200 baris pertama.
تمامی شخصیت ها ؛ مکانها، حوادث ،سازمانها و پیشینه ها در این سریال ساختگی هستند محتوای ارائه شده ممکن است برای بینندگان زیر 15سال مناسب نباشد
!بابا ! بابا
!ترجیح میدم بمیرم تا این کارو بکنی
نمیتونی اینکارو با من بکنی
ای احمق بدبخت به خودت نگاه کن
تو چطور می خوای با این نگرش ضعیف چئونگ آه رو به دست بگیری؟
صد سال سیاه
چئونگ آه حالا متعلق به سو یونگه
!به اندازه کافی تحمل کردم
اگه زندگی نادرستی داشتم
همش به خاطر توئه
تو همیشه منو با سو یونگ مقایسه کردی
و مجبورمون کردی باهم رقابت کنیم
همیشه بهم سخت گرفتی
هرگز صادقانه دوستم نداشتی
هیچوقت منو به عنوان دخترت دوست نداشتی
...من
همیشه میخواستم دوست داشته بشم
واسه همین رابطه مخفیانه داشتم
...تو چطور
چطور جرات میکنی ، جواب منو بدی؟
تو دیگه دختر من نیستی
!نه
نه! چئونگ آه مال منه
نمیتونی ازم بگیریش- ولم کن-
ولم کن- نه-
! ول کن ! ولم کن - !نه-
ولم کن
سوجین- بابا-
سوجین
سوجین
بابا
بابا
بابا...بابا
بابا...بابا
بابا
...سوجین
...سوجین
...سوجین
...سوجین
...سوجین
نمیتونی این کارو باهام بکنی
...تو کسی بودی
که اول منو دور انداخت
حالتون خوبه ؟
...همین الان آقای کانگ باهام تماس گرفتن
گفتن که رئیس از هوش رفتن
...شما امروز بعد از کلاساتون
همراه من بودین
چی؟
باید فورا به خودتون مسلط بشید
اینطوری میخواین از هم بپاشید؟
نه
نمیزارم هرگز این اتفاق بیافته
برید ، من مراقب بقیه کارها هستم
من اینجا نبودم
و هیچ وقت پدرمو ندیدم
سوجین! خوبی؟
!بابائه! سوجین! درو باز کن
یه چیزی بیارین درو بشکنین- درو باز کن -
!یکمی صبر کن سوجین - !سوجین-
چه خبر شده؟
چی شده؟- !سوجین-
!سوجین- !سوجین-
بزاریدش پشت من - از اینجا ببرش-
عجله کن- فورا برو-
قربان، سی تی اسکن هیچ جراحت خارجی ای رو نشون نمیده
فقط خون رو صورتش بود
بنظرم خون اون دختریه که داشت باهاش دعوا میکرد
ما همه آزمایشات رو انجام دادیم شما خیالتون راحت باشه
با این حال، باید یه تشخیص مناسب از خودت درست کنی
بله، قربان
حالا دیگه میتونی پاشی
کار تو بود؟
گردن یون هی خونریزی زیادی داشت
متاسفم، بابا
ولی نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم
...یون هی به توام توهین کرد و
بابا- میدونی واسه چی زدمت؟-
نه واسه اینکه یه عوضی مثل اونو زخمی کردی
برای اینکه بهش باختی
واسه چی؟
پدرت رئیس بنیاد چئونگ آه ـه
...و هنوزم تو به یه دختر بی پدر و مادر میبازی
...و مجبورم میکنی التماس داورا کنم
تا جایزه بزرگ رو بدن به تو
این تمام کاریه که از دختر من بر میاد؟
متاسفم بابا، همش تقصیر منه
دیگه همچین اتفاقی قابل قبول نیست
باید تمام تلاشتو بکنی
یا اصلا لیاقت اینکه بنیاد چئونگ آه رو دستت بگیری نداری
بله
همه تلاشمو میکنم
تو کسی هستی که مجبورم کردی اینجوری باشم بابا
پس نباید خودتو بیگناه بدونی
...تو حداقل
یه چیز برام باقی گذاشتی
الو؟
بله، سویونگ
منم
نه، امکان نداره
!نه!عزیزم
!نمیتونی ترکم کنی !نرو
!نه دکتر! هنوز نمرده
!نه- !عزیزم-
!عزیزم- نه دکتر -
نه، دکتر
