Revolutionary Sisters

Revolutionary Sisters (오케이 광자매)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Revolutionary Sisters E48 Sarah First Sub
다음의 해설 sara_firstsub
Tele:@Sarah_FirstSub

태그

other
게시일: 2021-09-18
다운로드: 24
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫‫‫‫‫‫ ....:::::::: Sarah_FirstSub@ ::::::::.... ‫ ::::: تـقـدیم می کنـد ::::: ‫‫‫

‫(قسمت 48)

‫گوانگ ته آ !

‫لی گوانگ ته!

‫گوانگ ته آ !

‫معذرت میخوام ! ‫معذرت میخوام !

‫گوانگ ته آ !

‫لی گوانگ ته! ‫مامانِ هانبانگ!

کجا رفتی؟

‫گوانگ ته آ !

‫لی گوانگ ته!

‫گوانگ ته آ ! ! مامانِ هانبانگ

کجا رفتی ؟

کجایی؟

‫(کارائوکه)

مجبور بودم

مُقصر خودتی که اجازه دادی تا اینجا پیش بره

‫اگه پولُ داده بودی ....

‫من بابایِ گوانگ ته ـم. ‫پدر زنت!

بهتره نیست درست رفتار کنی؟ ها؟

هیچ جایِ دنیا این رفتارتُ تائید نمیکنن این درست نیست

‫نگو که تو یتیم خونه ...

بهت گفتن با بزرگترت اینجوری رفتار کنی

میخوای بُکشیم؟

‫کسی اینجا نیست !

چطور جرات میکنی با بزرگترت اینجوری رفتار کنی؟

چطور جرات میکنی به پدر زنت حمله کنی؟

‫چه خبره؟

‫بهم نزدیک نشو ! ! بهم نزدیک نشو

‫داماد؟

من هیچوقت تو رو پدر زن خودم نمیدونستم

‫پدر زنِ من ...

مَردیِ که لی گوانگ ته رو بزرگ کرده آقایِ چول سو رو پدر زنِ خودم میدونم

‫اون پدر زنِ واقعیمه!

‫تو در مقایسه با اون ، جعلی ترین پدری هستی که می شناسم

فهمیدی یا نه؟

‫با دقت ‫به حرفام گوش کنید .

عهدنامه؟

‫" ‫تا روزی که بمیرم دنبال گوانگ نام نمیگردم."

اینُ پدر بیولوژیکیت نوشته

...پــ

پدر بیولوژیکیم؟

‫بعد از اینکه چول سو از دانشگاه فارغ التحصیل شد،

برای همیشه به زادگاهش برگشت

‫مادرتم شبونه به سراغش اومد ‫و شبُ با هم گذروندن.

‫چند روز بعدم به خونه ـش رفتُ ،

مجبورش کرد مسئولیت کاری که کرده رو به عهده بگیره

اون زمان فقط 22 سالش بود

‫به عنوان فرزند ارشد ‫یه خانواده اصیل ،

ترسید آبروی چندین و چند سالش به خطر بیوفته

واسه همین مجبور شد با مادرتون ازدواج کنه

همه اینکارا از قبل برنامه ریزی شده بود

‫معلوم شد مادرتون ...

‫ قبلاً ‫با یکی دیگه رابطه داشته و ازش باردار شده

‫این یادداشتم ... پدر بیولوژیکیت نوشته

بعدم بهش گفت ازت فاصله بگیره ‫چون تو رو دختر خودش میدونست

چرا وقتی منُ ازش باردار بود با همون ازدواج نکرد؟

‫خانواده ـش مخالف این موضوع بودن آخه وضعیت مالیش خوب نبود

اونم به محض اینکه باخبر شد ازش خواست بچه رو سقط کنه

مامانتم راهی نداشت جز اینکه از چول سو استفاده کنه

‫به خاطر مادرت ،

‫خانواده پدرت (چول سو) ‫از خونه بیرونش کردن ...

اونم مجبور شد با باز کردن چاه خونه ی اینُ اون خرج شما رو دربیاره

بعدم که صاحب برادرت گوانگ شیک شدن

بقیه ـشم که خودتون میدونید

‫ مجبور شد تو عربستان سعودی بمونه ...

و تو اون صحرایِ بی آبُ علف خرج شما رو دربیاره

‫با این حال ، مادرت ‫به اعتیاد رو آورد ...

‫و اون روز تو و برادرتُ تنها گذاشت و ...

حتی گفتنشم عذابم میده

‫و از اونجایی که * پانیک داشتی، ‫≡اختلال هراس، (ترس بیش از حد نسبت به چیزی) ≡

پدرت اونُ پیش تو میذاشت

...اونی

خاله، کافیه

اونی، بیا بریم خونه

‫گوانگ شیک آ...

‫متاسفم.

پنهون کردن یه همچین رازی برایِ منم آسون نبود

این یادداشتم از طرف پدر بیولوژیکیِ توئه

بعد از اینکه مادرت برای بار دوم باردار شد پدرت این عهدنامه رو ازش گرفت

راستش فکر نمیکردم دیگه دنبال اینجور کارها بره

‫اما پدرت تقاضای طلاق داد.

