200 baris pertama.
"تا آخرش بد" اثر جرج تروگود و ویرانگرها
ترجمه از «و «میثم صهبا «Farshid ACE»
روزی که بدنیا اومدم
همه پرستارها گرد هم اومدند
و با تعجب زل زده بودند
به چیز باحالی که پیدا کرده بودند
سر پرستار بلند صحبت میکرد
می گفت این یکی را تنهاش بزارید
او میتونست فورا بگه
که من تا آخرش بد هستم
بد تا آخر
بد تا آخر
بد تا آخر
بد
- حرکت کنید - بریم جلوی دیوار
دنبالم بیا
بد تا آخر
وقتی توی خیابون راه میرم
شاه ها و ملکه ها کنار میرن
هر زنی که باهاش ملاقات کردم
همه شون راضی بودند
میخوام درباره این بچه براتون بگم
چیزی که فهمیدم اینه که خودمو ساختم
و اینجام که برات بگم عزیزم
- که من تا آخرش بد هستم - دستم
- تا آخرش بد - گلوله خوردم
تا آخر بد
بزار یه نگاهی بهش بکنم
میخوای یه حقه کوچک نشونت بدم
به دستت فکر نکن
دستت را بده
حالا ممکنه یه کم احساس فشار کنی
آه انگشتم .. انگشتم
همیشه جواب میده
و من تا آخر بد هستم
تا آخر بد
B-B-B-B-B-Bad
B-B-B-B-Bad B-B-B-B-Bad
تا آخر بد
بهتره تسلیم بشی آقا تو نمیتونی همه ما را بکشی
نه اما میتونم روده هاتون را
سریع تر از نان ذرت مکزیکی با سس اضافه خالی کنم
و من تا آخرش بد هستم
B-B-B-B-Bad
B-B-B-B-Bad
B-B-B-B-Bad
آزاد ، پین
راحت باش ، میدونی برای چی اینجایی؟
قربان ، نه قربان
گزارش ترفیع درجه ها هفته قبل اومد
این لیست جدید سرهنگ دوم هاست
اسم تو توش نیست
دو تا شانس برای ترفیع درجه داری
بعد نتیجه را بهت اعلام میکنیم
معاون پایگاه داره ترخیصت را ابلاغ می کنه
ژنرال میخواید به من بگید توی تمام این ارتش
هیچ جایی برای یه آموزش دیده سلاح های مخرب نیست ؟
پین ، دیگه نبردها توی میدان جنگ انجام نمیشه
الان همه خون ها در مجلس سنا و کنگره ریخته میشه
بچه هایی مثل ما دارن مثل دایناسورها منقرض میشن
باید بالاخره یه کسی باشه که بخواد یه کشتاری انجام بده
متاسفم سرگرد هیچکسی نمونده
تو همشون را کشتی موفق باشی
دو هفته گذشته از وقتی که یکی را کشتم
و همه جام شروع به خارش کرده
و مشکل اینه که چیزی نیست خودمو باهاش بخارونم
خدا ، گرسنمه
گرسنه برای عملیات
گرسنه برای خون
لعنتی
فقط خیلی گرسنه ام
حس میکنم دارم ضعیف تر میشم
در حالیکه دشمن توی جنگل قویتر رشد میکنه
نباید آمادگی ام را از دست بدم
باید توان رزمی ام را حفظ کنم باید تمریناتم را ادامه بدم
چون واقعیت سخت این بود که
باید یه شغلی پیدا کنم
و کجا بهتر از
جایی که بتونم
از مهارتم بعنوان یه قاتل آموزش دیده استفاده کنم
آقای پین ؟
این نمایش یه مجادله خشونت خانوادگی است
تو وارد صحنه میشی تا یه خانم را پیدا کنی ، با بازی خانم گودوین
- سلام خانم - که ادعا میکنه توسط شوهرش
مورد حمله قرار گرفته شده با بازی آقای شیپمن
- از دیدنتون خوشحالم - و همچنین
هدف شما اینه که موقعیت را بطور موثری خنثی کنید
خنثی
شروع کنید
او منو کتک میزنه
- تو خوشت میاد یه زن را بزنی ؟ - ... نه
دیگه ... هیچوقت ... نزنش
- شنیدی ؟ ها ؟ - آه ..
