Maklumat siaran

Heart Surgeons E15-E16 (persiandreamteam)
Ulasan oleh Persian Dream Team
Rasselas @PersianDreamTeam

Tag

other
Diterbitkan pada: 2018-10-22
Muat Turun: 23
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

امروز روز سختي بود

خيلي

واسه منم

دکتر پارک

همه مون بايد مي رفتيم خونه واسه همين دير اومديم

ممنون که تشريف آوردين

قوي باش

مطمئنم جاي مادرت خوبه

نتونستم چيزي به دکتر پارک بگم

الان هر چي هم بگيم چيزي از دردش کم نمي کنه

بايستي اون روز مادر دکتر پارکو عمل مي کرديم؟

اگر مي کرديم، الان تو مراسم ختم دکتر يون بوديم

نمي دونم چي درسته

راستي، امروز فقط دکتر چويي نيومده

با چه رويي بياد؟ نه اون، نه دکتر پارک، تحمل ديدنِ همو ندارن

نمي شه گفت حق با کدومشونه

حتماً واسه دکتر چويي هم سخته

اگه واسه ش سخت بود چرا رفت کنفرانس خبري؟

هرچي هم که وضع دکتر يون اورژانسي بود ولي گرفتنِ قلب راحت نبود

اون اينو مي دونست و دکتر يونو زودتر عمل کرد

اگه مي خواست مصاحبه کنه

مي ذاشت بعداز عمل مادر دکتر پارک

انگار دکتر يونو عمل کرده که بره جلو دوربينا

خودمون مي دونيم که اين جوري نيست

اگه مادر دکتر پارک از اون قلب نمي گذشت

دکتر چويي اونو به دکتر يون پيوند نمي زد

به هر حال

واسه کنفرانس خبري زود بود

همون جور که مي بينين قلب جديد داره کاملاً طبيعي مي زنه

روند بهبوديشم خوبه بيمار کم کم خوب مي شه

!چويي سوک هان

بهم قلب بده

بهم قلب بده

بله، چويي سوک هانم

يون هيون ايلم

مي شه هم ديگه رو ببينيم؟

دکتر

سلام

مگه نيومدين دکتر پارکو ببينين؟

همه بچه هاي اتاق عمل اومده ن شمام بياين

يه وقت ديگه مي آم

دکتر

مي دونم که الان دکتر پارک براش سخته

ولي حتماً درک مي کنه

ته سو هيچ وقت کارِ منو درک نمي کنه

به زمان احتياج داره

زمان مرهم نيست سَمه

اون منو نمي بخشه

مثل خودتون؟

ولي شما دکتر يونو نجات دادين

از اين که نجاتش دادين پشيمونين؟

پشيموني چيزيو عوض نمي کنه

با من بياين

مطمئنم دکتر پارک منتظرتونه

بعداً بعداً مي آم

به نظرت چرا گفتم بياي؟

چون بدون حرف حاضر شدي بياي کنفرانس خبري؟

يا چون سويونو نجات دادي؟

اولين باريو که ديدمت يادمه

تو هم يادته؟

سرِ عملي که رئيس بيمارستان تحت فشار بود

همون عملي که داداشم با دست لرزونش

نمي تونست انجام بده

ولي عمل خيلي خوب و بي اشکال پيش رفت

اشتباه مي کنين

نه

شک ندارم که تو اون جا بودي

من

چيزيو که يه بار ببينم هيچ وقت يادم نمي ره

هميشه فکر مي کردم

تو آدمِ يون هيون موکي

تا اين که اون شب

قبل از مرگش سرش داد کشيدي

"تو هم بايد شاهد مرگ دخترت باشي"

