처음 200줄입니다.
آنچه گذشت
بعد از من کی به انگلستان حکومت میکنه؟
جوابش اونجاست
سهممو با طلا برمیدارم
بهش به عنوان یه شبیخون مرزی فکر کن
متوجه شدیم که دوک آلبانی به پاپ درخواستی برای باطل کردن ازدواجت داده
اگه عاشق و معشوق هم بودن پاپ درخواستشون رو بدون درنظر گرفتن مینداخت بیرون
بله، همینطور میشد
ازدواجی که در محضر خدا انجام شده قابل فسخ نیست
اصلاح طلبان مارتین لوتر
میگن پادشاه توسط خداوند برگزیده نشده
اگه کتابا رو میسوزونین بزودی مردم رو میسوزونین؟
برای خدا و پادشاه در یه جنگ میجنگم
من کار خوبی میکنم
هیچ چیز خوبی در اون وسیله وجود نداره
دیگه هیچ جا حس امنیت نداره
این یه انگلستانِ دیگه ست
کمکم کن
نباید به کسی بگی خواهش میکنم، به پادشاه نه
بهتون قسم میخورم
ادوارد استافورد به خیانت محکوم هستی
به اعدام محکوم میشوی
اين زيرنويس به هيچ سايت يا کانالی اختصاص نداره مترجم: Mary_Fall
نه! من اینو نمیشنوم
جلوی من وایمیسی
و بهم میگی یه پسر دیگهام مرده
تو چجور شیطانی هستی؟
چطور باید اینو تحمل کنم؟
من چطور تحمل کنم؟
از درد به خودت نمیپیچی
هیچ خونی در کار نیست
چه مدته اینو ازم مخفی نگه داشتی؟
کی کشتیش؟- من نکشتمش-
توی شکم تو بوده، پس کِی؟
به خاطر اعدام استافورد بوده؟
نه
نه، قبلش بود
دلیل اینکه اون با من توی اتاقم بود همین بود
.. اون داشت
داشت ازم مراقبت میکرد
پس استافورد قبل از من میدونست؟
اون مهربون بود
اون یه سگ بود
وظیفهاش این بود که بهم بگه
و از من پنهانش کرد
خوشحالم که گردن زدمش
آره، شاید باید گردن تو رو هم بزنم
پس این کارو بکن
نمیتونه دردش بیشتر از چیزی که در این لحظه ازت حس میکنم باشه
هنری فیتزرویِ من رو بیار پیشم
پسرم رو اینجا در قصر خواهم داشت
و خالهام رو از قصر بیرون بندازین
و دیگه هیچوقت جلوی چشمم نباشه
مگر اینکه ترجیح بدی از بالای دروازه خائنین چشم اندازو ببینی
در کنار لرد استافورد
چطور میتونی تحملش کنی، کاترین؟
بهت سرکوفت میزنه، دخترت رو جریحه دار میکنه
.. و جون مردان وفادار رو میگیره
از پادشاه بدگویی نکن
مری، بیا- اون یه هیولاست-
حرفات خیانت آمیزه، بانو پل
و این دفعه، اگه تو رو توی برج زندانی کنه
نمیام کمکت
بیا. بیا، مری
با من دعا کن
به خاطر بداخلاقی پدرت متاسفم
تقصیر تو نیست
خیلی دوستت دارم
اسکاتلند
خوبه. اونا اینجان
مردان آران و مردان همیلتون
شما منو میشناسین
شوهرم رو دوست داشتین
پادشاه جیمز جونش رو در راه این کشور
و آیندش داد
آیندهای که درون پسرم زندست
و وارث تاج و تخت اسکاتلند .. جیمز
جیمی کوچولوی من..
