처음 200줄입니다.
.خب، عصر بخير. سلام
.من ريچارد دي لانگ پري هستم
و اين آقاي نمونه ي خوشگلي که کنار من ايستاده
.شريک زندگيم، جرمي دي لانگ پري هستش
هي، حالتون چطوره؟ .به خونه امون خوش اومديد
.خب، اين خونه ي منه .اسم من روي سند خونه ست
.بيا زياد قضيه رو بزرگ نکنيم
.من که قضيه رو بزرگ نميکنم
!خب، من اينکارو ميکنم، جرمي
چون از اونجايي که من خونه دار بيکار نيستم، جرمي
پس منم نيستم که هيچ کمکي به پرداخت کردن !رهن خونه نميکنم
ريچارد، من فکر کردم ما در مورد تحقير نکردنم
جلوي مردم صحبت کرده بوديم؟
آه، صحبت کرده بوديم، مگه نه؟
.شرمنده
.من بدجوري عاشقتم
...خيلي خب، ريچــ
.خيلي خب، بسه
.خيلي خب، تموم
بگذريم، امشب براي جرمي و حس سوسولي اي .که داره نيستش
و کاملا واضحه که امشب براي نشون دادن اين حقيقته که
ما به تازگي يک دختر کمبوجيه اي بيچاره .رو به سرپرستي گرفتيم هم نيست
!جولي، بيا اين بالا عزيزم
.اوه، من واقعا نميخوام اينکارو بکنم
وقتي فکرشو ميکنم
که همين دو سال پيش ...جولي داشت زندگي ميکرد توي
دريا؟ صحرا؟ .يه همچين چيزي
.هردو جا، آره
زندگيش فقط اينقدر نزديک به قهقرا رفتن بود که
من همون موقع به خودم گفتم ميدوني چيه؟
.به من نعمت داده شده .و بايد اين رو جبران کنم
پس، من با از خود گذشتگي وارد
وبسايت شدم و اون رو .به "سبد خريد" اضافه کردم
واقعا؟
بين 5 تا 7 روز کاري بعد از اون
.زندگي حقارت آميزش تغيير کرده بود
بيايد همگي يک خوشامد گويي بزرگ به .جولي بکنيم
و حالا، خانم ها و آقايون به افتخار
تنها بچه ي هفت ساله اي که تا به حال براي
...جايزه توني کانديد شده
لطفا خوشامد بگيد به عصاره ي ... وجودمون، پسرمون
.آلن گرگوري دي لانگ پري
.ممنون از همگي که اومديد
لطفا صداتون رو بياريد پايين .دارم صحبت ميکنم
.اوه، کلويي اينجاست
و جولي که هنوز نتونسته خودش رو
.با ملت وفق بده
.من معذرت خواهي ميکنم، ملت
.داره بدجوري براي خودش قضيه رو دشوار ميکنه
يکجورايي داغون ترين .آدمه
.بگذريم، برگرديم پيش من
وقتي که براي بار اول زنگ زدن و بهم گفتن
که من براي جايزه توني نامزد شدم ...فقط يک کلمه گفتم
.بيخيال
اما بعدش متوجه شدم که .من چقدر خودخواه بودم
چقدر ناعدلانه ست اگر که من خودم رو از بردن
.اين جايزه محروم کنم آخه با عقل جور در مياد؟
خلاصه، به هرکسي که اونجا بود و داشت
:به موفقيت هام غبطه ميخورد اينو گفتم
.ما موفق شديم
خب، من موفق شدم، بيايد اسگل نباشيم
.شما مطلقا هيچکار خاصي نکرديم
:اما اين چطوره
.شما اونجا بودين تا شاهد موفقيت من باشين
!حالا، بريم مشروبتون رو بخورين کله خرا
!بترکونين !امشب شب شماست خنگولا
کلويي، کجايي تو؟
پسرم، ما ميخوايم در مورد يک چيزي .باهات صحبت بکنيم
جرمي ايدز گرفته؟ مرحله خطرناک؟
.تند رفتي
.نه. جرمي ميخواد برگرده سرکار
خب، راستيتش، تو يکجورايي ...من رو مجبور کردي که
اون تصميم گرفته حالا که اينقدر نمک نشناسه
بره و خودش رو سرگرم يک کاري بکنه
به جاي اينکه همينجوري بي استفاده بمونه، قطعا، قطعا
آره، معنيش اين ميشه که من ديگه نميتونم
.تو خونه بهت درس بدم رفيق
کي رو به عنوان معلم مياريم؟
.خب، هيچ کي
حقيقتش تو ميري براي شروع کردن .مدرسه ابتدايي
!از دو شنبه شروع ميشه! چي؟
واقعا ريدين به اين پارتي به مناسبت .کانديد شدن جايزه توني
...آره، در مورد قضيه همين کانديد شدن جايزه توني
آره، ظاهرا اونا ايفاي نقش هايي رو که
.که توي اتاق پذيراييمون صورت ميگيره رو کانديد نميکنن
البته دنيا که به آخر نرسيده .بايد با چنگ و دندون بجنگي
...پس اين مهموني همه اش
...ممم، آره
آره، ما فکر کرديم اگر جمعيت اين دور و بر باشه
.بهت شوک وارد نشه .آره
...خب
.اشتباه فکر کردين، مردک ...
