처음 200줄입니다.
ترجمه و زيرنويس محسن و مرجان
سورپرايز
ممنون که اين تابستون کمکم کردي سال خوبي رو در دانشکده داشته باشي،پيج
مانيتووک-ويسکانسين 9:10 صبح
کوپنهاگ-دانمارک 4:10 بعد از ظهر
هي،چه اتفاقي براي لامبورگيني ات افتاد؟
از لامبورگيني خسته شدم. آماده اي که ببازي؟
من "گرند پريکس" رو برنده شدم. تو چي برنده شدي؟
هيچي
و تو ميخواي از من با ليموزين مامانت برنده بشي؟
درسته آقاي اروين،من قصد دارم که با ليموزين مامانم ازت ببرم،
که اصلاحات زيادي رو روش انجام دادم،
پس بايد بترسي،دوست من
و همون قدر هم بايد بترسي از اينکه مامانت بفهمه
هي،چطور بود؟- اوه،عالي بود -
اونا يه کيک گنده براي من داشتن
و درست موقعي که مي خواستم شمع ها رو فوت کنم تري کارلسون اومد
با يه زخم خون آلود گنده روي پيشونيش
اون سعي کرده بود که خودش موهاشو کوتاه کنه- تري جاي خوبي اومده.
قسمت خوبش اين بود که اونا اجازه دادند من براش بخيه بزنم
ساعت هامون رو چک مي کنيم- 9:45-
آماده؟
.حرکت
سلام
!نه
!مواظب باش
سلام
لباس قشنگيه
.مسابقه ي خوبي بود،اعلي حضرت
نه کاملا،وقتي من اين طوري بخوام برنده بشم
بهتر ميشد وقتي که تو پات رو آخر مسابقه .از روي گاز برنمي داشتي
.نه،تو عالي بودي- .تبريک ميگم-
.خب،بالاخره اونا بهم رسيدن- .اونقدرهام بد نيست-
...نه،اونا واقعا خوشحال به نظر ميرسن.من
من درست يادمه که ما سابقا درباره ي ،رفتن صحبت مي کرديم
.رفتن دنبال روياهامون
،همه ي دنيا اون بيرونه که من ميخوام ببينم .تو هم همين طور.فقط ما باقي مونديم
تاد و من نامزديم
.از من بدت نياد- .اين خيلي عاليه-
.چرا بايد ازت بدم بياد؟نه- اوه،ممنونم-
.خب،خانمها- اوه،نگاه کن-
.بتسي ميخواد دسته گلش رو پرت کنه
آماده ايد،خانمها؟
.يک،دو،سه
!گرفتمش
.اون هر روز دير ميکنه- .درسته-
.خوبه،فهميدم ممنون
ممنون
.ادوارد- .سلام،آري-
.اعلي حضرت،پادشاه .عليا حضرت،ملکه
.شاهزاده،وليعهد
،شاهزاده .پرنسس آرابلا
.ما اينجاييم،عزيزم
.اميدوارم که تو رو توي جشن شکرگزاري ببينم- .باشه،دوستت دارم،پدر-
.خداحافظ،عزيزم- .خداحافظ،ممنون-
سلام؟- پيج،سلام-
اوضاع چطور پيش ميره؟- .اوه،خداي من-
خوبه.ناراحت نيستي که ميخواي برگردي؟
چرا،اما امسال ظرف ها رو ،هر سه هفته يه بار مي شوريم
.چه لازمشون داشته باشيم چه نه
.ومنظورم از ما توئه
اوه،نگاه کن پدرم ،چه سيستمي برام راه انداخته
اون ممکنه که از نظر احساسي خيلي ،خشک باشه
اما اون خوب ميدونه که چطور اين چيزا رو نصب کنه
خوبه،ازش لذت ببر.من امسال خيلي خوش شانسم که تا حالا خونه بوده ام
من پنج ساعت آزمايشگاه شيمي گرفته ام به اضافه ي يه کار نيمه وقت
هي،هي،کلاسهات که هنوز شروع نشده اند
شايد قبل از اينکه بخواي جهانگرديت رو ،شروع کني
بتوني که با من و استيسي .وآماندا بياي به رستوران
بنابراين از همين الان در سفرت من و ... بقيه ي راهنماهاي سفر فقط
.قراره با همه چيز مشکل داشته باشيم- باشه،باشه-
،بچه پولدارهاي گستاخ به همه چيز غر مي زنند
،يه شب توي رم ما به اين رستوران ميايم
و بايد با يه مرتيکه ي ايتاليايي درب و داغون چهل و پنج ساله باشم
چهل و پنج سال؟،اوه
خوبه،اون زمان موسوليني يه مرد خيلي جذاب بوده
شما دخترا دارين در مورد چي حرف ميزنيد؟- عشقمون به پيرمردها،قوي و جذاب مثل تو-
،يه ذره بهتر از اين چيزهايي که گفتي باور کن من خوشتيب ترين آدم اينجام
