Twilight Out of Focus

Twilight Out of Focus (黄昏アウトフォーカス)

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 1

Maklumat siaran

Tasogare Out Focus - 10
Ulasan oleh Laleh_espi
https://animesubtitle.ir/

Tag

hdtv
Diterbitkan pada: 2024-09-06
Muat Turun: 56
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

198 baris pertama.

چرا باهاش قرار میذارم ؟ واقعاً نمی دونم

خیلی بقیه ی آدمها رو درک نمیکنم ، اما خودم رو هم اونقدرها خوب نمی شناسم

به اون به عنوان یه باگ سرگرم کننده فکر می کردم که کم کم خودش رو توی کلوپ فیلم جا داد

جدی نمی گرفتمش

و می دونستم هر وقت بخوام می تونم بهمش بزنم

موقعیت رو رصد می کردم

به هر حال ، اولش ... همچین حسی داشت

... شیـ

! شیون

! کیریتو ! تونستی بیای

خودت بودی که گفتی تماشات کنم

راستش ، رئیس ایچیکاوا دعوتم کرد

گفت می تونم بیام و اونو تماشا کنم

! اوه ، واقعاً ؟ عالیه

... ائـ

... ائـ

اوه ، کیریتو ، اول تو

نه ، تو بگو ، شیون

نه ، نه ، اول تو

ببخشید که حرفهای خیلی تندی زدم می دونم تمام تلاشت رو میکنی

منم باید معذرت خواهی بکنم

در مورد همه چیز حق با تو بود ، سعی میکنم بهتر بشم

آه ، جوانی

پس گوش کن ، یه چیز دیگه ، باید در مورد یه چیزی باهات حرف بزنم

فقط خودمون دو تا

ها ؟

باشه ، اما موضوع چیه ؟

وقتی تنها بودیم بهت میگم

زود باش ، بیا بریم

... ها

ائـ ؟

یه مدت نمی تونم برای رفتن به مدرسه همراهت بیام . ببخشید

بعد از اون ، شروع کرد به دوری کردن از من

همـ

ما هم اتاقی و دوستان صمیمی هستیم و یه کمی با هم دعوامون شد

! اما بعدش عاشق همدیگه شدیم

نکنه ... ولم کرده ؟

Twilight Out of Focus

Twilight Out of Focus

خوب ، همیشه همینجوری پیش میره

کسی که من باهاش قرار میذارم از من خسته میشه و کم کم محو میشه

هر دفعه

هرچند ، فکر کنم این دفعه خیلی مهربون بودم . به هر حال خوبتر از قبل

خوب ، شاید به عنوان سنپای کلوپ فیلمم با من مهربون بودی

! اما به عنوان دوست پسر ، صفر امتیاز میگیری

آره ، همچین چیزی میگه

حس میکنم که یه باگ توی سرم گیر کرده

امروز نمی تونم تمرکز کنم ، باید بخوابم

اون روز درست همینجا خوابیده بود

اگه می دونستم همچین اتفاقی میوفته یه بار باهاش می خوابیدم

خیلی بدجنسی ! اما اگه می خواهی ! انجامش بدی ، انجامش بده

لعنتی ، این چیزی که توی سرمه صداش خیلی بلنده

برداشت 10

اصلاً خوابم نمی بره

اوه ، واضحه که دمغه

باگ داره

شاید افسرده شده ؟

حتماً نگران چیزیه

خوب ، ذهنش خیلی مشغوله ، حتی مسیر شغلیش رو هم هنوز انتخاب نکرده

حرفهای گنده گنده ای به جین زد ، اما اونی که نمی تونه کلوپ رو رها بکنه خودشه

همــ

و یه دوست پسر پیدا کرده ، درسته ؟ شک دارم که خیلی خوب پیش بره

اما ری آدم مهربونیه ، مگه نه ؟ می دونم که هست

آره همینطوره ، فقط یه کمی ناجوره

اوهوم

اوه ، بلند شد ، بنظر میاد داره دنبال چیزی می گرده

احتمالاً داره دنبال جین می گرده

وقتی اینجوری میشه ، جین احتمالاً تنها کسیه که می تونه کمک بکنه

اوه

... جیـ

باید یه چیزی بگی