!عزیزم چشماتو باز کن
عزیزم نمیتونی ما رو ترک کنی
سوجین- عزیزم-
!سوجین
سوجین!سوجین!سوجین
...سوجین!بابا- ...چه-
اتفاقی افتاد؟
ایست قلبی ناگهانی داشتن
فکر میکنم از پله ها سقوط کردن
آقای کانگ پیداش کرد و آوردش بیمارستان
ولی قبل از اینکه به اینجا برسه ، فوت کرده بود
چیکار باید بکنیم؟- ...چطور جرات میکنی-
منو اینطوری تحقیر کنی ؟- عزیزم-
طلاق گرفتی و خیانتم کردی؟
شهرت و اعتبار خانواده رو از بین بردی
حق نداری رئیس بنیاد چئونگ آه بشی
از این لحظه به بعد
دیگه تو هیات اجرایی نیستی
و باید از هنرستان سجونگ هم استعفا بدی
میخوام همه اموالی که بهت دادم رو ازت پس بگیرم
!نه! نه
الان چئونگ آه متعلق به سویونگه
!تو دیگه دختر من نیستی
!نه
!نه! نه
آروم باش ،سوجین
!این دروغه!امکان نداره
واسه چی بابام باید بمیره؟
سوجین
!نه! نه
سوجین - ببرینش-
! بابا- !عجله کنین -
پاشو ، سوجین
سوجین- سوجین-
سوجین بیدار شو- سوجین-
مراقب باش
من خوبم
مامان، خیلی رنگت پریده
میترسم بازاز حال بری
مامان خوبه
واقعا خوبی؟
خیلی سخت گذشت بهت
تو این سه روز به سختی چشم رو هم گذاشتی
میخوام یکم استراحت کنم
خانم، یکم جونبوک جوک درست کن
چند روزه درست غذا نخورده
بله دکتر ها
خیلی بخاطرش متاسف بودم
خانم چئون خیلی خونسرده و هیچ وقت نمیشکنه
ولی تو مراسم ترحیم تقریبا خورد شده بود حس بدی واسش دارم
چند بار از حال رفت؟
...میدونم، از دیدنش شوکه شده بودم
فقط اون سرمهایی که میزد، سرپا نگهش داشته بود
خیلی خسته بنظر میرسید
یعنی وقتی اونطوری افتاد ، تنهای تنها بود؟
اگه یکم زودتر فهمیده بودن ، زنده میموند
همیشه قلب ضعیفی داشت
...خیلی به سلامتیش اهمیت میداد
و از قدرت و ثروت لذت برد
کی فکرشو میکرد ، نصفه شبی اون طوری زیر بارون بمیره ؟
کی باور میکرد؟
الان بنیاد بدون رئیس میمونه
فکر میکنی کی مسئولیت بنیاد رو به عهده میگیره ؟
بدون شک سو جین
قبل از اینکه فوت کنه ، اعلام کرده بود
...پس یعنی خانم چئون قدرتمند ترین فرد
توی هنرستان چئونگ آه میشه
بیچاره دکتر ها ، واقعا شانسش گنده
زنش بلافاصله بعد از طلاق، ارتقا پیدا کرد
اونا واقعا برگه های طلاقو امضا کردن؟
به خوبی و خوشی از هم جدا شدن؟
نگو ...نمیشه درموردش حرف بزنیم
فعلا از یون بیول مخفی کردن یه وقتی صدمه نبینه
چه مسخره، یون بیول واقعا دختریه که آسیب ببینه؟
...ندیدی تو مراسم پدر بزرگش چطوری
نشسته بود تکالیفشو حل میکرد؟
از مادرش هم بدتره
چرا انقدر سخت درس میخونه؟
وقتی مادرش رئیس بنیاد شده
...فقط باید بشینه و مدادشو بچرخونه
آخر سال هم نفر اول میشه
اون خیلی شیرینه
منظورت چیه که همش تقصیر توئه؟
...من خیانت سوجین رو پیش پدرش رو کردم
و همون شب تصادف اتفاق افتاد
فکر نمیکنی حمله قلبیش بخاطر شوکیه که بهش وارد کردم؟
وقتی شنید چه واکنشی نشون داد؟
بجای اون ، منو تحقیر کرد
که بی ادب و گستاخم
خیلی عجیبه
اگر شایعات حقیقت داشته باشن
اون خیلی به حرف مردم و شرافت خانوادگی اهمیت می داده
اگر میدونست دخترش یه رابطه نامشروع داشت و طلاق گرفته
No comments yet. Be the first to leave one.