200 baris pertama.
ترجمه و زيرنويس opus_sub team
پرورو
پرورو
هیونگ، تو پرورو رو بردی؟
.هرچی می گردم، پرورو رو نمی بینم
خودت یه مدت پیش پرورو رو فرستادی یه جای دیگه
.تا بتونه جایی زندگی کنه که هوای تازه داشته باشه
من کِی (این کارُ کردم)؟
...چرا من باید پرورو رو بفرستم
...دکترم بهم هشدار داده بود که
.حافظه ام با بدتر شدن بیماریم افت می کنه
.آه یادم اومد
.من فرستادمش بره
چه پرونده ای 13 روز دیگه منقضی می شه؟- چی؟-
من یه آلارم رو گوشیم گذاشته که می گه 13 روز تا انقضای پرونده. یعنی چی؟
چرا از من می پرسی؟
من از کجا بدونم؟
".نه، این اتفاق نمی افته"
".این دنیا نمی تونه به این ظالمی باشه"
.این حرفی بود که وقتی هشدارهای دکترمُ نادیده می گرفتم، زدم
.من حلقه ی نامزدیمُ درآوردم
حالا می تونم بیام داخل؟
...اما مثل همیشه
دنیا هیچ وقت ظالم بودنشُ
نسبت به من
.و ئول فراموش نمی کنه
از دیدنم خوشحال نشدی؟
چرا جوری نگاهم می کنی انگار نمی شناسیم؟
کی پشت پرونده ی بزن و در روییه که
چویی هیون جون روش سرپوش گذاشت؟
دختر نماینده ی حزب دهان جیل
،یون سونگ هوا
.یون جونگ یون
.من بیخیال جی ته می شم
.شما هم باید بی خیال شید مادر
...جی ته هرگز نظرشُ
.خیلی دیره
.هیچ مدرک یا شاهدی نیست
.هیچ کاری نمی تونی بکنی
حالا مستیت پرید؟
.ولم کن
.دستمُ ول کن عوضی حقه باز
.بار بعدی که همُ می بوسیم از شر حاقه ی نامزدی خلاص شو
من اونقدرا مهربون و قوی نیستم که
از زنی که حلقه ی یه مرد دیگه
.رو پوشیده استقبال کنم
.هر چی هم که بشه گیرش می اندازم
.فقط صبر کن و ببین
زودتر از انتظارم اومدی
.مدیر یون جونگ یون
.من هنوز هیچی نخوردم
می تونی برام رامیون درست کنی؟
.البته
بنابراین تصمیم گرفتم
از این دنیا هم
.ظالم تر بشم
باید همُ ببوسیم؟
.واقعی
،در مقایسه با دردی که به اون دختر دادم
.امیدوارم خودم ده هزار برابر بدترشُ بکشم
،در مقایسه با بدبختی ای که سر اون دختر آوردم
.امیدوارم خودم 10هزار برابر بدبخت تر بشم
تو می شناسیش نه؟
.مردی که جونگ یون باهاش قرار می ذاره
.نمی شناسم
.جی ته
.نمی دونم
...مزه ی
.همونی رو می ده که من تازگی گرفتم
.من سعادت خوردن همچین غذاهای خوبی زیاد نصیبم می شه
.خیلی خب
بیایید اینُ بنوشیم
.و همه چیزُ بین خانواده هامون تموم کنیم
.آقای یون- ..هر اتفاقی هم که بیوفته-
،هرچقدرم که سعی کنم روزنامه ها رو کنترل کنم
همه همین الانش می دونن
همه می دونن که جونگ یون من توسط نامزدش
.توی روز نامزدیش قال گذاشته شده
.خسته شدم از اینکه برای هرکسی دیدم بهونه تراشیدم
.نمی دونم چی بگم- .اوه درسته-
دارم فکر می کنم بذارم عضو کنگره بک
.موقعیت سرمنشی رو بگیره
تو فقط 5 سال توی این کار بودی
.بهش فکر کن. نمی تونم بذارم که عضو 5 ساله این موقعیتُ بگیره
این بین ما دو تاست
.اما این از اولشم با عقل جور در نمیومد
.اما شما از قبل اعلام کردید
متاسفانه
.فکر نمی کنم بتونم به شما هم کمک کنم خانم لی
منظورتون از این حرف چیه؟
دارم می گم ساخت و ساز کی جی نمی تونه
.مسئول پروژه های سال بعد دولت باشه
...این دختر کیه
که به جونگ یون من ترجیحش دادی؟
.فقط دارم از روی کنجکاوی می پرسم
پس چرا جونگ یون داره
مردی مثل اونُ می بینه؟
