처음 200줄입니다.
.خانواده مثل یک تجارت کوچیک میمونه
...و تو تجارت هم گاهی اوقات کمی
تغیرات - تغیرات پیش میاد -
ممنون وِندی
و...وقتی که اون تجارت تغیر میکنه
.مهمه که قناعت کنیم و ولخرجی نکنیم
از کی تاحالا ماریوت واسه ما شد ولخرجی؟
نه، منظور پدرت اینه که باید مخارجمون رو اولویتبندی کنیم
همش همینه شارلوت، همین - اون که هیچی نمیگه -
اه، امروزم، تا وقتی که مامانتون داره برامون یک خونه جدید میگیره
شما دوتا هم مسئولیتتون اینه که اینجا بمونید
تمام چیزی که برامون ارزشمنده تو اون اتاقه
واقعا؟ - آره -
شماها نمیخواید با ما روراست باشید؟ هیچکدومتون؟
ما اینجا چکار میکنیم؟ !کافیه دیگه
!خدایا
ببخشید پسر، ما داریم صبحونه میخوریم اینجا ممنون
هیچکس که فامیلش بِرد نباشه تو اون اتاق نمیره
فهمیدید؟
یه سری تکون بدید - آره -
ممنون، میشه بریم؟
و ممنون میشه اگه لازم نباشه واسه پیدا کردن ریموت کل اتاق رو بگردم
اصلا بامزه نبود
دوستون دارم
شاید من باید یه کار پیدا کنم - موافق نیستم وِندی -
هفت و نیم دلار در ساعت نمیتونه مشکلات مارو حل کنه
اوه بیخیال، خیر سرم مدرک ارشد دارم
که از وقتی شارلوت بدنیا اومد ازش استفاده نکردی
خب؟ - خب؟ -
داستانمون برای بچهها چیه؟ - منظورت چیه؟ -
خب، نمایش مودبانهای که جلوشون راه انداختیم رو میبینن
.ولی لحن تیز و یکنواخت صدات رو متوجه میشن
خب، میتونیم حقیقت رو بهشون بگیم وندی؟ نظرت چیه؟
اوه، میدونی چیه مارتی؟
قبل از اینکه زیادی خودتو مظلوم بگیری
...و ننه من غریبم بازی دربیاری، بزار من
بزار یه چیزایی رو برات یادآوری کنم
یک مرد بیگناه این وسط به قتل رسید
گَری
مرد خوبی بود
اون...تو این دنیا کارای خوبی کرد .نه مثل بروس
گری پدر بود، دوتا پسر بزرگ داشت
...هیچوقت ندیدمشون .ولی میدونم دوستشون داشت
.و...اون از بالکن خونش پرت شد پایین
برای چی؟
!آدما خیانت میکنن
با کسایی که باهاشون ازدواج نکردن سکس میکنن
این اتفاقا میفته، چیز نادری نیست
من ناراضی بودم .تو خیلی هم این وسط بیتقصیر نیستی
درمورد خونه، میخوام تا حد ممکن یک خوبش رو انتخاب کنی
ولی تا جای ممکن ارزون، یک خونهی جمعو جور
فقط 20هزارتا به اسممون داریم
پس خواهشا قبل از مشورت با من جایی رو امضا نکن
و ما دیگه زن و شوهر نیستیم
ما همکاریم، وظیفمون هم بزرگ کردن اون بچههاست
ولی کاملا باهات موافقم که میگی تقصیر منم هست
من باید مچ بروس رو میگرفتم
مسئولیت اعداد و ارقام با من بود .باید فکر اینجاش رو میکردم
ولی ذهنم جای دیگه بود ، وِندی
...میدونی، وقتی شنبه شب میشه
و اون...کلاسای بوکس و زومبای مسخرهت
یا هرچیز دیگهای که چندصد دلار خرج رو دستم میزاره
دو ساعته که تموم شده ولی هنوز خبری از وندی نیست
چرا هرشب باید اینقدر پیام براش بیاد؟
