Twilight Out of Focus

Twilight Out of Focus (黄昏アウトフォーカス)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Tasogare Out Focus - 12
Ulasan oleh Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

Tag

hdtv
Diterbitkan pada: 2024-09-19
Muat Turun: 52
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

166 baris pertama.

و دوباره ، هیساشی چیزی رو که می خواستم بهم داد ، قبل از اینکه بدونم اونو می خوام

اگه فقط منم می تونستم خوشحالش کنم

اونوقت شاید می تونستم نشونش بدم واقعاً چقدر دوستش دارم

اوتومو ، حاضری توی فیلم من بازی بکنی ؟ این بار به عنوان تک بازیگر اصلی

فکر نکنم هنوز از عهده اش بربیام

چیزی بگم ؟ اما چی ؟

باید بپرسم چرا نقش رو قبول نکرد ؟

اگه من بودم ، دلم نمی خواست ازم سوال کنند

اما واضحه که افسرده است و من هنوز هیچ کاری براش نکردم

اونی که همیشه محبت دریافت میکنه و محبتی ابراز نمیکنه منم ، بخاطر این از خودم متنفرم

من خیلی خودخواهم ، فکر نکنم هیچوقت واقعاً به هیساشی توجه کرده باشم

اما الان ، به عنوان دوستش ، به عنوان فیلم بردارش ، به عنوان دوست پسرش

برای کمک بهش چیکار می تونم بکنم ؟

Twilight Out of Focus

Twilight Out of Focus

! ای وای ! دیرم شد

مائو ! ما ... اوه

هیساشی ، بیا امروز کلاس رو بپیچونیم

اما تو هیچوقت دلت نمی خواد کلاس رو بپیچونی

برداشت 12

و چیکار کنیم ؟ بریم جایی ؟

از قبل یه برنامه ای برای خودمون چیدم

احتمالاً می تونم حدس بزنم ... اما چی ؟

حمله ی کوسه

سیب زمینی

طعمی که ! عاشقش هستید

پرطرفدار

سیب زمینی های خوشمزه

اول یه فیلم تماشا می کنیم و خوراکی می خوریم و بعدش

سیب زمینی

طعمی که ! عاشقش هستید

خامه ترش و پیاز

سیب زمینی های خوشمزه

خوراکی می خوریم و یه فیلم تماشا می کنیم

حتی نهارمون رو هم آوردم

صنایع غذایی اومگا رامن میسو

تقریباً خوب بنظر میرسه

سعی کردم به یه چیز دیگه فکر کنم ، اما این تمام چیزیه که به ذهنم رسید

وقتی افسرده میشی ، دلم می خواد یه کاری بکنم که سرحال بیای

اما هیچوقت نمی دونم چیکار کنم ، من بدرد نخورم

... مائو

اما چند تا فیلم شاد گرفتم

مثل این که در مورد یه شاهزاده خانومه ... که سعی میکنه کارشکنی بکنه

تو بدردنخور نیستی

اونی که بدردنخوره منم ، که بعد از اینکه کلوپ فیلم بهم پیشنهاد داد اونو رد کردم

... هیساشی

به اندازه ی کافی اعتماد به نفس ندارم

قبلاً ، می تونستم پیشنهاد رو قبول کنم و انجامش بدم

اما این دفعه سخته ، نمی تونم نقش اصلی رو بازی کنم

کلوپ نمایش پر از بازیگرهاییه که خیلی از من بهترند

می دونم چقدر کارم بده ، هنوز راه درازی رو در پیش دارم

واقعاً دلت می خواد اینجوری از من فیلم برداری بکنی ؟

تو همینطور همچنان کارت رو انجام میدی و همینطور بهتر و بهتر میشی

درحالی که من همیشه همینجا درجا میزنم فقط وحشت میکنم

... هیساشی

این فیلم نامه رو هر از چند گاهی دوباره می خونم

کلوپ فیلم دبیرستان میدوریگائوکا فیلم بلند برای جشنواره ی فرهنگی

... تو و فصلها و غیره نسخه ی نهایی فیلم نامه

و فکر میکنم که الان چقدر می تونم این دیالوگها رو بهتر بخونم

مثلاً این بخشش ، فکر میکنی ممکنه واقعاً از من خوشت بیاد ؟

در عمق وجودش ، اوتومو واقعاً دوستش داره پس گفتن اون حرف شجاعت زیادی لازم داشته

... پس بیشتر

مائو ؟

میشه فیلم بگیرم ؟ مثل اون دفعه ؟

به خوندن دیالوگها ادامه بده

از کجا ؟

از یه خط قبل ، از اونجایی که میگه نمی دونستم هنوز اینجایی

نمی دونستم هنوز اینجایی ، مبصر کلاس

همون متنه ، همون دیالوگهای قبلیه

اما برای من ، بنظر میاد که الان روشنتر می درخشه

نمی تونم ازش چشم بردارم

دلم می خواد یه کمی دیگه به فیلم برداری ادامه بدم

فکرمیکنی ممکنه واقعاً از من خوشت بیاد ؟

آره

من عاشقتم ، هیساشی

... مائو

برای همین بعضی وقتها کاملاً اعتماد به نفسم رو از دست میدم

این اولین دفعه ایه که با یه نفر قرار میذارم و اینجور چیزها

من دوست پسر خیلی باملاحظه ای نیستم ، تنها کاری که تا الان کردم حرف زدن در مورد فیلمها بوده

