처음 200줄입니다.
...آنچه گذشت
باید این شرایط رو عوض کنی
نمیتونم
اگه اینکارو نکنی، آخرش میمیری
انگار که توی یه قایق بوده یا گذاشتنش توی قایق
قایق "مارک" اون جلوئه
- چیه؟ - خون
"دنی" میخواد بدونی که حالش خوبه
...دنبال کسی که اونو کشته نگردین
چون اون آدم رو خوب میشناسه
اون نمیخواد شما نگران باشید
تو دنی رو کشتی؟
عزیزم، چطور میتونی اون حرفو بزنی؟
باید بهم بگی کی اون کوکائین رو بهت داده
با یکی دیدمش، یه مسافر
یه دستمال سر بسته بود
...دنی... بنظر بیشتر به این علاقهمند بود
که با اون حرف بزنه تا اینکه نهنگها رو بشماره
بررسی مدارک توی تودوزیش اینو پیدا کرد
این شمارهی کیه؟
،"لارس پیرسون"، 24 ساله سرباز سابق جنگ افغانستان
یه مرخصی عادی گرفته
میگردیم دنبال دلیلش
تو یه کلبه بیرون پالمرتون زندگی میکنه
همسایهها بیشتر از یه ماهه که ندیدنش
...کلانتر بخش خونهش رو پلمپ کرده
که اصرار داره برای گشتنش باید حکم دادگاه بیارید
...یه پسر مُرده ولی اون حکم دادگاه میخواد
پس سعی میکنیم یکی گیر بیاریم
...شماره موبایل پیرسون توی تودوزی
سوییشرت دنی پیدا شده
میخوام بدونم چرا
...میخوام بدونم پیرسون به اون 500 دلاری
که توی اتاق دنی پیدا شد ارتباطی داره یا نه
...میخوام بدونم اون 500 دلار ارتباطی به
موادی که توی خونهی سولانو پیدا شد داره یا نه
...میخوام بدونم اسکیتبورد و موبایل دنی
پیش پیرسون هست یا نه
،از همه دوباره بازجویی کنید این عکس رو هم نشونشون بدین
در اختیار مطبوعات نذارینش
مفهوم شد؟
خیلیخب
برین
"- کاراگاه "میلر - بله
"کلویی سولانو" میخواد شما رو ببینه
"دین" آدم خوبیـه
،در حالی که دوجا کار میکنه ...داره دیپلمش رو هم میگیره
...شبا توی رستوران عموشـه
روزا هم توی اسکلهی وینستد
بعلاوه معاملهی مواد
نه، اینکارو نمیکنه
کلویی، الان چی بهم گفتی؟
اون برای که بهم لطف کنه برام گیرش آورد
اصلاً نمیخواست انجامش بده
چند وقته میشناسیش؟
4 ماه
خب، 4 ماهه که باهاش بودم
قبل از اون هم میشناختمش
ازت بزرگتره؟
تو آگوست 18 ساله میشه
...عموش بهش فشار میاره که بره سربازی
ولی اون نمیخواد
...- دوست داره ...- کلویی، من داستان
کل زندگیش رو لازم ندارم
ولی نمیشه این جریان برنامههاش رو خراب کنه
میخواد برای فوق دیپلم ...به کالج یوریکا درخواست بده
بعد سعی کنه که از اونجا انتقالی بگیره
...این
کلویی، گوش کن
...اگه دین همچین آدم خوبیـه
چطور مامان بابات تا حالا ندیدنش؟
مامانم میخواد برای پروازش بلیط رزرو کنه
یکشنبه خوبه؟
همین یکشنبه؟
آره، لازم نیست پیش ما بمونه
میتونم تو مسافرخونه یه اتاق براش بگیرم
معلومه که میگیری
نظرت چیه؟
چرا ازش نمیخوای که صبر بده؟
مارک، میدونم میخواد کمک کنه
چون مامان بزرگشـه، اونم داره غصه میخوره
بگو برای مراسم یادبود بیاد
قرار نیست یادبود داشته باشیم
خب، راسیتش در این مورد تصمیم نگرفیتم
پاول پیشنهاد داده که کمکمون کنه یه مراسم بگیریم
من دوست دارم انجامش بدم
تو کلیسا
میشه یکم دربارش فکر کنی؟
باید تشییع جنازه بگیریم
...یعنی، اگه کاراشون رو درست انجام بدن
...و مسئول اینکارو پیدا کنن
خب، هنوز که پیدا نکردن
ترجمه و زیرنویس از پـــویـــــا و مـــهـــرداد .::. Toxicity | Mehrdadss .::.
