처음 200줄입니다.
سلام, دوباره رفیقتون مکینرو هستم
حالا, شاید با خودتون بگید
که دیوی عوض شده و طرفدارِ دو آتیشهی گروهِ راکِ کلاسیک
دوبی برادرز شده؟
نه کاملا
یک هفته پیش, دیوی و مامانش یه دعوایِ اساسی
بعد از اینکه نالینی گفت برمیگردن به هند داشتن
یادتون میاد :همون دعوایی که دیوی گفت
کاش اون شب تو مرده بودی
بعد از انداختنِ اون بمب
دیوی تصمیم گرفت از خونه بیاد بیرون
قبل از اینکه مامانش شانسِ اینو داشته باشه که ببرتش اونورِ جهان
ولی کجا بره؟
تویِ شرایط خوبی برای حرف زدن با بهترین دوستاش نبود
و روانی بازی میشد اگه به پسری که فقط یبار بوسیدتش
بگه که میتونه باهاش زندگی کنه یا نه
پس فقط یه نفر میموند
سلام, دیوید
ام, اتفاقِ عجیبی افتاده؟ یا من کاری توی پارتیم کردم؟
:داشت راجبِ این حرف میزد
واو, میخواستی منو ببوسی؟ - اه -
:و بعد از 4 ثانیه, این
بن, چه گوهی میخوری؟
بهرحال اگه کاری کردم تقصیرِ الکل بوده
پس... امیدورام حسِ عجیب یا بدی نداشته باشی
...چون من - میتونم باهات زندگی کنم؟ -
والدینِ بن به صورتِ عجیبی مشکلی با اومدنِ دیوی نداشتن
تنها نگرانیشون این بود که کارگرِ شبانهروزیِ قبلیشون
یه دانش اموزِ یونانیِ خارجی به اسمِ استاوروس بود
که ازشون دزدی کرد و سعی کرد مادر بن رو اغوا کنه
دیوی قول داد که اینکارها رو نکنه
و بهش اتاقی که تمِ راک داشت رو دادن
پس الان دیوی زیرِ نگاهِ روحانیِ
موکلهای هاوارد گروس برای مدرسه اماده میشه
تا حالا انجام ندادم فصل یک قسمت ده معذرت خواستن
صبح بخیر - روز بخیر -
صبحت بخیر, دیوی
موردعلاقت رو درست کردم
املتِ گوشت - مرسی پتی -
این یکی از میلیونها چیزیه
که اگه به هند سفر کنم نخواهم داشت
چون اونجا کسی گوشت نمیخوره
خب حقیقتش, این یه تصورِ غلطه
فقط 20 تا 30 درصدِ مردم هند
واقعا گیاهخوار هستن
یه گزارشِ فوقِ برنامه
راجبِ غذاهای جنوب اسیا انجام دادم
گمشو
میدونی, اگه میدونستم میتونم از حمومی که
تلوزیون داره استفاده کنم زودتر فرار میکردم
اره, دوستدارم سریال بیلیونز رو تو حموم ببینم
مم
خبری از مامانت نشد؟ - نه -
راستش, سوپرایز شدم وقتی دیدم هنوز دنبالت پلیس نفرستاده
که برگردونتت خونه
مطمئن نیستم که بخواد برگردم
منظورم اینه, من تنها بچهی هندیای هستم که از خونهش فرار میکنه
بجز موگلی
موگلی فرار نکرد, بعد از اینکه ببرها حمله کردن گم شد
چیه؟ خوندمش
ببین, بنظرم فقط باید معذرتخواهی کنی
چرا من معذرتخواهی کنم؟
اون میخواد زندگیم رو با رفتن به هند نابود کنه
من حتی تا حالا به کوچلا هم نرفتم, بن
هند اونقدرها هم با کوچلا فرقی نداره
پرجمعیته, گرد و غبار داره, و دیپلوهم اونجا هست
فراموشش کن, نمیرم
میتونی از بابام بخوای مثلِ یه بازیگرِ بچه از مامانت جدات کنه
معمولا جواب میده, میخوای همینکار رو کنی درسته؟
سلام دیوی - لعنتی کامالا! چته؟ -
ببخشید, قبلا بهم گفتن که
که اروم حرف زدنم برای گوشِ انسان خیلی ظریفه
اینجا چیکار میکنی؟
با خودم گفتم شاید به یه چیزایی نیاز داشته باشی
بنظر عجلهای وسایلت رو جمع کردی
اره, یه هفتهس دارم از خوشبوکننده بدنِ بن استفاده میکنم
پس, فکر میکنی بعضیوقتا بتونی برگردی خونه؟
زیاد باحال نیست که نامزدیِ نود روزه رو
بدونِ گزارشهای رنگارنگِ تو راجبِ حرفها و شوخیهای زشتشون ببینم
نمیدونم, کامالا
مامانتم خیلی دلش برات تنگ شده
خودش گفت؟
با زبونش نه
ولی دیدم که وقتی میخواست پفکهای موردعلاقت رو دور بریزه شک داشت
خب, خونهی بن خوش میگذره؟
خیلی لاکچریه
یه استخر دارن, یه باشگاه دارن
از دستمال توالتهای نرمِ هیلاکاشی استفاده میکنن
نه اون اشغالهایی که مامان میخره
و بهم اجازه میدن از ماشینظرفشویی استفاده کنم
مطمئنم اگه بیای خونه
میتونم مامانت رو متقاعد کنم بزاره یبار ماشینظرفشویی رو روشن کنی
اوه! کدوم خونه؟
اینی که اینجاس, یا اونی که میخوان بفرستنم هند؟
مطمئنا, توی هند به ماشین ظرفشویی نیاز نداری چون اونجا خدمتکار هست
