처음 200줄입니다.
×تماس پاک شود؟×
×مطمئن هستيد؟×
×بله×
مهمانان گرامي، حالا چند تا عکس مي گيريم
همگي، لطفا بنشينيد
خانمها و آقايون لطفا بنشينيد
اون خيلي منو خراب کرد
پاک شود؟ بله
آرررررررررررررره- آررررررررررره-
پاک شود؟ بله
آرررررررررررررره- آررررررررررره-
خيله خب، بعدي
آرررررررررررررره- آررررررررررره-
آرررررررررررررره- آررررررررررره-
آرررررررررررررره- آررررررررررره-
آرررررررررررررره- آررررررررررره-
هي، نميشه همشونو يه دفعه اي پاک نکنه؟؟
اگه ميخواد همه اثراشو پاک کنه
حداقل يه بار بايد سطل آشغال رو خالي کنه
آرررررررررررررره- آررررررررررره-
!!آررررررررررره-
×تبريک براي خاتمه دادن رابطه نااميدکننده ات×
بچه ها، روزهاي شاد قرار گذاشتن من تموم شد
اون مردک فقط جزئي از گذشته منه
هيچ کسي نميتونه يه قايق شناور رو آب رو که رفته پايين رود داشته باشه
من، جونگ يه يون بر نمي گردم به گذشته ام نگاه کنم
همونجوري که دارم قدم بر ميدارم فقط به آينده نگاه خواهم کرد
قسمت9:اگه بازم ميموني، نميتوني ببازي
مادر بزرگ- چرا اينجا اينقدر سر و صدائه؟-
چي؟؟- ...شماها دارين چيکار ميکنين، که-
خودم اينجا تنهام
چي داري ميگي؟؟
"شنيدم چند نفر مي گفتن "آره
نه، من داشتم تنهايي درس ميخوندم
موندم صدا از کجا ميومد؟؟
!!به سلامت برسين طبقه پايين
!!وايسا
گفتي خودت تنها بودي، نه؟؟
بله، خودم اينجا تنهام
خيلي دير وقته فک کنم
به همتون هشدار دادم که يه مرد عجيب داره اين دور و ور مي پلکه
و هنوز همگي دارن دير ميان
اگه اتفاق براشون بيافته چي؟؟
دقيقا خانوم
اگه راستي راستي اتفاقي بيافته پشيموني فايده اي نداره
البته خانوم حق با شماست
اگه براي کسي که تو خونه من زندگي ميکنه اتفاقي بيافته
فکر ميکني چه احساسي دارم؟
مطمئنم حس ميکنين قلبتون داره تيکه پاره ميشه
اوه البته
يه مرد عجيب غريب داره بيرون مي پلکه خيلي وقت هم نميشه
اوه خداي من- حتما درو خوب قفل کني-
حتما اين کارو مي کنم، خانوم- باشه-
خداحافظ
لطفا مراقب خودتون باشين
همتون شنيدين چي گفت ؟؟
يه مردک عجيبي داره امروز اين دور و بر مي پلکه
نمي دونين کي ممکنه باشه؟؟
فکر ميکني اومده اينجا التماست کنه يه فرصت ديگه بهش بدي؟؟
نه بابا!! از اونا نيست اين کارا رو بکنه
...اگه اون عوضي پست نيستش
کسي با من کاري نداره
به منم همينطور
ارشد منم به خاطر آموزش براي نيروهاي ذخيره از اينجا دوره
من که چيزي نپرسيدم
همينجوري محض اطلاع ميگم
تا کجا پيش رفتين؟؟
دفعه قبل همديگه رو بوسيدين
شماها "از خط قرمزي که نبايد رد بشين" رد شدين؟؟
سونبه- اوههه-
هي، اگه کاري نکردين پس چرا انقدر عصباني شدي؟
ما کاري نکرديم- از کجا معلوم؟-
ما که نديديم
...نه، اينطوري نيستش
چرا اين کارو با من ميکنين؟؟
خيله خب، به خاطر روز خاص يون سون با ارزشمون که هنوز ادامه داره
محقق بزرگ در زمينه عشق رو بهتون معرفي ميکنم استاد کانگ يي نا
مهمون ديگه امون خانوم جونگ يه يون هستن
!!آههههههههههههههههه
اوه، چه خجالت آور
عسلم، بيا و منو بگير
!!برگرد اينجا ، صورتي خوشگل من
اوه، عسلم
چرا هميشه من؟؟
بله، الان ميام اومدم
سلام
اين کسيه که مادر بزرگ گفته بود؟؟
بامزه است، چند سالته؟؟
بيست و 7 سالمه- چرا اومدي اينجا؟-
...اين، اممم- تو کي هستي؟؟-
...اوه، من
کسي به اسم يو يون جه اينجا هست؟
بازپرس دعاوي بيمه کيم چانگ هوان
بازپرس دعاوي بيمه چيه؟
با فروشنده هاي بيمه فرق دارن؟
معلومه، فروشنده هاي بيمه بيمه ها رو ميفروشن
و بازپرسا تحقيق مي کنن
خب، درباره چي تحقيق مي کنن؟- هان؟-
خب... درباره اين و اون
ببخشيد
چرا..دنبال من مي گشتين؟
خب، شرکت ما يه سري تحقيق انجام داده