چرا باید از اتاق بره بیرون به کسی زنگ بزنه؟
موندم کی داره ترتیب زنم رو میده؟ .پس درسته، تقصیر من بود
.و نخیر...گری رو هم فراموش نکردم
فراموش نکردم چطور حساب بانکمون رو خالی کردی
.درحالی که میدونستی من لازمش دارم وندی
میدونستی لازمش داشتم
و خیلی شک دارم تنهایی اونکارو کرده باشی
که تنهایی تمومش کرده باشی پس...همهچیزو خوب یادمه
من اونجا بودم، برای همهچیز
راستش، صدای لذتبخش برخورد عشقت به سنگفرش خیابون
تنها چیزیه که باعث میشه شبا بتونم بخوابم
!این در وامونده رو باز کن
ترجمه و زيرنويس از حـــــامــــد و مـــاهـــی
سلام؟
ببخشید، کسی نیست؟
اوه، آره
خجالت نکش، بلدی باید چکار کنی
همش مال توست عزیزم تا ته قورتش بده
اوه، آره، همینه
!هی
سلام...سَم درمودی هستم
اه، متاسفم... بچهها رفتن نهار بخورن
...اما
...ببخشید، وقتی کسی نیست این باعث میشه
برام مهم نیست
خونه لازم دارم
خودتو جمعوجور کن به سگتم آب بده
بیرون منتظرتم - بله، حتما -
هی، خدمتکار؟
لازم نیست بری تو اون اتاق، ممنون
حولهها چی؟
.میتونی بزاریشون بیرون در
ممنون
من قبلا شیکاگو بودم اُپرا، دسامبر سال 97
فکر میکردم نمایش کریسمسش باشه، میدونی دیگه همون که کلی چیز مجانی میدن؟
اوهوم - نه، مسابقه بود -
یه عده سیاهپوست رو ردیف کرده بود
که هنوزم نمیفهمم از چی اونقدر عصبی بودن
گمونم از دست پلیس. یه مایل با کفشای من راه رفت
آره
گواهیهای تجاری تاریخ گذشته قراردادها
تخلفات مالیاتی
ورشکستگی، قضایی، دارائی حق وصول و نقشههای زمین
همگی بایگانی عمومی
اگه کپی ازشون خواستی بگو .هر صفحه ده سنت
آره، خیلی ممنون، مشغول میشم
یکبار دیگه بگو کارتون چیه
.من سرمایهگذار فرشته هستم
کمک میکنم که تجارتهای درخطر دوباره جون بگیرند
قصدتون اینه از کارهایی که پولی ازشون درنمیاد پول دربیارید؟
بصورت غیرمستقیم
همم
بهتره رو لبت یکم یخ بزاری
اوممم، آره
کلی ایدهی ناب توی انبارداری و کرایه انبار وجود داره
قایقت یا هر کوفتی داری رو میذاری توی انبار
.قفلش میکنی و میزاری میری چیزی رو از قلم انداختم؟
خب خیلی از اصطلاحات به دلیلی اصطلاح شدن
که یکی از اونا اینه "برای پول درآوردن نیاز به پول داری"
این نظر منه .و من میتونم اون پول باشم
تو میتونی مالکیت تام رو داشته باشی
در عوض چی؟
خب، من حسابرسی و امور مالی و سرمایهگذاری
...رو تحت نظر داشته باشم
.اینطور چیزا
منم صددرصد مبلغ سرمایه گذاریم رو بدست میارم
...دو و نیم درصد از
سود خالص رو هم میگیرم - هوم -
...جناب، شما تاخیر در پرداخت مالیات املاکت داری
و یکسری مستاجرم داری که دارن ازت شکایت میکنن
فکرکنم سه نفر بودن، آره؟ .بنظرم این برای جفتمون خوبه
...تازه، بزار برات بگم
شرط میبندم خیلی بهتر باشه اگه من فقط یک سرمایهگذار نباشم
.و یک مشتری هم باشم
