Platonic

Platonic

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Platonic Season1 1080p WEB H264-CAKES
Platonic Season1 WEB x264-TORRENTGALAXY
Platonic Season1 720p WEB x265-MiNX
Platonic Season1 WEBRip x264-XEN0N
Platonic Season1 WEBRip x264-ION10
Platonic Season1 1080p x265-ELiTE
Platonic Season1 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Platonic Season1 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Platonic Season1 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Platonic Season1 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
다음의 해설 sahar_frb
█⫸ تمام قسمت‌ها ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

태그

web
1080
x264
720p
720
x265
webrip
BRip
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
게시일: 2023-08-23
다운로드: 50
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫خب، اینم از این

‫خب خب، امشب شبِ فیلم دیدن ‫با خونواده‌ست، بچه‌ها

‫- آره ‫- چی می‌خوایم ببینیم؟

‫- همه‌مون باید سر یه چیزی به توافق برسیم ‫- من می‌خوام «فیلم شکلک» رو ببینم

‫باشه

‫بیخیال بابا، هشت هزار بار دیدیش

‫آره عزیزم، فکر نکنم منم بتونم ‫دوباره «فیلم شکلک» رو ببینم

‫ولی من می‌خوام اونو ببینم

‫«درون و بیرون» چی؟

‫- خیلی بامزه‌ست، به خاطر خودم نمیگم ‫- باشه

‫- فکر کنم شما خوشتون بیاد ‫- فقط می‌خوای دوباره ببینیش

‫همیشه مثل ابر بهار گریه می‌کنی

‫فیلم شکلک، فیلم شکلک!

‫- «جان ویک» چطوره؟ ‫- چی؟

‫- جان ویک نمی‌بینیم، سایمون ‫- نه، اون نمیشه...

‫- اصلا تو چه جوری... نه ‫- چی؟ نه

‫اصلاً شاید یه چیز جدید اومده باشه ‫بذارید ببینم

‫فکر خوبیه

‫فیلم شکلک! فیلم شکلک!

‫وای

‫- چیه؟ ‫- چیه؟

‫- ویل داره طلاق می‌گیره ‫- ویل کیه؟

‫- ویل داره طلاق می‌گیره؟ ‫- آره، آدری توی اینستاش پست کرده

‫- ویل کیه؟ ‫- یعنی نمی‌دونستی؟

‫- نه، خیلی وقته باهاش حرف نزدم ‫- ویل کیه؟

‫از دوستای قدیمیمه، عزیزم

‫یه زمانی ویل بهترین دوست مامان بود

‫- یعنی دوست‌پسر سابقشه؟ ‫- نه، فقط یه دوسته

‫از اون دوستای با منفعت؟

‫- نه بابا اه، چی میگی؟ منفعتی نبود ‫- نه

‫آره، در واقع ویل توی عروسیمون ‫ساقدوش مامانت بود

‫واسه شب فیلم دیدن با خونواده چی می‌بینیم؟

‫- فیلم شکلک، فیلم شکلک ‫- نمی‌‌تونم... من...

‫نمی‌تونم دوباره فیلم شکلک رو ببینم ‫اصلاً نمی‌تونم

‫- عزیزم، چه فرقی داره؟ ‫- اون فیلم درمورد فونته!

