Maklumat siaran

Bravo My Life Episode 39 - 40
Ulasan oleh Persian Dream Team
Parnaz - Samaa @persiandreamteam

Tag

other
Diterbitkan pada: 2018-09-17
Muat Turun: 19
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

«قسمت سی و نهم»

احتمال موفقیت عمل کمتر از 10 درصده

...لارا

...نمیخواد عمل کنه

یا حتی درمان شه

...میخواد فقط مسکن بخوره

...و زمان باقیماندشو

با دونا روی سریال کار کنه روشم اصرار داره

...میگه

...بر نمیگرده پیشم

تا از خودش محافظت کنه

نمیخواد دوباره باهم باشیم

...شاید

تورو دوست داره

پس ازت خواهش میکنم

اگه بخواد

می‌سپرمش به تو

نه

جلوتون رو نمیگیرم

پس لطفاً راضیش کن که درمان شه

...لطفاً

نجاتش بده

خیلی سخت تونستم این مربی رو پیدا کنم پس تو باید سخت کار کنی

حتماً

سلام

بله، سلام

چرا اینقدر سحر خیز؟

بوم‌وو کلاس داره، برای همین

چه کلاسی؟ - تمرین آواز -

بوم‌وو، چرا از من نخواستی

کلی مربی صدای مشهور میشناسم

چی شده اومدی اینجا؟

هدیه‌ست

تبلیغمون خیلی معروف شد

واسه همین تصمیم گرفتم هدیه‌ی خوبی برات بگیرم

همون مقداری که برای مدل بودنم گرفتم کافیه

نمیتونم هدیه گرونی رو قبول کنم

خودت به دستش آوردی، بگیرش

نه، مرسی

باعث شدی خجالت زده بشم

الان که فکرشو میکنم

یادم میآد عکس‌هایی ازتون دیدم

رابطه‌ی خاصی باهم دارین؟

من فقط کارگردانم و بوم‌وو هم بازیگر

نباید توجه مردم رو به خودتون جلب کنین

...قرارداد بوم‌وو به عنوان مدل برترمون

خیلی خاصه

اگه کار اشتباهی کنی مشکل پیش میآد

کارگردان ها، دیرمون میشه. بریم

چرا می‌خواستی ببینیم؟

قبلش یه چایی بگیر

...همه چیو

از رئیس جانگ شنیدم

شنیدم که خیلی مریضی

...فکر میکنم اینکه بشینی و منتظر مرگ

بمونی سر خیلی نترسی می‌خواد

ممکنه احتمالش کم باشه

اما هنوزم شانس زنده‌ موندن رو داری

باید امتحان کنی

زمانی برای تلف کردن ندارم

...نمی‌خوام بعد از اینکه وقت باارزشم رو

...برای درمانای بی‌نتیجه بذارم

الکی بمیرم

می‌خوام تا زمانی که زنده‌ام کاری که دوست دارم رو بکنم

بعد از اینکه خوب شدی

ممکنه یه زندگی دیگه‌ای داشته باشی

همچین انتظاری ندارم

تا الانم خوش شانس بودم

کسی که عاشقش بودم عاشقم بود

و به عنوان همسر یه مرد پولدار عشق دریافت کردم

بعد به عنوان بازیگر دوباره شروع کردم

و تونستم با دخترم کار کنم

...دیگه خیلی زیاده‌رویه از اینم

چیز بیشتری بخوام

از زندگیم همینطوری که هست راضیم

...و می‌خوام اوقات باقیمانده‌ام رو

با چیزهایی که راضیم می‌کنه پُر کنم

...پس اونایی

پشت سر می‌ذاری و می‌ری چی؟

به اونا فکر نکردی؟

...امیدوارم به عنوان کسی که

اعتماد به نفس داشت و قوی بود به یادم بیارن

برای همینم این راه رو انتخاب کردم

...این یعنی

نتونستم نظرت رو عوض کنم

نه

نمی‌تونم همچینکاری کنم

فکر نمیکنم این بحثی باشه که بشه سر غذا دربارش حرف زد

پس مجبورم شدم ازت بخوام امروز بیای

چیزی شده؟

...جونهو با یکی دوسته

از قبل ازدواج باهاش بود

...این موضوع رو فهمیدم

و بهش اخطار دادم

اما بازم به دیدارهای مخفیانه ادامه دادن

و هِمی هم متوجه شد

خدای من

خیلی شرمنده‌ام

نتونستم بچه‌ام رو خوب پرورش بدم

نمی‌دونم چی دیگه می‌تونم بگم

...فکر می‌کردم که جونهو سر عقل بیاد

اگه بهت بگم

برای همینم خواستم ببینمت

ممنون رئیس جانگ

