처음 200줄입니다.
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمها
ترجمهای
ترجمهای
ترجمهای ا
ترجمهای از
ترجمهای از
ترجمهای از ک
ترجمهای از کا
ترجمهای از کان
ترجمهای از کانا
ترجمهای از کانال
ترجمهای از کانال
ترجمهای از کانال
ترجمهای از کانال @
ترجمهای از کانال @C
ترجمهای از کانال @Ci
ترجمهای از کانال @Cin
ترجمهای از کانال @Cine
ترجمهای از کانال @Cinem
ترجمهای از کانال @Cinema
ترجمهای از کانال @CinemaD
ترجمهای از کانال @CinemaDr
ترجمهای از کانال @CinemaDre
ترجمهای از کانال @CinemaDrea
ترجمهای از کانال @CinemaDream
ترجمهای از کانال @CinemaDreami
ترجمهای از کانال @CinemaDreamin
ترجمهای از کانال @CinemaDreaming
م
مت
متر
مترج
مترجم
مترجم
مترجم
مترجم @
مترجم @T
مترجم @Th
مترجم @The
مترجم @TheV
مترجم @TheVi
مترجم @TheVid
مترجم @TheVida
بدترین آدم دنیا
،فیلمیدر 12 فصل یک مقدمه و یک پایان
بخش اپیدرمیس، درما و ماهیچهها رو تموم کردین
مقدمه
جولی از خودش ناامید شد اینا قبلاً آسون بود
اون هنوز جز شاگردان برتر بود
ولی
کلی مشغله و آپدیت
خبر
و مشکلات غیرقابلحل جهانی وجود داشت
یه ناراحتی شدید رو حس کرد
که قبلاً سعی کرده بود با خرخونی کردن
و با غرق کردنش در دنیای دیجیتال ازش عبور کنه
این درست نبود این خودش نبود
اون پزشکی رو انتخاب کرده بود
چون پذیرش گرفتن خیلی سخت بود
جایی که نمرات عالیش واقعاً معنایی داشت
ولی بعد، اون به یه درک رسید
اون از اول به روح علاقه داشته
به ذهن نه به بدن
جراحی خیلی غیرانتزاعیه
مثل کار یه نجاره
اما حالا
علاقهی من همیشه به این بوده که چی در درون میگذره، در افکار و احساسات
انگار پنجره ای باز شده بود
نه آناتومی
اگه روانشناسی دوست داری خب برو دنبال اون
من فکر میکنم تو واقعاً شجاعی
دیگه تحمل ندارم نمیخوامت
ترکش کرد
با اینکه اون ضربه روحی شدیدی خورد
ولی باید به راهی که اون برای کنترل زندگیش انتخاب کرده، احترام میذاشت
دانشجوها رو زیرنظر گرفت
مشاوران روحانی آینده نروژ
اکثراً دخترایی با اختلالات غذایی مرزی بودن
فرض کنین توی مهمونی هستین
اون هنوز خودش رو در نقش یه دانشجوی نمونه، گرفتار میدید
این همه شلوغی
پس زندگی از کی قرار بود شروع بشه؟
اسم شما چیه؟
جولی
اسم شخص، جولیه
فرض کنید من و جولی توی یه مهمونی با هم آشنا میشیم
و حس میکنیم هر دومون مجذوب هم شدیم
به صورت فرضی
در واقع، او یک آدم با حافظه بصری بود
فهمیدم
میخوام عکاس بشم
عکاس؟
متوجهم
جولی وام دانشجوییش رو صرف خرید دوربین و لنز کرد
اگه تصمیمت جدیه، ایرادی نداره
نه تضمینی میدم و نه پشیمونت میکنم
کمک نیاز دارید؟
یه شغل موقت تو یه کتابفروشی گرفت
دوره عکاسی رو شروع کرد
عالیه
دوستان جدیدی پیدا کرد
مثل برگشتن به خونه بود
ناگهان اسلو براش شهری متفاوت شد
مکانهای جدید، چهرههای جدید
سلام آکسل
خب
شما هنرمند کتابهای کمیک هستید؟
شنیده بود که اون خالق بابکته
ببخشید، من یه حیوان وحشی هستم
خوندینش؟
آره
خب؟
وانمود کرد که اون رو خونده
فقط یه کمیک استریپ کمابیش جنسیتزده رو یادش میاومد
میدونم منظورت چیه
هیچ چیز به اندازه کافی خوب نیست
تنها چیزی که از همه احمقها بدتره، خود آدمه
ولی
اگه ادامه بدیم، عاشقت میشم اونوقت دیگه خیلی دیره
...شاید باید هر دومون قبول کنیم
که دیگه همدیگه رو نبینیم
مشکل اختلاف سنی ماست
فقط میترسم توی یه دور باطل بیفتیم
تو از من خیلی جوونتری
از خودت میپرسی من کیام
سن من از 40 گذشته وارد مرحله جدیدی شدم
در حالی که تو هنوز به زمان نیاز داری تا خودت رو پیدا کنی
نیازی به انتظار من نداری
تو باید کاملاً آزاد باشی
میترسم به هم صدمه بزنیم
بعداً گفت که اون دقیقاً همون لحظهای بود که
عاشقش شد
کیفت رو توی اتاق خواب بذارم؟
آره لطفاً
من دو نسخه از یه کتاب دارم
ها؟
آره
یکیشون رو دور میاندازم
میشه دو تا قفسه مال من باشه؟
چندتا کمد لازم داری؟
نه، راهش این نیست
این شیشه عتیقهاس از این موجداراس
نه، این کار را نکن. اینطوری نه
!نه
این دستگیره رو بگیر
میترسم بشکنه
از این پنجره به بیرون خیره میشم
!نه - شوخی ندارم -
رابطه همینطوریه دیگه
اون نسبت به من یه خرده سرده
جدی؟ چرا این فکر رو میکنی؟
گفتنش خجالتآوره
ما با هم مجرد بودیم
با هم زندگی میکردیم
بعد من یهو اومدم پیش تو
راضیای؟ - آره -
نه، نه، نه
با این پسر قرار گذاشتی؟
آره، یه مدت کوتاه فقط
باشه
بس کن
تو خیلی قابل پیش بینی هستی
بیا سکس کنیم
سلام
فصل 1 دیگران
خوشحالم از دیدنت - من هم همینطور -
حالت خوبه؟ - آره -
سلام مارتین
خوش اومدین
ممنون که اومدی
بابا طراحیش کرد
باید بازسازیش کنیم ولی نمیخوایم چیزی رو تغییر بدیم
زیباست
بله ولی یه مشکلاتی هم مثل رطوبت و اینا داره
این اتاق برای ما خوبه چون بچه نداریم
تخت بالایی برای من
من همیشه احساس میکنم اون لحنش یعنی از من خوشش نمیاد
اون فقط خجالتیه
این چیزیه که در مورد آدمای حوصلهسربر میگن
نوبت منه - باشه -
مرسی
وین؟
وین دا بلانک؟
ممنون
هنوز دوستایی داری که بچه داشته باشن؟
نه، فقط یکی
حدس میزنم حس ناآشنایی داری
اونا بچههای دوستداشتنیای هستن - ممنون -
خب الان داری چیکار میکنی جولی؟
آکسل میگه شروع به نوشتن کردی؟
خب، راستش من بهش نمیگم نوشتن
از روی تواضع؟
نه
اینطور به نظر میاد
No comments yet. Be the first to leave one.