.بنابراين بهتره که با استيسي برين بيرون- ... اوه،بله،لطفا-
خب پيج،مي خواي دوباره سرکارت برگردي؟- آره،درسته-
فردا چطوره؟- پنج شنبه چطوره؟-
فردا چطوره؟- فردا خوبه-
.خوبه .مهمون من باشيد
.متشکرم- .متشکرم-
.به سلامتي- .به سلامتي-
من باور نمي کنم که تو .همه ي اروپا رو مي خواي بگردي
کاش مي تونستم پنج سال آينده رو ... سريع رد کنم
من متنفرم وقتي که اون شروع مي کنه که راجع به برنامه هاي زندگيش صحبت کنه
اين باعث ميشه که من تمرکزم رو از دست بدم- درباره اش برام بگو-
من سال آخري هستم و تا .حالا برنامه ام رو شش بار تغيير دادم
.من تا حالا هيچ برنامه اي نداشتم- اوه،خواهش مي کنم-
،اون زمانها يه دونه داشتي .پيج هم قراره به دانشگاه جان هاپکينز بره
.اين در صورتي است که قبول بشم- تو قبول ميشي-
،نه،نه بعد از اين ترم مجبورم درس شکسپير رو بگذرونم
نياز به يه سري اطلاعات ادبي احمقانه داره
ببين،دفعه ي بعدي که راجع به کلاس يا کارت صحبت کني
مجبور خواهي بود که هممون رو مهمون کني
ولي درس شکسپير ... خيلي بي استفاده است
وايسا،وايسا
.هي پسرا،من اينو ميخوام- هي-
.بفرماييد- نه-
.نه،يالا- .اوه،چرا،يالا-
اين چيه؟- بخورش،بخورش-
اين اولين شب توست- به سلامتي-
به سلامتي- .عاليه-
.اوه،بچه ها ازتون متنفرم-
آيا تو همه منابع تحقيقت رو مطالعه کرده اي؟
البته
ادوارد ، يه روز تو پنجاه و يکمين پادشاه
طولاني ترين سلسله پادشاهي خواهي بود
.در تاريخ دنيا- .بله،متوجه ام پدر-
اين يه پادشاهي است که هنوز نياز به مشارکت پادشاه
در کار و تصميم گيري هاي دولت داره
بنابراين وقتي که من مي پرسم آيا آماده اي يا نه،اين اصلا سوال بيهوده اي نيست
پدر،من آماده ام،باشه؟
اعلي حضرت،پادشاه
و شاهزاده وليعهد
اعلي حضرت- من خوبم-
آقاي نخست وزير- جناب وليعهد-
بسيار خب،خانمها و آقايان .اجازه بديد شروع کنيم
اما شش درصد افزايش پرداخت حداقلشه
.اتحاديه ملي خواهد پذيرفت
حس نميشه- ببينيد-
اگر ما نتونيم توافق کنيم چطور مي تونيم که هر دو طرف رو با هم داشته باشيم؟
مسئله ي اعتبارمونه-
بسيار خب،بعدا مجبوريم جلسه ي ديگه اي داشته باشيم
آيا پاياني براي مطالبه هاي کارگري وجود داره؟
دولت ما بايد دخالت اتحاديه ها رو در .تعيين قيمت ها نپذيره
من تعصب شما رو تحسين ميکنم،توماس
اما من بهت اطمينان ميدم که اونها خيلي در ضرب العجلي شون جدي هستند
بدون دسترسي به توافق،اونا اعتصاب مي کنند
اعتصاب عمومي براي اقتصاد ما فاجعه بار .خواهد بود
ادوارد،همه ي ما مي خواهيم بدونيم که تو چي فکر ميکني؟
ببخشيد،سوال چي بود؟
.من...من مشغول بودم
.مي فهمم
من نمي دونم چرا پدرم اين قدر تاکيد داره که من باهاش باشم
من هميشه از اين جلسه ها متنفر بودم- بله،قربان-
شايد اين چيزي است که شما بايد ...انجام بديد با توجه به اينکه
نمي دونم...شما يه روزي قراره شاه باشيد
بله،نمي خواد يادم بندازي،سورن
،بذار يه چيزي رو بهت بگم تو خيلي خوش شانسي که جاي من نيستي
،اگر چيزي خواستيد قربان در هر موقع شبانه روز به من اطلاع بديد
،مي دوني مادرم ديوونه ميشه
وقتي بفهمه امروز چه اتفاقي افتاد
اين يه سخنرانيه که من البته نمي خوام بشنومش
من دلم ميخواد از دانمارک برم،سورن .ميخوام راحت باشم
اوه،بله،و در حال حاضر کجا دوست داريد اين آرامش رو داشته باشيد،قربان؟
من شنيدم که پيست اسکي،امسال به زودي
در سنت موريتز باز ميشه.
