처음 200줄입니다.
گرۀ طنابِ دار
.هشت
کریستینا؟
.میخواستم یه بار دیگه ببینمت
.بعداً میرم اونجا
.برات روزنامه آوردم
.برا خودت قهوه درست کن
،سر خودتو گرم کن، کوبا .و دست از نگرانی بردار
.میدونستم میای
.همیشه وقتی بهت فکر میکنم، میای
خیلی نگران بودم به خاطر همین .تصمیم گرفتم سوار قطار بعدی بشم
.هنوز خیلی وقت دارم - ...آره -
کوبا، این زن امروز دوباره نیومد؟
کدوم زن؟ - .همونی که اینجا رو تمیز میکنه -
ممکنه کار اون باشه؟
...کریستینا - .شاید هم اشتباهی بهش مشکوک شدیم -
.فکر نکنم اون دزدیده باشه
پس کار کی بود؟
.همه جا رو دنبالش گشتیم
...کوبا، لطفاً .خودت بهش رسیدگی کن
.من نمیتونم اینکارو بکنم .هیچی بهش نگی
.فقط بهش بگو دیگه نیاد
.باشه
...کریستینا
...میخوام یه چیزی بهت بگم - .هیچی نگو -
.اهمیتی نداره
...کریستینا - .فردا از این شهر لعنتی میریم -
.فردا، همه چیز عوض میشه .خواهی دید
.میتونیم با هم بریم .فقط با من خواهی موند
،به دور از این شهر، مردم .به دور از همه
.دیگه هیچ اتفاق بدی نمیافته
چه ساعتی برمیگردی؟ - .بعد از پنج -
.ساعت شش اینجام
.کوبا، فقط چند ساعته
.آره، توی خونه منتظرت میمونم
...فقط اینکه... میترسم فکر کنم
.این زمان خیلی زیادیه
.اونها بهم تلفن میکنن
.یکی دوباره شب زنگ زد
.میترسم
.امیدوارم تموم شده باشه
.باید همینجا باشی و منتظرم بمونی
.نباید کاری که بهش فکر میکنی رو انجام بدی متوجه شدی؟
.آره، ولی کاش الان ساعت شش بود
.کوبا، میدونی که دوستت دارم
طاقت دیدن اتفاقی که داره برات .میافته رو ندارم
.تموم میشه
!باید تموم بشه
.دیگه نمیتونیم با این وضع زندگی کنیم .دیگه نمیتونم
.باید درک کنی
.لطفاً، دیگه بهش فکر نکن
،ساعت شش میام .و با هم میریم اونجا
اجازه میدی؟
.دیروز اوقات خوبی داشتی، آقای کوبا .آمادهست
.همینجا درستش کردم .فقط این لکه باقی موند
.اشکالی نداره
...امروز نمیتونم پولتون رو بدم
.پولش پرداخت شده .خانم دیروز پولش رو داد
.خیلی ممنون - .خواهش میکنم -
.الان کار زیادی ندارم نمیخواین برین بیرون؟
.نه، میخوام کمی توی خونه بمونم
...البته، هوای امروز خیلی بد هست
،باور کنین... آقای کوبا ...زمانی بود که نمیتونستم بدون اون باشم
.ولی ارزشش رو نداره
...اگه خوب درموردش فکر کنین
،به این نتیجه میرسین که رهاش کنین .مثل کاری که من کردم
...حرفمو باور کنین
.ارزشش رو نداره، آقای کوبا
آره، اگه مدام به مشروب خوردن فکر کنم .نمیتونم ازش دست بکشم
.ساعت شش تموم میشه
.نمیتونم کاری که دلم میخواد رو انجام بدم .باید منتظر بمونم
کریستینا ساعت شش برمیگرده .و به این کلینیک میریم
.اون، داروها رو برام میگیره .به خودم نمیدن
.بعد اونها رو میگیره و به من میده .درمانم رو شروع میکنم
کمک میکنه، آره؟ - .به بعضیها کمک میکنه -
.به منم کمک میکنه
اگه یه سال مشروب نخورم مردم منو فراموش میکنن؟
.حتی به یک سال هم نمیکشه
...خیلی خوبه، یه سال مشروب نمیخورم
.و دیگه میلم به الکل رو از دست میدم
...همهچیز توی زندگیم از نو شروع میشه، درسته؟
.آره
.خب، دیگه وقتت رو نمیگیرم
.خداحافظ
منو شناختی؟ - .البته -
.امروز هوا افتضاحه .انگار میخواد بارون بیاد
شب بارون اومد، درسته؟ - .نمیدونم، بیرون نرفتم -
نرفتی؟ توی خونه بودی؟ - .توی خونه بودم -
غیرممکنه، مشروب نخوردی؟ - .نخوردم -
.شوخی میکنی - .باور کن -
.تصمیم گرفتم یه بار دیگه امتحان کنم .چه موفق بشم و چه نشم
.امیدوارم موفق بشم - .احتمالاً موفق میشی -
درسته، بعضیها موفق شدن .پس ممکنه منم بشم
کریستینا ساعت شش میاد .و بعد به این کلینیک میریم
!دیگه مشروب نمیخورم
بعد از یه سال، مردم .یادشون میره که من یه الکلی بودم
درسته؟
...آره .پس امیدوارم موفق بشی
.خداحافظ، کوبا
.خداحافظ
.کوبا، خودتی؟ صبح بخیر
.نمیدونی چقدر خوشحالم
چی شده؟
