처음 200줄입니다.
به نظرت بهتر نبود قبل اینکه ،بهم پیشنهاد همکاری بدی
بهم میگفتی دوست دختر روانیات میخواد چیکار کنه؟
لازم نبود بدونی. الکترود میخوام
.شما برگشتید .خدا رو شکر که از سیاره نرفتید
از سیاره بره؟ ما یه قراری داشتیم
دروغگوی آشغال. هیچوقت نمیخواستی کمکم کنی برادرم رو پیدا کنم
فقط داشتی زمان میخریدی تا بتونی با اون از سیاره بری
قربان، اجازه هست؟ - به قدر کافی حرف زدی -
اینا رو پیدا کردم
.منو آپلود کن روی ساختار زاهدین .فقط یه بنیانگذار مونده
کنراد هارلن. اون بهم میگه که چه بلایی سر کِل آوردن
...در رابطه با خانم فالکونر - گفتم منو بازی ندی، کواچ -
.بهت هشدار دادم .جایزهات الان بیشتر شد
یادم نمیاد سازمان محافظ خیلی به کسایی که
،با تروریستها شریک شدن، رحم کرده باشه حتی اگه تغییر نظر داده باشن
.اون قراره توی فضای مجازی بره سراغش .وقتی اینکارو کرد، میخوام ردیابیاش کنی
اینکار لازم نیست
،همونطور که میخواستم بگم ما الانش هم میدونیم خانم فالکونر کجاست
ایشون اینجان
چی؟
اینجا یعنی توی همین هتل؟
طبقهی بالاست
،شاید بخواید یکم بهشون وقت بدید تا به سر و وضعشون برسن
وقتی رسیدن توی وضعیت بدی بودن
کِل؟
کِل، منم
دوباره اونطوری شد
میدونم
به قدر کافی توی این فضای بهبودی مجازی بودم
حاضرم برگردم بیرون
اون مأموریت تقریباً 300 سال پیش تموم شد
جوخهات...همشون مُردن
چی داری میگی؟
سازمان محافظ نسخهی پشتیبانِ
استکِ هر سربازی که ارزشمند بدونه رو نگه میداره
نسخههای دیگهای رو در حالت منجمد نگه میداره
تو یکی از اونا بودی
سه قرن منو توی حالت انجماد ول کردی؟
باید صبر میکردم زمان مناسب برسه
برای وضعیتی به قدری خطرناک تا بتونم ضمیرت رو برگردونم به کالبد
خیلی چیزا تغییر کردن
از جمله خودم
...به من یه کالبد و اسم جدید دادن
آیون کوررا
و الان این تاکاشی کواچ هستش
تحتتعقیبترین مردِ دنیای هارلن
تو من رو دو کالبده کردی
باید یه سری قانون رو زیر پا میذاشتم - اگه گیر بیفتم، جفتمون رو میکُشن -
اگه درست کارتو انجام بدی، اینطوری نمیشه
میخوای بیفتم دنبال خودم؟
چرا؟ چه بلایی سرم اومده؟
کار اون زنـهست
کلکریست فالکونر
بیرون دژ به هم برخوردید
اون روی تو تأثیر گذاشت و آلودهات کرد
...تو فرار کردی
به قیامش ملحق شدی
مزخرفـه
چرا باید همچین کاری بکنم؟
،از وقتی به هر چی که بهش اعتقاد داشتی
پشت کردی، همش همین سؤالو از خودم میپرسم
تو تحت فرمان من بودی
هدایت تو مسئولیت من بود. من شکست خوردم
دیگه اینطوری نمیشه
فالکونر و کواچ رو همین الان نابود کن
و زندگیات رو پس بگیر
جایگاهت توی این دنیا رو پس بگیر
یه شانس دوباره
،کواچی که بهش تبدیل شدی همه چی رو نابود کرد
همهی کسایی که برات عزیز بودن رو
همه؟
خواهرت
ریلین
اون چیکار کرده؟
چه بلایی سر رِی آورده؟
اونو کُشت
عفو شد و یه عالمه پول نصیبش شد
متأسفم، پسر
کِی وارد کالبدم میشم؟
به زودی
تیمم همین الان داره ترتیب انتقالت رو میده
نظرت چیه؟ از بهسازیهایی که روی کالبدت پیاده کردیم راضیای؟
آره - با تیمت آشنا شو -
نیروهای ویژهی وج. اونا از تو دستور میگیرن
،انفجار ایستگاه انتقال باعث شده بیاطلاع بمونیم
هیچ پشتیبانیای نداریم - و کواچ و فالکونر؟ -
سردستهی یاکوزای هارلن دیشب با مرگ واقعی از بین رفت
.باور داریم میخواست بهش کمک کنه از این سیاره بره .به نظرم بهتره از اینجا شروع کنیم
دربارهی سلاح چی میدونیم؟ - هیچی -
جز اینکه میخوایمش
باید برم فرماندار رو ببینم
هر وقت تونستم برمیگردم
برگشتن بعد از اون همه وقت توی حالت انجماد، باید سخت باشه
...اگه میخواید من رهبری رو
،من قبل اینکه بابابزرگت کیر در بیاره عملیات رهبری میکردم
اگه کسی رو واسه کاغذ بازیا لازم داشتم، خبرت میکنم
سلاحهاتون رو بردارید. حرکت میکنیم
،اگه آقای کواچ دروغ گفتن فقط به خاطر خانم فالکونر بوده
هنوز نمیدونیم اون چشـه - من میدونم. اون دیوونهست -
دیاچافش کاملاً داغون شده
رفتار متغیرش احتمالاً به خاطر آسیبِ شخصیتیـه
