처음 200줄입니다.
...آنچه گذشت
شاید بالاخره یه دلیل برای زندگی پیدا کرده باشم.
در جایی که با مرگ محاصره شده.
لازم نیست تنها باشی.
یه پسر جدید خوشگل اومده به این مدرسه.
که هر دومون بوسیدیمش.
ولی قرار نیست در موردش صحبت کنیم؟
بعد از همه کارایی که خانوادم برات کرده.
اگه به خاطر من نبود تا حالا مرده بودی.
خانوادت من رو نجات ندادن. از من استفاده کردن.
جوش، جوش تنش، کشمکش.
اسمی رو که ازم دزدیدی می خوام، عوضی!
هر روز مردم کشته میشن.
ولی اگه قراره معروف بشم،
باید این کارو با پیتزاها انجام بدم.
و بله، آقای داناهیو. انحصار مال شماست.
اگه ظرف سه روز منو پیدا نکردین،
این دیوونه منو با یه یادداشت میفرسته خونه.
درباره اینکه کار کی بوده.
باید تا حالا شنیده باشی.
که یوکیو با گلوی بریده شده پیدا شده.
- لایق بدتر از اینا بود. - منم همینطور، یه بچه رو از دست دادم.
هر والدینی که بچه ای از دست میدن،
می تونن اندوه غیر واقعی رو تشخیص بدن.
باید برای محافظت از دخترت اونو می بردم.
وقتی تو اتاق نبود وسایلشو گشتم.
بو میدی، آقای شبنم!
این یه فرار از زندانه!
اگه چستر رو متوقف نکنیم،
و سر چیکو رو نگیریم، کارتل...
کارتل اونو می کشه.
و این قاتلای سریالی تو رو می کشن.
همه می میرن. فهمیدیم.
حتما همه شماها عقلتون رو از دست دادید.
دلایلی زیادی هست که به خاطرشون می میرم.
ولی دلیلی وجود نداره که کسی رو به خاطرش بکشم.
نمی خوام امشب تنها باشم.
با من می مونی؟ حتما.
- اجمق. - قانون منع رفت و آمد رو شکستی.
امشب تو به این آدرس میری.
با جونت ازش محافظت کن.
سایا؟
برای شام خانوادگی دیر کردی.
اگه کسایی رو اونقدر دوست داشته باشی که به خاطرشون بمیری
- برو! - پس حتما می میری.
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
«: مـتـرجـم: سعید :» .:: Theo_S ::.
ممنون.
ممنون.
لین مردن دخترش رو دیده.
کسی رو می بینه؟
هیچکس.
دیشب وقتی که... وقتی که ما...
الان نمی تونم وارد این بشم.
اوه، آرگوئلو.
بوی گه میدی.
مشکلی بزرگتر از راسو داریم.
سر چیکو یه جایی تو اون خونست،
ولی هیچ حرکتی اون تو نیست.
- شاید کسی خونه نیست. - شایدم منتظر ما باشن.
جوخه شورش هیلبیلی کدوم گورین؟
می دونن ما میاییم؟
چیزای زیادی می دونن که نباید بدونن.
خب، اگه چیزای زیادی می دونن،
شاید بتونن معما رو حل کنن
معمای پشت بوی بد مارکوس.
اینجا چی دارین
یه ریده به خود سنتی.
بیشتر به خاطر پر کردن شکمش
با مشروب و جنایت
ببین، تو می خوایی مسئول باشی، عشق دستور دادن؟
مشکلی نیست. خوشحالم به شیوه تو انجامش بدیم.
ولی مطمئنی می تونیم روی اون حساب کنیم؟
حتما می تونیم.
حیاط پشتی رو دیدیم. سایا درست می گفت.
تله گذاشته شده.
حرکتی نیست،
راهی نیست بفهمیم اونا داخل باشن یا نه.
خب حالا چی؟
یه حس بدی پیدا کردم،
خب، این واقعا کاریه که باید انجام بدیم؟
و به خاطر اینکه فکر می کردم لکس درست میگه از خودم متنفر بودم،
و شاید ما فقط باید... زنگ بزنیم به پلیس.
انتخاب کم خطر تری به نظر میاد.
ملکه اعنت شده ها داره اینو میگه؟
گوش کن. ازت نخواستم که بیای.
اون چیه؟ چرا، آره. ماریا.
خودمون تو خطر بزرگی میندازیم.
تا کمکت کنیم اشتباهتو جبران کنی.
چقدر خوبی که متوجه شدی.
شروع کنی به فهمیدن اینکه چرا ویلی ولت کرد.
نگران بودیم. منصفانست، درسته؟
عجیبه. می تونستیم بمیریم اونجا.
بیلی درست میگه.
اونقدر روی متقاعد کردن شما برای کمک کردن تمرکز کرده بودم،
هیچوقت اونو در نظر نگرفتم.
حدس می زنم فکر می کردم...
این چیزیه که براش آموزش دیدیم.
که حیوونای هار رو به زیر بکشیم، یه قلدر،
مثل اون عوضی توی خونه.
