179 baris pertama.
امروز یک دوره جدید از مافیا آغاز میشود
آخرین بازی احساسات را بهم ریخت
منتظرم ببینم در این دوره چی پیش میاد
آخرین بازی خیلی خسته کننده بود
بازی محبوبیتـش رو از دست داده
من هیچ وقت به این بازی نمیرم
واقعاً فکر میکنی بییندههای جدید ارزش ساخت روَ افزایش میدهند؟
مردمی که میرن تا با عذابشون روبرو بشند
امروزه مردن در تلویزیون خیلی کِسل آور شده
کِی میتونیم سازندههای واقعی برنامه رو ببینیم؟
هر چیز جدیدی در این دوره اتفاق بیاُفته، من میترسـم
که پایانی فوق العادهای بنظر میرسه
اما حالا برنامه "مافیا" انتظار میرود که قدیمی شده باشه
مســکو - سال 2072
برای چه چیزی یک مَرد میخواهد بمیرد؟
چه چیزی در زندگیاش برایش خیلی مهم است؟
به این سوالات میشود پاسخ داد
به افرادی که امروز در بازی هستند پاسخ داده میشود
یک بازی که در سطح جهانی نمایش داده میشود
در ابتدا از سازندههایش تشکر میکنیم
... اونها گفتند که "مافیا" قادر است
...افراد رو در شرایط خیلی شدید قرار بدهد
... و اینکه نشان میدهد چه اتفاقی
برای کسی که نمیترسد میاُفته
شرکت کنندگان گرامی: مفتخرم ورود شما به برنامه مافیا را خوش آمد بگم
" ... قوانین سادهس: در استودیو دوازده بازیکن هستند که "
" نُهتای آنها شهروند و سه نفر مافیا هستند "
" که هیچکدام انها نمیدانند به کدام گروه تعلق دارند "
" ... هدف این است که در طول بازی شهروندان "
" افرادی که مافیا هستند را پیدا کنند... "
" در حالی که مافیا وانمود میکند که شهروندـه، تا به فینال برسه "
" هر شب مافیا یک شهروند را میکُشند "
" شهروندان هرچه سریعتر باید افراد مافیا را پیدا کنند "
" تا آنها زنده بمونند "
" جایزه این بازی یک میلیارد روبِل هست "
" ... چه کسانی جایزه را بین خودشان تقسیم میکنند؟ "
" مافیا یا شهروندان؟ ... "
" ! حاضر هستید؟ بنابراین شروع میکنیم "
" دستـتون رو بلند کنید "
" ... کامپیوتر به طور تصادفی "
" شما را در مافیا و شهروند تقسیم میکند ... "
" نقشها توزیع شدند "
" از حالا، فقط کامپیوتر میداند به کدام گروه تعلق دارید "
" ... هر شرکت کننده فقط بارکُد خودش را میتواند ببیند "
" و با بقیه میتوانند صحبت کند ... "
" اعضای مافیا هنوز ناشناخته هستند، شهروندان نیز همینطور "
" طبق روال همیشگی خوش آمد میگیم به بازیکنان "
" شرکت کننده شماره 1: کدام یک از آنها مافیا هستند؟ "
احتمالاً هر یک از بازیکنان باشند
" لوکا سِرگوینچ، با 85 سال سن مُسّنترین شرکت کنندهـست "
" با پزشکی مُدرن تواسنته خودش را جوانتر ساخته "
" لوکا یک میلیادرـه "
" از هیچی، اون یک شرکت سرمایهگذاری ساخت "
" لوکا دوست دارد برای زندگیاش بازی کند، همین انگیزه شرکت او در بازی است "
" ... اون اغلب در زندگیاش ریسک میکند "
" و به نظر میرسه دلیلی برای شانسـش باشد ... "
" نوههایش منتظرند تا پدربزرگـشان بمیرد "
" ولی لوکا به سختی اعتیادش به قمار را کنار میزارد "
" بیشتر از هرچیزی، لوکا از اینکه لذت زندگیاش را از دست بدهد میترسد "
" ... لوکا سِرگویچ یک وصیتنامه برای بستگانش تنظیم کرده است "
