Istanbul Encyclopedia

Istanbul Encyclopedia (İstanbul Ansiklopedisi)

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Istanbul Encyclopedia S01E07 1080p WEB h264-Fa
다음의 해설 hooman

태그

webdl
professional_translation
게시일: 2025-08-10
다운로드: 27
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫آلونک‌ها تماشاخانه‌ها و میکده‌های اسکله گالاتا

‫احمد راسیم اسکله گالاتا را توصیف می‌کند

‫در «مکتوبات شهری» که برای روزنامه معلومات می‌نوشت

‫«اسکله منظره جدید و قشنگی پیدا کرده بود

‫اما آلونک‌هایی که در امتدادش ساخته شده‌اند خیلی بی‌قواره‌اند»

‫خب امروز برنامه‌ات چیه؟

‫نمی‌دونم ‫زهرا یک هفته گذشته

‫دیگه نباید مدرسه رو بپیچونی ‫از خونه بیرون نرفتی

‫من باید برم سر کار ‫صبحونه روی میزه

‫باشه؟ ‫پاشو

‫دانشنامه استانبول

‫یه بار دیگه ازت می‌پرسم

‫مطمئنم

‫نمی‌دونم از این مطمئن‌تر چطور می‌شه بود

‫نمی‌دونم قبلا در مورد چیزی اینقدر مطمئن بودم یا نه

‫تصمیم با خودته

‫می‌تونم ازتون یه عکس بگیرم؟

‫ببخشید؟ ‫که به عنوان یادگاری نگهش دارم

‫چاپش که کردم براتون می‌فرستمش

‫بله یه نگاه جدی می‌خوام ‫که درخور یه سرپزشک باشه

‫ورود ممنوع

‫پدرت چطوره؟

‫مرخص شده

‫خیلی خوشحال شدم

‫ممنون

‫تسلیت می‌گم خیلی متاسفم

‫ممنون

‫زهرا تکالیف جزوه‌ها

‫تمام جزوات هر کلاس اینجاست

‫این هفته چیزی رو از دست ندادی

‫فقط خیلی نگرانت بودم

‫دانشنامه استانبول با حرف «گ» تموم می‌شه

‫پس باید یه حرف و یه کلمه انتخاب کنیم ‫و تکلیف هفته پیش رو انجام بدیم

‫تو حرف یا کلمه‌ات رو انتخاب کردی؟

‫نه

‫اگه رشاد اکرم کوچو زنده بود

‫توی دایرةالمعارفش تو رو چطور توصیف می‌کرد؟

‫هارون کیه؟

‫وقتی مادرم من رو حامله بوده

‫وضعیت مالی خانواده‌ام خیلی خوب نبوده ‫برای همین به سقط جنین فکر می‌کنن

‫می‌گن «یا سقطش می‌کنیم ‫یا دیگه حرفش رو نمی‌زنیم»

‫«باید تصمیم بگیریم»

‫مامانم که می‌بینه چاره دیگه‌ای نیست

‫تصمیم می‌گیره من رو سقط کنه

‫همون شب یه خواب می‌بینه

‫توی یه دشت سرسبز یه حلقه آتیشه ‫شروع می‌کنه به سمتش راه رفتن

‫از گرما خیلی اذیت می‌شه ‫ولی به راهش ادامه می‌ده همین‌طور می‌ره

‫وقتی می‌رسه یه نوزاد می‌بینه ‫وسط اون حلقه آتیش

‫بدون تردید می‌پره توش

‫بچه رو می‌گیره ‫و از آتیش می‌کشتش بیرون

‫بعد به بابام می‌گه ‫«من به هیچ وجه بچه رو سقط نمی‌کنم»

