200 baris pertama.
... آنچه در "زیر پل" گذشت
آره، خودمم توی ایستگاه اتوبوس کنار پل هستم
به مامان بگو بهزودی میام خونه
بیاید بریم زیر پل
چرا دخترتون توی اون پرورشگاه بوده؟
مشکلی توی خانوادهتون بوده؟
خواهرزادهام گم شده و هیچکس !ذرهای اهمیت نمیده
دارم یه کتاب مینویسم
چرا اومدی اینجا؟
چون وقتی بچه بودم، یکی از دوستهام اینجا زندگی میکرد
توی نیویورک زندگی میکنی؟
هی، شاید بتونم بیام پیش تو زندگی کنم
"به خودشون میگن "سیامسی
کریپ، مافیا، کارتل
مردم میگن که ممکنه رینا یهجایی روی آب شناور باشه
اگه میخوای این موضوع رو با ... تیم غواصی مطرح کنی
اجازه من رو داری اما هر چی بشه، مسئولیتش با خودته
باشه - !یه چیزی پیدا کردیم -
فکر کنم مال خودش باشه
بهتره وکیل جان گاتی رو برام بگیری
کم دوست قدیمیامه گفت میتونم با جوزفین صحبت کنم
یه رازی بهت بگم، به کسی نمیگی؟
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
صبح بخیر اسموچ
هی، حدس بزن امروز چه روزیه؟
... امروز - !رینا -
صبحونهتون، سرورم
و برای شما، بانوی من
نوش جان - رینا -
نمیتونی با این موی بههمریخته بری بیرون
مامان، بس کن - تکلیفت رو تموم کردی؟ -
آره
بفرمایید ملکه من
چی شده؟
یه چیز خاص میخواستم
رینا، یادته توی کینگدام هال چی یاد گرفتیم؟
... روز مرگ انسان"
"از روز تولدش، مبارکتره
زودباش غذات رو بخور
«Overhaul :مترجم»
این پلیسهای احمق همیشه اذیتم میکنن
بزار بیان اینجا
بهشون میگم برن گم شن و بمیرن
میدونی چرا اینجایی؟ چی بهت گفتن؟
هیس الان وقتش نیست
اگه فکر میکنی دهن باز میکنم کاملا در اشتباهی
روی پیشونیام نوشته "خر"؟
کجاش خندهداره؟
خبر داری خواسته وکیل جان گاتی بیاد؟
خب، براش وکیل آوردید؟
نه، نیاز به وکیل نداره باید یهخرده تنبیه بشه
خب، این قشنگ نقص آزادیهای مدنیاشه
دیگه مهم نیست میتونه بره
فکر کردم قراره درمورد یه پرونده قتل ازش بازجویی کنید
و الان دیگه قرار نیست قتلی در کار نیست
یهمشت بچه که داشتن زیر پل کصکلک میکردن
... پس این بچهها رو نصف شب
همینطوری بدون هیچ دلیلی آوردید اینجا؟
فکر کنم همینطور باشه
اگه عجله کنی، احتمالا به ساعت خوابت برسی
سانیچ رو در امان نگه میدارید، نه؟
منم از دیدنت خوشحال شدم ربکا
اینجا بهنظر میاد که زخمیـه
زیر اون پل، یه اتفاقی افتاده
نباید بدون پرسیدن هیچ سوالی بزاریم همینطوری برن
خب، شانس آوردی که بابا مجبورت نمیکنه گندت رو جمع و جور کنی
عجب وضعیتی ببخشید که قاطی این ماجرا شدید
حال کل خوبه، مگه نه کل؟
خیلیخب بیا بریم خونه
اوه، حسابی کفریـه
فکر کنم کار کریپها نبوده شاید کار بلاد بوده؟
اوه آره، یادم رفت بگم که ربکا گادفری اومده
"نقص آزادیهای مدنیاشه"
پسر، اون پلیس رو حسابی کیر کردی
اینی که من گفتم ... یه راه با کلاستر
برای گفتن "برو گم شو و بمیر" بود
واقعا یهمشت آشغالن
از قدرتشون سوءاستفاده میکنن، متوجهی؟
خب، ظاهرا با تمام پلیسهای اونجا حسابی آشنا هستی
غالبا بهجرم دزدی از مغازه دستگیرم میکنن
برای همین دیگه منم آدمهای خودم رو دارم
آدم داری؟ - آره. نوچههام -
از فروشگاه برام چیز میز میدزدن
این رو برام دزدیدن
مارک "بیبی فت"ـه
حس میکنم با لباس خز شبیه اعضای مافیا میشم
... خیلیخب، خب
حالا باهات چی کار کنم؟
برمیگردی سون اوکس؟
بعد از نیمهشب دیگه نمیذارن بریم داخل
شب رو خونه دوستم، کانر، میمونم
خداحافظ
!جو
اون رازی که میخواستی بهم بگی چی بود؟
خیلی سادهلوحم، نه؟
چی؟ - مثل قضیه تو و اسباببازیهات میمونه -
