처음 200줄입니다.
الکس بيدار شو
تو مطمئني که هنوز ميخواي واسه هميشه يا من باشي...
و هميشه?
- آره. - Whoo!
منم همينطور!
ميدوني اين تتوها
خوب به نظر نميرسه.
احتمال زيادي وجود دارد
که من هپاتيت داشته باشم
که به اين معنيه که ما هپاتيت داريم
Aw.
اين کاملا قابل درکه. ميدوني, روزي ما
become officially monogamous, we catch an std.
مطمئني همين تتو کافيه?
' بخاطر اينکه ما ميتونيم دوشنبه دوباره سعي کنيم براي ازدواج .
نه ، نه. ، اينجور نيست اين براي ما زياده?
منظورم اينه که ,ديروز, ما رفتيم شهرداريl, the DMV,
و اورژانس, خيلي زياده,اون فقط
يه ازدواج واقعي و بي رمق بود
منظورم اينکه ما به گواهي ازدواج نياز نداريم
ميدوني, منظورم اينکع,تتو خيلي خيلي دائمي تره.
ما ميتونيم کار خودمون رو بکنيم.
بيا فقط بريم بگيم ما ازدواج کرديم.
دقيقا مثل اينکه تو بگي از کالج فارغ التحصيل شدم
دقيقا
خب, پس, uh, ما الان ازدواج کرديم.
خوبه. احساس خوب و پير بودن دارم.
اما من بهت قول ميدم: چون ما ازدواج کرديم
به اين معني نيست که من خودم به سمت افتضاح بودن هل ميدم
ميدوني,من خيلي از زنهارو ميشناسم, که وقتي ازدواج ميکنن,
موهاشون رو کوتاه ميکنن.
من اونجوري نميشم,باشه?
در واقع,من ميخوام موهامو بلند کنمt.
باشه,خوبه.
همه اين.
خيلي خب, خبl,من مطئنم ميخوام بزارم همه چيزم بره
کجا بره?
چقدر ميزاري فراتر بره?
ميبيني.
ميدوني,بزار درموردش به مامانم بگم.
ميخوام بهش بگم که ازدواج کرم,ميدوني,
اون جلوم رو گرفت با
رابطه هاي سرد
مطموني? - آره!
يعني,من الان يه همسرم.
من الان بايد عادت کنم به انجام کاراي که
من رو ناراحت مبکنه
آره, و منم الان يه شوهرم.
منم بايد عادت کنم به انجام کاراي که تو رو ناراحت مبکنه
خب خب, پس, ما دعوتيم پيش مامانتr.
ببين,من واقعا اهميت نميدم که ما ميخوايم چيکار کنيم,
فقط بايد ازدواجمون رو عالي به سرانجام برسونيم
- Mm! - Mm.
Oh, no. انگشت دست چپم شکسته.
مال من نه.
کاري از آزاده
? Girl, look at that body ?
? girl, look at that body ?
? girl, look at that body ?
? I--I work out
? girl, look at that body ?
Okay.
اين مهموني مجرديمون بود.
باورم نميشه تو ازدواج کردي.
تو! يعني,تو.
Aw,اولين روز ازدواجم يادم مياد
با کي شوخي ميکنم? نه،يادم نمياد.
خب من آماده امکه با مامانت وقت بگذرونم
از من ميخواي چيکار کنم, يکيو تبديل به يه قاتل شوم کنم
و يجا قايمش کنم?
نه، من به کمک کسي نياز ندارم. خودم انجام مبدم
هيي بزار تو يه کاري کمکت کنم
انگشتت شکسته. -نه، اذيتم نميکنه,الکس.
ويتني نميذاره کسي هيچوقت کمکش کنه.
آره, ديدم همه يه اتاق رو تنهاي رنگ زد
بدون نردبان
هرزه ميتونه بپره.
نه, اما به حرحال t,ميدوني, بعضي چيزا بايد تغيير کنن
يبار ازدواج ميکنيم يعني,بيخيال , ويتt.
بزار وظايف همسريم رو انجام بدم.
باشه,ميخواي وظايف همسريتو انجام بدي?
ميريم . - باشه.
خب يادت نره: هرچيزي که مامانم ميره
يجورايي تعريف برعکسه
يا يه جور توهينه
گرفتم,ديگهt? - خب اون ميگه,
"wow,اين آپارتمان رو ميشه راحت تميز نگه داشت,"
- منظورش اينه... - اينجا کوچيکه.
و تو مرد نيستي, ولي گرفتي.
ميتونم با اون کمک کنم? -نه، گرفتمش.
لعنتي,هرزه ميتونه بپره.
Wow,ويت اين مسايل وظايف ازدواجو جدي گرفته.
شايد ما بايد هديه ازدواجو تقسيم کنيم
Oh, no. ويت ازش متنفره.
اون نميتونه تو يه فضاي کوچيک باشه
يادمه که ويتني تنگنا هراسي داره
ميترسه, اما هميشه موضوع رو بيخيال ميشه
which is why she can't stand it if people are more or less
than 20 feet away from her.
