Overlord

Overlord (オーバーロード)

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 3

릴리스 정보

Overlord III - 08 AnimeSubtitle
Overlord S3 E08 AnimeSubtitle ir
[HorribleSubs] Overlord III - 08
다음의 해설 AnimeSubtitle
AnimeSubtitle.ir > https://t.me/animesubtitle > https://www.instagram.com/animesubtitle.ir | http://bit.ly/2JbFhnr

태그

other
게시일: 2018-08-29
다운로드: 54
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 153줄입니다.

www ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ AnimeSubtitle ‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏ ir | instagram‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏com/animesubtitle‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏ir | t‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏me/animesubtitle

قسمت هشتم: یک‌ مشت امید

رقبای ما‏‏‏،‏‏‏ انسان‌های احمقی هستند که به مقبره‌ی بزرگ نازاریک تجاوز نمودند‏‏‏.‏‏‏

و در مقابل آن‌ها‏‏‏،‏‏‏ ارباب و صاحبِ مقبره‌ی بزرگ نازاریک‏‏‏،‏‏‏

موجود والا و پادشاه مرگ‏‏‏،‏‏‏ آینز اون گون‏‏‏-‏‏‏ساما است‏‏‏!‏‏‏

و همچنین‏‏،‏‏ دستِ راستِ ایشان‏‏،‏‏

کسی نیست جز آلبدو ناظر اعمال همه‌ی ما محافظین طبقات

شرمنده‌ام‏‏.‏‏

خودخواهی من مارو به این‌وضع کشوند‏‏.‏‏

نه نه‏‏.‏‏ این دختره چی داره واس خودش می‌گه؟

راست می‌گه‏‏.‏‏ ما همه باهم تصمیم به انجام این کار گرفتیم‏‏.‏‏

آره همینه که می‌گه‏‏.‏‏ خودت رو ناراحت نکن‏‏.‏‏

خب‏‏،‏‏ بی‌فایده به نظر می‌رسه ولی به نظرتون‏‏،‏‏ مشکلمون رو با صحبت حل کنیم؟

ابتدا‏‏،‏‏ از حضور بزرگوارتون معذرت می‌خواهیم جناب آینز اول‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

آیینز اول گون هستم‏‏.‏‏

می‌بخشید‏‏،‏‏ آیینز اول گون‏‏-‏‏دونو‏‏.‏‏

از این‌که بدون اجازه‌ی شما وارد مقبره‌‌تون شدیم‏‏،‏‏ صمیمانه معذرت می‌خواهیم‏‏.‏‏

اگر بخششِ شما نصیبِ ما شود‏‏،‏‏

به بزرگی و ارزشِ این بخشش شما طلا و جواهر تقدیم حضورتان می‌گردد‏‏.‏‏

آیا شما از همان آدم‌ها هستید؟

وقتی غذای خانه‌ی شما کِرم می‌افتد‏‏،‏‏

به جای کشتنش‏‏،‏‏ با مهربانی فراری‌اش می‌دهید؟

نه‏‏،‏‏ به راستی که باید آن مگسی که تخم‌هایش را روی غذا رها کرده‏‏،‏‏ مقصر دانست‏‏.‏‏

شماها فرق دارید‏‏.‏‏

شما به خاطر حرص پول و ثروت به این مقبره یورش بردید‏‏.‏‏

نه‏‏،‏‏ راستش دلیل ما‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

ساکت باش‏‏!‏‏

دروغ نگو و باعث رنجش خاطرم نشو‏‏.‏‏

اگر اجازه‌ی ورود داشتیم چطور؟

چرت است‏‏.‏‏ کاملا چرتِ محض است‏‏.‏‏ یک بلوفِ بزرگ‏‏!‏‏

و اگر راست گفته باشیم؟

خیر‏‏.‏‏ حتما یک بلوف است‏‏.‏‏

کاملا غیر ممکن است‏‏.‏‏

ولی‏‏،‏‏ خب‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

بنده‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ بله‏‏.‏‏

برای اطمینان از شما می‌پرسم‏‏،‏‏ چه کسی به شما این اجازه را داده؟

واقعا ایشان را نمی‌شناسید؟

ایشان؟

ایشان نام‌اش را به بنده نگفت ولی برای خودش هیولای ترسناکی بود‏‏.‏‏

هیولا؟ خب‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ چه شکل و شمایلی داشت؟ بگو ببینم‏‏.‏‏

درخشان بود‏‏.‏‏

درخشان؟ هوم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

خب‏‏،‏‏ حالا چه گفته بود؟

قبلش‏‏،‏‏ قول دهید که سلامتِ ما را تضمین می‌کنید‏‏.‏‏

اگر شما واقعا از همرزم‌های بنده اجازه‌ی ورود دریافت کرده باشید‏‏،‏‏ سلامتیِ شمارا تضمین خواهم کرد‏‏.‏‏