در مونت کارلو هم يه کازينوي جديد باز شده
هميشه به نظر ميرسه که چند صد هزار .کرون رو از دست مي دهند
!هشدار ...آگهي بعدي
.صبر کنيد،الان وقتش نيست !اينو ببينيد
براي سالها،دن با خانمهاي واقعي صحبت کرده است
درباره ي عصباني کننده ترين چيزها و همش رو هم فيلم گرفته
و حالا دن به شما قلب آمريکا رو معرفي مي کنه
:با کالج دختران نا آرام
دختران ويسکانسين
،اوه،خواهش ميکنم،يالا لباست رو بده بالا،زود باش،فقط يه بار
ويسکانسين؟- بله-
چرا اونجا،پسرم؟
چون که من قبلا اوقات زيادي رو در آمريکا نگذروندم
و من مي خوام که به قلب اون کشور برم
جايي که مي تونم آمريکاييهاي معمولي رو ببينم
به علاوه اونجا يکي از خوشنام ترين دانشگاه ها رو داره با رشته هاي جالب
.و گستره ي وسيعي از فعاليت هاي فوق برنامه
.اما اين احمقانه است
ببين،اينو من فرصت خوبي .مي بينم براي پيدا کردن خودم
اوه،ادوارد،خواهش ميکنم
اينم يکي ديگه از کارهاي عجيب و غريب دنباله دار توئه
که،راستي،ما بايد هزينه اش رو بپردازيم
وبا وجود تو،مضحکه شدن ما در روزنامه ها پايان ناپذيره
و فقط اثري که روي تو داره اينه که خودت رو توي قصر پنهان کني
تا حالا که ميخواي ما رو متقاعد کني که مجبوري که بري براي اينکه ميخواي دوباره خودت رو پيدا کني
اگه همين طور که فکر ميکني من باعث سرافکندگي شمام
.بنابراين شايد بهتره که از هم جدا بشيم
چي داري ميگي؟- من دارم ميگم که ميخوام برم و ميرم-
و نه به پول شما احتياج دارم نه به اجازه ي شما
!ادوارد- !من با هزينه ي خودم اين کارو ميکنم،مادر-
بهتره بذاريم بره
ما هر روش ديگه اي رو امتحان ...کرديم و جواب نداد بنابراين
صادقانه بگم اين وسوسه کننده است .و اون ميخواد که انجامش بده
.سورن،تو هم با اون ميري
من،عليا حضرت؟
با هزينه ي خودم؟
مطمئنا بهتره که يه سرپرست ...آماده بشه که
.من ميرم براي سفر آماده بشم
هي- يواش
به اينا نگاه کن،سورن
هزاران هزار دختر جوون ديوونه ي کالج که مست مي کنند
و لباسشون رو بالا ميدن- بله،قربان،چقدر براي شما لذت بخش ميتونه باشه-
که همه ي اينا اينجا توي آمريکا داره اتفاق مي افته
بزرگ ترين کشور از نظر تعداد بيماران قلبي-عروقي
.اونا رو ببين
والدينتون انتظار دارند که شما در کلاسهاتون حضور داشته باشين
اعلي حضرت- بله،مي دونم-
گوش کن،سورن
از حالا به بعد نمي خوام که منو
شاهزاده يا اعلي حضرت خطاب کني
No comments yet. Be the first to leave one.