها تو کره جنوبی نمی دونه
هیچکی تو کل دنیا هم نمی دونه
وضعیتی مثل اینو نمیشه حتی تصور کرد
... این فقط
میگم، مین جونگ چی؟ اون خبر داره ؟
دیدتش - چی؟ -
بهم معرفیشون کردی؟
"این زنمه و این زنمه که مرده بود"
اوه، خدای من، دیوونه ای؟ - مسخره نشو -
توی مهد کودک همو دیدن
مین جونگ فکر کرد که شبیه اونه فقط عکسشو دیده بود
درسته، حتی اگه بهش بگی باور نمی کنه
وایستا، اما هنوزم، فکر نمی کنی که باید بهش بگی؟
حتی اگه بهش بگم چی؟
اگه ازم بپرسه می خوام چیکار کنم با این قضیه باید بهش چی بگم؟
چی بهش بگم؟
... این فقط
باعث میشه مجبورش کنه که تصمیمی رو بگیره که من باید بگیرم
به نظرم درست میگی
نیازی نیست دوتاتون دیوونه شین یکی بسه
به هر حال، به حرف یوری گوش بده و کاری نکن
راستشو بگم، کاریم نیست که بتونی انجام بدی
و یوری بهمون گفت 49 روز صبر کنیم، نه؟
بذار ببینیم فعلا چجوری میشه
، باید خبر خوبی باشه
اما چرا حس می کنم یه چی اشتباهه؟ احساس گناه می کنم
... مرسی
... یوری
هنوزم دارن گریه می کنن
... یوری
حالت خوبه؟
نونا واقعا خیلی گریه کرد
حتما خیلی خوشحال شده
نونا دلش واسم خیلی تنگ شده بود هرروز گریه میکرد
اینکارو کرد
چی؟ چجوری اینو میدونی؟
خب، توی اینستام دیدم
پستای زیادی از من گذاشت و گفت دلش واسم تنگ شده
می تونم تصور کنم که چجوری بود
خیالم راحت شد
حداقل خوشحاله
ممنونم ازش
مامانو ببخش
... بجای اینکه خوشحالیمو نشون بدم
از دیدنت شکه شدم و غش کردم
No comments yet. Be the first to leave one.