هیچ نیازی به نگرانی نیست‏‏.‏‏

هم‌رزم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

بگو بیینم‏‏،‏‏ آن فردی که ملاقات کردی‏‏،‏‏ چه به تو گفت‏‏.‏‏

به من گفته بود که به آنیزِ مقبره‌ی بزرگ نازاریک سلامم را برسان‏‏.‏‏

آینز؟

پس گفت به آینز‏‏،‏‏ سلامم را برسان‏‏،‏‏ درست است؟

بله‏‏.‏‏

خب‏‏،‏‏ درست است‏‏.‏‏

از ابتدایش داستانت از بیخ و بن ایراد داشت‏‏.‏‏

تو‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ ای بی‌همه چیز‏‏!‏‏ این جایی که من‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ این‌جایی که من و هم‌رزم‌هایم باهم ساخته‌ایم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏!‏‏

نازاریکی که ما ساختیم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ شما با کفش‌های کثیفتان‏‏،‏‏ خانه‌مان را لگدمال کرده‌اید‏‏.‏‏

درضمن‏‏!‏‏

دوست‌هایم‏‏!‏‏ شما با چه جراتی به دروغ از اسم و رسم هم‌رزم‌های عزیزم سوءاستفاده کردید؟

مردیکه‌ی بی‌شعور‏‏!‏‏

با این‌که خشم درونم را به آتش کشیده است‏‏،‏‏ ولی شما را مقصر نمی‌دانم‏‏.‏‏

احتمالا نا امیدانه برای زنده ماندن دروغ گفته‌ای‏‏.‏‏

در حقیقت‏‏،‏‏ این خشمی که حتی هم‌اکنون درونم را فرا گرفته‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ از سرِ خودخواهی است‏‏.‏‏

آلبدو‏‏!‏‏ آئورا‏‏!‏‏

همچنین همه‌ی محافظینی که هم‌اکنون صدای مرا می‌شنوند‏‏.‏‏ گوش‌های خود را بپوشانید‏‏!‏‏

