처음 200줄입니다.
...آنچه گذشت
میخوای در مورد پدرت حرف بزنی؟
.سلام
.به خاطر میکی متاسفم
!هی - چه وضعشه؟ -
...گندش بزنن، پسر
.از پشت به یه بچه کوفتی تیر زدم
.جازمین - .از آشناییـت خوشوقتم -
...لعنتی
چه غلطی میکنی؟ کدوم خری هستی؟
.باید سر معامله بمونی
دادستانی رو آماده .کردم تا اعلام جرم کنه
.سر کار یکی از اینا داشتیم
.بفرما
.ممنون
خودتی؟
اومدی اینجا لعنتی؟
پاشو اومدی اینجا؟ - .متاسفم -
.به جهنم که متاسفی
.نمیتونه راه بره
.پسرم دیگه هرگز نمیتونه راه بره
.و تو لعنتی متاسفی
...متاسفی
.تو لعنتی متاسفی
.گمشو از اینجا بیرون - .خانم، خانم -
.به من دست نزن لعنتی - ...خانم، میخوام -
.آروم باشین
...به خدا قسم - ...هی، هی، هی -
...گمشو بیرون
.گمشو، گورتو گم کن
!گمشو برو بیرون .نمیخوام اینجا باشی
...گمشو بیرون
.متاسفم
.برو بیرون - .متاسفم -
.ولم کن، ولم کن
.گور بابای اون زنه
...خب، کدوم گوری بوده
وقتی بچهـش از خونه اسلحه رو برداشته و رفته بیرون؟
وقتی پسر کوچولوش رفته از فروشگاه دزدی کنه؟
.شین
.برندن
.هفتهای دو بار دور هم جمع میشیم
.در مورد چیزای مهم حرف میزنیم
.یه سر بیا
...بذار دستای
.کوفتیـتو ببینم - ...هر دو تا دست -
.کوفتیـت
.حکم داریم
.دنبال عکس اومدیم، ری
.اینجا نیست
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
،در برابر آزادگر به خاک میافتم .مادر تمام پیروزیها
...من
.متاسفم
برای چی؟
...خب، میخواستم
.بیا تو
.بیا پیشم
منم باید لباسامو دربیارم؟
.فقط اگه دوست داری
دوست داری؟
.معلومه
.بهت قول میدم ارزششو داره
...یه دقیقه
.سلام
.سلام
یه قسمت خوب .از شارک تنک رو از دست دادی
جدی؟
.هی، الان نه
.تمام روز سروپا بودم
.بوی بدی میدم
.متاسفم
.پیش میاد
.خب، هیچوقت اینطوری نشده بود
.اشکالی نداره
.خدایا
.فقط میتونیم کنار هم آروم باشیم
.نه، ممنون
.هی، ری
ها؟
چی بلایی سر اینجا اومده؟
.پلیسا
.فکر کردم تموم شده
.اون جریان نیست
.هی
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
چی؟
میدونی، وقتی ...برای اولین بار ازدواج میکنی
چقدر طول میکشه تا خوشیـش تموم بشه؟
چی؟
چقدر طول میکشه تا حس خوبش از بین بره؟
چقدر؟ - .میدونی منظورم چیه -
...یعنی - حالت خوبه؟ -
.بریجیت انگار دیگه علاقهای نداره
.علاقهای نداره
علاقهای نداره باهام .سکس داشته باشه
.اوه، خدایا
میخوای کمکت کنم؟
خب، طبیعی ـه؟
همچین اتفاقی بین تو و همسرت افتاد؟
چی؟ - .مشکل سکس -
بله؟
.پلیس اومد خونهـم
.همه جا رو بهم ریختن
...همه چیزو شکستن و
.لباسامو بهم ریختن - خوبی؟ -
.خوبم - کارت حافظه رو گرفتن؟ -
.نه، دادمش به کوین
باید چه کار کنیم؟
.حلش میکنم
.آقای داناوان
.منتظرمه
.برای گرامی داشتن همجنسگرایی ـه
نه، از همجنسگراها .متنفر نیستم، دوستشون دارم
...اما چندان
اگه میخوای چیزی بگی .جلوی روم بگو عوضی
منظورت چیه؟
.دفترمو بهم ریختی
.ماشینمو توقیف کردی
.اصلا نمیدونم منظورت از این حرفا چیه
.راستش، فکر نکنم اصلا بشناسمت
شمارهـش چنده؟
...شماره
...منظورت
کدوم شمارهـس؟
.باهاش حرف میزنم
روز قشنگیه، ها؟
...پس پالم اسپرینگز
...چند تا سیاهپوست
توی پالم اسپرینگز پیدا میشه؟
.چهار تا
.و به اضافهی من و مامانم
.خدایا
...و چند تا دختر سفید کنجکا
میان سراغت؟
.زیاد نیستن
نکنه تمام دخترای پالم اسپرینگز میان؟
.نه - .چرا -
.نه - .بهم دروغ نگو -
.جازمین، بهت دروغ نمیگم
.دروغ میگی
میشه امشب ببینمت؟
.شاید
!شاید؟
دختر، شاید یعنی چی؟ - .شاید -
بیخیال، دوست .دارم قهوه مهمونت کنم
.آره، بعدش یه قهوه دیگه
...و بعدش اگه دوست داشته باشی
...برات مشروب بخرم
.و بعدش شام مهمونت میکنم
.و این اصلا دروغ نیست
.باشه بابا
چرا در نمیزنی؟
.میتونم برگردم
.نه، داشتم میرفتم
.راستی، من جازمینم
.من مادرشم
.از آشناییـتون خوشحال شدم
داریل، برات .بلیط گرفتم تا بریم خونه
.پدرت بهت زنگ میزنه
میکی؟ - .الن، داریل -
.الن
.مامان، الن پدرم نیست
فقط میخوام خوب .به حرفاش گوش کنی
.فقط گوش کن
...جیمز، میدونی، داشتم فکر میکردم
شاید بد نباشه .یه گل کوچولو هم بذاری
.هی، هی، میکی
.جف، زود باش
.آره - .بچه تبخال زده
چی؟
جاناتان واکر هنسون؟ .تبخال زده
خب؟ - خب؟ -
.فکر کنم خیلی از زنها رو آلوده کرده
.ببرش دکتر
...یه مشت آدم اومدن اینجا
.و میخوان ازش شکایت کنن
برای چی؟ - من چه میدونم؟ -
.یه مامور بازداشت فرستادن
بچه خودشو توی .اتاق زندانی کرده
من چه کار کنم؟ - .بیا اینجا -
.اینا رو بنداز بیرون
.الان نمیتونم بیام - لینا چی؟ -
.از شهر رفته - .لعنتی، پسر -
،یه جوری معطلشون کن .به محض اینکه بتونم خودمو میرسونم
.سلام
شنیدی؟
چی شده؟
.جاناتان خبرساز شده
چرا؟ - .گوگلش کن -
No comments yet. Be the first to leave one.