200 baris pertama.
آنچه در پایگاه برلین گذشت
منو لوس میکنی، مارت عزیزم.
برای مشتری محبوبم؟ قابلی نداره
- میخوای بشینی؟ - اونو میبینی؟
- هنریک - هالوس
باشه
هنریک ویدینگ در اثر حمله ی قلبی فوت کرد
روسا همین الانشم یه حرکتی زدن
آدم کوچیکای سبز تو استونیا
اسپتسناز، شک ندارم
روسا الانشم اینجان
دنیل گزارش کرد که یه قطار پر از آدم دیده
روی یه ریل از رده خارج، بدون علامت
بدون یونیفرم، و همچنین بدون اثر انگشت
تالین با اسپتسناز آلوده شده بود
واقعا که فکر نمیکنی یه نفر میخواسته بیاد تو آپارتمانت؟
آره، البته که فکر میکنم
چی، میخواسته نمونه های مو رو بداره؟
که از قبل رسونده بودمشون به آزمایشگاه
ام، مارت یونکوا؟
درست گفتم؟
آره
چند تا نقل قول ازت برای یه قطعه ی بزرگداشت از هنریک ویدینگ لازم دارم
شنیدم تو پیش خدمت مورد علاقه اش بودی
اینجا کشور اونا نیست.
اینجا شهر اونا نیست.
پارش کنین!
چی چی؟
رافائل تورس. اینجام تا مراقبت باشم
بهشون هشدار دادم
امشب فقط شروعش بود
یه سرنخ معتبر گیرآوردم
یه بچه ای که سوخت موشکی مصرف میکرده
از یه نئشه خونه راهو نشونم داد
12 ساعت بهم مهلت بده
و تا 10 صبح فردا تو ساعت کاری بهت زنگ میزنم
جنوب فرانسه
پرواز بعدی در اسلو میگذره
به زودی تو برلین هستی
چرا میرم برلین؟
لحظه فرود اومدن با هارون تماس بگیر
شمارش نفر اول تو گوشیته
. یه نفر تو رو اونجا ملاقات می کنه
من هنوز در خطر هستم؟
، دیشب تو گفتی من هدف نیستم
نبودی
. ولی خبر الکی همه چی رو به هم زد
اونا میتونن بکشنت و بندازنش گردن یه شهروند عصبانی
من اهل قایم باشک بازی نیستم.
تو یه کولی دیجیتالی ای نه؟
میتونی از هر جایی بجنگی
کیرش
بگو ازش چیزی شنیدی؟
نه نگران نیستی؟
ببین دنیل میدونه چطوری از خودش محافظت کنه
و به من گفت یه مدت پیداش نمیشه
پس تو سعی نکردی بهش یه زنگ بزنی؟
چند باری تلفن رو برداشتم تا بهش زنگ بزنم
اما پروتکل لعنتی. بر خلافش بود
پس ما فقط باید بشینیم و صبر کنیم
یک دقیقه دیگه میبینمت.
سلام، اوضاع ردیفه؟
سلام آره ردیفه.
ام فقط میخوام برم به آپارتمانم
اوه ببخشید
تازه اومدی به این ساختمون؟
بله تازه اومدم
اوه خوش اومدی رابرت هستم
سلام رابرت . از دیدنتون خوشحالم
نینا هستم
منم از دیدنت خوشحالم
هی سوفیارو خارج کردی؟
والری اونو به عنوانه پیمانه دو طرفه میخواد
الاناست که خارج بشه
گزارشم در مورد تیراندازی به دستت رسید؟
آره، دارمش
با عقل جور درنمیاد
- چرا تک تیرانداز خطا رفت؟ - از قصد اونجوری کرد
اون گلولهها دقیقاً به همونجایی خوردن که باید میخوردن
خب، اون توجیهش میکنه. بجنب، تورس.
حتی بعد از اینکه سوفیا رو از دور خارج کردی
. یه عالمه هدف داشت
من این یارو رو میشناسم
از تجهیزات جدید روسی استفاده میکنه the ORSIS T-5000.
دوست دختره لعنتیشه
از ۵۰۰ متری اون میدونه کدوم چشم رو انتخاب کنه.
تعداد جمعیت 550تایی بود
شلیک کشنده نبوده
این یه حرکت برای شروع یه جنگ داخلی بود
آروم باش، زرنگ
من تحلیلگر میشم تو هم فرد تحت عمل میشی.
پس احتمالا نمی خوای گوش کنی ببینی نظرم در مورد
گزارشت از مرگ هنریک و گل انگشتی چیه؟
اون مسموم شد چه خبره مگه؟
چند تا گل سرخ قشنگ دیدم. تو آپارتمان پیشخدمت
آره،. وقتی دیدمشون اون رو عصبی میکرد
نه. . لعنتی، میدونستم
اونو توی چاییش هم میزد
کثافت
. یه لحظه صبر کن
تو از کجا می دونی گل انگشتی چه شکلیه؟
. من منابع خودمو
فقط به خاطر اینکه نمیتونم با تو دعوا کنم
معنیش این نیست که نمیتونم فکرتو بخونم
اوه تو واقعا یه اشغال هستی؟
پیشخدمت رو پیگیری میکنم
اگر بتونیم به مرگ هنریک ، وصلش کنیم
باید بفهمم برای کی کار میکرد
روسیه یه دستی نشون داده
. صبر کن، صبر کن، یه دقیقه صبر کن
تورس از دنیل چیزی شنیدی؟
نه. چرا باید بشنوم؟
. نه، هیچی بیخیال
باید برم بعدا صحبت میکنیم.