ببین، نمی تونم قول بدم که قرار نیست کسی بمیره،
ولی ما دنیا رو امن تر می کنیم.
محافظت از یه دوست.
"نمی تونم قول بدم که قرار نیست کسی بمیره."
ممنون بابت سخنرانی انگیزشی، مربی.
خدایا. چیه؟
فقط... فقط می خوام...
سخنرانی برای جمعیت
قبل از وارد شدن به جهنم قریب الوقوع،
کاری نیست که مردم دو دنیای واقعی انجام بدن، رفیق.
یه کمی خودشیفته.
انگار که ما به نطق تو برای با انگیزه شدن احتیاج داریم.
ببین، ما با اینجا بودنمون خیلی چیزا رو به ریسک گذاشتیم.
این، هر چی که هست،
خانواده ماست،
و مارکوس و ماریا به ما احتیاج دارن.
ما با توئیم.
همه برای یکی و...
عالیه. عالیه.
حالا بیلی داره اینکارو می کنه.
کی تموم میشه؟ وقتی که همه چی
نابود بشه. تو هم برای نجاتم میایی؟
قرار نیست چیزی نابود بشه.
از پس کله خرای بدتر ازینا هم براومدم.
2 تا کار داریم: قاتلای رسالی رو می کشیم
و سر چیکو رو فبل از...
یه میلیون بار نقشه رو شنیدیم.
فکر کردی ما احمقیم؟ یکی دیگه هم میگیم.
پستچی لکس میره به در جلویی،
یه سوت شاد می زنه... آروم، خوشحال.
یه پستچی شاد با یه بسته مخصوص.
با یه تحویل نه چندان شاد.
پترا و بیلی میرن پشت.
حواستون باشه کجا قدم می ذارید.
حیاط پشتی عملا میدان مینه.
شماها تیم پشتیبان هستید.
وقتی مارکوس رمز رو گفت، بمب ها رو منفجر کنید.
و ترتیب هر هیلبیلی دردسر سازی رو بدید.
این قراره پر سر و صدا باشه، پس حواس پرتی الزامیه.
همونجوری که تو کلاس یاد گرفتیم، برای کارایی مثل این.
سعی نکنید و مخفی بشید. راهنمایی غلط.
همه آماده.
بوم، همسایه ها فکر می کنن ساکنای عوضی
دارن آتیش بازی می کنن، و ما حواسپرتی صدا رو بدست آوردیم.
تا صدای لکس شنیده نشه.
من اون بالا خواهم بود، منتظر علامت.
برای وارد شدن به طبقه دوم.
این همون محلیه که جایی برای اشتباه نیست.
اگه اونا اونجا باشن، می فهمن که داریم میایم.
انفجار دقیق.
بیشتر از اونس لازم نیست.
می خوایید یه توقف بدیم و همو بغل کنیم؟
حق شناسی هیچ هزینه ای نداره.
فقط یه ترسو
حس می کنه که برادرا اینجان.
تو خیلی درباره...
یه حالت عجیب و رویایی داره
انجام دادن چیزی به این سنگینی
انگار که اصلا اتفاق نمی افته.
اون قاتلای سریالی گردن قرمز اون تو... خیلی واقعین.
فکر می کردم از مرگ نمی ترسی.
قکر کنم از راه دور آسونتر بوده.
از پسش بر نمیایی، بچه سوسول.
- چی می خوایی؟ - تو چی می خوایی؟
- من فقط می خوام برم خونه. - اوه سوسول.
ما گول خوردیم.
نه، نه، خواهش می کنم. خواهش می کنم، من هر کاری می کنم.
کدوم گوری ان؟
عوضی.
چرا من باید اینجا بمیرم؟
چندتا اصطلاح و یه سخنرانی به خاطر دوستی؟
حتما، چرا که نه؟ باید چکار کنم تا...
چی...
- لکس! - لعنت!
- این یکی برای کشتن خوبه. - مارکوش!
رونالد مک دونالد، ارباب هفت قلمرو.
فک شکسته!
- لکس! - گردنت شکافته!
همه دوست دارن...
خونتون رو من نریزه!
داریم میایم.
اوه، خدای من!
- یخچال رو بکشید پایین. - تکونش بدید.
لکس، بهش شلیک کن!
دستا بالا.
وووو!
وووهووو، شما سگا رفتید
تو ماتحت خود شیطان.
برای من خیلی بزرگه. می دونی چرا؟
ووو!
پی سی پی، پی سی پی، پی سی پی.
از طبقه پایین بود. دوستات دارن می میرن.
کشمش های آقای راجرز. میسه قرمز رونالد مک دونالد.
همه با هم در ارتباطن.
ارباب کمان طلایی رو حس کنید.
که قراره بیاد سر وقتتون!
تو اونو... ، درسته؟
لطفا گریه نکن.
هی، هی، هی، هی، هی، هی.
همه خوب میشن. همه خوب میشن.
No comments yet. Be the first to leave one.