200 baris pertama.
تمامی شخصیت ها ، مکانها، حوادث ،سازمانها و پیشینه ها در این سریال ساختگی هستند محتوای ارائه شده ممکن است برای بینندگان زیر 15سال مناسب نباشد
ای خدا- اینا چیه ؟-
قبل اینکه بیای اینجا، چیکار میکردی؟
من؟- آره -
چرا همچین سوالی میپرسی آخه ؟
لعنتی- خودت چی؟-
زن داری؟
نه، ندارم
نتونستین خوب بخوابین، رئیس؟
شرایط خوابیدن اینجا، واقعا نامساعده مگه نه ؟
انتظار دارن چطوری تو همچین طویله ای زندگی کنم ؟
اصلا تمیز نیست، و پر از جک و جونوره
میدونین تو زندان، یه جایی هست که بهش میگن پنتهاوس
پارسال بازسازیش کردن و از اینجا بزرگتر و جادارتره
و دستشوییش هم تمیزه
الان همه زندانیای پولدار، اونجان
اگه یکمی به نگهبان رشوه بدین فکر کنم جواب بده
پنتهاوسِ زندان؟
!کیوجین نمیتونه
چی گفتی؟ نمیتونی؟
من تو یه شرکت بزرگ، وکیل بودم
حتی نماینده مجلس منطقه کانگنام بودم
خب اینا تو زندان به چه دردت میخوره ؟
اینجا، کارا این مدلی پیش نمیره
ولی دیروز، روز قبلش و روز قبلترش
کیوجین همه ظرفا رو شست
...چی، تو
خیانت، عشق لجام گسیخته موفقیت های بی نظیر
من وکیلی بودم که تو این مسائل متخصص بودم
قول میدم که ظرفا از تمیزی برق بزنه
ای خدا
کی تو مستراح ظرف میشوره آخه ؟
عزیزم
سانگ آه
سانگ آه
خدایا، سانگ آه
!سانگ آه، سانگ آه
دلم واست تنگ شده
...سانگ آه
تو در چه وضعی هستی؟
چطور؟
عزیزم
انگار گردنت یکمی گرفته
میخوای مهارت دستامو نشونت بدم؟
باشه- باشه ؟-
خیلی خوبه، خیلی حال میده
من، قبل اینکه بیام اینجا
اسم مستعارم چوب و آجر بود
بیشتر سه ساعت وقت لازم بود که یه آجر رو با شونه من بشکونی
واو، دستات واقعا معجزه میکنه
واقعا باید نقطه درست رو فشار داد
و اینطور فشار رو از اون نقطه برداشت
احتمالا واسه این دیسکت که اینجا بیرون زده، خیلی درد داری
تا وقتی من اینجام
کاری میکنم کاملا حالت خوب شه
یه دکتر خوب رو تو زندان دیدم
البته، من تو این کار متخصصم
هی، 4518، خوراکی من چی شد
الان
واقعا خوشمزه بنظر میاد
بفرما، اینم یه جایزه مخصوص
ای خدا
این کار رو نکردم که همچین چیزی ازت بگیرم
ولی با سپاسگزاری میخورمش
5450.
اینطرفی آویزونشون کن
اینجا، نور بهتره
چطوری اینقدر راحت خودتو با اینجا وفق دادی؟
از وقتی اومدم اینجا حتی یه خواب راحت هم نداشتم
ولی تو خوب میخوری، خوب میخوابی
!و خوب هم میرینی
اینقدر زندان بهت ساخته ؟
قبلا هم زندان اومده بودی؟
هر جایی که آدما زندگی کنن یه جوره خب
میخوای؟
سانگ آه، اصلا توانایی ارتباط اجتماعیت خوب نیست
بعد اینکه اومدیم اینجا حس میکنم واقعا زندگیم همش بی مصرف بوده
ولی امروز، اصلا چئون سوجین رو دیدی؟
نه، گفت صبح قراره بره وکیلشو ببینه
ولی چرا هنوز برنگشته ؟
همه ملاقات های ما رو شروع نشده میگن وقت تموم شد
ملاقات های ما، ملاقات معمولیه
و اون یه جلسه ویژه مخصوص طلایی با وکیلش داره
و این دقیقا، همون طبقه اجتماعیه
فقط چون اینجا لباسمون شبیه همدیگه ست
معنیش این نیست که تو زندگی هم تو یه سطح باشیم
اینجا هم درست عین کاخ هرائه
یکی تو پنت هاوسه
و یکی مثل من تو طبقات پایینه
و یکی تو طبقات پایین تره !مثل تو
چی؟ چرا من از همه پایین ترم؟
!من زن یه نماینده مجلسم ها
شنیدم خانواده شوهرت گفتن نمیخوان واسه آزادی تو کاری بکنن
فقط رختای شسته شده رو خوب بتکون و درست پهن کن
اگه میخوای اینجا زنده بمونی
بعد اینکه بنیاد چئونگ آه به دست مادرتون رسید
منظورم به خانم سونگ بوک دونگ رسید
ارزش سهام گروه چئونگ آه به نصف کاهش پیدا کرد
و نارضایتی سهامدارها داره بیشتر و بیشتر میشه
...حتی درباره برکناری رئیس صحبت کردن
و در انتظار نتیجه درخواستشون هستن