!لعنت بهت جرمي !ريدي به همه چيز
!تيکه گُه
!تو خوشتيپ و احمقي
هي ريچارد؟
مطمئن نيستم اما اينطور به نظر ميرسه که آلن گرگوري
واکنش مثبتي به مدرسه رفتن .نشون نداد
.هنوزم ميتونم بهش خصوصي درس بدم .از نظر من مشکلي نيست
.جرمي، تو بايد يک شغل پيدا بکني
چرا؟
به مشکل مالي برخورديم؟
.نه - خيلي خب -
...پس اگر مشکل مالي وجود نداره
به پول هيچ ربطي نداره جرمي
.من يک دي لانگ پري هستم
.ما پولداريم
...منظورم اينه که به دور و برت نگاه کن .ما چيزاي گرون قيمتي داريم
.البته که ما پولداريم
حالت خوبه؟
.معذرت ميخوام
.بيا اينجا
.نه، نه، سرتو بذار اينجا خرسکم
ببين، چه مشکل مالي داشته باشيم چه نداشته باشيم
.بايد باهمديگه اينو پشت سر بذاريم
به من اين احساسو ميده که ما مشکل مالي داريم
چون اگر نداشتيم که
چيزي براي پشت سر گذاشتن نميموند، هم؟
عشق ما خيلي خيلي مستحکم تر از
.کاهش وضعيت ماليمون هستش
...صبر کن، پس مشکل مالي هست - .جرمي، اينقدر نپر وسط حرفام -
.داري مثل بانک صحبت ميکني
هي، شرمنده که اون جا کاراي خرکي کردم
فکر ميکنم هرچيزي که به جولي ربط داشته باشه
.من رو بيشتر از اونچيزي که فکرشو ميکردم تحت تاثير قرار داده
ميدوني
شايد تو يکم براي مدرسه رفتن .عصبي هستي
منظورم اينه که اين يک .تغيير بزرگه، رفيق
اوه، جرمي، الان اصلا نميتونم با اين منطق .مسخره ات کنار بيام
مثلا همين قضيه شغل و اينا از کجا در اومد؟
آره، از کجا در اومد، جرمي؟
تو؟
هي پدر، فکر ميکني بچه هاي تو مدرسه از من خوششون بياد؟
.منظورم اينه که نه اينکه برام مهم باشه
.جرمي
.اوه، البته که خوششون مياد
.تو يک ستاره ي درخشان و پرنوري
.اونا عاشقت ميشن
ممنون، پدر
.و ممنون جرمي - .آه، خواهش ميکنم -
.براي ريدن به باقي زندگيم
.نذاشتي حرفمو تموم بکنم
.لطفا دوباره وسط حرفم نپر
.خب، خوب پيش رفت
.بيا اينجا ببينم
.اوه... من واقعا خسته ام
...خيالي ني .بار سنگينش رو دوش من
.رفقا، اينو نگاه کنين
دکترا گفتن ممکنه اين آتل پشتمو بردارن
.البته تا 3 سال ديگه
اوه تبريک ميگم، بث، و دقيقا ميشه به موقع .براي دبيرستان
آره
چون اون آتل تنها چيزيه که
.بين ما و محبوب شدن قرار گرفته
.خدافظ وين - .تلافي خوب و جديدي بود، وين -
.ممنون چه ات شده، جولز؟
.با وين خداحافظي نکردي
آره، با وين مشکلي داري؟
.چون اون تنها دوست مذکرمون هستش
درسته، اينم يک مشکل ديگه ست، دخترا
چه ات شده، جولز؟
.امروز يکم ضدحال به نظر مياي
معذرت ميخوام، امروز از دنده چپ پاشدم
.و دارم سر شما ها خالي ميکنم
خب، چي شده؟ .باهامون صحبت کن
اون مدرسه رو امروز شروع ميکنه
و همه هم شروع ميکنن به پاچه خواري ازش
.آخ، الان رو خودم بالا ميارم
مطمئن نيستم اين کار حالتو ...بهتر بکنه، اما
نميکنه، وَل .نميکنه
پس براي چي بايد همچين کاري بکني؟
.خيلي خب، همگي .سرجاهاتون بشينين
اوه تو بايد
دانش آموز جديدمون باشي .آلن دي لانگ پري
.آه، واو
خيلي خب، "آلن گرگوري" چطوره؟
و ادامه بده و از اين به بعد منو .اينجوري صدا کن
.خيلي ممنون
خيلي خب، آم، خوش اومدي .لطفا يک صندلي پيدا کن
البته، همينکارو ميکنم البته بعد از اين که يک .پرسش و پاسخ کوتاه داشتم
...اوه، خب، ما معمولا همچين کاري نمي کنيم
.ببخشيد، من متوجه اسم شما نشدم - .خانم وينتراپ هستم -
ما که توي دادگاه نيستم عسلم اسم کوچيکت چيه؟
...جينا، اما تو نبايد هيچوقت منو با اين اسم صدا بزني
جينا، جينا، جينا، ميتونم يک لحظه تو راهرو باهات صحبت بکنم؟
...ببين، اين اتفاق الان داره رخ ميده
سرسختي ميکني
و من ميدونم اين قضيه خيلي راحت تر و قابل هضم تر ميشه
.اگر که تو گزينه همکاري کردن رو انتخاب بکني
آلن گرگوري" من معلمت هستم و تو بايد به اين احترام بذاري"
اوه، نه، نه، نه، نه وقتي بهش احترام ميذارم که شما هم
به اين که هر دومون توي يه
.سطح فکري هستيم احترام بذارين
بحث سر اين نيست
عاليه، تو کلاس ميبينمت
بعلاوه، اگه بخواين آدامس بجوين
باهاش مشکلي ندارم
جينا" ممنون که موقعيت رو درک ميکني"
يه عروسک سراميکي هستي
سلام، من "پاتريک"ــم
No comments yet. Be the first to leave one.