اشتباه شنيدم؟

سويون که دبيرستان مي رفت

تو بيمارستان شعبه گانگنونگ عمل شد

از قضا، همون شب تو همون بيمارستان

يه دختر کوچولو فوت کرد

دخترِ يکي از فلوهاي جراحي قلب که سويونو عمل کرد

اين اتفاقيه؟

داداشم

واسه نجات سويون هر کاري مي کرد

گمونم واسه تون سوءتفاهم شده

سوءتفاهم؟

وضعيت دکتر يون اورژانسي تر بود واسه همين نجاتش دادم

هم اون موقع هم اين بار

اورژانسي تر بود؟

آره. بايد بيمارِ اورژانسي ترو نجات داد

حالا

يون هيون موک ديگه رئيس ته سان نيست

مي خواي چي کار کني؟

يه جراح چي کار داره بکنه جز جراحي؟

آره ولي اگه اون جراح

ديگه نتونه عمل کنه چي؟

تو ديگه دليلي واسه موندن تو ته سان نداري، نه؟

شما نمي تونين منو بندازين بيرون

چي؟

چون بهم احتياج پيدا مي کنين

مطمئني؟

مطمئنم

نگران بيمارستان نباش بمون پيش مادرت

خيلي ممنون

دکتر پارک

متأسفم

ممنونم

دکتر

قوي باش

ممنون

تيم اتاق عمل اين جان

مي بينمت

سلام

سلام

چرا اين قدر خلوته؟

دکتر چويي اومده؟

نيومده؟

مي دونستم

چار سال از دکتر پارک بيچاره کار کشيد

ولي فقط تظاهر مي کرد که مراقبشه

اساتيد بايد مثل من باشن

به وقتش دعوا کنن به وقتشم با شاگردشون خوب باشن

چند لحظه پيش اومد

کِي؟- اومد ولي نتونست بياد تو-

بقيه نبايد بهش خُرده بگيرن

چرا؟

قبل از پيوند قلب از دکتر پارک اجازه گرفت؟

بابا، تو رو خدا- دکتر-

سلام، دکتر

دکتر آن چرا قيافه ت داغونه؟

اون مادر منم بود

نشد خدافظي کنم

چون بالاسر يه مريض ديگه بودم

دکتر، گريه مي کني؟

يادم افتاد به لحظه مرگ مادرم

منم نتونستم از مادرم

خدافظي کنم

بابا، تو چته؟

شما چرا، دکتر؟

چرا خاطرات گذشته رو زنده کردي؟

گريه نکنين تو مراسم يکي ديگه گريه نکنين

بابا، چرا اين جوري مي کني؟

يوبين قرار نبود بميره

يون سويون بايد مي مرد

حالا که من برگشته م از من استفاده کنين

منو از خودتون دور نکنين

خانوم لي- بله-

ديگه مي خوايم دکتر يونو بيدار کنيم

يواش يواش داروهاي خواب آورو قطع کنين

بله، دکتر- درضمن-

فعلاً چيزي از پدرش بهش نگين

باشه، نمي گم

مادرجون خوشحال نيستي که اومدي خونه؟

اين جا راحت باش

ما هم بهت سر مي زنيم

جينا

سويون

بيدار شدي؟

بگو

چه اتفاقي افتاد؟

بعداز تصادف

آوردنت اين جا و عملت کردن

الان حالت خوبه

بابام چي شد؟

اشتباه فکر مي کنم

مگه نه؟

متأسفم

واسه مادرت سخت بود

واسه تو هم سخته

بقيه دکترا

کم پيش مي آد که همچين موقعيتيو تجربه کنن

ولي تو

مجبور شدي تو آمبولانس شکم مادرتو باز کني

يا واسه قلب مريض از چسب استفاده کني

مي فهمم وقتي اين کارا رو مي کردي

چه حالي داشتي

تو هيچ وقت از خودت ضعف نشون ندادي

ولي، ته سو

حالا که مادرت رفته

ته سانو فراموش کن

برو دنبال يه زندگي راحت

زن بگير

بچه دار شو

مثل بقيه آدما

مادرتم حتماً همينو مي خواد

مامان

قول مي دم دکتر شم

چرا دکتر؟

به دکترا

خيلي احترام مي ذارن

باشه منم خوشم مي آد پسرم دکتر شه

قول داديا

آره

مامان

ممنون که

بزرگم کردي

اين مدتي که پسرت بودم

خيلي خوشبخت بودم

حتماً

بازم

همو مي بينيم

More Farsi Persian subtitles for Heart Surgeons

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left