‫- «هالوین» چی؟ ‫- نه

‫- مهم نیست ‫- فونت‌های سخنگو

‫- شکلکِ پی‌پی! ‫- اشتباهه

‫ما خیلی کم با هم وقت می‌گذرونیم

‫- شکلکِ پی‌پی! ‫- «دامر» چی؟

‫- نه ‫- «دامر»؟

‫چرا که نه؟ باید «دامر» ببینیم

‫- دامر؟ عجب ‫- آره

‫فهمیدم چی کار کنیم

‫شکلکِ پی‌پی

‫- باید به ویل زنگ بزنی ‫- من آخرین کسیم که بخواد بهش زنگ بزنم

‫زیادی داری سختش می‌کنی ‫ احتمالاً خیلی دلش می‌خواد بهش زنگ بزنی

‫نمی‌دونم

‫آخه واقعاً چندین ساله که با هم حرف نزدیم

‫تو بدترین شرایط قطع رابطه کردیم ‫زنش ازم متنفر بود

‫- تو ازش متنفر بودی ‫- خب، به این سادگیا هم نبود

‫من بهش گفتم به نظرم آدری ‫براش مورد خیلی بدیه

‫اون‌وقت باهاش ازدواج کرد

‫خب، ظاهراً سر عقل اومده

‫به هر حال ارزشش رو نداشت که به خاطرش ‫دوستش رو از دست بده

‫آره، پس بهش زنگ بزن

‫- آخه ضایعست ‫- چرا؟

‫نمی‌دونم

‫تو سن ما مردها و زن‌ها زیاد باهم نمی‌گردن

‫- اینطور نیست ‫- بیخیال

‫همه‌ی دوستامون زوجن

‫تو هم با آقایون حرف می‌‌زنی ‫ و من با خانوم‌ها

‫آره، فکر کنم درست باشه

‫از کی تا حالا معاشرت خانوما ‫با آقایون انقدر سخت شده؟

‫بعد ازدواجمون؟ بعد بچه‌دار شدنمون؟

‫خب تو و ویل دوستیتون مال قبل اینا بود

‫آره گمونم، بیچاره ویل ‫احتمالاً خیلی تنهاست

‫بهش زنگ بزن، دوستا واسه همین چیزهان دیگه

« عشق افلاطونی » « فصل اول، قسمت اول »

‫- سلام، وای خدا ‫- سلام، نگاهش کن

‫- چطوری؟ ‫عالیم، تو چطوری؟

‫- خوشتیپ شدی ‫- آره، حس خوبی دارم

‫- تیشرتت باحاله، قشنگه ‫- آره، مرسی

‫شبیه دلقکای گرانج دهۀ ۹۰ شدی

‫وای خدا، چه خبر... ‫کار و کاسبی آبجو چطوره؟

‫خیلی خوبه، آره

‫راستش الان دیگه آبجوسازِ بار خودمم

‫- چی؟ تبریک میگم ‫- قربونت

‫- آره ‫- ایول

‫راستش آخر هفته توی بار پارتی داریم

‫- خب ‫- آره، اگه آخر هفته...

‫اگه آخر هفته بودی، یه سر به بار بزن

‫- با کمال میل، باشه ‫- پس جزئیات دقیقش رو برات می‌فرستم

‫هنوزم وکالت می‌کنی؟

‫چارلی تازه شراکت رو شروع کرده ‫و منم کمکش می‌کنم

‫به به

‫پس هنوز توی موسسه با چارلی کار می‌کنی؟

‫کلی کار باهم می‌کنیم، خیلی عالیه

‫تو و چارلی الان ‫توی یه موسسه‌ی حقوقی استخدامید؟

‫من حقوق نمی‌گیرم

‫امون از این جامعه

‫در حال حاضر کار نمی‌‌کنم

‫درسته، در حال حاضر بیکاری

‫خانواده‌ت هنوز پابرجاست؟

‫آره، می‌خوای عکسشونو ببینی؟

‫آره

‫وای، اوناهاشن

‫چه باحال، وای

‫جالبه

‫دماغشون چاقه

‫ببین، من می‌خواستم عذرخواهی کنم

‫که با جریان خانومت کنار نیومدم

‫احساس کردم... مخصوصاً این که ‫گفتم نباید باهاش ازدواج کنی

‫از این حرفم پشیمونم

‫- خب... ‫- چیه؟

‫- هیچی ‫- ئه

‫جریان چیه؟ خوبی؟

‫هیچی، همینجوری دارم میگم

‫خیلیم عالی

‫- باشه، ممنونم ‫- قربونت

‫خب، حالا دیگه زنِ سابقمه...

