200 baris pertama.
...آنچه گذشت
ولی فکر اینو نمی کردی
برو... به جهنم
اول تو برو
وقتی در بین این دنیا و دنیای کید
باز بشه، تا چند مایل همه چیز رو نابود می کنه
...در این مورد
تمام ما در میستیک فالز
فقط باید مطمئن بشید
که زنگوله 12بار زنگ بزنه
فکر کردم باید اوضاع رو بفهمی
نمی تونستم ببینم که هرچی که دنبالشم
درست در وجود توئه
باهام ازدواج می کنی؟
بله. البته
شما جهنم رو نابود نکردید
به لطف شما با کشتن کید
جهنم از همیشه در دست ادم بهتریه
اگه کید مسئول جهنم نیست، پس کیه؟
کسی که تمام نقاط ضعف شما رو می دونه
کسی که برای کاری که باهاش کردیم
دنبال انتقامه
!جرات نداری اون اسم رو بگی
بدترین هرزه تمام دوران
کاترین
!هی
تو عضو سرویس ابرپول من هستی؟
...خدای من تو
:ترجمه و زیرنویس از Mohade$eh
هی
سلام
می دونم باید درباره خیلی چیزا حرف بزنیم
ولی من نمی خوام الان وارد
اون مسائل بشم
نمی خوام درباره خودمون یا انزو یا استفن
یا هرچیز دیگه ای حرف بزنیم
بجز مشکلی که در سر راهمونه
به این نیازت میشه
پس قربانی اینجا بود تا مغازه رو بستید
بهت گفت که کجا میره؟
ایا می خواست با کسی ملاقات کنه؟
نه
-یه لحظه - باشه
- بابا کی برگشتی؟ - امروز صبح
هی ببین، می خواستم زودتر زنگ بزنم
ولی می خواستم شخصا بهت بگم
مامان؟
سلام متی
هی. فکر کردم اید اول یه دقیقه با مت
بهم وقت بدی
من دیدم شما دوتا حرف می زدید
نتونستم صبر کنم تا پسرمو ببینم
بعد از اینکه 4سال از اخرین پیام تلفنیت گذشته؟
اونطور که یادمه، ازت خواستم بهم زنگ بزنی
هی ببین، می دونم یهویی بود
ولی تو به من یه شانس دوباره دادی
خیلی بد نشد درسته؟
فکر کردم واسه اینکه ولمون کرد، ازش متنفری
اون مال خیلی وقت پیش بود
از اون موقع اوضاع عوض شده
من... درواقع خوشحال شدم که ازش خبری شنیدم
امیدوار بودم که امشب همه باهم شام بخوریم
ممطئن نیستم وقت داشته باشم
باشه پروفسور
چطوری از شر ملکه جهنم خلاص بشیم؟
مطمئنی کاترین تو دنیای ماست؟
وقتی بعد از 11بار صدای زنگوله کید از مرز عبور کرد
پس بقیه ارواح هم می تونن
درست مثل کای
کاترین چنین فرصتی رو روی هوا می زنه
پس چرا هنوز ندیدیمش؟
فکر کردم تا الان
اطراف می چرخید، ازمون درخواست می کرد
تا سعی می کرد همه مونو به کشتن بده
شاید منتظر فرصته
یا داره نقشه میکشه
به هر حال، شما به یه سلاح جدید نیاز دارید
اون دوریان بود؟
اره. من از دوریان خواستم که برامون
تحقیق کنه
این به این معنا نیست که اوضاع بین ما حله
من هنوز اون فایل ها رو از تو دارم پس
من اینجام تا بقیه عمرت
تو رو مقصر نگه دارم
امیدوارم همینطور باشه
خب شماها به چی رسیدید؟
کید با خنجری کشته شد که از استخوان هاش ساخته شده بود
اون با شعله ای سفید و داغ به شیشه تبدیل شده بود
ولی اسیاب به نوبت
فکر نمی کنم بدونید استخوان های کاترین کجاس
کی فکرشو می کرد که بهمون لطف کرده باشه؟
ما تمام استخوان های کاترین رو
تو غار گذاشتیم
زیر اون کلیسای قدیمی
درواقع چیزایی که از اون مسافر باقی مونده
وقتی سعی داشت الینا رو تسخیر کنه
...ولی تبدیل استخوان ها به شیشه
چطور چنین سلاحی بسازیم؟
اگه استخوانشو داخل یه خنجر فلزی بذاریم درست میشه؟
والدین من تو شهرن. من می تونم از بابام بخوام کمک کنه
"والدین" دو تاشون؟
تجدید دیدار خانوادگی غیرمنتظره ایه