... بهم بخند ، سرزنشم کن

یا از خجالت غش میکنم

قبل از اینکه بپرسی ، موضوع جدیه در موردش جدی ام

تبریک میگم ، یه جورایی حس کرده بودم

ها ؟

یه کمی تعجب کردم که با ایچیکاوا وارد رابطه شدی

اما از روی رفتارت می تونستم متوجه بشم که عاشقشی

از وقتی کوچیک بودی حواسم بهت بوده تو رو خیلی خوب می شناسم ، جین

اما اگه دلت نخواد در موردش بهم بگی چطور می تونستم بپرسم ؟

درست مثل همیشه ، منتظر نگهم داشتی

این مثل همیشه است ؟ نه ، در عمق وجودم ، کلافه بودم

در مورد ترک کردن کلوپ ، فارغ التحصیلی ، امتحانات

در مورد مخفیانه قرار گذاشتن جین با ایچیکاوا

در مورد یوشینو که یهویی از من فاصله گرفته جوری که انگار ولم کرده یا همچین چیزی

دنیای اطرافم داره خودش رو به چیزی که نمی تونم بازبینیش کنم بازنویسی میکنه

... هیچی اونجوری که من می خوام پیش نمیره ، اما حداقل

ری ، تو واقعاً عوض شدی

ها ؟

می خواستم همونجوری که بودم بمونم

هیچوقت انتظار نداشتم که تو به من تبریک بگی

همیشه روابط شخصی برات اعصاب خرد کن بودند ، درسته ؟

اتفاقی افتاده که باعث شده نظرت رو در موردش عوض بکنی ؟

من از کجا بدونم ؟ اینطور نیست که دارم سعی میکنم تغییر کنم

جدی ؟ کاملاً واضحه که تغییر کردی

خودم رو هم نمی تونم درک کنم

پس درک کردن بقیه ی آدمها حتی از اون هم برام سختتره

... ری

خیلی خوب ! فقط همه چیز رو بسپار به کیکوچیهارا جین

از وقتی نوزاد بودیم با هم رفیق بودیم

هیچکس اینابا ری رو بهتر از من نمی شناسه

من می دونم که اینابا ری صبور و مهربونه

به هر حال ، دوست صمیمی من باقی مونده

و باهوشه

هیچکس توی کلوپ نمی تونه با نظرات هوشمندانه ای که میدی مخالفت بکنه

بالغ و قابل اتکایی ، اما یه جورایی می تونی بدجنس باشی

عادت بد مسخره کردن دیگران رو داری اونو باید ترک بکنی

بعضی وقتها واقعاً مردم رو عصبانی میکنه

هه

از وقتی بچه بودی حواسم بهت بوده تقریباً درکت میکنم ، ری

به کلوپ فیلم چسبیدی و یه مسیر شغلی انتخاب نکردی

چون از تغییر می ترسی ، درسته ؟

می فهمم ، منم می ترسم

اما حیفه که هیچ کاری نکنی ، می دونم که رویاهایی داری

باید کاری که دلت می خواد رو انجام بدی ری ، همه چی خوب پیش میره

چی خوب پیش میره ؟ نمی تونی همچین قولی به من بدی ، جین

این مزخرفات با قدرت ذهنی به مشکلات غلبه میکنی رو تمومش کن

اما نصیحتهای جین هنوز هم برای من خاصه

مثل یه جور جادو می مونه

حالا که فکرش رو میکنم ، از اون موقعی که

که طلسمم کرد و گفت بیا فیلم بسازیم و با همدیگه شروع به جستجو برای آیندمون کردیم

راه طولانی ای رو اومدیم

جین ، گوش کن

فکر کنم اون سال اولی ، یوشینو شین-کون ولم کرده

خوب ، تعجبی نداره

دلم نمی خواد ولم بکنه ، دلم نمی خواد بخاطر یه پسر دیگه ولم بکنه

اوه ، اون بخشش غافلگیرم کرد ، دوستش داری ؟

شاید ... دوستش داشته باشم

اون چیزیه که خودم هم می خوام بفهمم

الان ، وقتی با همدیگه ایم بهم خوش میگذره و راحت میشه سر به سرش گذاشت

اینکه سر چیزهایی که اهمیتی ندارند از هر چی در توانشه مایه میذاره خیلی جالبه

!اهمیت ندارند ؟

!اهمیت ندارند ؟

حالا بیشتر شبیه خودت شدی

