처음 193줄입니다.
...فضاییها یه پیام از طرف فرماندهی اعظم
! فرماندهی والامقام
! فضایی ! فضایی
! فضایی ! فضایی
حملهی به زمین شروع میشه
! همین الان
! فضایی ! فضایی
! فضایی ! فضایی
! فضایی ! فضایی
آمادهی فرا رسیدن تکنولوژیِ سفینهی کروی باشین
! یا خدا
آژیر چیه، "دانی" ؟
....ارتباطات گوی فضاییها داره غیرقابل کنترل میشه
....که یعنی اون مغزحبابیها میخوان دست به
یه کار بزرگ بزنن
این چیه دیگه؟ زبان فضاییهاست؟
میتونی به زبون خودمون برگردونی؟
فکر کنم الانه که بفهمیم
داره ترجمه میشه
تــرجــمـــه و زيـــرنـــويـــس ايمان ميرنيا: Im@N 24
"و حالا قسمت آخر برنامهی "قهرمانان فضا
! قربان "مخربها" پشت سرمون هستن
دیگه کاری از دستمون برنمیاد
من یه فکری دارم
مسخرهست با عقل جور نمیاد
...خلاف نظامهای 16 خورشیدی هست و در ضمن
اگه مادرم میبود به احتمال زیاد موافقت نمیکرد
اما... ممکنه... جواب.... بده
! نــه سفینه رو ترک کنین
هان ؟
کاپیتان، مگه شما نمیاین؟
کاپیتان واقعی با سفینهش نابود میشه
...قربان، با شما بودن افتخاری
فقط برین
خب، دخترک پیر
فقط منم و خودت
عجب قهرمانی
چیکار میکنی؟
قسمت آخر "قهرمانان فضا" ـه
یه خبر مهمتر دارم برات
...من و "اپریل" تموم حرفهای فضاییها رو بررسی کردیم
و گوش کن ترجمش چی شد
...مرحله آخر حملهی فضاییها
تا 6 ساعت دیگه باید شروع شه
تکنولوژی سفینهی کروی باید از بُعد اکس بیاد
و از دروازه رد شه
مطمئنی این نسخه ترجمه شده شه ؟
...اونا گفتن تا 6 ساعت دیگه، یه چی به اسم تکنولوژی سفینهی کروی
میاد تا از دروازه رد شه
این آخرین مرحلهی حملهی فضاییهاست
...یه لحظه وایسا، فکر میکردم کلید عملی شدن نقشه هاشون
اپریل" هست، در صورتی که پیش اونا نیست"
...اگه اون سفینهی کروی از دروازه رد بشه
بنظر دنیا به پایان میرسه
پس چیکار کنیم؟
...بچهها
باید یه راهی برای غیرفعال کردن اون دروازه پیدا کنیم
وظیفهی ماست
نجات دادن دنیا ؟ - لئوناردو" درست میگه" -
...اولین دفعهای که به سطح زمین رفتین
ترسیدم که نکنه آماده نباشید
..اما متوجه شدم که آماده بودنتون دلیل قهرمان
شدنتون نیست بلکه سرنوشتتون بود
...و اگر سرنوشت و آیندهی دنیا
...بایستی در دستان کسی باشه
خدارو شکر که در دستان شماست
لنوناردو" یه لحظه صبر کن لطفاً"
...حالا که دنیا در خطره ....تنها چیزی که اهمیت داره
اینه که ماموریتت رو تکمیل کنی
بله استاد
...در این راه اهمیتی نداره از چه چیزی یا
چه کسی باید بگذری
آقایون بریم دنیارو نجات بدیم
استاد، اگه ازتون یه سوالی بپرسم ناراحت نمیشین؟
معلومه که نه
چرا باهاشون نمیرین؟
چرا همچین چیزی میپرسی؟
لاکپشتها اون بیرون دارن جونشون رو بخطر میندازن
فکر نمیکنین ممکنه از کمک شما بهره ببرن؟
من مربی اونا هستم
وظیفه من اینه که اونارو برای چیزایی که باهاش روبرو میشن، آماده کنم
...اما، استاد خودتون گفتین
که این دفعه ...سرنوشت دنیا در دستان
! کافیه
! مجبورم نیستم به یه بچه توضیح بدم
خیلیخب بچهها، خیلی راحت بکارمون میرسیم
به مرکز فناوری میریم و از اسلحهی تجزیه کننده
استفاده میکنیم ...که اونجوری که "دانی" حساب کرده
...تنها با یه شلیک، قادره دروازه رو
نابود کنه
خب، پس چرا دفعه پیش ازش استفاده نکردیم؟
