처음 200줄입니다.
آنچه گذشت
.تو دو تا بچه کشتی کون لقت
لیوای، اون شب تا صبح
پیش من بود
خیلیخب، برندی امروز چند شنبهست؟
سهشنبه
پنجشنبهست. حالا از جلوی چشمم گم شو
حداقل وقتی مامان زنده بود
یکی رو داشتم
همه باید یه راهی برای رها کردن پیدا کنیم
اونجوری باهم قرارهای چهار نفره میریم
با برادرم و بهترین دوستم؟ البته
من هم باید یه دوست پسر تور کنم
وقت کردی بهم زنگ بزن
یوهو
واسه هر کاری
باید قبلش با من هماهنگ کنی
کل روز رو به اون پسره
فکر کردم
اجرای عدالت رو بسپار به پلیس
کافی نیست
بهش میگن سگ هار
پروندهش اندازهی یه دفتر تلفنه
بعضیها میگن تعداد قربانیهاش
به 200تا هم میرسه
این عطش، باید کنترل بشه
...با یه حرکت اشتباه
همهچیز از هم میپاشه...
لعنتی
«دکستر: خون اصلی»
«ب مثل بگایی»
خدایا! یکی کمک کنه
یکی کمک کنه
لعنتی
لطفا زنگ بزن 911
میانگین زمان رسیدگی خدمات اضطراری
به گزارش مرگ یک نفر در سال 1991 در میامی
هفت دقیقه بود
نه کیف پول و کارت شناساییای همراه جسده بود و نه چهرهای براش مونده بود
پنج دقیقه طول میکشید که یکی از همسایهها
قربانی رو شناسایی کنه
و پیدا کردن خونه هم سه دقیقهی دیگه طول میکشید
این یعنی من کلا 15 دقیقه وقت داشتم
تا یه تمیزکاری کوچولو انجام بدم
لعنتی
خیلیخب، باید ی تمیزکاری مفصل انجام میدادم
لعنتی
به لطف پلیس میامی
تجهیزات کافی رو
برای انجامش داشتم
پلیس میامی
لعنتی
از بخت بد من
پلیس میامی، اون شب فراتر از حد معمول ظاهر شد
آهای؟ کسی خونه نیست؟
اینجا که خبری نیست
وایسا ببینم
...این
سری ویژهی گیتارهای ون هیلن؟
برگهام
بیا بابا
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
خب، با سگ هار چه کردی؟
دیگه به هیچکس آسیب نمیزنه
پس چرا اسمش رو از بیسیم پلیسیم شنیدم؟
میخوای دوباره توضیح بدی؟
با سگ هار چه کردی؟
همهچیز خوب پیش رفت
ولی یه کم زود بیدار شد
من هم طنابهای دور قوزکش رو بریده بودم تا شلوارش رو دربیارم
چرا میخواستی شلوارش رو دربیاری؟
خب، پلاستیک به پوست ...راحتتر میچسبه
کِی میخواستی
بهم بگی که فرار کرده؟ - بابا، طوری نشده -
گذاشتی یه مرد نیمه عریان
فرار کنه توی خیابونها و داد و قال راه بندازه
قاعدتاً افتاده بودی دنبالش دیگه؟
کسی من رو ندید و سگ هار مُرده
اگه نمیمرد چی؟ میتونست شناساییت کنه
ولی مُرد دیگه. لازم نیست اینقدر قضیه رو بزرگ کنیم
.قضیه خیلی بزرگه میفهمی؟
الان یه مشت پلیس یونیفرمپوش
دارن خونهش رو میگردن
اگه کوچکترین مدرکی مبنی بر وقوع جنایت پیدا کنن
پرونده رو میسپارن به دایره جنایی
هیچی پیدا نمیکنن
طبق اصول پیش رفتم
.اصولی که خودت یادم دادی این یه حادثه بود
وقوع حادثه یعنی
تمام احتمالات رو درنظر نگرفتی
باید کنترل اوضاع دستت باشه، فهمیدی؟
زود بیدار شدنش، بگایی خودته
مسئولیتش با توئه
بگایی من این بود که گذاشتم کلک پرستاره رو بکنی
خیلی زود بود - چی؟ -
بهخاطر وضعیت سلامتیم عجله کردیم
.میدونستم آماده نیستی مشخصاً هنوزم نیستی
باید از اول آموزش مقدماتی ببینی
فقط تمرینات آموزشی انجام میدی
تا زمانی که من نگفتم هم ادامه پیدا میکنن
...بابا، نمیتونی - و تا وقتی مطمئن نشدم -
،که بگایی دیگهای ندادی حق بیرون رفتن از خونه رو نداری
