Destined with You

Destined with You (이 연애는 불가항력)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

DestinedwithYou S01E09 WEB-DL sunflowermag
Ulasan oleh sunflowermag

Tag

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Diterbitkan pada: 2023-12-11
Muat Turun: 42
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

♥مقدر شده با تو♥

"قسمت 9"

وای

خیلی خوشگل به نظر میاد

خیلی زحمت کشیدین

کار تابلو اعلانات فردا عصر تموم میشه

وقتی که تموم شد بهتون زنگ میزنم

باشه

برای گزارشم عکس میگیرم

!عالیه

چراغ ها چرا خاموش شدن؟

نباید در طول جشنواره این اتفاق بیفته، قربان

قربان؟

خدایا

"ناشناس"

الو؟

...الو

چه خبره؟

"ناشناس"

حالت خوبه؟

آهای

چیه؟- من ماشین ظرف شوییت رو جابجا میکنم، بیا بریم-

میای خونه من؟

آره

یکم عجیب به نظر نمیاد؟

چرا؟ من که فقط برات یه دوستم

خب... درسته

میشه در رو باز کنی؟

...ماشین ظرف شویی رو جابجا کردم

....و جای تخت رو هم عوض کردم

و لامپ هارو هم عوض کردم، کارات تموم شد؟

همین بودش دیگه؟ - آره، همین بودش، خوبه -

بیا، شراب تمشک

...نیاز به این زحمت ها نبودش، ولی

یکم رامیون میخوری؟

!خدایا، شوکه ام کردی

...خب هیچ غذای دیگه ای ندارم

به خاطر همینم فکر کردم که حداقل رامیون درست کنم مگه چیه؟

من قرار از پیش تعیین شده دارم

این ساعت؟

اداره مالیات شلوغه

سونگ یون ازم خواست که بعد از ساعت کاریش همدیگه رو ببینیم

باید چیکار کنم؟

همین الان درش بیار !برات میشورمش

باشه

بدو دیگه- باشه-

باید سریع بشوریمش- ...بذار -

برای قرار از پیش تعیین شده خوب به نظر نمیام، مگه نه؟

لباست خیلی کثیف شده

!آره، همین

خب چرا چلفتی بازی در آوردی؟

هی

میتونم بغلت کنم؟

چی داری میگی؟

آخه کدوم مردی قبل از این کار، سوال میپرسه؟

واسه همینه که همیشه سینگل موندی

دیگه هیچوقت این سوال رو از سونگ یون نپرسی ها

!خیلی ضایع ئه

شما دوتا چطور تونستین اینو راز نگه دارین؟

پسر من مریضه

ولی من ازش خبر نداشتم با عقل جور درمیاد؟

!اینطوری بیدارش میکنی ها

صدات رو بالا نبر

مادر جان، بیا بریم خونه و استراحت کن

من هیچ جا نمیرم

اگه تو میخوای، برو خونه

من همینجا میمونم

چرا سر نا یون داد و فریاد میکنی؟

شین یو حالش بد شده و توی پارکینگ افتاده بوده و نا یون رسوندتش بیمارستان، باید ازش ممنون باشی

تو هم برو، نمیخوام تو رو هم ببینم

اینو ازم مخفی نگه داشتی

چطور تونستی بهم نگی که شین یو مریضه؟

شین یو بهم گفت که بهت نگم

اون نمیخواست که نگرانت کنه

اوپا به منم نگفته بودش

!پسر بیچاره من

!حتما براش خیلی سخت بوده

هونگ جو

هونگ جو

"لی هونگ جو، بخش ساختمان راه سبز"