رومی مادرت خیلی بهت افتخار میکنه
بیا با هم یه امتحانی بکنیم
عالیه
باشه عزیزم بیا دیگه. بریم خونه.
ببخشید
قبل از اینکه بری تو یخچال بیا در مورد کلاست حرف بزنیم
عیبی نداره رومی
مامان بله؟
چرا به من نگفتی خاله وال باله بلده؟
خاله ول چی میدونه؟
اون از بدو تولد استعداد داغونی داشته
خب جالبه
تو منو از دوران دانشگاه مشناسی
چطوری دوران بچگی منو داغون میدونی؟
. چون تو نبودی
. نه، حق با توئه . من خیلی دوستداشتنی بودم
- هی. - کوچولو، لعنت.
رومی تو که چیزی نشنیدی
بیخیال
ببخشید من به بچه داری عادت ندارم
خیلی متشکرم. که اجازه دادی اینجا بمونیم
البته پولتو پس انداز کن
میدونی که اینجا همیشه به روی تو بازه ممنون
تظاهرات در حال حاضر در اینجا در تالین ، ادامه داره
و مقامات محلی در حال تلاش هستند
بعد سما كارت رو منفجر كردند
و اخبار جعلی سوفیارو مقصر نشون داد
گفتن میخواسته جمعیت قومی روسیه رو داغون کنه
و اونا قوم روسی رو سرزنش کردن
برای تیراندازی تو صدمین سالگرد.
ببین، میدونم که ، اونا دارن نمایش بازی میکنن
اما بر خلاف اوکراین
استونی عضو ناتو هست
با یه نیروی منتظر بهونه تو کشور
پس اگه این آشوب شهروندی به روسیه باشه هر دلیلی برای حمله کردن دارن
اونا برای ریختن خون تو ناتو این کارو میکنن
و این خیلی خطرناکه
اونا در حال تحمیل قانون نظامی و مقررات قانونی ، هستند
اون فیتیله رو روشن میکنن
دارم بهت میگم، جنگ داخلی ممکن هست اجتناب ناپذیر باشه
مهم نیست که ما... مشکلی پیش اومده.
. ساعت ۱۰ صبح، بدون دنیل
شاید فقط دیر کرده
هیچ وقت برای چک کردن دیر نمیکرد
من آخرین مختصاتو دارم
اون الان رسما از تماس خارج شد
و اون رسما گمشده خب
فقدان نیره تا دو ساعت دیگه.
ما دو ساعت وقت نداریم
پروتکل به همین دلیل وجود داره رابرت
خیلی پیش میاد که عوامل تو محیط های خطرناک قایم بشن و خبری ازشون نشه
میدونی که اینجا فقط یه محیط خطرناک نیست والری
یه جنگ دو رگه اس
باور کن، من اونا رو میشناسم.
خواهش میکنم، بذار این قضیه رو به لنگلی بگیم
با چی؟
چون تنها چیزی که الان داریم . اطلاعات خامه
ما به تحلیل احتیاج داریم
هیچ جایی نیست. که در مورد روسیه اشتباه برداشت کنه
به هیچ وجه
. من مسئول دنیل هستم
برای پیگیری مأموریت خودم باهاش بودم
اون چطور به نظر میرسد چه حسی داشت
و از وقتی که دیروز تلفن رو قطع کردیم
صدایی به گوشم رسید که میگفت: . یه مشکلی پیش اومده …
بفرما. اون شنیدی؟
شهود منطقی ، والری.
اونا به ما یاد نمیدن که به اون صدا گوش بدیم؟
آره ، همینطوره
و من هستم
باشه، فقدان نفر تا یه ساعت دیگه
. آپریل، هر کاری می تونی بکن
به هر گزینه دیگه ای نگاه کن . تا اینکه "دنیل" رو برسونی خونه …
فهمیدم. راستی،
منو داو امشب میریم آزمایشگاه پدرش
ادیمی از من خوشش میاد، ولی
امشب میفهمیم که بهم اعتماد داره
باشه با داو چجور میگذره؟
اون روز تو کافه بودیم
و یه نفر بود که همش به ما خیره شده بود
داو گفت که نمیشناستش
اما به نظر ترسیده میومد و اون راحت نمیترسه.
باشه، خب، ما همیشه میدونستیم
ممکنه افراد علاقه مند دیگه ای هم باشن
یه ارزیابی تهدید انجام بده و روش بمون.
توی لیست؟
No comments yet. Be the first to leave one.