‫بعد روزی می‌رسه که من به دنیا میام

‫یه ماما خبر می‌کنن

‫یه کم اذیتشون می‌کنم

‫ولی زود به دنیا میام ‫بعد از اینکه به دنیا میام نفس نمی‌کشم

‫صورتم کبود شده بوده

‫مرده به دنیا اومده بودم

‫درست وقتی که ماما ‫می‌خواسته به مامانم بگه

‫شروع می‌کنم به ادرار کردن و نفس کشیدن

‫با ادرار کردن برگشتم

‫نمی‌دونم

‫چون رابطه‌ام با از دست دادن

‫از همون اول زندگیم شروع شده

‫شاید برای همینه که همیشه ‫با یه حس فقدان زندگی کردم

‫برای همین یه کم دمدمی و سر به هوام

‫انگار هر لحظه ممکنه ناپدید بشم

‫ولی می‌دونم اگه به این دنیا اومدم ‫برای غلبه کردن به اون ترسه

‫چون می‌دونم ‫این نتیجه زندگی‌ای نیست که داریم

‫زندگی‌هایی که می‌کنیم ‫فقط دلیلی برای این حسه

‫این تاریخش گذشته باید یه کارت شناسایی جدید بگیری

‫متوجهم

‫هنوز دانشگاه می‌ری؟ ‫بله

‫خوبه شلوغی ما آخر هفته‌هاست ‫وسط هفته رو پوشش دادیم

‫آخر هفته‌ها بیا تمام‌وقت کار کن ‫روزی ۵۵۰ لیر

‫۵۵۰؟ ‫انعام خوبی گیرت میاد نگران نباش

‫اگه مشکلی نیست می‌تونی از فردا شروع کنی

‫به هر حال چاره دیگه‌ای ندارم ‫خب؟

‫قبوله یا نه؟

‫باشه حتما

‫پس مبارکه

‫اینجا سرده؟ ‫کلاهت رو در نیاوردی

‫این مدلمه برای همین

‫باشه قبوله

‫یه کارت شناسایی جدید بگیر منتظرتیم

‫خب این برای چیه؟ ‫برای کارت شناسایی

‫برای کارت شناسایی باید عکس بیومتریک بگیریم

‫هنوز آماده نیستی ‫من همین‌طوری می‌خوام

‫شوخی می‌کنی؟

‫نه جدی می‌گم

‫جدی می‌گی؟

‫ببین

‫اگه قراره یه دوربین دربیاری ‫و بگی این یه شوخیه

‫من آماده نیستم خودم رو ‫توی اینترنت ببینم

‫نه چرا؟

‫نگفتی برای کارت شناساییه؟ ‫بله

‫کارت شناسایی برای دولته ‫نمی‌تونی کلاه سرت باشه

‫چرا نه؟ ‫عزیزم این قانون دولته

‫حجاب داشتن مشکلی نداره ‫الان دولت به رسمیت می‌شناستش

‫ولی یا باید باحجاب باشی ‫یا بی‌حجاب با کلاه نمی‌شه

‫مگه مهم این نیست که صورتم معلوم باشه؟ ‫بیخودی چونه نزن

‫بهت می‌گم قبولش نمی‌کنن ‫مجبور می‌شی یه عکس دیگه بگیری

‫این به درد نمی‌خوره؟

‫هوا خیلی خیلی تمیزه

‫آره

‫وای خدای من ببخشید یه بوس یه بوس

‫یه ببر ‫یه ببر

‫یه عکس دیگه می‌خوام

‫مشکلی پیش اومده؟ ‫نه

‫می‌تونم ببینمش؟ ‫هیچ مشکلی نیست

‫بگو مشکلش چیه

‫می‌تونم با فتوشاپ هر طور که بخوای ‫درستش کنم

‫آقا می‌شه یه عکس دیگه بگیرم؟

‫باشه برو تو ‫و وقتی آماده بودی زنگ رو بزن

‫خب شروع کنیم

‫چی؟ ‫قضیه‌ات چیه؟

‫چی شده؟

‫دارم می‌پرسم چه‌کار می‌کنی

‫الان روسری سر کردی؟

‫آره الان سرمه ‫شاید پنج دقیقه دیگه درش بیارم

‫به تو چه ربطی داره؟

‫می‌تونی عکسم رو بگیری؟

