166 baris pertama.
Sabzchidori & mohamad ali کاري از
Dogtor :هماهنگ سازی
... يعني اينقدر
اينقدر ازم متنفري ؟
. گلوله ي ريشه
، باعث مي شه جادوي هدف از کنترل خارج بشه
. و بدنش رو تيکه تيکه مي کنه
چي ؟
: تغيير زمان
! سرعت دو برابر
. گلوله هاي ريشه اثر نداشت
... نه
. فهميدم
. داره از علامت هاي فرمان به عنوان منبع جادو استفاده مي کنه
، وقتي گلوله بهش مي خوره
. جادويي که توي علامت فرمان ذخيره شده ، از بين مي ره
، چون الان از مدارهاي جادوي خودش استفاده نمي کنه
. گلوله اثري نداره
... اما با اينحال اگه تيرم بهش بخوره
. هنوزم اينقدر قدرت داره که بکشدش
. فک نکن دفعه ي بعدي هم مي توني در ري
، حالا که مي دونم با دو برابر سرعت داري حرکت مي کني
. دفاعم رو تنظيم مي کنم تا جلوت کم نياره
! خيلي سريعه
اين جنوني که الان داري
تقصير منه ؟
... من
... من
: تغيير زمان
! سرعت دوبرابر
. توي مبارزه ي نزديک ، برتريش فاحشه
. کاليکو رو ديگه ندارم
. کونتندر رو هم بايد پر کنم
... اما
... آوالون
اينقدر سرعتِ ترميمش بالاس که حتي مي تونه قلب منفجر شدش رو هم درمان کنه ؟
. پس بايد مغزشو نابود کنم
... اما
. نمي تونم از دست راستم استفاده کنم
... قدرت درمان آوالون ، زخمايِ صاحب آوالون رو درمان مي کنه
. يه چاقو و دوتا نارنجک برام مونده
. دوازده تا هم کليد سياه دارم
. و هشت تا علامت فرمان اضافه
: تغيير زمان
! سرعت سه برابر
: تغيير زمان
! سرعت چهار برابر
، جام مقدس رو من بدست ميارم
. به هر قيمتي که شده
، وگرنه
ديگه چيزي نمي مونه که
. که به عنوان پاداش بهت بدم
... حتي بعد از اينهمه ماجرا
بازم بخاطر همچين دليلي
مي جنگي ؟
... عجب آدمي هستي
... اينجا
. مي دونستم مياي
. مي دونستم که به اينجا مي رسي
. آيري
... اينجا جاييه که آرزوت برآورده مي شه
. داخلِ همون جامي که دنبالش بودي
. اين جام مقدسه
، هنوز شکل نگرفته
. اما کالبدش خيلي وقته که پر شده
. تنها کاري که مونده اينه که آرزوت رو بگي
. فقط در اينصورته که مي تونه بره بيرون
... حالا خواهش مي کنم
. آرزوت رو بگو و بهش شکل بده
، کيريتسوگو
. تو ارزش اينو داري که بهش شکل بدي
تو کي هستي ؟
. من آيرسويل هستم
... نه
، اگه جام مقدس آماده شده
... يعني آيري
! جواب بده
. بله
. منکرِ اين نمي شم که اين يه ماسکه
، تا وقتي از کسي که قبلا وجود داشته استفاده نکنم
. نمي تونم با بقيه ارتباط برقرار کنم
،اما
. شخصيتش ، که ضبطش کردم ، بي شک خيلي واقعيه
. براي همين آخرين آرزوش رو هم بهم منتقل کردم
تو اراده ي جام مقدسي ؟
. بله
. اين اظهارنظر درسته
. من اراده دارم ... يه آرزو
. آرزوي به دنيا اومدن توي اين دنيا
. امکان نداره
، اگه اينجوري باشه که مي گي
جام مقدس چطوري مي خواد آرزوم رو برآورده کنه ؟
، اين چيزيه که تو
. بايد بهتر از هر کس ديگه اي بدوني
چي ؟
. تو خيلي وقت پيش ياد گرفتي چجوري بايد دنيا رو نجات بدي
، پس منم مثل تو عمل مي کنم
، تا آرزوت رو برآورده کنم
. و به دعات جواب بدم
چي داري مي گي ؟
. انگار چاره اي ندارم
تنها راه
. اينه که به خودت نگاه کني و از خودت بپرسي
... اينجا
. سيصد نفر توي يه کشتي
. دويست تا تو يه کشتيِ ديگه
چي ؟
، مجموعا 500 مسافر و خدمه
. به علاوه ي اميا کيريتسوگو
. فرض کنيم اين 501 نفر ، آخرين بازمانده هاي بشريت هستن
. بصورت همزمان ، چندتا سوراخ بزرگ توي بدنه ي کشتي ها ايجاد مي شه
. کيريتسوگو فقط مي تونه يه کشتي رو تعمير کنه
، خب حالا
کدوم کشتي رو تعمير مي کني ؟
، معلومه
. هموني که 300 نفر توشن
، بعد از اينکه اين تصميم رو گرفتي
. اون 200 نفر تو رو گير ميندازن
ازت مي خوان که
. اول کشتيِ اونا رو درست کني
خب حالا چيکار مي کني ؟
... من
. همه ي اون 200 نفر رو مي کشم
. اين درسته
. اميا کيريتسوگو اين کارو مي کنه
، بعدش
، اون 300 نفر باقي مونده کشتيِ سوراخشون رو ول مي کنن
. و توي دوتا کشتيِ جديد پخش مي شن و سفرشون رو ادامه مي دن
. توي يکي 200 نفر
. و توي اون يکي 100 نفر
، اما دوباره
هر دوتا کشتي تهشون سوراخ مي شه
. وايسا
، صد نفري که توي کشتيِ کوچيک تر هستن مي گيرنت
. و بهت مي گن بايد اول کشتي اونا رو تعمير کني
حالا چيکار مي کني ؟
. خودت جوابو مي دوني
... اما
، آره
. تو تصميم درست رو گرفتي
... امکان نداره
! اين امکان نداره
کجاي اين تصميم درسته ؟
... 200نفر زنده موندن
! اما 300 نفر بخاطر اين 200 نفر کشته شدن
! اينجوري کفه ي ترازو به سمت مرگه
. نه ، محاسباتت اشتباه بود
. تو براي نجاتِ عده ي زيادي ، عده ي کمي رو قرباني کردي
مگه نه ، اميا کيريتسوگو ؟
. تو هميشه آدمايي که توي کفه ي سبک تر بودن رو کشتي
. حتي اگه با اينکار ردِ خون از خودت به جا مي ذاشتي
، اگه بخاطر نجات مردم باشه
. جون هايي که گرفتي ، ارزش دارن
اين چيزي بود که مي خواستي نشونم بدي ؟
. آره
. اين حقيقتِ توئه
. جوابي که توي قلب اميا کيريتسوگوئه
، به عبارت ديگه
. آرزويي که جام مقدس برآورده مي کنه
... نه
! من اينو نمي خواستم
. من مي خواستم برعکس باشه
براي همين بود که گفتم
! فقط مي تونم به يه معجزه اميدوار باشم
آرزوت نمي تونه به روشي باشه
. که خودت هم نمي شناسي
No comments yet. Be the first to leave one.