،یانک بهم گفت دیگه مشروب نمیخوری حقیقت داره؟
.آره، درسته
.میدونی، به خاطرش، همهچیز به هم ریخته بود
.دیگه هیچ دوستی ندارم
.همه منو ترک کردن - .خیلی خوشحالم -
کوبا، شنیدم ساعت شش با کریستینا میری که اون قرصها رو بگیری؟
.آره، تصمیم گرفتیم بریم
،اون زن فوقالعادهایه .خیلی دوستت داره
...بارها تو رو ترک کرد
.ولی باز برگشت پیشت .هرکسی تحمل چنین چیزی رو نداره
.چقدر خوب شد که بالاخره اینو فهمیدی
.کریستینا زن خیلی شجاعیه
.دیگه مزاحمت نمیشم .موفق باشی، خداحافظ
.خداحافظ
اسم قرصی که بهت میدن، چیه؟
.آنتابوس
آنتابوس؟ آنتابوس
!آنتابوس... اتوبوس .این یکی باید یادم بمونه، خداحافظ
!آنتابوس، اتوبوس
!بطری
چی میخوای؟ - .پول آوردم -
.فعلاً فقط تونستم همین رو قرض کنم
.در رو ببند، هوای سرد میاد
.میدونم که خسارت بزرگیه
گفته بودین که سوغاتی بود .و نمیشه چیزی جایگزینش کرد
.من اونو برنداشتم
.ولی هرچی لازم باشه پرداخت میکنم
.لطفاً ازم شکایت نکنین
!فوراً دست از سرم بردار فهمیدی؟
میدونین، برام سخته که .پولش رو یه جا بدم
.ولی ماه دیگه سعی میکنم بیشتر بیارم
.ولی آقا، باور کنین من برنداشتم
دیگه فراموشش کن، باشه؟
.لطفاً دیگه اینجا برنگرد
فهمیدی؟
روز بخیر، میری سر کار؟ - .نه، یه روز مرخصی گرفتم -
.باید به یه کاری برسم
به کی داری میگی؟ .منم دیروز کمی مشروب خوردم
.برادر زنم اومده بود .یه بطری داشت، منم یکی داشتم
،میدونی، شهر پر از گل .ما توی جوی آب
اونو میشناسی، درسته؟ - .یادم نمیاد -
.اون تو رو میشناسه، نگران نباش .بارها تو رو رسوند
منظورت چیه اونو یادت نمیاد؟ !همچین آدم خوبی
همیشه میپرسه: " زِنِک، حال این "مردی که طبقه سومه، چطوره؟
.از تو خوشش میاد، راننده تاکسیه
،آدم باتجربه و دنیادیدهای هست .دیدگاه مثبتی داره
شاید بتونیم بریم و سلامی بکنیم .و یه بطری بنوشیم
.الان نه، وقت ندارم
...خودت میدونی چطوریه
.مشروبخورها باید باهم رفیق باشن
چرا اینقدر رنگت پریده؟ .یا شاید هم من اشتباه میکنم
.نه، رنگت پریده - .حالم خوب نیست -
بهترین دارو واسه روز .بعد از میخواری، شیرفاسد هست
بعد باید یه چیز گرم بخوری .و دوباره مشروب بخوری
.کلم ترش هم خوبه .برات کمی میارم
.نه، ممنون .عجله دارم، خداحافظ
.نگاهش کن، سرصبحی مست کرده
میشناسمش، توی همون ساختمونی زندگی .میکنه که خیاط هست
!الکلیه - چه زندگی شیرینی، هاه؟ -
پس چرا ما هشیاریم؟
!حواست کجاست !راه رفتن بلد نیستی
کوبا؟
حالت چطوره، کوبا؟ - .صبح بخیر -
!از شنیدنش خیلی خوشحال شدم - از شنیدن چی؟ -
.الان ولادک رو دیدم "ازم پرسید: "شنیدی؟
گفتم چی رو شنیدم؟
:بعد گفت .کازیو امروز بهم تلفن زد"
".باورت نمیشه چی بهم گفت .منم گفتم خب بهم بگو
.بعد اون گفت: "اون دیگه مشروب نمیخوره .کازیو اونو دید
"یعنی از پسش برمیاد؟ "منم گفت: "چرا برنیاد؟
.با این حرف دهنش بسته شد !ولی تو موفق میشی
.آره، موفق میشم - !آفرین -
،روزهای اولش خیلی سخته .بعدش دیگه راحت میشه
ادزیو رو یادت میاد؟
.عجب شخصیت جالبی داشت یادت میاد؟
.میتونست یکمرتبه چند لیوان رو پر کنه
!خدای من، الکلی شده بودیم
.یه بار زنش رو رنجوندی ...میخواست لاس بزنه
:و تو بهش گفتی "!خفه شو، احمق موقرمز"
،پریدی سمت ادزیو .با مشت زد توی صورتت
.و کار به کلانتری کشید
یادت میاد؟ .خدای من، چه روزگار خوشی بود
بله؟
میشه بهم بگین ساعت چنده؟
.ساعت چنده؟ بله! البته
.یه لحظه صبر کنین
.تقریباً ساعت یازده - .ممنون -
...گوش کن، بعدش
اخراج شدی، درسته؟ - .آره، بعد از اون بود -
.نه، بعد نبود
بعد بود یا نبود؟
.نمیدونم، هیچی یادم نمیاد
!نمیخوام هیچی یادم بیاد
چرا داد میزنی؟ چی شده؟
.امیدوارم موفق بشی
.سلام منو به کریستینا برسون .با تو زندگی سختی داره
اسم این قرصهایی که میخوای بگیری، چیه؟ - قرص؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.