처음 200줄입니다.
.حرف بزن پسر، قبل از اينکه بخوام بکشمت
.اونا 3نفرن که دوتاشون مردن
صاحبخونه کيه؟
.يه پيرزن سفيدپوست
مطمئني، ديگه؟
.اما اون تفنگ داره
خوبه
.سعي کن خودت رو خيس نکني
!اينجا رو
!اينجا رو
!يالا
!بلند شو - !يالا -
.يالا، يالا
.اونا همشون اسکناس هستن
.اين کاکا سياه 600دلار ميارزه ولي تو هيچي نميارزي
.بايد ازش عذرخواهي کني
...معذرت ميخوام، بارل
.به من نگو
.معذرت ميخوام
.اين عذرخواهي از داراييهامون محافظت ميکنه
.من 3تا رُل دارم...اول پول بده
.آخرين دفعه پولي بهم ندادي
.عموت تقسيمش ميکنه
.ازم تشکر نميکني
.ممنون، مارکس
.لازم نيست بشماريش، پسر
اگه من نبودم کس ديگهاي اينکارو ميکرد؟
.تو الان اختيارت دست خودته
.حالا برو به اون کاکا سياه ها غذا بده
.الان نوبت توئه
تشنهاين؟
.واست يه چيزي دارم
.مردي که بايد دنبالش بگريدن "نيت"ـه
.قبرشو تو "پيترزبورگ" کندن
.از اينجا تا اونجا پياده سه چهار شب راهه
.من شمردن نميدونم، هرجا ميرم بهم خوشامد ميگن
.اما اين کاکاسياه ها برگشتن به جنوب
.خب، دوماه نميشه که برادرش رو تو "ليزويل" دفن کردن
.خبرش هنوز اونجا نپيچيده
.بهش فکر کن
چطوره واسه پسره 50تا بهم بدي؟
.بهرحال من برنميگردم
.اگه برنگشتم، پسره ماله تو
.هم آشپزي بلده، هم از اسبا نگهداري ميکنه
.پسره رو نگهدار
.لازمت ميشه
ضمنا اگه تو اين کارو خوب انجام بدي .يکي رو ميخواي که طلاها رو نگهداره
.از اينجا تا اونجا دهاتهاي زيادي هست
.از شمال تا جنوب هم جاهاي زيادي هست
.همچنين تو غرب
اگه اون نخواد پيداش بشه .جاهاي زيادي ميتونه بره
جاهايي که تو ميتوني بري
.خيلي مهم نيست
اگه همونطور که گفتم اون کاکاسياه رو برنگردوني
.پيدات ميکنم و تو زمين دفنت ميکنم
...بهمراه اون پسر
.و هرکس ديگهاي که ميشناسيش
پاشو
چرا بايد اين همه راه رو واسه يه فراري بريم؟
.اگه ميخواي ميتوني نياي
.فرقي نميکنه
...چرا ما فقط - .بخاطر پول -
.اين يکي بيشتر از اون 3تا ميارزه
.پس ميام
کي فکر کرد که ميشه اين تو زندگي کرد؟
.حالا ساکت باش و گوش کن
وقتي که ما با اون برگشتيم ...آخرين شب رو اينجا ميمونيم
وقتي که ما با اون برگشتيم ...آخرين شب رو اينجا ميمونيم
وقتي بيدار شدي ميري بارل رو قبل از بيدار شدن سياه پوستا مياري
.کمتر از يک و نيم کيلومتر راهه
و دوست ندارم که حرفي از اينکه .شب رو چطور اينجا باشي يا هر چيز ديگهاي بزني
فهميدي؟
.خوبه، برو
.رو زمين دراز بکش انگار که خوابيدي - چي؟ -
.يه طوري دراز بکش که انگار خوابيدي
.حالا پاشو و از در برو بيرون
.يطوري که من نشنوم
.دوباره
.تو نخوابيدي پس هرچيزي رو ميشنوي
.زر نزن، پسر
.دوباره
اگه چاقو يا چيزي داشته باشه .بايد قبل از خواب ازش بگيريم
...لازم نيست شب ديگهاي دزدکي بري بيرون
.چون اونا ديگه ترسيدن و جايي ندارن که برن
.اين هم يه نکتهي ديگه
.حالا برو
اسم شما "نيت"ـه آقا؟
...من از
.اين عموم مارکس ـه
.از اطراف ليزويل
.ما از طرف برادرت، ساموئل اومديم
.اون سل داره
.خوب نميشه
.گفت که زياد دووم نمياره
.نميتونم برگردم اونجا
...برادرت گفت
.قبل ازينکه بخواد بميره، ميخواد تو رو ببينه
.اون ازمون خواست اينو بگيم - چطور پيدام کردين؟ -
.برادرت شنيد که تو اينجايي.من نميدونم
کي گفت؟
.3روز قبل
و تو هم ميخواي که شخصا دنيا رو آزاد کني؟
اربابش پيتچارد، ازمون خواست اينکارو بکنيم .و بهمون پول داد
.گفت اون زياد دووم نمياره، فقط ميخواد تو رو ببينه