برای همین بهت گفتم که دادخواست رو خوب و درست حسابی آماده کن
دارم میگم هر جور شده مدارک و شواهد کافی جور کن که بتونی منو از اینجا ببری بیرون
اینطوری، من میتونم چئونگ آه خودمو دوباره روپا کنم
...یه شایعه هستش که خانم سونگ بوک دونگ
داره بنیاد چئونگ آه رو میفروشه ؟
ظاهرا، یه خریدار هم پیدا کرده
چی؟
محاله
چطور جرات کرده بخواد چئونگ آه منو بفروشه؟
خریدار کیه حالا؟
...اون
...اون
شیم سو ریون؟
اصلا فکرشم نمی کردم به این سرعت بخواین بنیاد رو بفروشید
من هیچ علاقه ای بهش ندارم
این بخاطر وسواس و علاقه شوهرم بود
...ولی الان بخاطر خواهرم، بنیاد
داره نابود میشه
واسه چی میخواین بخرینش؟
واسه چی اینو می پرسی؟
مامان، خودتم در این رابطه کنجکاوی
...صادقانه، بنیاد تحصیلی
همچین پولی هم توش نیست
یه جور تعهد اشرافیه؟
اوه، پولشویی
پس تا الان، از بنیاد واسه همچین کارهایی استفاده میکردین
و به همین دلیل این همه فساد تو بنیاد وجود داشته
شرایط رو بررسی کنین
میخوام فورا انتقال مالکیت انجام بشه
سعیم رو میکنم در اولین فرصت، امضاش کنم
مامان، خبر خوب دارم
چیه ؟
...آقای ما میگه
...با توصیه نامه مدیر مدرسه
میتونم بدون کنکور وارد دانشگاه موسیقی سئول بشم
نگران بودم، هیچ وقت نتونم برم اونجا
خوشحال نیستی؟
فقط باید تا زمان اجرا سعی کنم تو شرایط خوبی باشم
سوک کیونگ
مجبور نیستی بری دانشگاه موسیقی سئول
و اگه دلت نمیخواد دیگه مجبور نیستی بخونی
مگه تا الان برخلاف میلت و فقط به خواست پدرت، موسیقی نخوندی؟
دلم نمیخواست با کتک و به زور بخونم
منظورم این نبود که از خوندن بدم میاد
...من باید برم دانشگاه موسیقی سئول
قبل اینکه برای تحصیل برم خارج میخوام یه وکالیست درجه یک بشم
...من میخوام هر کاری که لذت میبری رو انجام بدی
بجای اینکه فقط بخوای مشهور بشی
نگران اینکه دیگران چه فکری میکنن، نباش
هر کاری که خوشحالت میکنه رو انجام بده
کدوم آدم موفقی، فقط کاری که خوشحالش میکرده رو انجام داده؟
...بابا میگفت
اگه نمیخوایم مثل خوک زندگی کنیم باید هر جور شده، هزینه زندگی کردن رو بدیم
به این احساسش، احترام میزارم
هیچ وقت ندیدم تو روز بیشتر از سه ساعت بخوابه
زود اومدی
سلام، سر وقت اومدین
سلام- بشین-
به رونا هم زنگ زدی؟
چیزی به آزمون اجرا نمونده
بیاین اول همه مون یه غذای خوشمزه بخوریم
این روزا اغلب می بینمت
امروز سر کار نیمه وقت نمیری؟
چون قرار نیست دانشگاه بری احتمالا خیلی حال میده حسابی وقت خالی داری
نمیخوای بری دانشگاه؟
نمیدونستی؟
برای آزمون عمومی کنکور شرکت نکرده
و از یه مدت پیش، دیگه تمرین هم نمیکنه
چرا؟ تو حتی جایزه بزرگ رو هم بردی
کی این تصمیم رو گرفتی؟
چرا؟
تو چرا اینقدر واکنش نشون میدی، اوپا؟
اونم واسه زندگی یکی دیگه
باشه، بیاین اول غذا رو سفارش بدیم
رونا، تو چی میخوای؟
این پولی که اون سری بهم دادین
نمیتونم قبولش کنم
چرا نمیتونی؟
تا وقتی که مادرت بیاد بیرون منو مثل مادر خودت بدون
خودم پول درمیارم
میتونم خرج خودمو بدم
...رونا، تو خیلی بااستعدادی
حیف میشه بخوای بیخیال خوندن بشی
اگه همونطور که میخوای، بری دانشگاه
این واسه مادرت، آرامش خاطر بزرگیه
نمیتونم اینقدر بیشرم باشم
میدونین که من چطوری وارد چئونگ آه شدم
این تقصیر تو نبود
...مادرم هم داره تقاص گناهش رو پس میده
بیشتر دربارش فکر کن، و بعد تصمیم بگیر
...واقعا دلم میخواد تو رو ببینم که
رشد میکنی و یه خواننده وکال عالی میشی
گردنت باید سرد باشه
نمیتونی قبل آزمون، سرما بخوری
بگیرش
بریم، غذامون سرد میشه
جو دانته، تو لیاقت زنده موندن نداری
حتما با دست خودم، گلوتو پاره میکنم
معمولا اینطوری جابجایی اتاق، عادی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.