200 baris pertama.
هر از گاهی بشر به غیرممکنها دست پیدا میکنه
تایید بصری. تجهیزات فرود به کار گرفته شد
.دریافت شد، کلمبیا عقاب بالهاش رو باز کرد
تنها چیزی که لازمه یک شخص با یه رویاست
خدا به همراهت، عقاب
...چون وقتی یه انسان رویاپردازی میکنه
میدونین که چی میشه
میتونه دنیا رو تغییر بده
خیلی خب، کات
،خب، گوش کن. نمیخوام فرآیندت رو خراب کنم
ولی دارم به فیلنامه نگاه میکنم و تقریبا مطمئنم... آره
هیچکدوم این کلماتی که گفتی توش نیست
درسته، ولی واسه اینکه کلمات توی فیلمنامه چرت و پرته
.خیلی خب. ببین، ببین فقط کلمات رو فراموش کن
حقیقت رو هدایت کن، رفیق
،تو دکتر جان کارپنتر هستی یه پزشک آرمانگرا
،به همه کمک میکنی، فقرا، مریضها گرسنهها و از این شر و ورها
تو مسیح هستی، رفیق. تو سیاحتی
سیاحت تو سیاحت آمریکاست
و توی یه بخش با یه راهبه لب میگیری
میبینی چه خوبه؟
آره. خب، گوش کن، تازهکار
آمریکا با راهبهها لب نمیگیره
واقعا؟ خب، این به ضرر خودِ آمریکاست
.خب، گوش کنین !دوباره فیلمبرداری میکنیم. و اکشن
این دیگه چه کوفتیه؟
.بیخیال، بچهها کدومش مهمتره؟
یه آدم با موهای کوتاه که سوار بر یه فشفشهی باکلاس رفته روی یه تخته سنگ
یا هنر زندهای که اینجا روی زمین میسازیم؟
،خیلی خب، دهنم سرویس پنج دقیقه استراحت میکنیم
،مستقیم از اتاق خبرمون در نیویورک
این اخبار شبانگاهی سیبیاس با والتر کرانکایت هست
ماهنشین تا چند ساعت دیگر روی سطح ماه فرود خواهد آمد
هر چه از دلاوری این مردان بگیم کم گفتیم
نگاهش کن
تا حالا حس کردی میتونیم کارهای بیشتری بکنیم؟
بیشتر؟ - آره -
میدونی، یه کار بزرگتر
هیچی بزرگتر از الویس بودن نیست
.آخه اینجا رو ببین ،همین الان جلومونه
انسانها قراره روی ماه لامصب فرود بیان
اونوقت من چیکار میکنم؟
خب، توی صحنهی بعدی، قراره از طریق قدرت آهنگ ،به یه بچه صبر و شکیبایی یاد بدی
ظاهرا این کار یه راهبه رو حشری میکنه
با این حال این کافی نیست
حالت روبراهه، رئیس؟
اگه داخل اون اتاقک فضاپیما بودم حالت بهتر میشد
چرت میگم؟ این که مزخرف نیست
این یه لحظهی عظیم در تاریخه
معلومه. البته ویژهبرنامهی بازگشتت به تلویزیون هم همینطور
مطمئن نیستم
هی. قول دادی دیگه این آت و آشغالها رو ترک کردی
رئیس، به لحاظ فنی گفت هر روز به جز سهشنبهها کوکائین رو ترک میکنه
سهشنبههای کوکائینی؟ عاشقشم
مثل تاکوی سهشنبهها برای بچههای باحال
ای لعنت بهش. اینجا چیکار میکنی؟
معلومه دیگه، دارم میخورم
وای خدا
حاضرم واسه ده تا از اینا یه بچهی واقعی رو بکشم
چیه؟ نه، بچهای که میشناسم رو نمیکشم. عجبا
خب، چیه؟ کارت اینه؟
هر وقت عشقت بود پیدات میشه؟
همین شکلی توی دانشگاه ییل قبول شدم. جدی میگم