برای اینکه یه فرصت دیگه بهش دادی بعد از فهمیدن کار اشتباهش

...بهت قول می‌دم به خودش بیاد

و با هِمی بمونه

لطفاً - حتماً -

اومدم خونه

خیلی وقت پیش بهت گفتم بیا خونه

چرا اینقدر دیر اومدی؟

جلسه بیشتر از اونی که فکر می‌کردم طول کشید

...شنیدم که

هنوزم با اون دختره دوستی

!پدر. پدر

توی احمق - عزیزم -

چجوری تونستی رابطتو ادامه بدی؟

عزیزم, بیا راجع بهش صحبت کنیم

هیچ فایده‌ای تو حرف زدن با این بچه نیست

...می‌دونی

چقدر جلوی پدر زنت خجالت کشیدم پسره‌ی احمق؟

ببخشید. عذرخواهی می‌کنم

....باید تمومش می‌کردی

وقتی رئیس جانگ فهمید و بهت اخطار داد

و حال، حتی هِمی هم می‌دونه؟

می‌گه که متأسفه

میشه لطفاً تمومش کنی؟

چجوری خودتو پسر من می‌دونی؟

...چجوری می‌تونی پسر من باشی

وقتی اینقدر منو شرمنده می‌کنی؟

عزیزم، لطفاً تمومش کن

لطفاً تمومش کنین پدر جان

تو

اگه باز این اتفاق تکرار بشه

عاقت می‌کنم هرکاری دوست داری بکن

اون زن خیلی اعتماد به نفس داشت

...گفت که هر موقع مایله باهات تموم کنه

و من باید بیشتر تلاش کنم تا قلبتو به دست بیارم

دوباره همچین اتفاقی نمی‌افته

البته

نمی‌تونم بیشتر از این تحمل کنم

هیچوقت فکرشو نمی‌کردم زمانی که تازه ازدواج کردم، این اتفاقا بی‌افته

واسم مهم نیست که چقدر دوستش داری

تو باید تمومش کنی

نمی‌خوام دوباره بهم توهین کنه

باشه

تمومش می‌کنم

شما برین - بعد از اینکه رفتی می‌رم -

نه، اول تو برو

برو داخل

باید اول تو بری

چجوری می‌تونم برگردم وقتی اینجا وایستادی؟

اینجا می‌مونم و می‌بینم که رفتی

هروقت که رفتی می‌رم

اوه، خدای من

رئیس کیم - کارگردان ها -

اینجا چکار می‌کنی؟

چه فکری می‌کنی؟ دارم می‌رم تو

پس، خدافظ - خدافظ -

خدافظ

به نظر می‌آد که یچیزایی بین شما دوتاست

هنوز چیزی بینمون نیست

حتی دست همدیگه رو هم نگرفتیم

چرا؟

چرا هنوز بعد از اینهمه قرار دست هم رو نگرفتین؟

چرا اینفدر واسش ناز می‌کنی؟

یه زن هیچوقت نباید راحت به دست بیاد

باید اونو مشتاق خودت کنی

من افسونگرم، می‌دونی که

افسون... چی؟

اگه همینجوری به بدخلق بودنت ادامه بدی توی موقعیت وخیمی گیر می‌افتی

مهم نیست چقدر اونو مشتاق خودم کنم

رئیس کیم کاملاً تو دام من گیر کرده

خلاصه که من زن افسونگرم

به نظر نمی‌رسه اینجوری باشی

سادگی چیزیه که جذابت می‌کنه

جذابیت کشنده‌ی مخفی من در سادگیمه

همیچین آدمیم دیگه

ببینم، حسودیت میشه؟

بخاطر اینکه همه چیز بینمون خوب پیش می‌ره

ولی تو و بوم‌وو به جایی نمی‌رسین؟

آره. حسودم، حسود

چقدر ناراحت کننده

می‌رم آرایشمو پاک کنم

خیلی خوش شانسه

نباید نگران شایعه‌ها باشه

مرسی

این خیلی بهتره، درسته؟

بله، عالیه

اما باید قسمت جدید رو شروع کنی

درسته

می‌دونم روی ویرایش سخت کار کردین

...اما باید قسمت چهار رو آماده کنین

قبل اینکه فیلمبرداری رو شروع کنیم

فکر کردم با اون برنامه‌ریزی که شده وقت داریم

درسته، اما برنامه چیده شده نمیشه تغییرش داد

فهمیدم

ادیت قسمت دو رو تموم میکنم و بعدش می‌شینم سر نوشتن قسمت‌های بعدی

نمیشه اول قسمت سه و چهار رو بنویسین و بعد قسمت دو رو ادیت کنین؟

به هر حال که باید اون دو قسمت رو بنویسین با هم اینکارو بکنین

Bravo My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Bravo My Life

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left