پس الان من دوتا کابوس دارم که باهاشون کنار بیام
شایعه پراکنی باشه واسه بعدا
من و استفن میریم سراغ پیدا کردن استخوان
من و دوریان دنبال راهی برای مبارزه باهاش می گردیم
ببینید، اگه کاترین برگشته
یعنی جهنم هنوز وجود داره
باید دنبال راهی باشیم که اتصالش رو به جهنم ازبین ببریم
این ابعاد ذهنی به یه اسیب ذهنی وصلن
کید وقتی کنار یه چوب سوخته شد دنیای خودش رو ساخت
دنیای من وقتی ساخته شد که کشته شدن انزو رو دیدم
دارم میگم شاید راهی باشه که
خودِ دنیا رو خراب کنیم
نابودی جهنم، باعث نابودی کاترین میشه
عالیه. شماها برید سراغ پیدا کردن معجزه
خب بقیه ما چکار کنیم که کاترین خودش رو نشون بده؟
راحته
اون دیوونه استفنه
و بشدت حسوده
اگه ببینه کسی اونو شاد می کنه
نمی تونه خودش رو کنترل کنه
پس چاره ای نداره جز اینکه از مخفیگاهش بیرون بیاد
- منظور؟ - منظورم اینه که
ما باید شادی استفن رو تو صورتش فرو کنیم
یه مهمونی راه میندازیم که کاترین هرگز ازدستش نمیده
کی عروسی دوست نداره؟
حتما، کارولاین، عروسی کن
روزی که کل زندگیت ارزوشو داشتی
همینطوری مثل یه عروسی وگاسی
برگزارش کن
تا قبل از اینکه بخش سوگند خودن تموم بشه
دشمنت رو فریب بدی و بکشیش
...اره دراه زود اتفاق میفته
من هرگز نتونستم بهت توضیح بدم چرا به استفن بله گفتم
می دونم چرا بله گفتی
می خوای زندگیتو با اون بگذرونی
علی رغم تمام اتفاقا
می فهمم ولی
نمی تونم ببینم باهاش ازدواج کنی
نمی تونم ببینم اون خوشحاله
واقعا برام سخته که بگم
که تو عروسی کنارت نخواهم بود
چون می دونی که هرکاری برات می کنم
نمی تونم اونکارو با خودم بکنم
اینکارو نمی کنم
درک می کنم
خیلی متاسفم
جوری متاسفم که
حتی نمی تونم امکانش هست
می دونم من یکی از
دلایلی هستم که انزو رو ازدست دادی
پس بشدت ممنونم که اصلا اینجا نشستی
و الان دوستم هستی
بانی من خیلی دوستت دارم
خیلی
لطفا اینو بدون
می دونم
می دونم دوستم داری
چطور سوگند می خورید؟
من از یه لیموزین بیرون میام و می گم
کاترین نمی ذاره مهمونی تا اینجاها پیش بره
کارولاین و بانی احتمالا از الان دارن تمرین می کنن
تو که دلت نمی خواد اماده نباشی
ببین. اتفاقی که برای انزو افتاد
تا بقیه عمر تو و کارولاین
با شما همراهه
ولی الان که کنار من ایستادی
که قراره فردا با کارولاین فوربز ازدواج کنی
...تویی که من 200ساله می شناسمت
تو اونکارو نکردی
استفن شرور، چندش و ریپر اینکارو کرد
و تو اون نیستی
می شنوی؟
اره
خوبه
می دونستی انلاین هم میشه درخواست عاقد شدن داد؟
امروز صبح انجامش دادم
داری به عدالت واقعی نگاه می کنی
بلند شو و درخشان باش کیتی کتی
سلام من کاترین هستم
هرزه ای که تا ابد زندگی شما رو
!نابود می کنه
باشه. چطوره فقط چیزی که می خوایم رو برداریم
و از اینجا بریم
ولی خیلی متناسبه
زنی که تمام این مزخرفات رو شروع کرد
برگشته تا همه شو ازبین ببره
من که نمی گم همه اش مزخرف بوده
درباره چی حرف می زنی؟
نگاه کن چه چیزایی به سرمون اورد
حالت ریپر، اصیل ها، دارو، سایلاس
- ...سمت دیگه -...من فقط می گم
دنیای زنداین، دوقلوهای جمینای، مرتدها
نذار شروع کنما
!همزادها
فقط دارم می گم اتفاقای خوبی
هم برامون افتاد درسته؟
دیگه زیادی داری نیمه پر لیوان رو یم بینی برادر
خب من باید اونجوری فکر کنم وگرنه
No comments yet. Be the first to leave one.