ولی ببین، میخوام
بس کن. اصلا نمیخوام بدونم چرا اینجایی
چیه؟ فقط بدجوری طرفدارتم
خب، طرفدار فیلمهاتم. خیلی خندهدارن
البته منظورم فیلمهای کمدیت نیست
فکر کنم بین حرفهام یه تعریفی ازت کردم - کافیه. دیگه باید بری -
باشه. بیادب
یکمش رو یادت رفت. من درستش میکنم
از شرش خلاص شو
این همه کوکائین رو از کدوم گوری میاری؟
فلایبوی؟
اون همونیه که نقشهی خونهی ستارههای سینما رو توی پارکینگ میفروشه
.همینطور یه عالمه کوکائین احتمالا باید اول این رو میگفتم
چطوره من رو بهش معرفی کنی؟ - الان؟ -
صحنهی بعدی چی میشه؟
.خیلی خب، بچهها راهبهها، اسکیتهاتون رو بپوشین
میتونه بمونه واسه بعد
وایسا
.صحنه اون طرفه، ولی داری این طرفی میری انگار راهت رو گم کردی
فقط میخوام یکم هوا بخورم
پس چرا قیافهی مبارزه گرفتی؟
کدوم قیافهی مبارزه؟
همون قیافهای که قبل از حرکات کاراته و تیراندازی و خونریزی میگیری
اوه، منظورت اون قیافهی مبارزهاس
بیخیال. اومدیم اینجا یه فیلم بسازیم
کارگردان داره آمادهی فیلمبرداری میشه
.آروم باش، خانم برتی فقط قراره از پشت سرم فیلمبرداری بشه
بابی ری میتونه جام وایسته
فقط منم که یادمه این چقدر ممکنه بد پیش بره؟
وایسا. از الان داریم فیلمبرداری میکنیم؟
وایسا، اون آبجوی منه که اونجاست؟
هنوز هم داریم به اون پسر بیچاره پول میدیم
.آروم باش. توی این فیلم بچه نیست کارش رو عالی انجام میده
بچههای خیابونی پورتو ریکویی !بیاین اینجا، لطفا. زود باشین
راستش من پورتو ریکویی نیستم
آره، خب، هیچکدومتون نیستین
واسه همین خدا جادوی گریم رو اختراع کرده، رفیق
اصلا این فیلمنامهها رو میخونی؟
راستش سعی میکنم نخونم
تو روحش. الویس لامصب
وای پسر. وای
چی، الان دکتر شدی؟
بذار حدس بزنم. تو فلایبوی هستی؟
...آه
جواب سوالت رو گرفتی؟
ابدا - خیلی خب -
خب، نقشهی ستارهها رو میخوای؟
پنج دلار بیشتر بدی رمز در خونهی پائول نیومن رو میدم
بذار بهت بگم، فلایبوی
بیتشر به آشغالهای دیگهای که میفروشی علاقه دارم
میدونی منظورم چیه؟
درسته، درسته، درسته. آره
نگاه کن
،بگو ببینم، فلایبوی
اگه موادفروش هستی چرا شبیه جاکشها لباس پوشیدی؟
خیلی خب. آره، خب، همزمان چند تا کار رو باهم میکنم
ولی بیخیال، یکم از این کوکائین میخوای یا نه؟
همهاش رو میخوام
همهاش رو؟ اوه
!اوه
!خب، حدس بزن کی طرفدار رسمی الویس شد
!دمت گرم، پسر
خیلی خب. خیلی خب
...من معمولا عمدهفروشی نمیکنم، ولی
خفه شو - حله -
منم معمولا به خاطر اینکه یه موادفروش آشغالی
و مثل جاکشها لباس پوشیدی میزدم لهت میکردم ،و میرفتم پی کارم
ولی یه جورایی صبح عجیبی دارم
راستش رو بخوای منم همینطور
امروز دنبال کلهگندهتر از تو هستم - صحیح -
