The Mist

The Mist

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

The Mist S01E10 HDTV x264-SVA
The Mist S01E10 720p HDTV x264-AVS
The Mist S01E10 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
The Mist S01E10 480p HDTV x264-RMTeam
The Mist S01E10 XviD-AFG
The Mist S01E10 480p x264-mSD
The Mist S01E10 HDTV x264-RBB
The Mist S01E10 720p HEVC x265-MeGusta
The Mist S01E10 720p WEBRip
The Mist S01E10 480p WEBRip
다음의 해설 ImLoSeR
» ImLoSeR حسیــن گنجــی | TvWorld.iNFO

태그

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
게시일: 2017-08-25
다운로드: 51
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫آنچه گذشت...

‫- هیشکی نمی‌تونه تو رو دوست داشته باشه ‫- الکس من رو دوست داره

‫تا موقعی که یکی رو پیدا کنه که بتونه باهاش بخوابه

‫من باهاش خوابیدم

‫چیکار کردی؟ چیکار کردی؟

‫جی می‌خواست در هر صورت الکس رو از من بگیره

‫همه می‌دونن

‫- چی رو می‌دونن؟ ‫- که تو قبلاً یه فاحشه بودی

‫- پدرش کیه؟ ‫- فکر می‌کردم مهم نیست

‫نمی‌تونیم بهش بگیم که پدرش من نیستم

‫اون تو رو خیلی می‌خواد. اگه بهش ‫نگی ممکنه قبلش رو بشکنه

‫اون شب بهش دست نزدم

‫درست مثل پدرت.

‫همیشه بقیه رو بخاطر شکست‌هات سرزنش می‌کنی

‫اونم فکر می‌کنه من به الکس تجاوز کردم

‫اگه این قضایا تموم بشه، با من میای؟

‫باهات میام.

‫می‌دونی چقدر دنبالت بودیم؟

‫تو من رو می‌شناسی؟

‫خیلی خوشحالم که شما سالم هستین، قربان

‫- من پیش کوین بودم ‫- اون کجاست؟

‫مُرده

‫می‌خواستی بقیه رو برای پیدا کردن غذا

‫بفرستی بیرون اونم وقتی خودت کلی غذا داشتی.

‫فکر می‌کنی وقتی بدونن غذا قایم کردی،

‫چه فکری راجع بهت می‌کنن؟

‫- شلی مُرده ‫- چه اتفاقی افتاد؟

‫- کار الکس بود ‫- می‌خوان بیفتن دنبالش

‫زندانی‌شون کنین

‫الکس

‫زیرنویس و ترجمه از: «حسیـن گنجــی» ‫ImLoSeR

‫تو این کار رو کردی؟

‫باید ازت دورش می‌کردم.

‫بهم دروغ گفتی

‫عقلت رو از دست دادی

‫- اون یه روانیه ‫- الکس

‫تنهام بذار!

‫باید ازت مواظبت کنم

‫حالا دیگه بیشتر از همیشه

‫چی شده؟

‫پدرم مُرده

‫چیزی نیست

‫- نه! ‫- آدرین، نه!

‫اون جونم رو نجات داد

‫- بهت تجاوز کرد ‫- نکرده -

‫حرفش رو باور کردم

‫بهت تجاوز کرده

‫من مدرک دارم

‫چه مدرکی؟

‫من و پدرت تو

‫بیمارستان بودیم.

‫با اون دکتره صحبت کردیم.

‫قبل از اینکه مه شروع بشه، DNA رو

‫آزمایش کرده بودند و نتیجه‌اش اونجا بود.

‫کار خودش بوده!

‫چی؟

‫پیداش کردی؟

‫نه

‫بقیه افراد رو دیدی؟

‫بیا بریم پیششون

‫فکر نمی‌کنم درک کنن

‫چیزی که تو دیدی رو ندیده‌اند.

‫پس یه چیز دیگه می‌بینن

‫اونا ندیدن که تو از مه جون سالم در بردی

‫تو از کاری که می‌خوای انجام بدی، شرم داری

‫باید به خودت افتخار کنی

‫جی رو اونطوری که من

‫می‌شناسم، نمی‌شناسی.

‫اینجا بمون

‫پیداش می‌کنم

‫بیا

‫این آخرین سهمیه‌ست

‫- صدات رو بیار پایین ‫- چرا؟

‫فکر می‌کنی اونا متوجه نمی‌شن؟

‫بعد از یکی دیگه گرسنگیه.

‫یا افراد رو برای پیدا کردن غذا می‌فرستیم بیرون.

‫رئیس؟

‫رئیس هایل؟

‫- چطوری اومدی اینجا؟ ‫- کمک تو راهه؟

‫مه تموم شده؟ ‫دیگه خطری نیست؟

‫دیگه خطری نیست؟

‫متأسفم

‫تنهام

‫امیدوار بودم پسرم اینجا باشه

‫شاید بهتر باشه بریم تو دفتر من

‫خیلی سخت بوده

‫اوضاع اینجا خیلی خوب نبوده

‫اوضاع هیج جا خوب نیست

‫خودت منو می‌شناسی

‫می‌دونی که من هر کاری به ‫صلاح همه باشه رو انجام میدم

‫فقط می‌خوام...