‫اگه ریگی به کفشته بگو ‫که من به دردسر نیفتم

‫اسم من زیر عکسا نوشته می‌شه

‫می‌تونی اسمت رو ببری

‫فقط می‌گیریش یا نه؟

‫بیومتریک

‫خیلی خب

‫اداره ثبت احوال

‫۱۵۷؟ ‫۱۵۷

‫باشه مانیتورها کار نمی‌کنن

‫اونایی که اون تو هستن کار می‌کنن ‫ولی اینا نه من دونه دونه چک می‌کنم

‫با اثر انگشتات شروع کنیم ‫انگشت شست راست

‫هفته‌هاست که عوضشون نکردن

‫اگه کسی هم بپرسه می‌گن به مرکز گزارش دادیم ‫و درستش می‌کنن

‫هر چیز دیگه‌ای باشه فورا درستش می‌کنن

‫چهار انگشت

‫انگشتات رو محکم فشار بده

‫خب همین کارو با دست چپت بکن

‫با شستم یا چهار انگشتم؟ ‫اول شست

‫تکونش نده ‫ببخشید

‫چهار انگشت چپ

‫براش نمی‌میرم ‫فقط برای سیگار کشیدن می‌رم بیرون

‫ولی همیشه… می‌تونی دستت رو برداری

‫هر بار موقع ورود و خروج باید کارت بزنی ‫عکست رو بده

‫عکست رو بده

‫یالا من همینطوری هم کار دارم

‫وای اولین باره اینقدر سرزنده می‌بینمت

‫واقعا؟

‫بهم می‌گی چرا؟

‫باید اینقدر سرخوش می‌شدم تا بهت بگم

‫چون ‫چون

‫چون امروز از کارم استعفا دادم

‫چی؟

‫خوشحال نشدی؟

‫نمی‌دونم نمی‌فهمم

‫استعفا دادم

‫وای

‫پس تصمیمت رو گرفتی

‫تصمیم گرفتی

‫لویی

‫قبلا گرفته بودم

‫نمی‌دونم شاید

‫با هم می‌بودیم

‫یا حداقل من اینطور فکر می‌کردم

‫لویی تو از اولش می‌دونستی ‫که من می‌رم

‫برای همین داشتم فرانسه می‌خوندم

‫مگه هر دومون یه فکر رو نمی‌کردیم؟

‫من به هیچی فکر نمی‌کنم

‫یعنی اگه اینقدر مطمئن بودی ‫که هیچوقت مثل من فکر نمی‌کردی

‫چرا اینقدر با من صمیمی شدی؟ ‫نمی‌فهمم

‫داری منو مقصر می‌دونی؟

‫نه نمی‌دونم

‫فقط اینکه

‫باشه

‫باشه

‫این خوشمزه‌ست

‫ماهِ تولدت چیه؟

‫چرا؟ چرا پرسیدی ‫بهم می‌گی؟

‫آبان چرا؟

‫چی؟

‫می‌تونم عوضش کنم

‫می‌تونم ماهم رو عوض کنم

‫من آبانی نیستم شهریوریم

‫من

‫آذریم مردادیم ‫هر چی تو بخوای هستم

‫فقط آبانی نباشم ‫باشه کافیه

‫من حتی هویت هم ندارم

‫تا وقتی که تصمیم نگیرم کی هستم ‫حتی هویت هم ندارم

‫باید هر کاری دلت می‌خواد بکنی زهرا

‫هر کاری دلت می‌خواد ‫نصیحتم نکن

‫بهم درس نده

‫من فقط سعی می‌کنم کنارت باشم ‫و خواهم بود

‫هر کاری تو بخوای می‌کنیم

‫چی می‌خوای زهرا؟ ‫نمی‌دونم

‫نمی‌دونم کاش می‌دونستم

‫اونوقت همه چیز خیلی راحت می‌شد ‫کاش می‌دونستم

‫می‌دونی امروز چه‌کار کردم؟

‫از کارم استعفا دادم

‫و چطوری این کارو کردم؟

‫با قدرتی که تو بهم دادی

Istanbul Encyclopedia subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Istanbul Encyclopedia

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left