اينو نميدونستم
Oh, يروز ديگه,يه ظرف خوشگله مارتيني ديدم
Oh, no, no, no, no.
ويتني رابطه سالمي با مارتيني نداره
يبار,ما تو سندلاس بوديم .
ويتني 4 تا مارتيني خورد و شروع کرد به مشت زني
با زيتون
زيتون برنده شد!
Oh, hey, مامانم
- ميتوني بقاپيش? - Uh, آره.
کندي
تو!
من.
ليلي!
روز بزرگ کيه?
Oh, uh,ما نامزديمون رو بهم زديم.
Oh, no!چرا?
ما فقط جور نبوديم
ميدوني چي ميگن مردا از مريخن,
و نيل با مردا سکس ميکنه
Oh, عزيزم, اون برميگرده
اون به زودي ميفهمه که مردا بيزار کننده اند
- Hi, mom. - Hi, honey.
Hey, Candi,نوشيدني ميخوري?
Yeah,البته. ساعت 10
ويت مطمئني نميخواي با بموني؟
ما ميتونيم بمونيم و کمک کنيم
- Aw, شماها ميتونين برين. - Oh, مطمئني?
- Mom,اين چيه? - از طرف منه.
- تبريک ميگم. - بيخيال!
لازم نبود برامون کادو بياري
No. No, no, no, no, no. مشکلي نيست
دخترداييت نانسي نيومده اينجا؟اومده؟
-من دختر دايي دارم? -عاليه.
من اينو واسه مراسم خريده بودم
اما دعوت نشدم
نه ما مهموني نداشتيم
ويتني بهتون نگفت? آره،مامان،يادته?
ما ديشب با تلفن حرف زديم?
من داشتم جيغ ميزدم بخاطر مخلوط کنتون?
شما داشتي مخلوط پروتين درست ميکردي...
- کولادا? - Ah.
نبايد سفارش بدم
ميدوني قرصم رو ساعت 9 گرفتم
Oh, no, اون ساعت 5 زنگ زد
قرص اولم رو ساعت 4 خوردم
خب بزار حلقه ات رو ببينم
Oh, um, خب،الکس برام حلقه گرفت,
اما بعدش انگشتم شکست
بعدش ما رفتيم اورژانس و اون رو بريدن
اين چيزي که اون بهت گفته بگي؟
چ.ن من ميتونم برات يه پناهگاه پيدا کنم
Candi, ما نميخوايم چيزاي واقعي گواهي ازدواج رو انجام بديم
ميدوني,ام ما تتو کرديم
Mm-hmm.
نميفهمم
حلقه اي در کا رنيست؟ - Mm-mm.
سند ازدواجي نيست؟ مهموني نداريد؟
آره، اما تا اونجايي که ما علاقه منديم
ما کاملا ازدواج کرديم
خب،جالبه
خب,قرار من به دوستام چي بگم؟
Okay, mom,فقط بهشون بگو که ما . . .--
Um,حدس بزن چيه? من غذاي مورد علاقتو درست کردم.
مرغ و اسپلندا. نگاش کن
به تو و آشپزخونت نگا کن
يادم ميندزه وفتي تو
سعي کردي سرتو به فر اسباب بازيت بچسبوني
Okay, mom, اون فر اسباب بازي نبود
اون يه جعبه خالي بازي بود با يه چراغ فوه توش
چرا گذاشتم بياي بالا
خب ببينيم وضيعت غذا اينجا چيه؟
ميخواي اسپلندارو بزاري رو مرغ؟
ميخواي مرغ رو بذاري رو اسپلندا؟
يا ميخواي بپاشونيش؟ مستقيم . . .
توي پرنده؟
اين مزخرفه اين بدبختيه
تو فقط- تو ازش استفاده کردي
براي درست کردن سس - Oh, uh, uh--
Uh,ميدوني, عزيزم,مشکلي
اگه واسه شام نمونم؟ چرا؟
خب,من به دونا گفتم نميتونم بيام مهموني خونه نوعيش
چون تو ازدواج کردي
و الان احساس يه دروغگو رو دارم
و تو ميدوني دونا مثل خانواده ميمونه واسم
-نگران نباش مامام - Okay.
ميدوني چيه؟
چرا مرغم رو تو يخ نميزاري؟
شايد سر راه اومدم يه سر زدم
اما فکر کنم همه شب طول بکشه
شور دونا تو سيگرامز کار ميکنه
بگو چيه? هديه ات را نگه دار.
- مرسي. - تا بعد, Alex.
گوش کن: يع سند ازدواج بگير
2 دقيقه وقت ميگيره
ازدواجو رسميش ميکنه
براشون سختتر ميکنه که بزارن برن
و بچه نيار
اين کاريه که من و پدرت کرديم
و فاجعه بود
دوست دارم
No comments yet. Be the first to leave one.