وقتی بچه بودی، هر وقت ... التماسم میکردی
میدوئیدم میرفتم برات میخردیم ... چون فکر میکردم
قبل از اینکه به سرپرستی بگیریمت دوران سختی داشتی و لیاقتش رو داری
بابا، داریم درمورد چی صحبت میکنیم؟
میذارم از زیر همه چیز قسر در بری کم
... میخوای گورج رو بگردی
و من دوباره بهت یه اسباببازی دادم که باهاش بازی کنی
دیگه از لوس کردنت خسته شدم
نباید یه نفر حداقل به خانواده ورک بگه چه خبره؟
!دیگه کاری با این خانواده ورک نداریم
... کم
کاری کردی بخشمون شبیه گروه پسران پیشآهنگ بشه
نمیتونیم برای هر فراری توی ویکتوریا کل نیروهامون رو اعزام کنیم
هیچوقت تموم نمیشه - پس فکر میکنی رینا فرار کرده؟ -
نمیدونم - از چی داره فرار میکنه؟ -
تو بهم بگو. خودِ تو میخوای هر چه سریعتر از اینجا فرار کنی
بابا، بیخیال
دلیلش رو متوجه نمیشم این جزیره مثل بهشت میمونه
امنه ... تمیزه
چرا کسی باید بخواد از اینجا بره؟
چهارده سالشه، سفید پوسته موهاش بلونده
مثل یه عروسک جدید، ظریفـه اما دلش میخواد گنگستر بشه
برای اون، تنها راه خروج از ورطه ویکتوریا، همینه
اون برای چیه؟ - ... ام -
این برای حرف زدن با خودمه
بعضیوقتها کمکم میکنه بنویسم
داشتی درموردم بد میگفتی؟
آره
!جو گاتی هستم، جنده !کون لق پلیس
موتزارلای سوخاری میخوام
یا میلکشیک
عالیه
هر دوش رو سفارش بده
به خدا سون اوکس فقط بهمون کنسرو و این چیزها میده
چی شد که سر از سون اوکس در آوردی؟
دوست پسر مامانم، تحملم رو نداشت
گفت یا من باید بمونم، یا اون منم که از خدام بود
دوست دارم تنهایی زندگی کنم
و بابات چی؟
اگه تونستی پیداش کنی به منم خبر بده
سلام بر شما چی مد نظرتونه؟
... دوتا میلکشیک شکلاتی
توتفرنگی
و یه موتزارلای سوخاری
و یه چیزبرگر
و پای لیمویی
و میخوام یهعالمه روش خامه بزنید
و سیبزمینی سرخکرده
شما ربکا گادفری هستی، درسته؟ - بله -
من همکلاسی گیب بودم
... اون
خیلی پسر خوبی بود
گیب کیه؟
دوست پسر سابقت؟
برادرم بود
وقتی بچه بودیم فوت کرد
چطور مُرد؟
اگه مشکلی نیست، خیلی دوست ندارم درموردش صحبت کنم
خب، این راز بزرگت چیه؟
چرا دستگیر شده بودی؟
تو تا حالا دستگیر شدی؟
آره، معلومه من بچه خیلی بدی بودم
اون دختری که درموردش بهت گفتم رو یادته؟ رینا
آره، اون دوستت که گم شده - دوست من نبود -
میخواست زندگیم رو نابود کنه
به همه گفت که ایدز دارم
و ازم دزدی کرده بود برای همین مجبور شدم یه درس عبرتی بهش بدم
چی کار کردی؟
بیا یه معاملهای کنیم
من میبرمت اونجا و بهت نشون میدم چه اتفاقی افتاد
اما میخوام با خودت ... من رو ببری نیویورک
و میخوام ستاره کتابت باشم
باید زودتر ببرمت خونه دوستت
بیا غذامون رو بخوریم
الو؟
الو؟ الو؟
لعنتی
سلام
سلام
... این خوبه
یا هنوز هم فقط ودکا میخوری؟
نه، من نمیخوام ممنون
نیومدم شب رو اینجا بمونم
خب، پلیس شدی؟
... یهجورایی
افتضاحه
آره، به خانوادهام میگم که همچین نظری داری
خب، دقیقا چه خبره؟
چی چه خبره؟ - ... ده ساله که -
... پات رو توی ویکتوریا نذاشتی
و الان یهدفعه سروکلهات وسط تحقیقات قتلم پیدا میشه؟
میخوای سربهسرم بذاری؟
فکر کردم قتلی در کار نبوده
در کار نیست - ... اما برادرت گفت که -
یه اتفاقی زیر پل افتاده
جوزفین بل کاری کرده؟
جوزفین رو از کجا میشناسی ربکا؟
برای کتابی که دارم مینویسم باهاش صحبت میکنم
و وقتی توی پاسگاه بود ... هیچکس رو نداشت که بهش زنگ بزنه
برای همین به من زنگ زد که بیام دنبالش
چیزی بهت نگفته؟
نه
پس توی مسیر خونه، هیچ حرفی نزد؟
نه
No comments yet. Be the first to leave one.