لطفا فقط به مامانم بگو تا وقتی که قول نده
برنمیگردیم هند نمیام خونه
سلام خوشگله, تازهواردی؟
اه... ببخشید؟
من اریکم, یه سوارکارِ محبوب و جذاب
میخوای دوستدخترم باشی؟
اریک, گمشو
کاملا فهمیدم, روزِ خوبی داشته باشی
سلام ارلین, نالینی وشوکومار هستم
اوه حتما, سلام
اوه, اون سه و دوئه کلاسیک چطوره؟
خوبه - خوبه؟ -
بنظر وقتشه که به یه چهار و سه ارتقاش بدی
و من یه لیست جدید تویِ مورپارک
با قشنگترین و بهترین امکانات دارم
و به موهان بگو دوشِ بارانی داره
میگم ولی ام... متاسفانه, اون هشت ماه پیش فوت کرد
!اوه خدای من
اوه, خیلی متاسفم
ممنون و راستش بخاطر همین زنگ زدم
تصمیم گرفتم خودم و دخترم بریم هند
و, ام, میخوام خونهم رو بفروشم
اه باشه, حتما, کارهاش رو میکنم
ممنون - ولی باعث شرمساریه, میدونی؟ -
موهان خیلی اون خونه رو دوست داشت
باورت میشه؟
واو, شگفتانگیزه
مگه میشه بیشتر از این جنوبِ کالیفرنیا بود؟
این 90210 هست عزیزم
حقیقتش, 91403 هست
یه شمارهی بالاتر, چه بهتر
چرا تو هیچکدوم از فیلمهای هالیوودی
کسی نمیگه که چقدر عنکبوت اینجا زندگی میکنه؟
عنکبوتها رو فراموش کن و خونه رو نگاهکن
میتونیم یه باغچه اینجا درست کنیم
میتونیم برای تاکلی سامبا گوجه پرورش بدیم
و بچههامون میتونن روی همین چمنها ازدواج کنن
و وقتی پیر شدیم, میتونیم توی ایوان بشینیم
و به اسکیتبازها اعتراض کنیم
دوست دارم اعتراض کنم
پس, بنظرتون این مناسبه؟
اره
اره, این خونهی ماست
عالی شد, میرم کاغذبازیهاش رو انجام بدم
به محله خوش اومدید
خواهرِ مسئولیتپذیرِ لسانجلس
خدای من, این اهنگ چیه؟
یه نشونهس, روزِ قشنگیه
ارلین, میشه صداش رو بلندتر کنی؟
حتما
این اهنگِ موردعلاقهی جدیدمه
!نه
دیوی امیدوار بود بوسیدنِ پکستون فقط همون یکبار نباشه
ولی از وقتی که اومد جلوی خونهشون
یکمی, چطور بگم... سرد شده بود
سلام, کلِ هفته ندیدمت
اره, سرمشلوغ بود
باشه
خب گوشکن, ببخشید مامانم اونروز دیوونهبازی دراورد
مشکلی نیست اهمیت نمیدم که مامانت چی فکر میکنه
کاملا
میگم که, بعد از اون جریان یه دعوایِ اساسی کردیم
ببین, باید برم سرکلاسم
حتما, ولی میخوای بعد از مدرسه بریم بیرون؟
نمیدونم, سرم با شنا و این چیزها خیلی شلوغه
اوه, خدایا
از اونجا برو دیوی, داره میپیچوندت
...باشه, خب اگه نظرت عوض شد یا چیزی
هی, از اینجا برید برای تنبلی کردن تو راهرو بهتون نمره نمیدیم
برید یه چیزی یاد بگیرید
خب, بفرما
جریانِ سرامیکهای اینجا چیه؟
فقط برای اینکه بیشتر احساسِ خونه بودن بده
یکم بیمارهام بیشتر احساسِ راحتی بکنن
عجیبه
خب, خوشحالم امروز اومدی
خب, فکرنمیکردم به روانپزشکی باور داشته باشی
ندارم, این برای سفیدپوستهاس
منظورم اینه که, خب یه سری استثناهم وجود داره
خب درست نفهمیدم منظورت چیه پس نادیدهش میگیرم
چیزی که میخوام راجبش حرف بزنم جریانِ دیوی هست
اره
من نگرانشم - اره, منم همینطور -
بهش گفتم میخوایم برگردیم به هند
و اون پیشِ خانوادهای فرار کرد
که ظاهرا شبانهروز ماشینظرفشوییشون روشنه
وایسا ببینم, برمیگردید هند؟ - اره, مجبوریم -
دیوی از کنترل خارج شده باید تویِ اجتماعی باشیم که نظم ارزش داره
مطمئنا, ولی عوض کردنِ موقعیت مکانیتون
لزوما مشکلاتی که دیوی داره رو حل نمیکنه
خب, قطعا خودم تنهایی اینجا درستشون نمیکنم
میدونم من اندازهی موهان خوب نیستم
ولی سعیم رو میکنم
حتما دلت خیلی براش تنگ شده
چطور اندوهش رو تحمل میکنی؟
اوه, میدونی چیه؟ نیومدم راجبِ این حرف بزنم
اومدم دربارهی دخترم که ارزو میکنه کاش مرده بودم حرف بزنم
فکرنکنم حقیقت داشته باشه - حقیقت داره -
دقیقا این رو گفت " کاش تو مرده بودی "
و اینکه فکر میکنه دوستش ندارم
چرا فکر میکنی دیوی همچین حسی داره؟
چون من خیلی بهش سخت میگیرم
جدی میگم, خودم میدونم
ولی بخاطرِ اینه که همیشه میترسم
...وقتی نمیتونست راه بره, ام
No comments yet. Be the first to leave one.