حتی واسه کار؟ - تحت هیچ شرایطی -
اولین باری نبود که خونهنشین میشدم
،ولی توی دوران بزرگسالیم اولین بارم بود
«مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی» ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .::
ممنون که رسوندیم
کی میتونم دوباره ببینمت؟
امیدوارم به زودی - امیدوارم امشب ببینمت -
با بچههای تیم، برنامه دارم
بیکار شدی بهم زنگ بزن
میدونی که میزنم
سلام
هری، انتظار اومدنت رو نداشتم
قرار ملاقات داشتیم؟ - نه -
شرمنده، باید زنگ میزدم
،داشتم از اینجا رد میشدم گفتم بهتره جسدی که
دیشب توی خیابون پیدا کردن و آوردنش رو چک کنم
همون عابری که ماشین زدش؟ - خودشه -
دنبالم بیا
جنبهی غیر منتظرهای هم داره؟
یه مورد عادیِ
نبرد ماشین با عابره
خب، ظاهراً ماشینه پیروز شده
آره، بعید میدونم که پروندهش بره دایره جنایی
مگه اینکه یه ارتباطی بین قربانی
و راننده پیدا بشه
هری تنها کسی بود که با ذات واقعیم آشنا بود
هنوزم من رو پسر خودش میدونست
من هم همچنان بهش نیاز داشتم
متاسفانه برای جلب دوبارهی اعتمادش
...نباید
کار خاصی میکردم
صبح اون روز، یه چیز جدید درباره خودم فهمیدم
مرگ، مسافر تاریکیم رو سیر نمیکرد
کشتن میکرد
و من همچنان گرسنه بودم
گروهبان مورگان، حین بررسیِ
منزل خانوادهی شپیرو
رسماً اذعان داشتید که یک مورد غیرعادی پیدا کردین
گفتین که این ریموت کنترل توی صحنه جرم
روی میز عسلی بوده؟
درسته، اثر انگشتش رو روی همون کنترل پیدا کردیم
داری عالی پیش میری، کارآگاه
الین، بهش آسون نگیر
وکیل مدافعان رید، قطعا بهش سخت میگیرن
،قبلا باهاشون جلسه دادرسی داشتی درسته تانیا؟
بارنز توی دادگاه پروندهی قتلِ توی نایت کلاب، ازم پرس و جو کرد
میخواستم با مشت بزنم توی قیافه حق به جانبش
متاسفانه مامور دادگاه اونجا بود
و خب حرفهایگری هم دستم رو بسته بود
مامور دادگاهم میتونستی بزنی
مثل آب خوردن
گروهبان مورگان
اثر انگشتِ کامل پیدا کردین؟
جزئی و ناقص بود
،این اثرانگشتهای جزئی و ناقص نمونههای مطابقی داشتن؟
چهارتا مظنون رو شناسایی کردیم
یکیشون زندانی و یکیشون مُرده بود
سومی با مدارکی که خانم مارتین و تیمش توی صحنه جرم پیدا کردن
همخوانی نداشت
در نتیجه، فقط یک مظنون باقی موند؛ لیوای رید
خیلیخب
من کارم تمومه، تو هم تمومی؟ - آره -
.کارت خوب بود، مورگان خیلیخب
مارتین، نوبت توئه
دمت گرم، لارا
معلومه روز خیلی خوبی داشتی
کلمبیاییها دارن کمکم بهم اعتماد میکنن
عه؟
حتی یکیشون واسه یه آخرهفته دعوتم کرد فلوریدا کیز
نری بهتره
چرا؟ چون خطرناکه
یا چون حسودیت شده؟
.حسودیم میشه عاشق فلوریدا کیزم
الکی گندهش کردن
من بیشتر با اورلندو حال میکنم
خیلی دوست دارم پسرها رو ببرم
به این دیزنی پارکی که میگن
مطمئنم باهاش حال میکنن
میخوای بری؟
دیر وقته. رفع زحمت کنم بهتره
گفتم شاید بعد از قضیهی اون شب
دلت بخواد بمونی
اتفاقی که اون شب افتاد
...عالی بود، ولی
نباید تکرار بشه
تو مخبرمی و منم متاهلم
آره، حق با توئه
اون لحظه جوگیر شدیم
آره، زیادهروی کردیم
...پس
...پس
آره، حل شد
به درک
پارک، باید صحبت کنیم
دختر تور کردی
دختر؟ پارک، این یه دختر عادی نیست
...تازه
No comments yet. Be the first to leave one.