چونکه دفعه پیش نداشتیمش
تو برای همهچی جواب داری "دانی"، مگه نه؟
بله، جواب دارم
"آورین "دانی ...صحبت از این شد
لئو" مطمئنی این نقشه جواب میده؟"
باید جواب بده
سلام، اپریل بقیه کجان ؟
فضاییها دارن دست میجُنبونن
لاکپشتها تو راه مرکز فناوری هستن
مرکز فناوری؟ - مگه چی شده؟ -
فضاییها میدونن که لاکپشتها دارن میرن اونجا
شما از کجا میدونی؟
! زنگ نزن
فضاییها رد گوشیهای "تیفون" رو زدن
خودمون باید بریم بهشون اطلاع بدیم
من پدرت هستم اپریل
باید بهم اعتماد کنی بجُنب
اپریل"، کجا داری میری؟"
لاکپشتها تو دردسر افتادن
باید برم بهشون اطلاع بدم
...اما خودت خوب میدونی که اون بالا
برای تو خطرناکه
! خب، بعضیها نمیتونن دست رو دست بزارن و هیچکاری نکن
بابا، داری چیکار میکنی؟
این که راه مرکز فناوری نیست
بابا، چه خبر شده؟
! کمک
سلام علیکم، پرنسس خانوم
دلت برام تنگ شده بود؟ - آره راستش -
! دفعه پیش که دیدمت، فراموش کردم اینو تقدیمت کنم
کارت رو بخوبی انجام دادی
حالا برو پیام رو به "اسپلینتر" برسون
بابا ؟ بابا ؟
بابا ! داری چیکار میکنی؟
! بابا
! اونو شستشوی مغزی دادین
میدونم خیلی باحاله، نه ؟
! بـــیـــگی که اومــــد
! با "کلهآهنی" آشنا شید
! دیدمتون
"کارت حرف نداشت، "دانی
میدونین وقت چیه؟
! اولین بزن قدشِ هواییِ جهان
! آره
! حرف ندراه ! لاکپشتها زاده شدن واسه پرواز
خیلیخب، بچهها بیاین به کارمون برسیم
ساکته
به اندازهی درست و دقیقی ساکته
! سلام فضایی
! حالا یه قِر
! پخش زمین میشیم و ردمون میمونه
! حرفتو تایید میکنم
...لاکپشتها اون بیرون
دارن جون خودشون رو بخطر میندازن
فکر نمیکنین ممکنه از کمک شما بهره ببرن؟
بعضیها نمیتونن دست رو دست بزارن و کاری نکنن
! وایستا
اپریل" کجاست؟"
ارباب "شردر" میخوان که این پیام رو ببینید
ارباب... شردر ؟
..."چه عحب، "هاماتو یوشی
خیال کردی برای همیشه میتونی از دستم مخفی شی
اپریل اونیل" پیش منه"
...و اگه جونش برات مهمه
مثله یه مرد میای و با من روبرو میشی
...کاری رو که سالیان پیش شروع کردیم
به پایان میرسونیم
اون دروازه رو باید از بین ببریم
اونو یادم رفت - نگران نباش -
...اصلاً قبل اینکه از وجود ما خبردار شه
ما رفتیم
خیلیخب بچهها، تا 3 ثانیه دیگه همهچی تموم میشه ..دو
...یک
!جان ؟
محافظ داره ؟ چرا بهم نگفتی؟
! چونکه میخواستم شکست بخوریم
! تابلوئه که خبر نداشتم
نقشه دومی هم داریم؟
! مادر جان
حالا این استاد نینجا که میگن، کارش چطوریاست؟
یکی از بهترینهاست
اونم همونجایی بوده که ارباب "شردر" آموزش دیده
قبلاً عین برادر بودن
تا اینکه "هاماتو یوشی" بهش خیانت میکنه
بزار اینجوری بگم
...مهارتش مثله ارباب "شردر" هست
اما دل و جیگر اینو نداره که به این مبارزه پایان بده
دانی"، نقشه دوم در چه حاله؟"
دارم فکر میکنم
سریعتر فکر کن
....اگه بهم مهلت بدی، احتمالا سیستم
فضایی هارو هک میکنم
عالیه، همین کارو کن
اون دیگه چی بود؟
اون اینجاست
اپریل"، منم، سرو صدا نکن"
الان میبرمت بیرون
الکی بود؟
هاماتو یوشی
خیلی خوشحالم که دعوتم رو پذیرفتی
با "اپریل" چیکار کردی؟
....حالا دیگه خانوم "اونیل" سودی
No comments yet. Be the first to leave one.