به برادرت چي بايد بگيم؟
تو چرا نميخواي برگردي پيشش؟
شما از ليزويل مياين؟
حالش خيلي بده؟
.هر وقتکه تونستم ميام ميبينمش
.ما بايد هممون باهم برگرديم
ما ميتونيم سفر برگشت رو با تو باشيم؟
شما دوتا با اختيار خودتون اومدين اينجا؟ - .بله قربان -
.پس...فکر ميکنم برگشت رو هم خودتون ميتونين برين
.خب، ما برادر نيستيم
.بعلاوهي اينکه ما اين همه راه رو بخاطر تو اومديم
.قبل از طلوع آفتاب حرکت ميکنيم
.اينطوري به شب هم نميخوريم
.من مسئوليت بچههاي احمق رو قبول نميکنم
.حالا، برو
...بنظر من اگه از اونور بريم ميتونيم 3روزه
.کسي نظر تو رو نخواست
.خب، لازمت ميشه. حرومزادهي الدنگ
منظورت اون طرفه؟
آره
.ميتوني از هر طرفي که خواستي بري
.مارکوس بهترين راه رو ميشناسه
.نبايد از اين بابت نگران باشي
تا حالا شليک توپ رو ديدي؟
.شنيدم صداي زيادي داره
.ولي هيچوقت خودم نديدم
...چرا فکر ميکني - مادرت بهت ياد نداده که بعضي وقتا بايد خفه شي؟ -
.من مادرم رو نديدم
چقدر طول کشيد تا از شمال فرار کني؟
.من فراري نيستم
.اين واسه تو که يه پسر حمالي خيلي زياده
.پدرم اونو بهم داده
.برام مهم نيست کي بهت داده
.نميتونم تا وقتيکه دوباره ببينمش خرجش کنم
.به پاک کردنش ادامه بده
.بهتر برق ميزنه
.اينو بهتر از سکه هاي جانسون پاک ميکني
.اونم بايد برق بزنه
.شاد کور باشه - .اون کوره -
.اون ميتونه عقابي که پشت سکه هست رو بدزده
.حداقل يه کار خوب بلده
.تو اين سن ديگه خيلي حرفهاي شدم
.اين به پشتت چسبيده بود
چرا اين شکليه؟
.هيچ منظوري نداشتم
.اين يه بذره
.بخاطر اينکه اونا بيشتر از اون که بخوان سفر ميکنن
...اما چرا اونا - .حواسم رو پرت نکن، پسر -
...خوب من
شنيدي؟
نه، صداش شبيه چي بود؟ - .گوش کن -
.خيلي آروم
اون چيه؟
اگه اون يه فراري نيست چرا بايد برگردونيمش پيش بارل؟
چي؟
.او به بارل بدهکاره
.او اونا ميخوان بزور بدهکاري رو ازش بگيرن
.پس سعي نکن باهاش رفيق بشي
خب شايد اون همهي پول رو پرداخت کنه .پس بزور ازش نميگيرن
.اون انتخابش رو کرده
.يادت نره که ما چرا داريم برش ميگردونيم
.امشب، تو يواشکي از در ميري بيرون
.اينطوري ميفهميم که چطور ميخوابه
.بهتره پاشي و هيزم بيشتري بياري
.ما دندونامون داره ميشکنه
اونوقت اين کاکاسياه داره گوشت ميخوره؟
.ميدوني مرد، ميتوني تقسيمش کني
.راست ميگي
چرا واسه فدرال حفاري ميکني؟
.بنظر نمياد با حفاري واسه اربابت تو جنوب فرقي کنه
بنظرت من آدميم که از هرکسي بخوام بره؟
.تو سخت کار ميکني.اختيارت با خودته
.من نه به کسي نياز دارم نه دنبال کسي ميگردم
.مارکوس و من گشتيم تا همديگه رو پيدا کرديم
.از وقتيکه ارتش مزرعهي اربابم رو سوزوند
.چيزايي که ساخته بوديم خراب شد
ما با هم فاميليم، ميدوني؟
.من مادرم رو واسه دو ساعت شناختم
.پدرم هم يه حرومزاده بوده
.پدرم دو سال پيش برگشت شمال
.اما بخاطر من برنگشت
.پسر، اون احمقـه، تو اينو ميدوني
...بزودي واسه تو مياد به جنوب
.اين آخرين چيزيه که تو فکر يه مرده
.ساکت باش و بزار کاکاسياه بخوابه
کجا ميري؟
.ميرم بشاشم
.بعدش برگرد همينجا
نميتوني 10دقيقه بايستي و .بعدش 1کيلومتر از اينجا دورشي
خب؟
.خب، تو داري نگام ميکني
.آه، لعنتي
.وايسا بينم
کجا داري ميري؟
.وايسا يه لحظه - .تو گوشت منو دزديدي -
.از حالا ديگه از راه خودم رو ميرم - .من غذات رو نخوردم -
No comments yet. Be the first to leave one.