Scandal: A Shocking and Wrongful Incident

Scandal: A Shocking and Wrongful Incident

스캔들: 매우 충격적이고 부도덕한 사건

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Scandal E36 END 2013-KOR
다음의 해설 m@hsa
m@hsa-ترجمه و زیرنویس:مهســا

태그

other
게시일: 2013-11-01
다운로드: 32
청각 장애인용: Yes

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

"قسمت آخر"

برين کنار

! شوک

! شوک

فقط بمير؛فقط به جاش بمير؛بابا

.....بيا بميريم بابا،با همديگه ....با من

بيا بميريم بابا

تو دلت نمي خواد بميري؟ پس تنهايي مي ميرم.خودم ُمي کشم

!بسه

پدرت قرار نيست بميره

مي خوام واسه يه مدت طولاني به زندگيم ادامه بدم مي خوام تا جايي که مي تونم زنده بمونم،حتي اگه شده يه روز بيشتر باشه

!تا جايي که بتونم؛زنده مي مونم

! به چه حقي !چي باعث شده فکر کني همچين حقي داري،بابا؟

! چون من پدرم!چون پدرم

چون نمي تونم همينطوري سرم ُبذارم ُبميرم

چون نمي تونم اجازه بدم؛مرگ پايان ِمن باشه

چي؟ خودش ُتحويل داده؟

همونطور که برنامه ريزي کرده بودي،برکناري به سرعت اتفاق مي افته

وقتي برخلاف ِبرنامه ي شما،جلسه ي سهامدار ها برگزار شد؛

بين ِمن و "جانگ اون جونگ" بر سر اين که کي سهام ِبيشتري داره جنگ راه مي افته

اهميتي نداره که از داخل ِگروه چقدر حمايتت کنن،شانسي براي رياست نداري

با سهام هاي که به اسم ديگران خريدي،روي هم چند درصد سهام داري؟

7.3درصد

اينقدر داري؟

ولي اگه "جانگ اون جونگ" سهام ِدوستانش رو هم حساب کنه بيشتر از من سهم داره

در حال ِحاضر 9.3 درصد سهام دارند

اگه گروه "تائه ها" بيفته دست ِ"جانگ اون جونگ"؛

مشخصه چه اتفاقي مي افته

بايد جلوش ُبگيريم.بايد ازش محافظت کنيم بياين با همديگه ازش محافظت کنيم

بهت پسُت ِمدير عاملي رو ميدم بهت قول ميدم همکارات رو بتوني خودت انتخاب کني

مي دونم که شرکت ِسرمايه گذاري"مارکوس" متعلق به توئه

حق ِراي اون 2.2 درصد سهامي که داري رو،به من واگذار کن

اون موقع مي تونيم پيروز بشيم،برنده ميشيم،هيونگ

اگه بتوني از پدر زن،وکالت نامه بگيري

ولي اگه پدر زن،وکالت نامه رو به "جانگ اون جونگ" بده؛

اون موقع تبديل ميشم به سگي که دنبال ِاستخوان واق واق مي کنه

بعد از اين که صد در صد اطمينان پيدا کردي که برنده ميشي بيا پيشم اون موقع،منم رو تو شرط مي بندم

بيا بريم تو

"وکالتنامه براي جلسه ي ويژه ي سهامداران"

"وکالت نامه براي 5500000 سهم،براي جلسه ي ويژه ي سهامداران"

......اوه،اين

رئيس،تو بازداشتگاه ِسئول ئه

برو ديدنش و اينم واسه رئيس ببر

چي؟ تو زندان ئه؟

...پس

....پس پدر

خودش ُتحويل داد

منم باورم نميشه.چطور همچين اتفاقي افتاد....؟

به هر حال،زنده ايم که ياد بگيريم

اون جونگ"چي؟ الان کجاست؟"