" ... که براساس آن اگر پدربزرگشان در طول بازی "
" بمیرد، هیچی به نوههایش نمیرسد ... "
" برای همین آنها پدربزرگـشان را تشویق میکنند تا برنده بشه "
متاسفانه من باید بگم که: من مافیا نیستم
بازیکن شماره 2
تنها چیزی من میخوام اینه که برنده بشم
چون چیزی واسه از دست دادن ندارم
" ایلیا، 38 ساله، مهندس "
" پزشکان در او سرطان تیروئید پیدا کردند "
" او بیشتر از 3 ماه زنده نخواهد بود "
" ترس بیشتر ایلیا از اینه که خانوداهاش را بدون پول و پساندازی ترک کنه "
در برنامه مافـیا یک میلیارد روبل برنده بشید
" و این فرصتی هست تا خانوادهاش را در رفاه و آسایش قرار بدهد "
" او حاضرـه هر چه زودتر بمیرد، اگرچه همسرش خیلی نگرانش بود "
" آنها تمایل داشتند 3 ماه باقی مانده را با عزیزانشان بگذارنند "
" و او را تا لحظه مُردنش همراهی کنند "
" عوض آن باید زجر کشیدنش را به هنگام مرگ در تلویزیون ببینند "
" و علاوه بر آن، میلیونها ببینده این را میبینند "
" و بازیکن شماره 3 و شماره 4 چطور؟ "
" اونها قرعه کشی شدهاند "
" شما برای پول بازی نمیکنید، برای شما "بهای خاصی" پرداخته شده "
" دولت و برنامه مافیا "
" با هم برنامه بی سابقهای دارند "
".. هر زندانی در کشور ما "
" ... میتواند صرف نظر از میزان جرمـش .. "
" و نتیجه کیفرش، آزاد بشود ... "
اصلاً مدیریتی هست ؟
" او اینجاست تا فقط برنده بشه "
مایلم بگم که جلسه محاکمه من برگزار شده
واسه منم همینطور، لعنتی
گریه نکن، بریم ببینیم چی میشه
" بازیکن شماره 4، شما مافیا هستید یا نه؟ "
نه من با مافیا نیستم
آقای بوچر، شما جزو مافیا هستید؟ - ... آقایِ بوچر -
آقای بوچر هم جزو مافیا نیست، و اون لعنتی هیچ اهمیتی واسهـش نداره
من هیچ جایزهای به جز آزادی نمیخوام
و من به انتقامم میرسم
" خُب، میریم ببینیم بازیکن بعدی چی میگه "
بعد از این چرندیات من چی باید بگم؟
منم مافیا نیستم، به عنوان یک افسر اینو بهتون قول میدم
... چرنده، بهم بگو
چرا گذاشتی افرادت براحتی بمیرن؟ ...
احتمالاً مثل الان فقط نشسته بودی و نگاه میکردی؟
" و حالا میریم ببینیم خانومهای زیباـمون چی دارن بگن "
من مافیا نیستم و خوشحالم از این
من بخاطر گذشتهام اینجا نشستم
... من اینجام
... تا بتونم به زندگی قبلیـم بتونم برگردم، در حال حاضر
چیزی بیشتر از این نیاز ندارم ...
منم اینجام تا ببینم چقدر توانایی و شجاعت دارم
شرکت کنندگان عزیز در این بازی شما نباید به نتایج اشتباه تکیه کنید
بازی همه چیز رو بالاخره آشکار میکنه - من انتخابی ندارم -
می تونم بگم این سرنوشت مـنه
در کُل
منم آرزو داشتم روزی به "مافیا" بیام
و میخوام به همه نشون بدم که هر غیرممکنی، ممکن میشه
" بنابراین، حالا همه یکمی نسبت به هم آشنا شدیم "
" ما مطمئناً در این دوره بازی دربارهی بازیکنانـمان چیزای زیادی کشف میکنیم "
" و حالا شمارش معکوس رو شروع میکنیم "
" میریم اولین رأی گیری رو آغاز کنیم "
به چی نگاه میکنید؟ هیچکس پیشنهادی نداره؟
... خُب من پیشنهاد میکنم ما این مُفت خور رو انتخاب کنیم چون
زیادی عُمر کرده ...