من...خودم دارم دنبال انبار میگردم
پس اگه اونی که اونجاست یک واحد باشه .من اونو برمیدارم
...و خودم از پس خرتوپرتای داخلش برمیام، در عوضش
هفتادوپنج دلار ماهانه چطوره؟
نظرت چیه؟
صدتا - صد دلار -
"برای پول درآوردن نیاز به پوله" همین بود دیگه؟
.آره، حرف خودم بود
باشه
دادگاه بهم پول میده تا مدارک رو بایگانی کنم
کسی ادعایی نکنه، خودم میشم صاحبشون
یکی سر قایق شناورو برداشت، گذاشتش روی لولای در
فکر میکرد باهاش میتونه تو دریاچه متافتامین قاچاق کنه
معلومه که ششتا مفنگی رو بزاری روی یک قایق شناور همه هم توهمی
بعدم گازشو بگیری و یهویی همزمان فریاد بزنین
.قطعا گشت دریایی بو میبره
حداقل دوتا تور ماهیگیری یا یخدون نوشابه .واسه رد گمکنی هم نداشتن
همم - این واست درس عبرت باشه -
باشه، باشه، حتما
...خب، اه
کجا داری میری، قرداد کاریمون چی میشه؟
قراری درکار نیست. انبارو ازم کرایه کردی .تموم شد رفت
اوه بیخیال مرد. هزینههای عملیاتیت درست میشن
میتونیم روی انبار تودهای یا واحدهای سردخونهای سرمایهگذاری کنیم
من یه سگ پیرم این حقههای جدید جذابیتی واسم ندارن
اجاره اول ماه یادت نره کاپیتان
سرمایهگذاری مالی جایی که بتونی گسترشش بدی
و یه سرمایه گذاری جدید داشته باشی روی یه قایق دیگه
میتونی اینجارو رنگ کنی
اگه اینجا محصول بیشتری باشه
و نورشم بیشتر بشه میتونه مشتری بیشتری جذب کنه
از نظر زیبایی بهتر میشه
و مشتری هم یکم بیشتر میشه ...اونوقت از نتیجهی کار شگفت زده میشید
میدونید، اسمتون رو میزنید اینجا آقا؟
.میتونید بزاریدش این پایین
بیا اینجا، باشه
بزارید یه نگاهی به اینجا بندازیم
خوبه، آره
مدیریت ازم خواست مطمئن بشم یکی از اینا تو اتاقتون دارید
آره، همهچیز تکمیله - مطمئنی؟ -
...این پر شده از
.بذلههای بیش از حد پیشداورانه و زیرکانه
آره، ببین، اسمت وایت بود؟
من واقعا نمیخوام امروز باعث اخراجت بشم، باشه؟
خب اگه بتونی که ممنونت میشم
این شغل پیشنهاد بابام بود
یه چیزی تو مایهی رو پای خودت ایستادن
آره خب، تو فقط داری برگارو جارو میکنی آن فرنک رو که قائم نمیکنی
فکر نمیکنم این حرفا روی یک وکیل مسیحی اهل کانزاس تاثیری داشته باشه
.ولی امتحانش میکنم
بابات وکیله؟ - آره -
یه خونهی تابستونی اونجا داریم
اه، خب، پاییز قراره برم دانشکدهی میزوری
مم - بابام از رشتهم خوشش نمیاد -
واسه همین امیدواره تابستون یک تحولی .درونم ایجاد بشه و تغیرش بدم
تو چطور؟ - ما اهل شیکاگو هستیم -
پدرم تو کار سرمایهگزاری و مالیه .ولی خیلی ناخن خشکه
بگذریم، منو تری چند دقیقه دیگه قراره بریم قایقسواری
.اگه شماها هم دوست داشتید بیاید
.بیست دقیقه دیگه راه میفتیم .فکرکنم
.بهتر از اینه که تمام روز اینجا بشینید
.پدر گفت همینجا بمونیم
No comments yet. Be the first to leave one.