داستانش مفصله، ولی یه جورایی عصبانیم که الان توی فضا نیستم
آره، منطقیه. با عقل جور درمیاد
ولی نمیتونم بدون شناخته شدن اینور و اونور برم
پس، باید چند تا چیز ازت قرض بگیرم
واو، راستش این لباسها خیلی بیشتر از من بهت میاد
آره، انگار کسی انتظارش رو نداشت
...مرکز کنترل ماموریت منتظر خبره. ماه
چیکار میکنی، مامور رایدر؟
هیچی
خوبه، خوبه
پس کلی وقت داری که بهم بگی چرا الویس توی صحنهی فیلمبرداری نیست
و همونطور که میدونی به شدت برام مهمه
!دهنم سرویس کدوم گوری رفت؟
خب کدوم طرف میریم؟
.بیخیال، پسر میدونی که نمیتونم بهت بگم
چون خبرچینها آخرش بخیه میخورن
آره، یه بار شنیدم یکی این رو گفت
ولی میدونی چی بدتر از بخیه خوردنه؟
انگار میدونم
،خیلی خب. ای، ولی عزیزم هر کاری میکنی، نذار کتم چیزیش بشه
راستش درکت میکنم
دکتر جان کارپنتر به بخش
!لعنتی
نباید الان در حال فیلم ساختن باشی؟
خیلی خب، ببین، شر و ورها رو تموم کن، باشه؟
واقعا نقشهات چیه؟ - وای خدا، چقدر توهم زدی. هیچی -
پس اعتماد کجا رفته؟ - در معرض رادیواکتیو قرار گرفته -
اونم داخل یه توپ آتشین هستهای توی وگاس
خیلی خب، پس این چیه؟
بازم جیم زدی تا با جرم و جنایت مبارزه کنی؟
فقط یه مرد هستم که در مقابل امواج ایستاده
.آره، کاملا جواب میده واسه همین دیگه امواج رو نمیبینی
بهش میگن تغییر ایجاد کردن
.نه، نمیگن بهش میگن هدر دادن وقت
،میدونم این کارت به خاطر چیه پس بذار برات خلاصهاش کنم
،مهم نیست چند تا موادفروش جزئی رو شکست بدی
باعث نمیشه امروز به ماه بری
روی صورتت خردل ریخته - آره، میدونم -
مشکلی باهاش نداری؟ با خردل روی صورتت اینور و اونور میری؟
تف توش! دکتر کارپنتر اسلحه داره؟
چه پیچش داستانی خوبیه
وایسا ببینم. دیالوگ چی بود؟
دیالوگت "بله" هستش. اسکل لامصب
دید در شب
تف توش. خدا لعنتش کنه
خیلی خب. با اینکه خیلی از عینک آتیشی ،خوشم اومد
این جیگر اونور دیوار رو نشون میده
جدی میگی؟ - کاملا -
،اگه قطبش رو هم برعکس کنی چشم آدم رو جزغاله میکنه
کاملا خفنه
شر میگی - از همخونهایم بپرس -
،ولی وقتی میپرسی تو چشمهاش نگاه نکن
چون الان قیافهاش خیلی عجیب شده
!اوه
ای جون
وای. خیلی خب، صد در صد میام اینجا زندگی کنم
خیلی خب، البته وقتی اینا از اینجا برن
آره، خوبه، واسه عینکت چند میخوای؟
.پولت براش نمیرسه گروه بیتلز شاید بتونن بخرن، ولی تو نه
احتمالش هست عینک جادوییت بهم بگه
چی پشت این دره؟
اونوقت که خوش نمیگذره، اسکل
فقط عجله کن
دکتر کارپنتر قراره سل یه یتیم رو
با باور داشتن به خودش درمان کنه
ای خدا، فیلمنامهاش خیلی آشغاله
دریافت شد، هیوستون
No comments yet. Be the first to leave one.