شماره اش ُاز دادستان گرفتن و بهش زنگ زدم؛

ولي جواب نميده

....."اين....اگه اين بيفته دست ِ"گو جائه اين

"فراموش نکن که کل ِشرکت ِ"تائه ها" هم مي افته دست ِ"گو جائه اين

رئيس ُمتفاعد کن ،و هر طور شده برشگردون

.....بدون ِاين که من بدونم

فقط بدون ِاين که من بفهمم؛

مي خواستي بميري؟

مي خواستي من ُبفرستي سفر و

بدون ِاين که خبر داشته باشم

قصد داشتي واسه هميشه بري؟

چرا هميشه مثل ِبچه ها باهام رفتار مي کني؟

منم مثل ِداداش بزرگ شدم

مي تونم تحملش کنم

درست مثل ِداداش

مي تونم کنارت بمونم

در کنارت مي مونم ،من پيشت مي مونم بابا

مي تونم.کارم ُخوب انجام ميدم

بابا،لطفا بيدار شو.کارم ُخوب انجام ميدم خوب انجامش ميدم،بابا

بابا،لطفا بهوش بيا.پيشت مي مونم

بابا.پيشت مي مونم.متاسفم

سو يونگ"،آقا"

آقا بهوش اومده

بابا

بابا

"اون جونگ"

ديگه اين کار ُنکن.ديگه هيچ وقت اين کار ُنکن

جسمت،روحت و زندگيت رو

بهم قول بده که از اين به بعد،بهشون ارزش ميدي

به مادرت قول بده که ديگه هيچ وقت همچين کاري نمي کني

قول ميدم

پدر چطوره؟

چه بلايي سر ِبابا اومده،مامان؟

بيا بريم داخل

بهوش اومده

چي؟

اون جونگ" اومده"

سالم ُسلامت اومده

واسه اين که با چشم هاي خودت ببيني"اون جونگ" سالم و سلامته؛

مي دونم که با تمام ِوجودت داري سعي مي کني ادامه بدي

.....فقط يکم ديگه

با فکر کردن به بچه هات،يکم ِديگه

نيروت ُجمع کن

کوه

بيا بريم کوه

فقط خودمون دوتايي

بيا بريم کوه نوردي

.

نمي دونم چرا احساس مي کنم پدر بهم خيانت کرده

حتما به اين دليله که به خودت اعتماد نداري

فکر مي کني دوباره رهات کردن،مگه نه؟

حتي اگه تو به جاي اون بودي؛

حتي اگه تو کسي بودي که خودت ُبه جاي پدر تحويل داده بود

پدر بازم همين انتخاب ُمي کرد

به خاطر ِاينه که خودت،به خودت اطمينان نداري

چون به پدر اعتماد نداري،احساس مي کني بهت خيانت شده

بياين اين جنگ ِخواهر برادري رو بذاريم واسه بعد از جلسه ي سهامداران .....فعلا،بايد

تمرکزمون رو بذاريم واسه طرح ِيه برنامه که بتونيم کنترل ِمديريت ِگروه رو به دست بگيريم

با اين اوضاع،شرکت ِ"تائه ها"مي افته دست ِيه عده غريبه

اميدوارم اون غريبه،تو نباشي

منظورت چي بود؟

منظور ِخاصي نداشتم،چرا به خودت گرفتي؟

چرا،نکنه کاري کردي که احساس ِگناه مي کني؟

!جانگ جو ها"،مراقب ِحرفات باش"

!جو جين وونگ"،تو هم بايد مراقب ِکارهات باشي"