اونا بهمون گفتن درباره پرونده هايي دوباره تحقيق کنيم
درباره کسايي که بيشتر از سه بار تو ده سال غرامت بيمه گرفتن
و خانوم جونگ هي، که مادر شماست اين گزينه شاملشه
متاسفم- چي؟-
درباره چي؟
درباره اين قضيه عموما
مطمئنم اين قضيه به زودي تموم ميشه
خب، ...هفت سال قبل ...آقاي يو دونگ گون
راستش من بهشون ميگم "آقاي يو دونگ گون"
وقتي برادر بزرگتون فوت شده مغازه اش کارش خيلي خوب نبوده
و پدرتون چهار سال قبل فوت شده
...رابطه بين قرض دهنده
اين چيزي که وقتي اين پرونده رو دوباره باز کرديم متوجه شدم
ضمنا، وقتي 17 سال قبل ...مادرشوهر فوت ميکنه
مادرشوهر؟
خب، مادرشوهر مادرتون
يعني مادر بزرگتون
خب وقتي مادربزرگتون فوت شده يه غرامت بيمه گرفته
...خدايي چيزي نميدونم- البته-
بله، مطمئنم نمي دونين شما فقط دو سالتون بوده
يا سه ساله بودين؟
...ام- بله؟-
چي ميخواين به من بگين؟
...خب
ناپدريتون هم فک کنم خيلي وقت نميشه يه تصادف داشته، درسته؟
اون خيلي صدمه نديد
بله، درسته جاي شکرش باقيه
...اما مطمئن نيستم جاي شکرش باقي باشه
چون پدرتون هم قبلا تصادف کرده
محل تصادف
جوريه که آدم تعجب ميکنه که چطوري اونجا تصادف رخ داده
يه جاده پيچ دار بوده اما نسبتا عريض بوده
و اينجا جايي نيست که معمولا تصادف رخ بده
شما اونجا بودي، احيانا؟
نه
اوه، خب نبودي
مادرتون رو بيشتر دوست دارين يا پدرتون رو؟
چي؟
خب، ...اگه شما دنباله رو مادرتون باشين دارين به پدرتون خيانت مي کنين
و اگه مادرتون رو باور دارين فکر کنم پدرتون ممکنه ناراحت باشه
...انتخاب مرگ و زندگي نيست، اما
اما يه بيمه به اسم شما هم هست
مي دونستين؟
قرارداد امضا شده به وسيله: آن جونگ هي بيمه شونده: يو يون جه
چيز خاصي نبود
اونا ميخواستن با ناپدريم صحبت کنن آخه ناپدريمم تصادف کرده
اما نتونستن باهاشون تماس بگيرن
دوتاشون رفتن مسافرت خارج از کشور
اوه- فهميدم-
بياين بريم بخوابيم
در قفل شده؟- خيلي نگران بودم-
خدارو شکر بدن پدرتون دفن شده
اگه سوزونده ميشد ما هيچ انتخابي نداشتيم
مامان، کي برمي گردي؟ اينو که ديدي بهم زنگ بزن
بانو جونگ
×رفتن به دعاي صبحگاهي×
همه اين گزارشا ميگه من باهاش بهم زدم
و در دسترس هستم
اين تصميمي که با هم گرفتيم به عنوان بزرگسال
لطفا درباره زندگي خودتون يه جمله بسازين يه يون
...باشه، ام
من قيد دوست پسرمو زدم
من در دسترس هستم
آفرين!! منم دردسترسم
جدا؟؟ ديوونه کننده است
هي، اتفاق خوبي برات افتاده؟
من؟ با دوست پسرم به هم زدم
هي، بيا همو ببينيم خيلي وقت شده
خب، کي وقتت آزاده؟
آره شنبه؟
×بيا سر خودمون رو شلوغ کنيم×
ام، براي شنبه برنامه دارم يکشنبه ساعت 5 عصر چطوره؟
باشه، مي بينمت
بيا بپريم، بپر بپر
واااي، خيلي ليزه
گذاشتم هوا تهويه بشه- چرا؟-
آه!!!!! هي
بهت که هشدار دادم
دوباره ميخواي بري بيرون؟- آره، بعدا مي بينمتون-
انگار داره زياده روي ميکنه، نه؟
آره، اينقدر نااميده که يه دقه هم تنها نميشه
اين آدمايي که نميدونن ماليات ماهانه چجوري کار ميکنه
فقط ازم ماليات کمتري ميخوان
از آوريل، براي دو ماه آخر هفته ها سرم شلوغ بوده
به هر حال، تا ميونستم جون کندم براي نيرو گرفتن يه کم استراحت لازم دارم
پس مستقيم رفتم مالديو
و خيلي عالي بودش
...بعد اومدن از اونجا
آه، اي بابا
گرسنمه بياين بخوريم
ووواااااووو- وااااااااااي-
واااااي، خيلي خوشمزه است
خوشمزه است، سونبه يون يالا بيا اينجا
باشه
اين قسمت بانو جونگ رو دوست دارم- اوه، بس کن-
احيانا فردا کسي از شما ها وقتش آزاده؟
بايد يه مقدار لباس بخرم و لازمه کسي کمکم کنه
لباس؟
No comments yet. Be the first to leave one.