.منم دارم فقط از سر کنجکاوی می پرسم
داری در مورد چی حرف می زنی؟
.فکر کنم شما هنوز خبر ندارید
.جونگ یون داره با یکی دیگه قرار می ذاره
.اون حتی یه کم بیش، بعد از ملاقات با ما دوید بره پیش اون
.عزیزم
مدرکی داری؟
اون کیه؟
.شین جون یونگ. اون یه بازیگره
این چیه؟- .مال تو-
این یه هدیه است؟- .نه هدیه نیست-
.اینُ توی خیابون پیدا کردم
.جدیده- .دقیقا-
.هرکسی اینُ داشته حتما خیلی پولدار بوده
چرا کسی باید یه کلاه نو رو دور بندازه؟
.من از چیزهای استفاده شده خوشم نمیاد. بدش به یه نفر دیگه
.هی
.استفاده شده نیست
پس خودت خریدیش؟
.بله- برای من؟-
.آره
پس فقط بپوشش، می شه؟
تو واقعا از من خوشت میاد؟
.آره
.نه
فکر کردی من دیوونه ام؟
...ببین، اون
همون دختری نیست که یه مدت پیش ازم خواست باهاش قرار بذارم؟
تو اینجا چی کار می کنی؟
.فقط داشتم راه می رفتم و سر از اینجا درآوردم
.می تونید فقط نادیده ام بگیرید. متاسفم
.اگه می خوای جون یونگ برگرده، باید بری سراغش
.اینجا اومدن هیچ فایده ای نداره
.فقط باعث می شی یونگ اوک احساس بدی داشته باشه
.می دونم
...من فقط
.الان عقلم سر جاش نیست
.متاسفم که نگرانتون کردم
.اگه متاسفی نباید این کارُ بکنی
،اگه همینطور به این کارت ادامه بدی .فقط به یونگ اوک سختی می دی
.اوپا- بله؟-
.تو دیگه می تونی بری
.باشه
داری گریه می کنی؟
.نه
...من فقط خیلی زبونم بند اومده و شکه شدم
.که حتی نمی تونم گریه کنم
پس چرا اینطوری هستی؟
.حتی وقتی یه بزرگتر داره باهات حرف می زنه، نگاهشم نمی کنی
غذا خوردی؟
.نه- .آفرین بهت-
.من تعطیل کردم و یوک که جانگ هم تموم کردیم
میخوای بیای خونه ی من؟
...اما اون دختره نوئول چرا
جلوی خونه ات بود؟
.نمی دونم
.بچه های فقیر احتمالا هیچ غروری ندارن
چرا همش برمی گرده
وقتی تو مدام ردش می کنی؟
باید دلیل کارهای اونُ هم بهت توضیح بدم؟
.نه- .بیا در موردش حرف نزنیم-
کیه تو این ساعت؟
ممکنه باز نوئول باشه؟
.من دستیار آقای یونم
اینجا خونه ی آقای شین جون یونگه؟
.آقای یون می خوان شما رو ببینن
.برمی گردم- ...فکر کنم-
.بابام در مورد من و تو فهمیده
.نرو. اون مرد ترسناکیه
.من مشکلی برام پیش نمیاد
.من نمی ترسم. خودم بهش رسیدگی می کنم
.اون کسی نیست که تو بتونی باهاش بجنگی
.خودم درستش می کنم
.من حلش می کنم و برمی گردم پیشت
.بسپرش به من
.دوست دارم
خودمم نمی تونم خودمُ باور کنم
.اما من واقعا دوسِت دارم
.باشه پس
.خیلی دیر نکن
اگه خیلی طولش بدی
.خودم میام دنبالت
،میتونستم برات یه غذای خوب بپزم چرا هی التماس کردی رامیون خواستی؟
.شنیدم جونگ یون برای یکی رامیون پخته
.واسه همین یه دفعه ای دلم کشید
جون یونگ برای یه نفر رامیون پخته؟
.بله، برای یه زن
یه زن؟
داره با کسی قرار می ذاره؟
.اینطور فکر می کنم
.مردک دیوونه
اون کیه؟
.یه زن فوق العاده عالی
.اون پولداره، از یه خانواده ی خوبه، جذاب و باهوشه
.اون یه الهه است که من حتی نمی تونم خواب رقابت باهاشُ ببینم
.امیدوارم بعد از خوردن اون رامیون مریض شه
.هی، تمومش کن
.من این سوجو رو برای خودم خریدم
من الان اونُ خوردم؟
.خدای من، این واقعا الکله
پس فکر کردی آبه؟
.بله
.من نباید نوشیدنی بخورم
No comments yet. Be the first to leave one.