!اينقدر به اسم ِ"تائه ها" کلاهبرداري نکن

اين کلاهبرداي مزخرفي که به اسم ادغام ِچهار شهر به راه انداختي رو !تمومش کن

تمومش کنين

نبايد با همديگه اينطوري رفتار کنيم

!بياين با هم نجنگيم

همونطور که هيونگ گفت،اگه بخوايم برنده شيم؛

اگه بخوايم از خودمون دفاع کنيم،بايد با هم متحد بشيم

تو هم دلت نمي خواد شرکت ِ"تائه ها" سقوط کنه،درست نميگم؟

دلم هم نمي خواد وکيل"گو جائه اين" رئيس ِشرکت"تائه ها" بشه

....خبُ ؟ نکنه

مي خواي به عنوان ِرئيس آينده،از "جانگ اون جونگ" پشتيباني کني؟

اگه نمي خواي همچين اتفاقي بيفته،تو چرا از من حمايت نمي کني؟

اينطوري مي تونيم به عنوان ِيه تيم،برنده بشيم

مي دوني واسه چي شايستگيش ُنداري که رئيس ِبعدي "تائه ها" بشي؟

چون تو فقط مي خواي از خودت محافظت کني،نه شرکت

اگه قبل از اين که من به ديدن ِپدر برم،پدر ُ ديدي؛

اميدوارم به عنوان ِوکيلش به ديدنش رفته باشي

مي دوني که،منم امروز بايد به ديدنش برم

ممنونم

ميشه يه بار ِديگه بگي؟

ممنونم

اين اولين باره

که مي شنوم ازم تشکر مي کني

اونقدرها که فکر مي کردم هيجان انگيز نبود

درموردش فکر کرده بودي؟

اينجا که به جز فکر کردن، کار ِديگه اي ندارم

ديگه به چي فکر کردي؟

به يه دلايلي،همه اش درباره ي گذشته ها فکر مي کنم

حتي دلم واسه يتيم خونه اي که

اونقدر ازش متنفر بودم هم تنگ شده

حتي دلم واسه مدير ِاونجا که خيلي باهام بدرفتاري مي کرد هم تنگ شده

(جاجانگمين(نودل با سس لوبيا سياه

با بقيه ي بچه هاي پرورشگاه رفتيم رستوران و من اينطوري سفارش دادم؛

"!آقا،12 تا جاجانگمين ،لطفا"

حالا که 12 تا سفارش داديم،ميشه يکم سيب زميني سرخ کرده ي مجاني" " هم بهمون بدين؟

وقتي همه ي بچه ها غذاشون ُخوردن

يکي يکي به بهانه ي دست شويي،فراري شون دادم

و وقتي که فقط خودم تنهايي مونده بودم،تا جايي که مي تونستم .....سريع دويدم

ديدم که فروشنده ي مغازه گرفتت

و کتکت زد

رو همه جاي صورت و سرت،سس ِلوبيا سياه ماليده بود

و اينقدر کتک خوردي که خونين و مالين شدي

ولي اقرار نمي کردي که اشتباه کردي

اين همون چيزي بود که

باعث شد پدرم از تو خوشش بياد

و چيزي بود که باعث شد من ازت خوشم نياد

پس؛

......واسه اولين بار من ُتو پرورشگاه نديده بود

بعد از اين که تو رو تو اون رستوران ِچيني ديد؛

اومد پرورشگاه دنبالت

چون همه اش تو فکرت بود

که اينطور

من نمي دونستم

و جلوي پدرت؛

وانمود مي کردم

بهترين آدم ِدنيام

فقط يه بار ِديگه هم بيا ديدنم

اون موقع اون برگه هاي طلاق رو

خودم مهرُ و امضا مي کنم

الان ديگه آزادي

ممنونم

واقعا

متشکرم

واقعا که،اصلا اونقدر ها که فکر مي کردم هيجان انگيز نبود

وکيل"يون"،واسم دعا کنين سفر ِخوبي داشته باشم

ممنون

سفر به سلامت

پدرت که قرار نيست بره بميره

فقط ميريم کوه نوردي

بابا،بريم؟

!بريم

سو يونگ" رو به شما مي سپرم"

بايد اصلاح کنين

آره

تو سلول تون يه تشک تاشو گذاشتن

واسه همين ديگه لازم نيست رو زمين بخوابين

چطوره که تو با اين که تو زندان نيستي

از من بيشتر داغون شدي

نتونستم خوب بخوابم

چرا؟

به خاطر ِپدرت؟

يا به خاطر ِوکالت نامه؟

بيست و سوم اکتبر 2013

"جانگ جو ها"

!پدر! پدر! پدر

Scandal: A Shocking and Wrongful Incident subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Scandal: A Shocking and Wrongful Incident

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left