همون زنی که دنبالش میگشتم
کلیدای کلبهی هاروی ریج
بهتره که برای تحویلش گرفتنش امضا کنی
نمیخوام اگه گم شد، دردسری پیش بیاد
این آدم رو میشناسی؟
اگه حموم کرده بود آره
اگه پسر خودم بود، حمامش میکردم
میشناسیش؟
تا حالا تو عمرم ندیدمش
چرا درمورد دادن این کلیدا به مارک سولانو بهم دروغ گفتی؟
...نه تنها کلیدا رو بهش دادی
یه چک برای کاری کرده بود بهش دادی
جداً؟
در مورد شناختن این آدم داری بهم دروغ میگی؟
از اونجایی که یادم میاد، نه
بیا، امضا میکنم که کلیدا رو برگردوندی
یه سوال فوری
یادت میاد که تا حالا این مرد رو دیده باشی؟
نه، کیه؟
خب، راستش فعلاً نمیتونم بگم
خب، مظنونـه؟
خب، فعلاً که فرد تحت نظره
- "بث" هنوز داره میدوئه؟ - آره گمونم
فرد تحت نظر چیه؟
کی قراره برگرده؟
خودشه
...همون کوهنوردیـه که تو منطقهی عقاب ماهیخوار بود
...همونی که در موردش بهت گفتم
همونی که با دنی بود
حدود... چقدر، الان سه هفته شده؟
مطمئنی؟
،از موقعی که با هم حرف زدیم دارم بهش فکر میکنم
یه دستمال سر بسته بود
ولی همون یاروئه
همون طور که گفتم، کاش اون موقع یه چیزی گفته بودم
"- سلام "جک "- سلاک "الی
برای رفتن آمادهاین قربان؟
آره
اگه دوباره دیدیش خبرم کن
- کارتم پیشت باشه باشه -
- سریع بهم زنگ بزن - باشه قربان
اون گفت کسی بوده که دنی میشناختتش
..."اون"، منظورت
"ریموند"، همون روانیای که باهاش حرف زدم
آها، فکر میکردم اینکارو بکنی
ببخشید. میشه بیام تو؟
حتماً، حتماً
130 کیلومتر بر ساعت
امروز کاسهی داغتر از آش شدی؟
چی؟
الان چی گفتی؟
...اون دفترچه آزار جنسیتی که توی اداره
میدن، به دستت نرسیده؟
باید قیافت رو ببینی
کلاً دارم شوخی میکنم
ولی خدایی، "کاسهی داغتر از آش"؟
یعنی، کلاً تو چه دههای داری زندگی میکنی؟
سرحال
- ببخشید؟ - سرحال
خیلی سرحالی
وای ببخشید قربان
...ببخشید در مورد اینکه آخر داریم به
یجایی میرسیم خوش بینم
،بعد از یه هفته که هیچی دستگیرمون نشد بالاخره دوتا سرنخ خوب داریم
دوتا سرنخ خوب که توی شهرت نیستن
- نخیرم - اینطوری نیست؟
نه، دین توی گریسپوینت بزرگ شده
تازه رفته بالای جاده زندگی میکنه
...گفت دنی توی یه قایق بوده
و هیچ دردی هم نمیکشیده
این باید خیالت رو راحت کنه
اینم گفت که باید از ...گشتن دنبال قاتل دست بکشم
،چون هر کسی که هست به نفعم نیست که بدونم
...و ایشون یه تعمیرکار تلفنـه
برام مهم نیست چیکارهـس پاول
...فقط چیزی که میگه برام اهمیت داره
اگه حقیقتی در کار باشه
تو فکر میکنی ممکنه حقیقت باشه
،نمیدونم. منظورم اینه که تو با خدا حرف میزنی، نه؟
...اون با همون چیزی که میگه حرف میزنه
واسطهی روحیـش
اینم مثل همون نیست؟
...کی میگه پیغامهای اون
با پیغامهای تو فرق داره؟
...البته اگه از شوهرت بپرسی
هر دومون دیوونهایم
تصورشم سخته
ببین، الان خیلی آسیبپذیری
...هر کسی که بنظر میاد جوابی داشته باشه
.آره، ولی کسی جوابی نداره پلیس هم پیداش نیست
هیچی بهمون نمیگن
اگه اون راست بگه چی پاول؟
اگه کسی باشه که دنی اونو میشناخته چی؟
چرا این آب کوفتی همه جا هست؟
بهش میگن اقیانوس
...نزدیک ساحل زندگی میکنیم
که کلی آب کنارشه
خودشه؟
آره گمون کنم
دین؟
دین آیورسن؟
!دین، دین وایسا
!از قایق بیا بیرون! همین الان
!بیا روی اسکله !همین الان بیا روی اسکله
!حالا دستات رو بذار پشت سرت
قربان، حالتون خوبه؟
No comments yet. Be the first to leave one.