که حالا توسط آلبانی در استرلینگ اسیر گرفته شده
پس ازتون میخوام
نجیبزادههای اصیل اسکاتلند
کمکم کنین پسرم رو
به تاج و تخت برحقش بنشونم
که کشورمون شاید نجات پیدا کنه
و من به همتون با طلای انگلیسی پرداخت میکنم
این کارو میکنین؟
برگرد
آفرین! این بهتره
یالا، جلومو سد کن
نقطه ضعفم رو پیدا کن
و پیدا کردیم
مادر
این چه کوفتیه؟
اسمشو بذار "عدالت". الکساندر استوارت
جیمی، برادرت کجاست؟
اون داخله
برید بیاریدش- چشم-
جیمی، بیا اینجا
پس این یه آدمرباییه
نه
این یه تاجگذرایه
باورم نمیشه حتی خود ملکه این رو بگه
که علیه ما بشه
دربار پوسیدهست
همشون
سر ما چی میاد؟
از گرسنگی هلاک میشیم یا اعدام میشیم؟
ای کاش بهت گوش داده بودم
و خودم رو از جلوی چشمها پنهان میکردم
در اون چیزی که میخواستی هیچ اشکالی وجود نداره، هیچی
و این حرفتو نشنیده میگیرم
ما از گرسنگی هلاک نمیشیم
دوباره از بشقابهای طلای عالی شیرینی میخوریم
یا اینکه میبینم تودورها تو جهنم میسوزن
دروازه رو باز کنین
کیه؟- کنار بایست-
هنری
به دستور پادشاه، همه دارایی ها و اموال املاک استافورد مصادره میشه
چقدر خودتو گم کردی که
مصادره
با گوشت و خون خودت این کارو میکنی؟ خواهرت
و طبق قانون خیانت به تصرف پادشاه درمیاد
هنری، این اورسولاست و من مادرتم
مادر، نه
خانوم، به دستور پادشاه
از سر راهمون برید کنار
وگرنه میدم سربازا شما رو کنار بزنن
برید کنار
میدونستیم این پیش میاد
نه
نه، من تکون نمیخورم
خداوند به روح فاسدت رحم کنه
من از یه پسربچه فرمان نمیگیرم
اونم کسی که به جای وجدان خودش
پاسخگوی یه ستمگره
خواهش میکنم. خواهش میکنم، مادر
برو کنار
به خاطر تو یا هیچکس دیگهای کنار نمیرم
پس شمشیرت رو بکش، شوالیه شجاع بزرگ
و باهاش مادرت رو بزن
قلعه ادینبرا
سرورم
خب
..همه اینا خیلی
عجیبه
من قلعهام رو پس میگیرم
میتونی به فرانسه برگردی
خودم نایبالسلطنه پادشاه جیمز میشم
من همیشه فقط سعی کردم کمکتون کنم
تو گرفتار دروغ و شایعاتی هستی
که میگن ما معشوق همیم
نمیتونم بذارم اینو بگن
این هر دومون رو لکهدار میکنه
من خواهرت، مری، رو ترجیح میدم
فکر کنم برادرتون، پادشاه
اجازهی اینو نمیده
نظر اون برام مهم نیست
یا اون ملکهی اسپانیاییش
اسکاتلند و پسرام برام مهمن
دیگه این سیرک احمقا کافیه
خداحافظ، الکساندر
خدا پشت و پناهت باشه و حفظت کنه، پادشاه جیمز
جنسیت ملایم منو با ضعف یا تسلیم بودن اشتباه نگیرین
دیگه از سایه خبری نیست
من به همراه پسرم به این کشور حکومت میکنم
و همه کسانی که علیه من میایستن مجازات میشن
پادشاه ما رو احضار کرده
درباره پسرمون یه اعلان خواهد داشت
چه اعلانی، بسی؟
ملکه خواسته نشده
هرگز از این بیشتر مثل ملکهها نبودی، مری
قدرت آراگون و کستیل رو درونت داری
بیا
هر کاری اعليحضرت و کاردینال مهربون میگن انجام میدی
مثل یه کارگر خم نشو
راست، مثل یه شوالیه
کجا بودی؟
امروز بهت نیاز داشتم
پدرم نمیخواد من اینجا باشم
پس کاری میکنیم که نظرش عوض بشه
کاترین، مطمئنین این عاقلانه ست؟
سرورم، چه لذت غیرمنتظرهای که اینجا میبینمتون
دیدن ملکه، و شاهزاده سلطنتی اصیلش غیرمنتظره ست؟
اعليحضرت پادشاه
اعليحضرت همایونی
از دعوتتون مفتخر شدیم
پروردگار ما از شادی بخشیدن هدیه به فرزندانش میگوید
هنری
دعای خیر مرا بپذیر
پدر من
یاور من
خب
چی میخوای بگی؟
میخواد بگه
"دعای خیر شما را میپذیرم، پدر"
پدرم، دعای خیر شما را میپذیرم
و هنری، حالا تو
پدرم، دعای خیر شما را میپذیرم
میپذیرم، پدر
دو بار گفتی پدر
No comments yet. Be the first to leave one.