خفه شو، عوضی بهت هشدار میدم
والتر، جر و بحث نکن چون کمکی به ما نمیکنه
به نظرم باید از وقتـمون بهترین استفاده رو کنیم
هیچکس برای اولین انتخاب نظری نداره؟
کنستانتین؟ - نه، من این راند کنار میکشم -
من فعلا صبر میکنم - ... اگه اینطوره، پس من -
... یکی رو پیشنهاد میدم. حسـم میگه که مافیا ...
یک مَرد جوانـه ...
... که اون
کرینـه ...
چرا باید وقتـمون رو تلف کنیم؟
خیلی خُب، کرین
کسی دیگهای هست؟ - هـِی صبر کن -
من این دوتا رو میشناسم، چندین بار توی زندان دربارهی اینا فیلم دیدم
اون یک رقاصه
که حرکات عجیب و غریب انجام میداد، اینطور نیست؟
توئه حیوون اهمیتی نداره درباره چی صحبت میکنی
" ماریا، 24 ساله، او یک رقاص برجسته باله است "
" که رقاص بسیار بااستعدادی بود "
" به طوری که تا 21سالگی، حرفهاش را به سطح بالایی رساند "
" ... اما بخاطر یک تصادف وحشتناک "
" حرفهاش به پرتگاهی سقوط کرد "
" اگرچه توانست بعد از چندین ماه دوباره خودش رو روبراه کند "
" !ولی درمورد باله نتوانست کاری انجام بده "
" ...،ماریا میتوانست دوباره به صحنه برگرده تنها با یک عمل جراحی "
" که به وسیله آن او 100درصد میتوانست دوباره پاهایش رو داشته باشه ... "
" ... هرچند، یک چنین عمل بزرگ جراحی "
" هزینه زیادی برای ماریا داشت ... "
" دو سال پیاپی اون در به در به دنبال جمع آوری پول بود "
" ولی او حتی نتواسنت 10درصد هزینه رو جمع کنه "
" او نا امید شد "
آیا شما دل و جرأت دارید؟ پس پرسشنامه رو پُر کنید
آزمونی گرفته میشه، و شما بعد آن به مشهورترین برنامه جهان دعوت داده میشویذ
" مافــیا، این آخرین شانس شماست "
" برگشت دوباره به صحنه یعنی زندگی دوباره برای اون "
" بعد از این تصادف ماریا ترس زیادی از باران، طوفان و رعدوبرق دارد "
به این خاطره که اونها با هم دوستـند
من شاشـم گرفت، پس کِی شروع میکنیم؟
خاله همپل یا سگ کوچولوش
پس تو ماریا رو نمیشناسی، درسته؟
درسته که ما همدیگه رو چندین ساله میشناسیم
من و ماریا ولادمیرنا
!احمق حالا که چی؟
.ما واقعاً هیچ توافقی نداریم باور کنید
برای چندین سال من کاراش رو دنبال میکردم
و وقتی که اون تصادف اتفاق افتاد، من خواستم بهش کمک کنم
... من حتی آپارتمانم رو فروختم، پس اونها - !من هیچی از تو نخواستم -
من دوسِت ندارم، میشنوی؟ ! من هیچوقت دوسِت نداشتم
ماریا ولامیرنا
جلو اونا چیزی نگو اینجا جاش نیست
چرا تو منو تنها نمیزاری؟
دوباره همه چیزتو از دست میدی
خُب، گندکاری قشنگی بود، ها ؟
دوباره میپرسم، برای بار اول چه کسی رو انتخاب میکنید؟ - ... خُب، من میگم -
ماریا
صبر کنید، صبر کنید لطفاً، خواهش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.