Cable Girls

Cable Girls (Las chicas del cable)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 2

Maklumat siaran

Las chicas del cable (Cable Girls) S02E06 1080p NF WEBRip x264-NTb
Ulasan oleh kandeloos

Tag

webrip
web
x264
BRip
1080
Diterbitkan pada: 2019-06-05
Muat Turun: 23
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

ما تنها به دنيا مياييم و تنها هم ميميريم

اين حقيقته

تو بارداري؟

من پدرشم؟ - لازم نيست به اين جواب بدي -

آره مال توئه - ما بايد در اين مورد حرف بزنيم -

بهش فشار نيار - بايد تنها حرف بزنيم -

هر چي لازم باشه بگين؛ همينجا هم ميتونين بگين

دخالت نکن - وگرنه چي ميشه؟ -

تو يه جوري با اون رفتار کردي که انگار اون بي ارزشه؛ خيلي پَستي

تو ميخواي به من بگي چطور رفتار کنم؟

يکي بايد تو رو سر جات بنشونه - تمومش کنين -

نميخوام حتي يک کلمه ديگه بشنوم

هر چيزي هم که شماها بگيد تصميم منو تغيير نميده

من تصميمم رو گرفتم

من خودم به تنهايي مراقب بچه م خواهم بود

به شماها نيازي ندارم

اصلا هدف از اينکه آدم زندگيش رو با يه نفر ديگه به شراکت ميزاره چيه؟

براي اينکه آدم حس کنه دوستش دارن و يا ميخوانش؛ خيلي راهها

وجود داره که نيازي به بودنِ يه مرد در کنار آدم هم نداره

تو ميدونستي اون بارداره؟

منم تازه فهميدم؛ من به تو به چشم برادرم نگاه ميکردم و حالا نگاه کن

کارلوس؛ من عاشق ليديا هستم

...و اگه اون بخواد با من باشه؛ من از بچه مراقبـــ

نه؛ اين بچه به پدر ديگه اي نياز نداره؛ من پدرشم؛ اينو قبول کن

و تو هيچي نداري به ليديا بدي؛ يادت باشه؛ تو متاهلي

اون نميتونه تنهايي بچه رو بزرگ کنه؛ من دوباره اونو به دست ميارم

متاسفم؛ ولي الان موقعيت خوبي براي منه تا بالاخره بتونم با اون باشم

من خوشبختي تو رو به خوشبختي خودم ارجح نميدونم؛ من ول کن نيستم

پس باشد که بهترين پيروز شود

ولي يادت باشه هر کاري تو عشق و جنگ مجازه

باشه

خيلي اهميت داره که آدم قبل از اينکه دير بشه بفهمه

که بايد براي وقتهايي که نياز داره به کسي تکيه کنه

بايد رابطه يه دوستي رو زنده نگه داره

...دقيقا همون کاري که من داشتم ميکردم

با دوستانم

پناهگاه من در برابر تلخيِ تنهايي

آنجل

ليديا! فکر ميکردم ديگه هرگز نميبينمت

نظرم عوض شد

اينجا ميمونم

حق با تو بود

ديگه فرار کردن کافيه

فرار کردن کافيه؛ ديگه تمومه

شاهد اظهار کرده که زني با موهاي تيره" "را در حال پرت کردن ماشين به دره ديده است

ليديا

من موافق رفتن تو بودم چون فکر ميکنم تو بايد بري

چرا؟ - چون در خطر قرار داري -

يه مرد تو رو در حال خلاص شدن از دست ماشين ماريو ديده

فصل دوم قسمت ششم " تنهايي "

