처음 73줄입니다.
سرمايه گذار وزارت فرهنگ و ورزش× ×و سازمان گردشگري و خلاقيت كره
به عنوان رئيس کلوپ طرفداران باغ مخفي
ميخوام استعفا بدم
يه دفعه چرا؟
لطفا مراقب برادرم باشين
ها؟
برادرم آدم خوبيه
درسته بد دهنه
اما آدم خون گرم، مهربون و با ملاحظه ايه
واقعا؟ اين جنبه اش رو نشون نداده بود
راستش، هيچوقت اينجوري نديده بودمش
يكم مغروره
حتي باهام خاله بازيم ميكرد
...آه... خوب
نميخوام بينتونو وايسم
تو چي؟ واقعا باهاش مشكلي نداري؟
...من
ميگم... برادرم خيلي شبيهته
خيلي مطمئن نيستم، اما اينجوري فکر ميکنم
اينجوري شد که ازت خوشم اومد
نميگم كه دومين نفرين
حتما خيلي شي هيون رو دوست داري
...من
...خوب
بله، چون برادرمه
نگران نباش، يونا
...ما واقعا از اونجور رابطه ها
×شاهزاده شاهزاده× ×قسمت آخر×
!يونا
كجايي؟
يه رئيس غير از شركتش كجا ميتونه بشه؟
همه چيزو از يونا شنيدم
يونا بهوش اومد؟
دارم ميام شركت
رو پشت بوم همو ميبينيم
بذار قبلش يكي بخوابونم تو صورتت
كي هستي؟
خُب نــميدونم
رئيس سافت كستل يا يه اتاكو؟
چرا نگفتي به يونا آسيب نرسوندي؟
اگه راستش ميگفتم، باور ميكردي؟ - احتمالا نه -
از اونجايي تو پرونده ات سابقه جنايي داري
درسته
اگه اتفاقي برا كسي كه برات عزيزه بيفته
مثل يونا، حتي كمترم بهم اعتماد ميكني
اما بازم درك ميكنم
چون منم يكي رو همونطوري دوست داشتم
چون هيونگ؟
چطور...؟
پرونده گامدونگسان
اسم همه عكساش چون هيونگ بود
وقتي اومدي خونم
ديديش؟
چون هيونگ كيه؟
قضيه اش مفصله
وقتي 5 سالم بود تو پرورشگاه ديدمش
تنها كسي بود كه تونستم باهاش درد و دل كنم
برا همينه كه سوابق تحصيلي نداري
يه روز يه خانواده خوب اونو به فرزندي گرفتن
"وقتي ميرفت بهم گفت " متاسفم كه تنهات ميذارم
دادCDبهم كلي
وقتي شانزده ساله شد
شنيدم تو بيمارستان بستريه
همه بدنش خونريزي داشت. شنيدم مداوايي نداره
دكتر ميخواست داروي جديدي رو امتحان كنه
و ازش خواست يكم بيشتر تحمل كنه
اما وضعيتش بدتر شد
اون شب، صدام زد برم اتاقش
و ازم خواست كمكش كنم
گفتم نميخوام
...اما در نهايت ونتيلاتورو* خاموش كردم دستگاه تنفس مصنوعي*
واقعا دوسش داشتم
...پس، كسي كه كشتيش
No comments yet. Be the first to leave one.