‫چرا؟

‫چون بچه مال اون نبود

‫اون از کجا میدونست؟

‫منکه هنوز به دنیا نیومده بودم

‫اون زمان،

دولت خانواده ها رو اجبار کرده بود که بیشتر از 2 تا بچه به دنیا نیارن

به همین خاطر اکثراً * عمل وازکتومی انجام میدادن ≡عمل بستن لوله در آقایان برای جلوگیری از بارداری ≡

یعنی مجبور بودن که اینکارُ کنن

بعد از رفتن اون با یکی دیگه رابطه داشت

جلوش زانو زدم بهش التماس کردم

‫بدون اون،

‫شما دخترا و مادرتون نمیتونستین زنده بمونید

بهش گفتم تا جاییکه بشه کمکش میکنم

‫گوانگ نام که یه دختر بچه بود ...

توام که هنوز به دنیا نیومده بودی

‫اونم به عنوان یه مرد ‫غرورشُ کنار گذاشتُ ...

سعی کرد پدر خوبی براتون باشه

‫در مورد توام همینطور بود.

سعی کرد عهدنامه ی پدراتونُ پیش خودش حفظ کنه

‫تا همین اواخر اونا رو زیر نظر داشت حتی محل زندگیشونم یادداشت میکرد

‫این دفتر خاطراتم...

با خونِ دل تک تک اطلاعاتُ توش مینوشت

میدونی چرا تمام این سالها پیش خودش نگه داشت؟

‫که اگه یه وقت ...

خواستید پدر واقعیتونُ ببینید آدرسشُ داشته باشید

گفت باید هم خونِتونُ بشناسید

‫با اینحال،

‫از این میترسید که ...

مبادا واسه همیشه ترکش کنید

نمیخواست از دستتون بده

شما اگه بخواین میتونین بهش پُشت کنید چون هیچ رابطه ی خونی ندارید

برادرتون ‫، تنها فرزند بیولوژیکیش بود.

شمام اگه پدرتون نبود زیاد دووم نمیاوردید

‫تمام این سالها ،

با همه ی وجودم احساس گناه میکردم

تقصیر من بود

تمام عمر با عذاب وجدان زندگی کردم

چون این من بودم که ازش خواستم باهاش ازدواج کنه

تقصیر من بود

اونی

‫چطور ممکنه؟

‫گوانگ شیک آ ...

تو درمورد پدرت کنجکاو نیستی؟

‫نه ،هنوز چند ساعتی نیست که راجبش شنیدم ،

‫فکر می کردم ‫لی چول سو پدرمه.

اگه مثل پدر گوانگ ته یهو سرُ کله ـش پیدا بشه چی؟

نه

نمیخوام ببینمش

‫تو چی؟

‫منم همینطور.

اصلاً درموردش کنجکاو نیستم

نمیخوام بدونم کجاسُ چند سالشه

‫اصلا برام مهم نیست

‫منـم.

چطور تمام این سالها متوجه نشدیم؟

چون تونست اَزمون پنهون کنه

‫گوانگ شیک آ، ‫مهم نیست بقیه چی میگن،

مهم اینه که خونِ یه اصیل زاده تو رگـامـه

‫این حقیقتیه که هیچوقت عوض نمیشه

من تا لحظه ی مرگ دختر همون پدرم

‫منم همینطور.

موندم بابا چجوری با این قضیه کنار اومده

اون دفتر خاطراتم با خونِ دل نگه داشت

تمام این سالهام تلاش میکرده که اَزمون پنهونش کنه

ببین هر باری که ما رو میدیده چه حالی میشده

حتماً هربار ناامید میشده

هر چی باشه اونم آدمه

حس خیلی بدی دارم واقعاً ازش خجالت میکشم

احساس گناه می کنم

نباید پامُ تو این دنیا میذاشتم

اصلاً برایِ چی به دنیا اومدم؟

این حرفُ نزن

خیلی دردناکه

برای هر دومون ‫نه، هر سه ـمون

منکه دفتر خاطراتشُ نمیخونم

‫منم همینطور.

دارم لباسامُ آماده میکنم

رسیدید؟

الان راه میوفتم

‫دیر کردی

‫- کجا میری؟ ‫- خیلی اتفاقی به یه برنامه زنده دعوت شدم .

مراسم افتتاحیه یه آژانس هنری تو بوسانِ

‫همه خواننده های تروتم اونجان

‫سونگ د گوان سونبه ، ته جین آه سونبه، یونگ تک ،

جمعشون جمعه

منم دعوت کردن

وای خدا کی باورش میشه؟ ها؟

باورم نمیشه که به همچین مراسمی دعوت شدم

استرس جونمُ گرفته

‫این اولین باریِ که ‫با همچین خواننده های معروفی اجرا می کنم.

خوشحال نیستی؟

خوشحالم

مراقب خودت باش

با سونبه هاتم درست رفتار کن

اوکی، کارمُ خوب بلدم

‫فردا عصر برمی گردم.

راستی، بوس

‫فرض کن دادم.

نمیتونی اینکارُ کنی

‫امشب بدون من احساس تنهایی نکن و خوب بخواب

ما رفتیم

‫گوانگ ته آ...

‫ببخشید.

‫دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد ....

گفت به منُ خواهراش احتیاجی نداره

دیگه نمیخواد ما رو ببینه

این درست نیست

‫چرا تنهایی؟ پس مامانِ هانبانگ؟

‫خُب اون ... گفت شبُ پیش خانواده ـش میمونه

چیزی شده؟

مثلاً چی؟ دلتنگ خانواده ـش بود

من میرم بالا

‫چول سو ، اونجایی؟

‫- کیه؟ ‫- منم.

اینجا چیکار میکنی؟

‫چول سو هنوز نیومده چیزی شده؟

هنوز نیومده؟

سرِ شب تو راه دیدمش

More Farsi Persian subtitles for Revolutionary Sisters

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left