این نقشه که دزدها رو به نازاریک دعوت کنم رو از همون اول دوست نداشتم‏‏.‏‏

با این‌حال‏‏،‏‏ قبولش کردم چون همونطور که دمیورگوس گفته‏‏،‏‏

این بهترین اقدام برای ماست‏‏.‏‏

خب هرچی‏‏.‏‏ دیگه از غر زدن خسته شدم‏‏.‏‏

دیگه وقتِ خلاص شدن از دزدهای کثیفی مثل شماست‏‏.‏‏

‏‏-‏‏هوی‏‏،‏‏ کوکیوتوس‏‏!‏‏ ‏‏-‏‏با همه‌ی شمام‏‏.‏‏

دیگه نیازی نیست گوشتان را بپوشانید‏‏.‏‏

خب دیگه شروع کنیم‏‏.‏‏

نمی‌خواهی حمله کنی؟ پس من اولین حرکت را می‌روم‏‏!‏‏

هنرهای رزمی‏‏!‏‏ ضربه‌ی شمشیر دوقلو‏‏!‏‏

مجیک ارو‏‏!‏‏

لسر دکستریتی‏‏!‏‏

این بچه‌بازی‌ها دیگر چیست‏‏.‏‏

بی اثر کردنِ جادو؟‏‏!‏‏

اون حرکت‌هام رو می‌خونه؟

این‌جا رو باش‏‏!‏‏

فلش‏‏!‏‏

لسر استرنگث‏‏!‏‏

ضربه‌ی شمشیر دوقلو‏‏!‏‏

همانطور که فکرش را می‌کردم عامل تعیین کننده ندارید

وقتی یک گروه‏‏،‏‏ کار تیمی یک‌دستی داشته باشد

می‌دانم که حمله‌ها چقدر ممکن است متفاوت و دردسرساز باشند‏‏.‏‏

خب‏‏،‏‏ حالا بایید تا بازی متفاوت‌تری انجام دهیم‏‏.‏‏

به سمتم یورش برید‏‏،‏‏ ای انسان‌ها‏‏!‏‏

یه مجیک کستر‌ـه؟‏‏!‏‏

مگه می‌شه؟ با این‌که با هکران به طور برابر جنگید؟‏‏!‏‏

داری می‌گی که تو جادو بامهارت تره؟‏‏!‏‏

نه‏‏.‏‏ مطمئنم‏‏.‏‏

حداقلش‏‏،‏‏ تو جادو اصلا مهارت نداره‏‏.‏‏

هوم؟ منظورت از آن گفته چه بود؟

من هیچ جادویی از طرف شما احساس نمی‌کنم‏‏.‏‏

آهان‏‏،‏‏ پس از شناسایی جادو بهره جستی‏‏.‏‏ باید ببخشید‏‏.‏‏

چقدر گستاخ‏‏!‏‏ در پیشگاه دیگران بالا می‌آوری‏‏!‏‏

چی‌کارش کردی؟‏‏!‏‏

بچه‌ها فرار کنین‏‏!‏‏

اون یه هیولاس‏‏!‏‏ هیچ راهی برای شکستش نیست‏‏!‏‏

قدرتش کاملا یه سطح دیگه‌س‏‏!‏‏

امکان نداره‏‏!‏‏ امکان نداره‏‏!‏‏

آروم باش‏‏!‏‏ روبردیک‏‏!‏‏

لایونز هارت‏‏.‏‏

اون‏‏،‏‏ کسی نیست که یه آدم بتونه ازش ببره‏‏.‏‏

کاملا فهمیدم چی می‌گی‏‏.‏‏

من هم وقتی اون انگشر رو درآورد همه‌ي موهام سیخ شد‏‏.‏‏

مطمئنم هیچ راه فراری نداریم‏‏.‏‏

قصدِ حمله ندارید؟

پس بنده خدمت شما می‌رسم‏‏.‏‏

تاچ آو آندث

اون دیگه چه جادویی‌ـه آرشه؟

نمی‌دونم‏‏!‏‏ تابحال نشنیدمش‏‏.‏‏

نزدیکمون نیا‏‏!‏‏

سر راهمی‏‏.‏‏

فرار کن‏‏!‏‏

من اینجام‏‏،‏‏ مردیکه‌ی خر‏‏!‏‏

هنر رزمی‏‏!‏‏ شکستنِ محدودیت‏‏!‏‏

درد مبهم‏‏!‏‏ ارتقای توانایی جسمی‏‏!‏‏ مشت آهنی‏‏!‏‏

حمله‌ی شمشیر دوقلو‏‏!‏‏

ایمینا‏‏،‏‏ اون کاملا به حمله‌های شمشیری مقاوم‌ـه‏‏!‏‏

نه خیر‏‏.‏‏

صرفا به خاطر این است که حمله‌ها‏‏،‏‏ ضربه‌ها و شمشیر زدن توسط شما ضعیف‌ها

حتی قدرتِ خراش انداختن به من را نیز ندارند‏‏.‏‏

یعنی چی؟‏‏!‏‏ اون چه نوع تقلبی‌ـه که داری می‌کنی؟‏‏!‏‏

دروغ می‌گه‏‏!‏‏

ایمینا‏‏،‏‏ اگه حرفش درست بود‏‏،‏‏ با همه‌ی داشته و نداشته‌ش سراغِ ما نمی‌اومد‏‏!‏‏

حتما یه نقطه‌ی ضعف باید داشته باشه‏‏!‏‏

ما گولت رو نمی‌خوریم‏‏!‏‏

احساس بی‌اعتمادی نسب به خودت بسیار غم‌انگیز است‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

فلج شو‏‏.‏‏

فرار کنین‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

اگه فلج کردن این کار رو باهاشون می‌کنه پس تاچ آو دث دیگه خیلی باید زیاده روی باشه‏‏.‏‏

هوی احمق خان‏‏!‏‏

از لحاظ منطقی‏‏،‏‏ کسی مثل من

که یه نقطه‌ی ضعفه باید زودتر از همه رها بشه‏‏!‏‏

دیوونه‌ی احمق‏‏!‏‏

اهانت به مردی که هم‌رزمش را نجات می‌دهد خیلی زننده‌است‏‏.‏‏

می‌دونم‏‏!‏‏

اون لیدرِ فوق‌العاده‌ای‌ـه که من ارزشش رو ندارم‏‏!‏‏

با این‌حال‏‏!‏‏ اون یه احمقِ‌دیوونه‌س‏‏!‏‏

گذاشتی که احساسات بهت غلبه بکنه‏‏!‏‏

درباره‌ی چه داری حرف می‌زنی؟

هکران رو به حالت عادیش برگردون‏‏!‏‏

اگه سر موقع برنگردیم

قوی‌ترین مردِ این دنیا میاد دنبالمون‏‏!‏‏

باز هم یک دروغ دیگر؟

دروغ نیست‏‏!‏‏

ماجراجوی آدمانتایتی معروف مومون تاریکی‏‏،‏‏ پشتیبانِ تیم ماست‏‏.‏‏

هوم؟ آهان‏‏،‏‏ مومون تاریکی را فرمودی‏‏.‏‏ ولی ایشان‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

هیچ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ او مهره‌ی قابل استفاده‌ای برای شما نخواهد بود‏‏.‏‏ بی‌خیالش شوید‏‏.‏‏

چی؟

More Farsi Persian subtitles for Overlord

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left