چي راجب مردي که منو ديده ميدوني؟

هيچي نميدونم

اما اگه اون تو رو ببينه و بشناسه؛ اون موقع مشکل پيدا ميکنيم

نه؛ نميبينه

ميخوام وانمود کردن به اينکه بهش علاقه داري رو ادامه بدي

بايد نزديک اون بموني تا بفهمي اون شاهد کيه

اينکارو براي من ميکني؟

البته؛ هر کاري که نياز باشه انجام ميدم

نميخوام به دردسر بندازمت

به دردسر نميفتم

ميفهميم اون شاهد کيه

حالا؛ بيشتر از هميشه؛ مجبورم براي اينکه زندون نرم؛ بجنگم

!کارلوتا! صبر کن؛ کارلوتا

کارلوتا منو ببخش

..من

ميخوام ازت بخاطر اينکه اون روز قضاوت ـت کردم عذر خواهي کنم

نميخوام ناراحتت کنم؛ ميخوام کمکت کنم

همونطوري که تو هميشه به من کمک کردي

پس اگه نياز داشتي به من چيزي بگي؛ ميدوني که اينجام

نميخوام رازي بينمون باشه

بيا بريم

سارا کجاس؟

قرار بود امروز برگرده سر کارش

اون نمياد - چرا؟ مريضه؟ -

...نه؛ خودش نيست؛ مادرش مريضه و

اون رفته مراقب اون باشه؛ يه مدتي نمياد

ميتونم بعدا سربزنم و ببينم چيزي لازم داره يا نه

آدرسش رو داري؟

نه؛ در حقيقت يادم نمياد

...هر وقت يادت اومد به من بگو؛ من وقت آزاد دارم و

...مارگا نه! اصلا نيازي نيست؛ همه چيز مرتبه و

موضوع خانوادگيه؛ لازم نيست زحمت بکشي

حقيقت نداره؛ اين ليدياس

ليديا؟ تو اينجا چيکار ميکني؟

تصميم گرفتم بمونم

خدا رو شکر ليديا؛ من خيلي ناراحت بودم؛ خيلي خوب شد

گريه زاري نکن؛ منم گريه ـم ميگيره

خيلي خوشحالم تصميم گرفتي بموني

حق با تو بود کارلوتا؛ من دوباره داشتم فرار ميکردم

اجازه نميدم اين بارداري منو از همه شماها جدا کنه

هر چي لازم داشتي ما هستيم

بچه به چيزي احتياج پيدا نميکنه

از اينکه هميشه در کنارم هستين ممنونم

بيايين اينجا

بيسبال؛ ورزش مسخره ايه

چه جذابيتي تو ضربه زدن به يه توپ با چوب وجود داره؟ اصلا نميفهمم

آدم ورزش رو نميفهمه خانم کارمن؛ بلکه اونو حس ميکنه

البته؛ هر چي شما بگيد - بله -

و همونطور که ميبينيد من الان با اين ورزش مسخره خيلي سرم شلوغه

....خب

همونجور که ميدونيد من در حال برنامه ريزي براي مهموني ساليانه شرکت هستم

و؟

خوشحال ميشيد اگر بهتون بگم که امروز صبح پادشاه تاييد کردن که تو مراسم حضور خواهند داشت

