170 baris pertama.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
باورم نمیشه
آخه... چه طور تونست؟
.با عقل جور در نمیاد فکر میکردم باهم دوستیم
!باورم نمیشه
پسر فکر میکنی یکی رو میشناسیها ولی واقعا نمیشناسی
همینجوری توی بدبختی ولت میکنه
.باورم نمیشه من رو ترک کرد میدونی چه قدر وقت بود باهم کار میکردیم
سه روز کامل
حالا تا به یه سختی کوچیک برخوریم من رو ول کرد رفت
.من خیلی همراه خوبیم خیلی هم خوشمسافرتم
.ولی هیچوقت بهم شانسی نداد "همیشه میگفت "پو این نه
"پو اون نه"
من به "باشه پو" نیاز دارم
همین رو بگو
مشکل دوستیهای یک طرفه همینه
تا وقتی از رابطه بیرون نیای نمیفهمی رابطه یکطرفه بوده
خیلی حق میگی
.حرف نباشه ویمین امپراطور منتظر زندانیشونه
!هل بده
میگم حالا حالاها قراره برای ناهار وایسیم؟
الان میمیرم برای یه ذره سوپ نودل
!کافیه
...اگه میخوای
چی شد؟
...دور و اطراف رو
«مترجم: کیمیا» ::. ♤Sherlocked ♤ .::
حواست رو جمع کن ویمین
ثابت کن کاملا به دردنخور نیستی
...بلید! میدونستم میا
چی شد؟
باید جلوی کلاوس و وروکا رو بگیری
خودت این رو میدونی
پو هم میدونست
تصمیم درستی گرفتی
تو همون دختر از روستایی
تنها اینجا چی کار میکنی؟
تو زندگیم رو نجات دادی
پس یعنی زندگی من برای توئه
،تا وقتی که بتونم جونت رو نجات بدم بهت یه زندگی بدهکارم
.جوانمرد بودنت رو تحسین میکنم کوچولو ولی زودباش برو خونه
تو به من چیزی مدیون نیستی
واقعا میگم
!برو خونه
باشه
برو دیگه
از اون طرفه
باشه. بیا
نقشه چی نوشته؟
نقشه نیست
و فقط نوشته شلاق همیشه شعلهور باید توی یه شهری همینجاها باشه
تنها چیزی که من میبینم بوته و ماسهست ماسه و بوته
قبلا هم این بوته رو دیدم
!روزهاست داریم دور خودمون میچرخیم
اینقدر به بوتهها نگاه نکن و دنبال یه شهر بگرد
از اینجا متنفرم از تو هم متنفرم
روش خندهداری برای گفتن "ممنون که من رو از زندان آزاد کردی" داری
ممنون؟
پونزده سال توی اون زندان کوفتی نشستم
طوفان ماسه
!با این وجود گاهی آرزو میکنم کاش برمیگشتم
امپراطور به خاطر دخالت توی برنامههاش
میده شکارت کنن
باشه ببخشید
ایش
ممنون بابت کمکت
فکر کنم
داری عین یه جادوگر ترسناک میای سمتم
احتمال اینکه بخوای آزادم کنی چه قدره؟
!این یعنی هیچی
!نه
!از قبل برنامهش رو ریخته بودم
!نه الان وقت صخره نیست
کی یه شوالیه خرفت نیاز داره ...وقتی خودت جنگجوی اژ
خیلی خب
سلام؟
جناب شنلپوش مرموز با تفنگ تلهای؟
من تنهام
.که چیز خوبیه کسی بهم دستور نمیده چی کار کنم
.فقط برو خونه پو دیگه نباید سرراهم قرار بگیری
سر راهت قرار بگیرم؟ میرم دستکش ووگائو رو بدون تو پیدا میکنم
آبروم رو برمیگردونم و دوباره جنگجوی اژدها میشم
و بعدش هم تو به جرم یه عوضی به تمام معنا بودن میری زندان
این بهترین جوابی بود که داشتی؟
!دارم روش کار میکنم
تازه روی لهجهـت هم دارم کار میکنم
به نظر من که خیلی خوبه
خب حداقلش سر یه چیز توافق داریم
دوستت کجاست؟
اون دوست من نبود
و مجبور شدم رهاش کنم
چرا؟ - چون یه ماموریت دارم -
چرا؟ - باید یه سری اشتباهات رو دست کنم -
چرا - نگو چرا -
ببین کاری که من انجام میدم خطرناکه
فقط تا وقتی میتونس از بچگیت لذت ببر
یه بار یه نفر همین رو بهم گفت
من از وقتی همسن تو بودم روی پای خودم ایستادم
و هیچوقت به کسی غیر از خودم تکیه نکردم
پس اون غیردوستت چی؟
من هیچوقت به پو تکیه نکردم
.باهاش گیر افتاده بودم تنها چیزی که ازش گیرم اومد
اون نقشه بود؟
هی ببین. ما اینجاییم
بازار ادویه
دروازهی صحرا
خیلی خطرناکه
اونجا قطعا میتونم زندگیت رو نجات بدم
اجازه داری تا توی بازار باهام بیای
بعد قول بده که برمیگردی خونه
به شمشیرم قسم میخورم
پس برخیز کوچولو
ربی
و مسیر رو نشون بده
کاملا گم شده
.طبق نقشه سحرا سمت جنوبه اما جنوب کدوم طرفه؟
تو توی ردیابی کردن افتضاحی
کی از تو پرسید آخه؟
آره
ویمین
خواهش میکنم به من آسیب نزن
ببخشید
خب بقیهی گروه ممنوعه کجا هستن؟
نمیدونم
طناب من شل بود منم فقط فرار کردم
قطعا اخراجم میکنن
ورودم به گروه ممنوعه ممنوع میشه
بهتر همین الان من رو بکشی چون به هرحال زندگیم تمومه
میدونی جنوب از کدوم طرفه؟
ممنون
شرمنده که نتونستی شکستم بدی
اما توی کارت موفق باشی
میگم
تو
شنیدم گفتی توی ماموریتی که آبروت رو برگردونی درسته؟
اگه من کمکت کنم چی؟
.تو همین الان میخواستی من رو دستگیر کنی اونم دو بار
ببین تو میخوای دوباره جنگجوی اژدها بشی تنها چیزی که من میخوام اینه که جدی گرفته شم
...خواهش میکنم فقط
بهم یه فرصت بده
همه لیاقت یه فرصت رو دارن
بیخیال
،اگه درست یادم باشه ...داریم دنبال یه
صحرا میگردیم
حافظهـت خیلی قویه
خیلی باهوشی ویمین
.بلید سرگردان هیچوقت ازم تعریف نمیکرد نزدیکترن چیزی که به تعریف بهم گفت
یا بس میکنی یا انگشتهات رو میبُرم و میندازمشون توی چاه
خیلی وحشتناک به نظر میاد
.وحشتناک نبود سرسخت بود
کدوم طرف بریم رئیس؟
من باید بگم نه؟
خب سمت راست
نه چپ - آفرین بهـ -
!نه راست
اون جهت موردعلاقهم هست
هی حواست باشه داری کجا میری
!خب رسیدیم
ممنون رابیا
حالا برو خونه
باشه
تو هم همون چیز که من میبینم میبینی؟
!یه شهر
!یه شهر توی صحرا
چه شیب تندی داره
بعدش هم بهم گفت حق ندارم به شمشیر فولادین عدالت دست بزنم
حتی وقتی بهش گفته بودم ازش خوشم اومده
چه اسم خفنی
!خیلی خفنه
No comments yet. Be the first to leave one.