‫فقط می‌خوام مردم سالم بمونن.

‫می‌دونی که، نه؟

‫پسرم کجاست؟

‫ایو کاپلند تو انباری زندانیش کرده.

‫بعدش ما ایو کاپلند و دخترش رو هم پیش اون زندانی کردیم

‫چی؟ ‫چرا؟

‫همون‌طور که گفتم خیلی سخت بوده

‫دختر کاپلندن یه زن رو کُشت

‫مردم هم عدالت رو می‌خوان.

‫منم می‌خوام کمکشون کنم

‫عدالت؟

‫نه،...

‫از خانواده‌ی کاپلند می‌خوایم که

‫تا این قضایا تموم بشه یه جای ‫دیگه برا خودشون پیدا کنن.

‫قانون رو داری خودت اجرا می‌کنی، نه؟

‫اینجا بازارچه‌ی شخصی منه

‫اینکه از تو فروشگاهم کسی رو بندازم ‫بیرون، غیرقانونی نیست.

‫خودتم یه چیزهایی اونجا داری

‫وقتی این جریانات تموم بشه، همه‌مون

‫یه کارهایی کردیم که خیلی ‫بهشون افتخار نمی‌کنیم.

‫ولی الان باید تا اون موقع منتظر بمونیم.

‫پسرم رو به من پس بده و منم در عوضش

‫تو اداره کردن بازارچه‌ات دخالت نمی‌کنم.

‫نمی‌دونم منتظر چی هسهتیم

‫کسی می‌تونه بهم بگه منتظر چی هستیم؟

‫آخ!

‫کوین!

‫کوین، فکر می‌کردم تو...

‫پناه بر خدا!

‫آدرین گفت که مغزت متلاشی شده

‫الان کجاست؟

‫داره دنبال خونواده‌ات می‌گرده

‫- لعنتی ‫- وایسا، وایسا، وایسا

‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟

‫آدرین به دخترم تجاوز کرد

‫چی؟

‫وقتی این قضیه رو فهمیدم،

‫بهم حمله کرد و همونطوری ولم کرد رفت.

‫همه جا رو دنبالش گشتم

‫یه گروه بزرگ پیش چشمه بودند.

‫ولی ایو و الکس نبودند.

‫آره، منم دیدمشون. خیلی وضعیت ‫ناپایداری داشتند.

‫کسی اون پایین نیست. خودم گشتم

‫باشه

‫برایان کجاست؟

‫اسمش جونا ـه

‫داستانش درازه

‫وقتی خواب بودم رفت.

‫احتمالاً دنبال آدرینه

‫باید هر دوتاشون رو پیدا کنیم

‫ببین من طبقه‌ی اول رو می‌گردم و تو طبقه‌ی بعدی رو.

‫- باشه ‫- وسط طبقات همدیگه رو می‌بینیم

‫خوشحالم که اینجایی

‫مواظب باش

‫اگه همدیگه رو می‌شناسیم، پس بگو من کی هستم

‫من کسی نیستم که بخواین باهاش صحبت کنین

‫- باید بریم ‫- کجا؟

‫به پایگاه «اروهد»

‫نه

‫باید بریم. معذرت می‌خام. نمی‌خوام ‫بهتون صدمه بزنم، قربان

‫همین الان حسابم رو رسیدی

‫دکتر «بروین« بهمون گفت که مواظب باشیم

‫همون زنیه که شکنجه‌ام داد؟

‫دلیل اینکه الان زنده هستین اونه،‌ قربان

‫چرا همه‌ش بهم میگی قربان؟

‫اگه من مافوقت هستم پس آزادم کن.

‫بهت دستور میدم که آزادم کنی.

‫- قربان ‫- بهت دستور می‌دم، قربان

‫شما آزاد هستین، قربان

‫کانر

‫بابا

‫بابا

‫می‌تونی بلند شی؟

‫بریم

‫مواظب باش. آروم

‫- خیلی خب ‫- باید بهمون کم کنی

‫می‌خوان ما رو بکشن

‫زود باش

‫کانر؟

‫کانر؟

‫پسره می‌تونه بره ولی شما دو تا باید با ما بیاین

‫کجا میریم؟

‫پیداش کردم

‫خانم ریون؟

‫خیلی لطیفه

‫بابا، باید برگردیم دنبال ایو و الکس

‫- می‌خوان بکشنشون ‫- خیلی زیباست

‫طبیعت می‌تونه خیلی ظالم باشه

‫بابا؟

‫نمی‌تونیم ولشون کنیم

‫مجبوریم

‫خودت درک می‌کنی

‫چی رو؟

‫بهم اعتماد کن

‫بیا، بندیکت

‫کجا میریم؟

‫چیزی نیست، پسرم

‫همه چی درست می‌شه

‫بیا

‫می‌دونی اون بیرون چه اتفاقی افتاده؟

‫بهش می‌گن «بهار سیاه».

‫بهار سیاه؟ این دیگه چیه؟

‫بهت نشون مدم

‫چی رو بهم نشون میدی؟

‫که چطوری از مه جون سالم به در ببری

‫باید برگردیم دنبال ایو و الکس.

‫بابا، باید بهشون کمک کنیم

‫نمی‌تونیم

‫چرا؟

More Farsi Persian subtitles for The Mist

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left