و همینطور کارهای خاک برسری ، هیچوقت برای هیچی پیش قدم نشدم ، کاملاً بدردنخورم

مجبورت میکنم که تو همه ی کارها رو انجام بدی

ها ؟

اما منظورم اینه ، اولش هیچکس نمی دونه چیکار بکنه ، مگه نه ؟

ما تازه کاریم ، اما بهتر میشیم

شاید

هم بازیگری تو و هم دوست پسر بودن من ... شاید

دوست پسر بود ؟

و اونها هر بازیگر خوبی رو نمی خوان اونها تو رو می خوان ، هیساشی

همینطور بچه های کلوپ موسیقی ، همینطور کارگردان ... و همینطور من

منظورم اینه ، وقتی یه نفر اینجوری جلوی دوربین می درخشه ، دلم می خواد ازش فیلم بگیرم

! پس ... بذار ازت فیلم بگیرم ، هیساشی

هیچکس بهتر از من نمی تونه ازت ! فیلم بگیره ، تا اون حد رو مطمئنم

داری یه کمی زور میگی ، ها ؟

درسته

این یکی رو بسپار به من

داری می خندی ؟

آخه ، واضحه که داری سعی میکنی یه کار خاک برسری رو شروع بکنی

! خیلی نازه

آره ، همینطوره ، دارم اغوات میکنم

داری اغوام میکنی ، خوب ، حرکت بعدیت چیه ؟

این کار رو با من میکنی ، درسته ؟ یه کار خاک برسری ؟

لباست رو درمیارم

هی ، مائو ، لمسم کن

آره ، باشه

اونجوری نه ، این بالا

باشه

! قلقلکم میاد ، مائو

مائو ، لباست رو بگیر بالا

اینجوری انجامش میدی

! دست هیساشی خیلی سرده

خیلی راحت تحریک میشم ، ببخشید

چرا معذرت خواهی میکنی ؟

می دونی مائو ، میگی تو هیچکاری نمیکنی

اما درواقع خیلی تهاجمی و منحرفی

حتی الان ، داری سعی میکنی منو اغوا بکنی ، مگه نه ؟

... خوب ، من

نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم

... هیساشی ، هیساشی

! .... من

بفرما ، همه ی وجودت رو قبول میکنم

! می بینمت

! تا بعد

! خیلی گشنمه

مدرسه دیگه تعطیل شده ؟

می تونم صداها رو بشنوم

مائو ، خوابت میاد ؟

من خوبم

مائو ، وقتی فارغ التحصیل بشی ، برمی گردی خونه ؟

یا میری یه جای دورتر ؟

هنوز نمی دونم

یه دانشگاه نزدیک خونه ام هست که دارم درموردش تحقیق میکنم

اما خودم تنهایی نمی تونم تصمیم بگیرم به یه مقدار راهنمایی از طرف

والدینم ، ایچیکاوا و بچه ها احتیاج دارم و البته تو ، هیساشی

من ؟

ها ؟ خوب ، آره ، ما با هم قرار میذاریم ، درسته ؟

آره

هیساشی ، برنامه ی تو برای بعد از فارغ التحصیلی چیه ؟ برای مسیر شغلی ؟

نمی خوام برم دانشگاه ، دلم می خواد زودتر مستقل بشم

یه جایی یه کاری پیدا میکنم ، مهم نیست چه کاری

و بازیگری ؟ به بازیگری ادامه میدی ؟

اگه این کار رو بکنم ، منو پیش خودت نگه می داری ؟

ها ؟

... شوخی کردم ، فقط یه جوک بود ، اما نمی دونم

... هیساشی

یه جورایی در مورد دانشگاه رفتن تو ... کار پیدا کردن خودم ، نگرانم

قراره به راههای جداگانه ای بریم

وقتی محیط اطرافت اونجوری تغییر میکنه ، با آدمهای جدیدی آشنا میشی ، توی جای جدیدی زندگی میکنی

خیلی معموله که مردم سر همچین تغییرات ... کوچیکی از هم جدا بشن و

ما جدا نمیشیم

سرخود تصمیم نگیر

کی اهمیت میده که معموله یا نه ؟ ما داریم در مورد خودمون حرف میزنیم

وقتی اینجوری میشی خوشم میاد ، مائو

کاملاً جدی ام

ببخشید که امتحانت کردم

اما بااینحال ، بعد تمام زمانهایی که توی این اتاق ... گذروندیم ، وقتی به از اینجا رفتن فکر میکنم

می ترسم ، تونستم نجوا کردنش رو بشنوم اون باعث شد منم یه کمی بترسم

بعضی وقتها آرزو میکنم نصیب و قسمت واقعی بود اینکه ما با یه ریسمان سرخ به هم متصل شدیم

یه ریسمان سرخ ؟

آره ، تاحالا در مورد ریسمان سرخ نشنیدی ؟

میگن اون تو رو به شخصی که قسمتته که باهاش باشی متصل کرده

آره ، می دونم ، هیساشی ، خواب آلود بنظر میای

اگه واقعی بود ، اونجوری می تونستیم هر چی هم که بشه ، برای همیشه با هم بمونیم

هیساشی محتاط بود ، شاید حتی یه کمی کمرو شاید چون قبلاً صدمه دیده

وقتی به اون موضوع فکر میکنم ، این درد تیز رو توی قلبم احساس میکنم

دلم می خواد بهش دلداری بدم ، اما اینطور نیست که سرنوشت اون توی دستهای من باشه

اما هنوز هم باید یه کاری باشه که الان بتونم براش انجام بدم

Twilight Out of Focus subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Twilight Out of Focus

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left