پین ، چه اتفاقی افتاد ؟ تا یه هفته میای بیرون
زندگی غیرنظامی اینه من یه عقب نشینی کوچیک داشتم
گوش کن ، یه تماس هایی گرفتم و یه ماموریت برات گرفتم
خیلی عالی نیست . می فهمی اما میتونه به ارتش برت گردونه
خب بعد از دو و نیم هفته
زندگی استفراغی غیرنظامی
برگشتم به لباس نظامی و به جسدها
به بوی شیرین گاز خردل
و کشتن
میدونم چی در انتظارمه
من در 11 تور نظامی جداگانه شرکت داشتم
از عراق به هاییتی
اما کارای قبلی منو برای این عملیات جدید آماده نکرده بود
بهم گفتند این بزرگترین چالش توئه
بطور حتم یه جهنم زنده است
Glee کلوپ
در ساعت 3:30 دیده خواهد شد
معلمان لطفا گزارششان را
برای قضاوت عادلانه علمی اعلام کنند
تایگر ، تایگر برگرد اینجا
نمیخوام بگیرمت
از چی فرار می کنی پسر ؟
او میخواد به من سوزن بزنه ؟
از سوزن خوشت نمیاد ؟
میخوای یه حقه ای نشونت بدم تا دردش از یادت بره؟
بیا ، دستتو بده
حالا فشار کمتری را احساس می کنی
سلام . من امیلی والبورن هستم مشاور مدرسه
شما باید سرگرد پین باشید
عجب دست دادن قوی و خوبی بود
میخوای کشتی بگیری ؟
اوه نه ممنون
تمام روز را با این بچه ها کشتی میگیرم این معمولا بزرگترین یار منه
بیا تایگر از دیدنت خوشوقتم سرگرد
منم همینجور دوشیزه، خانم
تایگر تایگر برگرد اینجا
نمیخوام بگیرمت
ممم
بیا تو
سرگرد پین برای ماموریت گزارش میده قربان
چی ؟
سرگرد پین افسر جدید ؟
اوه درسته تو مسئول پسرهای سبزی
دوباره بگو ؟
پسرهای سبز
آنها اون چیز های سبز را می پوشند
میدونی ، خنده داره وقتی کنار بوته ها می ایستند من نمی بینمشون
تو چرا اینجایی؟
R.O.T.C. برنامه
من فهمیدم در 8 سال مسابقات نظامی ویرجینیا مقام آخر شدید
اومدم که درستش کنم
داریم؟ R.O.T.C. ما یه برنامه
- بچه های سبز ، قربان - اوه درسته
بین خودمون باشه من اهمیتی نمیدم با اون پسرا چکار میکنی
تا وقتیکه اونا را ازم دور نگه داری
همش همین ؟
- اوه .. میخوای محوطه دانشکده را یه نگاهی بکنی
نه میخوام افرادم را ببینم
به جای خود ، حرکت احمق ها بیاید بریم
بیا ویلیامز تکون بخور .. بپر پسر
حرکت
همه به خط بزن بریم
یالا تکون بخور
زود زود زود یالا
یالا بجنب
قربان ، جوخه فرم گرفت ، قربان
ادامه بده
اسم من هست سرگرد بنسون ویلفرد پین
0800...به شماره
جایگزین سرگرد فرانکفورت
به عنوان افسر فرماندهی شما
می بینم چیزی که اینجا هست
ضعف در ارتباط برقرار کردنه
تلاش...نکنید...
از دستورات من
سرپیچی کنید
هشت هفته وقت دارم تا از شما مگس ها
یه واحد تربیت شده نظامی درست حسابی بسازم
از امروز به بعد
بدن های بی چارتون مال منه
تا من نگفتم نباید بخورید ، بخوابید، بنوشید
دماغتون را بالا بکشید ، یا حتی پشتتون را بخارونید
اینو بدونید خانوم ها کشتن شغل منه
و چه شغل خوبی هم هست
- یو هو - چی ؟
باید برم دستشویی
- نگهش دار ، سنده - نمیتونم
نگهش میداری یا بیام
بزنم داغونت کنم
حالا گوش بگیرید خانم ها
میخوایم بازی های نظامی ویرجینیا را ببریم
گفتم بردن ویسکی ، سرخپوست ، نوامبر
به صدای کلمه عادت کنید
- سرگرد پین - چیه پسر ؟ چی ؟ چی ؟ چی ؟
یه کار بد کردم
تو کرم کوچیک کثیف
برو پوشکت را عوض کن بچه
و سریع برگرد اینجا
بسه دیگه گریه نکن از من ترحمی نمیبینی
فکر کردی اگه گریه کنی
دشمن سر نیزه ش را توی قلب کوچیکت فرو نمی کنه؟
این چی بود ؟ تو صورت کک مکی مسخره؟
مگه من بهت اجازه عطسه داده بودم؟
- نه قربان - پس نگهش دار تو سنده دراز گوش
وگرنه یه اردنگی میزنم بهت
می بینم که یه پسر مریض داریم روی دستمون
باید سیستم ایمنی بدنت را تقویت کنیم پسر
No comments yet. Be the first to leave one.