احتمالاً ضمیرش تقسیم شده
این مشکل رو توی باستانشناسهایی که خیلی کالبد عوض کردن هم دیدم
آسیب روحی هم میتونه دلیلش باشه
ممکنـه قابل درمان باشه
شک دارم
درمانی برای آسیب شخصیتی وجود نداره
،وقتی ذهن اینطوری دچار مشکل بشه فقط بدتر و بدتر میشه
درست مثل راههایی که الان داریم
پو، وضعیت تو مثل اون نیست
ولی داره بدتر میشه
باید تا وقتی میتونم، کمک کنم
چطوری میخوای اینکارو بکنی؟
با انجام پیشنهادی که آقای کواچ دادن
،نمیتونیم درمان رو اعمال کنیم
مگه اینکه علت مشکلش رو تشخیص بدیم
باید به ساختار زاهدین نفوذ کنم و
با کنراد هارلن حرف بزنم
ممکنه راهحلی برای مشکلش داشته باشه
این خیلی خطرناکـه
من و خانم فالکونر مثل هم هستیم
قطع امید از اون مثل قطع امید کردن از خودمـه
چیزی که شما همین تازگی قانعم کردید که عجولانهست
آره، ولی نمیدونی چه آسیبی به سیستمت وارد میکنه
انتظار دارید همینطوری دست روی دست بذارم؟
واسه باستانشناسها هم همین کار رو کردی؟
نمیتونی انسانها رو از خودشون نجات بدی
واسه همین نباید باهاشون صمیمی بشی
.اونا همیشه همدیگه رو میکُشن .همینـه که هست
.من نمیخوام همشون رو نجات بدم .فقط در تلاشم یکی رو نجات بدم
و من به کواچ چی بگم؟
.اوه، اون دیگه کارفرمای من نیست .نیازی به اجازش ندارم
...فقط از شما میخوام که
برام آرزوی موفقیت کنید
...موفق
باشی
باید یه راه دیگه برای انتقال باشه
نمیشه. تمام سکوهای خصوصی از ایستگاه اصلی میگذرن
چرا باید تنها راهمون برای رفتن از سیاره رو نابود کنم؟
.شاید یه بخشی از وجودت میخواد که بمونی .هنوز یه بنیانگذار مونده
کنراد هارلن
بنیانگذارا اهمیتی برای من ندارن
ولی حتماً یه کاری باهات کردن که این کارا رو میکنی
چی؟ باهام چیکار کردن؟
من هم مثل تو جواب میخوام
نمیتونم همینطوری با دستای خونآلود به هوش بیام
کِل، من تو رو مقصر نمیدونم
تاناسدا دوستت بود
داشت کمکمون میکرد و من کُشتمش
چطور میتونی منو مقصر ندونی؟ - چون بهم گفت اینکارو نکنم -
،نمیدونم چطوری ولی اون خبر داشت که قراره چی بشه
.آخرین حرفش اینو بود که، اونو ببخش .و حسابی دارم سعی میکنم ببخشمت
،خب، اگه راهش رو فهمیدی
به منم بگو
استکش کجاست؟
لابد توی جیب قاتلـه
قاتل بارگذاریاش کرده و یه فضای مجازی باز کرده
از کجا میدونی؟
منم بودم همینکارو میکردم
.این ملک پدر پدربزرگمـه .شما حق ندارید اینجا باشید
.ما از سازمان محافظ هستیم .کاملاً حق داریم اینجا باشیم
کسی که اینکارو کرده رو پیدا میکنیم - مشخصـه کار کی بوده -
تاکاشی کواچِ لعنتی، احمق
به تاناسدا هشدار دادم که بهش اعتماد نکنه
پس این تقصیر توئه؟
الان چه زری زدی؟
میدونستی کواچ اینکارو میکنه و هیچ کاری نکردی؟
شاید اگه بابای بابابزرگت بیشتر از
یه کالبد دزدیِ دستدومِ 300 سالـه ...احترام قائل بود، میتونستی
،خفه شو، عوضیِ پیوندی
...وگرنه من - مثل قبل بازم هیچ کاری نمیکنی -
بهمون بگو چطوری پیداش کنیم و کاری رو میکنیم که تو نمیتونی
،نمیدونم اون آنویِ پیر کجاست
،ولی وقتی پیداش کنم
اول به خودت خبر میدم
دروغ میگفت
تو گذاشتی بره
کی گفته میذارم بره؟
اون خودشـه
...که یعنی تاکاشی کواچ
قاتل متها نیست
قاتل اونـه
نمیخوام این تصاویر دست کسی بیفته
،روی سرورتون رمزگذاریش کردم
ولی این واقعیت رو تغییر نمیده
رهبر شورش زندهست
الان مسیر تمام سفرهای بین ستارهای رو قطع کرد و
یه سیارهی کامل رو گیر انداخت
،این چیزی نیست که بتونی پنهان کنی
،یا دفنش کنی
یا ببندیش به یه موشک و خدا خدا کنی که ناپدید بشه
،و وقتی این درز پیدا کنه فقط با کارتل طرف نیستی
دربارهی کارتلِ من چی میدونی؟
میدونم که از انقلاب فالکونر میترسن
،میدونم وقتی شروع بشه
یه ذره امیدی که به رهبریات دارن رو هم از دست میدن
میدونم منشور کلونی اجازهی یه رأیگیریِ عدم اعتماد رو میده
،خب، خانم فرماندار
برگشتنِ ورق چه حسی داره؟
ویسکی، با یخ
No comments yet. Be the first to leave one.