! خیلی خوب

! برو ، اینابا ری ! هنوز وقت داری

! بدو ! عشقت رو رها نکن

خودشه ، اون چیزی بود که لازم داشتم بشنوم

ممنون

! شروع کن به دویدن و پشت سرت رو نگاه نکن

باشه

جین همیشه همچین مزخرفاتی رو میگه

واقعاً هنوز وقت دارم ؟

... اینطرف و اونطرف رفتن یواشکی با هم اطاقیش بنظر میاد شانس زیادی ندارم

اگه اونطور باشه ، می تونم به یه راهی برای پس گرفتنش فکر کنم

... اما فعلاً

فقط دلم می خواد صورتش رو ببینم

! شیون

ها ؟

حالت چطوره ؟ چیکار داری میکنی ؟

خوبم

الان داریم یه فیلم رو فیلم برداری می کنیم

! آه ، دست نگه دارید ، دست نگه دارید ! بیاید یه استراحت کوتاه بکنیم

آره ، می تونم ببینم ، ببخشید که مزاحم شدم

یوشینو ، بقیه ی وسایل رو من برمی دارم

! ممنون

با بقیه کنار میای

هرچند اولش اصلاً اینجوری نبود

خیلی چیزها عوض شده

اما همه چی رو به راهه ؟ چرا اونجوری می دویدی ؟

دنبال تو می گشتم

بالاخره تونستم صورتت رو ببینم

اصلاً نمی دیدمت ، برای همین کم کم داشتم نگران می شدم که ولم کرده باشی

نگران بودم که یه دوست پسر جدید پیدا کرده باشی ، مثلاً هم اتاقیت یا همچین چیزی

! ها ؟ ولت کرده باشم ؟ امکان نداره

! و یه دوست پسر جدید ندارم ! کیریتو فقط یه دوسته

پس اشکالی نداره که من دوست پسرت بمونم ؟

یه دقیقه قبل ، وقتی داشتی می دویدی و مستقیم میومدی سمت من

! خیلی خیلی خوشحال بودم

خوشحال اما یه کمی هم ناراحت

چون متوجه شدم دوست پسرم واقعاً یه دوست پسر نیست

دلم می خواد واقعاً دوستم داشته باشی و منم می خوام که واقعاً دوستت داشته باشم

دلم می خواد برابر باشیم ، همدیگه رو درک کنیم ، توی سختیها به همدیگه کمک کنیم

مثل توی مانگا

دلم می خواد اونجوری عاشق باشم عاشق تو ، سنپای

... پس تو

برای همین ، فکر کردم بهترین راه برای ! درک کردن تو از طریق فیلمه

! ما سال اولیها داریم خودمون یه فیلم می سازیم

با کیریتو حرف زدم و همه ی سال اولیها رو ترغیب ! کردیم تا توی ساختش بهمون ملحق بشند

دوباره داره تمام تلاشش رو میکنه

! قراره انجامش بدم

قراره فیلمی بسازم که هر ذره اش به خوبی فیلم سال بالاییها باشه

واقعاً می خوام توی کلوپ باشم نه فقط برای دوست پسر

! همشون رو مجبور میکنم قبولم کنند

و وقتی موفق شدم یه فیلم فوق العاده بسازم ، دوباره ! میام و ازت می خوام که با من قرار بذاری

! فقط صبر کن و ببین

... ائـ

یه جورایی ... نمی دونم

خوبه که از من به عنوان بهانه ای برای فیلم ساختن استفاده میکنه

اما اگه نتونه یه فیلم خوب بسازه ، اون به اون معناست که نمی تونیم قرار بذاریم ؟

این فیلم خیلی خوبیه جایزه ی حالا می تونیم قرار بذاریم

این یه مسابقه است ؟

! هی ، یوشینو ! داریم میریم

! باشه ! الان میام

! می بینمت

! هی ، یه لحظه ! وایسا ، وایسا ، وایسا

گوش کن ، واقعاً اونجوری که برای کارها حسابی از خودت مایه میذاری رو دوست دارم

اما احساس من چی میشه ؟

Twilight Out of Focus subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Twilight Out of Focus

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left