و من بايد باور کنم که اتفاقي اون با شما تماس گرفته

و شما نبوديد که با اون تماس گرفتيد؟

همون سئوال هميشگي؛ کدوم اول بوده؟ مرغ يا تخم مرغ؟

يه چيز ديگه

پادشاه منو مطلع کردن که مايل هستن يه

نمونه اوليه از باجه تلفن عمومي رو در مهماني ببينن

چنين چيزي امکان نداره خانم کارمن

فرصت کافي نيست

متاسفم ولي الان وقت عذر و بهونه نيست؛ وقت عمله

هر سال تو مهموني؛ ما جديدترين

تکنولوژي هاي پيشرفته ي شرکت رو به نمايش ميزاريم

اگر امسال اينکارو نکنيم پادشاه خيلي نا اميد ميشن

خب.... شما رو با توپِ کوچولوتون تنها ميزارم

پابلو؛ متاسفم؛ متاسفم؛ منو ببخش

مارگا؛ يک ساعت و نيم - .....من -

من يک ساعت و نيم تو کليسا منتظر بودم

شايد عروسيمون برات اهميتي نداره - البته که داره؛ خيلي زياد -

ولي هزار تا فکر تو سرم هست و يادم رفت

خب؛ کليساي سن آنتونيو مکان خوبي واسه ازدواج ما هست؟

آره؛ ولي حداقل تا يک سال نميتونيم اونجا برگزارش کنيم

چرا؟ - مردمِ تو پايتخت ديوونه هستن -

اونها از يک يا دو سال قبل ازدواج رو برنامه ريزي ميکنن

ميدونستم

خب پس مجبوريم به گشتن ادامه بديم - آره -

البته شما هم با من ميايي - آره -

نميخوام تنها برم دنبالش - ....عصباني نشو پابلو؛ من خيلي -

پس اينطور!!! مشکلي تو بهشت عشق تون پيدا شده؟

ماريسول تو اينجا چيکار ميکني؟

من الان ديگه يه اپراتور تلفن هستم - چي؟ -

پدرم هنوز در حال بهبوده و نميتونه کار کنه

پس من بايد يه کار پيدا ميکردم و به خانوادم کمک ميکردم و فکر کردم

که چرا رزومه ـم رو به شرکت تلفن ندم؟

و اونها با من تماس گرفتن

اين بايد اشتباه شده باشه

نه؛ اصلا، ببين

از فردا شروع ميکنم

خوشحال نشدي مارگا؟ - !از قديم گفتن به مصيبت لبخند بزن -

ببخشيد چيزي گفتي؟

نه؛ هيچي

خب؛ ما اوقات خوبي با هم خواهيم داشت؛ درسته؟

تو تلفن صدات خيلي مضطرب بود

فکر نکنم واسه اينکه با هم گپ بزنيم و سيگار بکشيم به من زنگ زده باشي

وقتي من مدرکِ دزديِ مادرت ...از بنياد رو بهت دادم

بهت گفتم يه روزي در ازاش يه چيزي ميخوام

يه چيزي بهم ميگه اون روز فرا رسيده

چي ميخواي؟

فسخ ازدواج

و همين الان هم ميخوام - ...خب -

انگار که عجله داري

من فقط ميخوام اين جريان رو تموم کنم تا هر دو تامون آزاد بشيم

تو بري دنبال زندگيت و من هم همينطور

باشه؛ من امضاء ميکنم ولي بهت اخطار ميکنم

تو هر چقدر هم تلاش کني؛ با ليديا آينده اي نخواهي داشت

بهش دروغ گفتي؛ فريبش دادي - اليسا؛ اين به خودم مربوطه -

تو فقط طلاق نامه رو امضاء کن

مارگا ميخوام يه مدت جاي منو بگيري

بايد از يه چيزي سر در بيارم - مربوط به سارا ميشه؟ -

نه؛ به ميگوئل؛ امروز نيومده سر کار

باهات بيام؟ - نه؛ نگران نباش -

چيزيم نميشه

بله؟

بازرس کواس؛ منم؛ آنجل

خانم ويدال؛ انتظار تماس تون رو نداشتم

بايد با شما حرف بزنم

بفرمايين؛ موضوع چيه؟

راستش؛ مايلم رو در رو بهتون بگم

ميتونين امشب به خونه من بيايين؟

فکر نميکنم ايده خوبي باشه خانم ويدال

...به نظرم مهمه که ما تکليف بعضي چيزها روشن کنيم

خصوصا بعد از اتفاقي که افتاد؛ اينطور فکر نميکنين؟

خواهش ميکنم؛ کريستوبال

من حالم خيلي بهتر شده

درست نيست که مسائل رو همينجوري ول کنيم

باشه؛ ساعت ده منزل شما

بهت گفتم که از پسش بر ميام

بگير

اين چيه؟ - قرص خوابه -

اينو تو نوشيدنيش بنداز و بعدش ميتوني کليد هاشو راحت ور داري

اون خوابش ميبره و فردا وقتي بيدار بشه

هيچي يادش نمياد

و ما هم تمام مشخصات مربوط به اون شاهد رو خواهيم داشت

تو اتاق جلسه منتظر باش؛ بعدا ميبينمت

خوبه

سارا؟

تو کي اومدي؟

نميتوني حتي تلفن رو جواب بدي؟

مگه زنگ زده؟ - تو چت شده؟ -

تمام صبح نگران بودم و منتظر خبري از سارا بودم

...سارا فلان؛ سارا بهمان

تمام روز داشتي اينکارو ميکردي؟

خدا ميدونه چه گهي دود ميکردي

تو به من قول دادي ديگه ازش استفاده نکني

از منم مراقبت ميکني؟ همونجوري که از سارا مراقبت ميکني؟

باورم نميشه اينقدر بزدل و خودخواه باشي که

همه اينکارها رو واسه جلب توجه انجام داده باشي

اگه ميخواي خودتو نابود کني؛ ادامه بده

ميخواي به تَهِ دره سقوط کني خب بکن؛ ولي من ديگه تو رو بيرون نميکشم

More Farsi Persian subtitles for Cable Girls

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left