هونگ جو

خونه ای؟

هونگ جو

نگرانت شدم موبایلت زنگ میخخورد، ولی جواب نمیدادی

یکمی دراز کشیده بودم

چی شده؟ مریض شدی؟

...میتونم

میتونم ازت یه خواهشی بکنم؟

...مُسکن هام تموم شده بودن

ولی خودم جون نداشتم که برم بیرون و بخرم

تنهایی مشکلی برات پیش نمیاد؟

نه

فقط یکمی احساس سرما و تب میکنم

راستی

محض احتیاط یه سری قرص خواب آور هم گرفتم

باید خوب و عمیق بخوابی

ممنون

جه گیونگ هم توی لیست مظنون های من هست

واسه اون آسونه که بخواد پیژامه تو رو بدزده

...یه چیزی... بپرسم

چرا الان توی پارک بودی؟

برای اینکه چک کنم که جشنواره چطوریه

خودت چکش میکردی؟

راستش من... کلی کارهای متفرقه انجام میدم

...شین یو

ازم پرسید که موافقم که توی خونه دوربین مداربسته نصب کنم، یا نه

تو باهاش موافقت کردی؟

نه، اون چیزی در این باره... به من نگفته

من با نصب دوربین موافقت نکردم

متوجه نمیشم که چرا همچین درخواستی رو داره و نگران تو شده

...میخواستم راجع بهش، باهاش حرف بزنم

ولی به خاطر بیماریش، مرخصی گرفته به خاطر همینم نتونستم ببینمش

...میدونی که چرا

به خاطر بیماریش، مرخصی گرفته؟

نه

الان دیگه باید بری و بخوابی

تا مطمئن نشم که نخوابیدی، پایین نمیرم

تو اول برو پایین

...خودم راجع به نصب دوربین مداربسته فکر میکنم

و اگه اتفاقی افتادش

اول به من بگو

میگم

اگه فردا هم حالت خوب نبود، همه داروها رو بخوری

یه بطری آب داغ آوردم اینو گرمش میکنم و میرم

"جانگ شین یو"

...با توجه به ماهیت بیماریش

اون ممکنه که هر لحظه دچار انفارکتوس* مغزی بشه

ولی این بار ناحیه ای که درگیر شده، بزرگ نیست به خاطر همینم به زودی خوب میشه

...و فقط یه سکته مغزی موقته

و خیلی شانس آورده

پس چرا نمیتونه به هوش بیاد؟

!دو روزه که همینطوری خوابه

ممکنه که به خاطر خستگی زیاد یا استرس باشه

حال شین یو... خوب میشه دیگه؟

بهت گفتم که همچین حرف های شوم و بدیمنی نزنی

مشکلی برات پیش اومده؟

هونگ جو؟

بیا اینجا

باشه

جشنواره" همه شون رو اصلاح کردم"

ممنونم- خواهش میکنم-

"آقای کوان جه گیونگ"

الان حالت بهتره؟

سلام، گیو هیون

بله

نه، بله

شین یو، بیدار شدی

الان حالت خوبه؟

چرا حرف نمیزنی؟

منو ببین

تو مامانت رو میشناسی، مگه نه؟

انقدر شلوغش نکن بابا

...شین یو

حالت چطوره؟

میتونی بلند بشی و بشینی؟

چه خواب طولانی ای داشتی، پسرم

خیلی نگرانت شدم

صورت مادرت رو ببین، همین چند روزه، کلی پیرم کردیا

واقعا که... الان که وقت نگران شدن واسه صورتت نیست

!صورت خودش که پاک نصف شده

صورت شین یو همیشه کوچولو بوده

اون به من رفته، کلا کله اش کوچیکه

کله کوچیک داشتن که دیگه پز دادن نداره

قدیما میگفتن که هر کی که کله اش کوچیکه، مغزشم کوچیکه

...چیزی که الان گفتی

!فعشه ها

منظورت "فحشه" دیگه؟

"گروت"

احیانا بیمارستانی؟

چرا پیام هام رو نمیخونی؟

وقتی که اینو خوندی، جواب بده

"گروت"

"بیمارستانی؟ چرا پیام هامو نمیخونی؟"

"وقتی اینو خوندی جواب بده"

"بیمارستانی؟ چرا پیام هامو نمیخونی؟"

"وقتی اینو خوندی جواب بده"

گمونم که نگرانم شده بودی

معلومه که نگران شدم، خیال کردی نگران نشدم؟

از دستت ناراحتم

...اولین چیزی که دنبالشی مامانت یا بابات یا

...من یا نا یون نبودیم

!گوشیت بود

سرت شلوغ نیست؟

الان کار مهم نیستش

...وقتی که مرخص شدی بیا بریم اسکی

!میخوام باهات برف ها رو تماشا کنم

تو میتونی بری

منظورت چیه؟ یعنی خب... میگم که باید باهم بریم

منظورم اینه که الان باید... بری

سرده... باید لباس گرم میپوشیدی

...بهم کلی پیام داده بودی

اونم وقتی که گفته بودم که فقط از طریق ایمیل کاری و پیام رسان در ارتباط باشیم

توی هرچیزی یه استثنایی هم هست

گفتی که بهت نزدیک نشم

چی شده بودی؟

یادم نمیاد

احیانا مریضیت بدتر شده؟

چه مریضی ای داری؟

بخاطر کولر مریض شدم

خیلی سرده

More Farsi Persian subtitles for Destined with You

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left