‫- وای، نه! کی اینجوری شد؟ ‫- آره

‫همین چند ماه پیش بود، آره

‫- وای نه ‫- آره

‫چه جوری شد؟ چه اتفاقی بینتون افتاد؟

‫هیچی، توافقی بود ‫کاملاً دوستانه و توافقی

‫- آهان ‫- هنوز دوستیم، با هم وقت می‌گذرونیم

‫- وای، چه قدر پیشرفته ‫- آره، خیلی دوستانه‌ست

‫آره، خب می‌دونی دیگه... ‫جداییِ آگاهانه بود

‫از اینجور مزخرفات دیگه

‫خب، طلاق سخته

‫بیا بازش نکنیم

‫- خب، خوش گذشت ‫- واقعاً از دیدنت خوشحال شدم

‫آره، خیلی خوش گذشت ‫مستفیض شدیم

‫خیلی خب

‫- خب ‫- راستی، اگه آخر هفته بودی

‫- بیا پارتی ‫- حتماً

‫- برنامه‌ی دقیق رو برات می‌فرستم ‫- باشه، حتماً

‫- آره،‌ عالیه ‫- پرستار بچه می‌گیرم، باشه

‫دارم سعی می‌کنم بفهمم چی به چیه

‫- آره، ‌آره، آره ‫- اون پنج سال پیداش نبود

‫- و حالا می‌خواد بیاد پارتی‌مون؟ ‫- آره

‫یه کمی غیرعادیه

‫- چرا غیرعادیه؟ ‫- آخه هیچ‌وقت از آدری خوشش نمیومد

‫حالا که آدری رفته، برگشته

‫به نظر من که یه کم غیرعادیه

‫راستش فکر نمی‌کنم که برگشتنش

‫ربطی به نفرتش از آدری داشته باشه

‫وقتی به صرف قهوه دعوتم کرد بیرون

‫اصلاً نمی‌دونست که ما طلاق گرفتیم

‫صبر کن، برگرد عقب ‫این دُخیه که از خواهرم بدش میاد یکه؟

‫یکی از دوستامه و این که ‫زن سابقم، آدری خواهر جنابعالی نیست

‫خواهر ناتنیته

‫تا جایی که من می‌دونم وقتی والدینتون ‫باهم ازدواج کردن، دبیرستانی بودین

‫واسه همین این صمیمیتتون خیلی عجیبه

‫تازه، اصلاً تو نباید اینجا باشی

‫ما بارو می‌چرخونیم ‫تو یه سرمایه‌گذاری

‫می‌تونی خونه بمونی و با رمز غیرقابل معاوضه ‫سر ست گرین کلاه بذاری، خب؟

‫- ببین، متوجهم جریان چیه ‫- چی؟

‫- نمیشه با یه دختر دوست معمولی بود ‫- اصلاً هم اینطور نیست

‫فیلم «وقتی هری سالی را دید» ‫فقط برای اثبات اینه

‫که می‌تونی با یه خانوم دوست معمولی باشی

‫نه ویل، مثال بدی زدی ‫هری با سالی ازدواج می‌کنه

‫- با هم می‌خوابن، دوست نیستن ‫- حقیقته

‫اسم اون فیلمه باید بشه ‫«وقتی هری با سالی خوابید»

‫فقط وقتی می‌تونی با یه زن ‫دوست معمولی باشی که سکسی نباشه

‫حقیقت به توان دو

‫اینطور نیست

‫من اینو نگفتم، حرف من نبود

‫نه، رفقا ‫من با ویل موافقم

‫چون من با خاله‌م حسابی رفیقم ‫و اون خیلی جذابه

‫- چه قشنگ ‫- بفرما

‫من خاله‌ت رو دیدم و واقعاً سکسیه ‫حقیقته

‫- چندش ‫- آره، عجیبه، بگذریم

‫حالا به نظرت میاد یا چی؟

‫نه، فکر نکنم بیاد ‫اون توی «کال‌ور سیتی» زندگی می‌کنه

‫سه تا یا نُه تا بچه داره

‫راستش یادم نمیاد

‫ولی خیلی براش سخت میشه که خودشو برسونه

‫فقط به رسم ادب دعوتش کردم

‫ولی اندامش خوب مونده‌ها ‫خوش به حالش

‫وایستا ببینم، ‫فکر نکنم از اندام کسی بشه حدس زد

‫که طرف چند تا بچه داره

‫مثلاً یه لحظه موریانه‌ی ملکه‌ رو تصور کن

‫عمراً اگه از ظاهرش بفهمی...

‫که هزاران‌تا بچه داره

‫گمونم منتقلت کنیم پشت صحنه، عمر

‫- خداحافظ ‫- خداحافظ

‫مامانی، باهام نیا

‫- چی؟ ‫- من که دیگه نی‌نی کوچولو نیستم

‫دیگه مهد کودک میرم ‫نمی‌خواد باهام بیای

‫می‌دونم ولی خیلی دوست دارم ‫تا کلاس باهات بیام...

‫همینجا بمون

‫باشه

‫وای، بطری آبم رو یادم رفت

‫ایول!

‫از آبمیوه که ضررش بیشتر نیست

‫دیدی چی شد؟

‫میو دیگه گفت دیگه تا کلاسش باهاش نرم

‫کارت خوب بود

‫آخه خیلی یه‌دفعه‌ای بود

‫۱۳ سال تمام‌وقت مادری کردم

‫و دیگه هیچکس حتی نمی‌خواد که منو ‫باهاش توی حیاط مدرسه ببینن

‫من می‌خوام

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left