200 baris pertama.
Pink Panther ويرايش مجدد از ترجم اصلي از آرش عزيز
واي، يا خدا
واسه چي ترسيدي؟
چه گندي زدم
هي فاچ چطوري؟
چطوريد؟
بروکليت چطوره؟
آدريانا، اين پسرخاله منه گرگوري وکيله
خوشبختم
اين نامزدمه، ايمي سفير
از اينکه از نزديک با شما آشنا ميشم خوشبختم، کريستوفر
گِرِگ هميشه از پسرخالش که تو نيويورکـه حرف ميزنه
ما اهل جرسي هستيم
شرمنده، من تو هواپيما زياد نتونستم بخوابم يکم گيجم
گوشوارههاتون خيلي قشنگه
ممنون
پروازتون چطور بود؟ خوب بود، بد نبود
امشب کارمنداي بانک مورگان استنلي مهموني گرفتن
کريستوفر گفت تو اومدي اينجا واسه فيلمبرداري يه فيلم بايد خيلي جالب باشه
اين اولين پروژهايه که با جان روش کار ميکنم
جان کيه؟- جان فاورو-
ايشون مدير بخش توسعه جان هستش بهت که گفته بودم
تو گفتي تارانتينو
من براي تارانتينو هم کار کردم هنوز هم دوستيم
به هر حال، فاورو سريع اونو قاپيد
اون فيلمي که ساخته بود سوئينگرز
وينس وان توش خيلي باحال بود
خب، کريستوفر، فيلمنامه تو در چه حاله؟
فيلمنامهش يکي از بهترينهاست که تا حالا خوندم
حرف نداشت
هي، يواش، خب؟
اون از نزديک چه تيپيه؟
شوخطبع، باهوش، خيلي هم فروتن شما ميتونين بياين سر صحنه
نه، منظور من وينس وانه عاليه، از دوستايِ خوبمه
خب، ما کي ميتونيم اين حماسه شما رو بخونيم؟
من خيلي وقت پيش انداختمش دور
يادته که تلفني بهت گفتم داستانهاي مافيايي هميشه خيلي طرفدار دارن
تو بايد ياد بگيري که دهنتو بسته نگه داري
تو چيکار ميکني، آدريانا؟
من، من الان توي صنعت خدمات غذايي هستم
کريستوفر
تو، پاشو کي؟ من؟
اين ديگه چي ميخواد؟
هي، پسر کوه و دشت سخت نگير
بچهها، بياين بريم رستوران تريبِکا، اونجا باحالتره
بهتره ما براي چي بايد بريم؟
همين که گفتم
اون خيلي فروتن بود نسبت به اينکه تو هاليوود کار ميکنه
اون چه لباسهايي بود پوشيده بود؟ مگه عضو عهد بوق ـه؟
لباساش مارک پرادا بود هـا
اگه من جاي گِرِگ بودم اجازه نميدادم
به تو ميگن زن، اون مثل پادوي هتل بود
جون فاورو، اون محشره
تازه نويسنده هم هست بايد فيلمنامهتو بهش نشون بدي
سوئينگرز؟
ميتونه بياد کير منو بخوره
وا
اون کلاسهاي بازيگري مثل اينکه خيلي رو تو اثر گذاشته البته چپکي
من عاشق فيلمم اما فقط ميخوام يه دستاندرکار باشم
حوصله درافتادن با بقيه دردسراشو ندارم
خب؟ پس همينکارو بکن
بيا بريم سر صحنه، اون خودش مارو دعوت کرد
بعد فيلنامهتو سُر بده طرفش
اونا بهش همينو ميگن سُر دادن فيلمنامه
کي ميدونه، يهو ديدي شانست زد
يعني انقدر سخته که توي يه جشن افتتاح فيلم شرکت کني؟
من فيلمنامه رو حتي ندارمش انداختمش دور
چيه؟
تو کپيشو داري؟
من که گفتم، تمايلي ندارم- من ميدونم تو موفق ميشي-
تقصير من نبود
تو ماشين منو دزديدي
اعتماد تو اين خونه جايي نداره؟
من به سن تکليف رسيدم، ديگه مرد شدم چرا نميذارين رانندگي کنم؟
ميخواي اين قضيه رو شروع کنيم؟
کي بود پارسال مجبور شديم از اردو بياريم خونه چون تو جاش ميشاشيد؟
اون دو سال پيش بود- اگه اون دخترا رو به کشتن ميدادي چي-
اون وقت تازه جالب ميشد- چي گفتي؟-
مرگ تازه به ما نشون ميده که زندگي چقدر مسخرهست
داري مخصوصا پا رو دُم من ميذاري که حالتو بگيرم ديگه؟
چيزي نمونده از همين پنجره پرتت کنم بيرون
منظور منم دقيقا همينه ديگه
زندگي مسخرهست
ديگه نشنوم اينطوري حرف بزني هـا
خدا ببخشدت
خدا وجود نداره
اينا رو از کي شنيدي؟
اين مزخرفات رو تو مدرسه يادتون ميدن؟
اين حرفاي اون معلم جديد انگليسيتون آقاي کلارک ـه؟
اهل کجاست اين يارو؟
جواب بده بينم- اوبرلين-
خودتون خواستيد يه چيزي جز "کلاهبرداري" بخونه
خب ديگه "اينم رفته سراغ کتاب "عجيب
ميخواستين که يه آدم تحصيل کرده بشه ديگه؟
خب تحصيل و آموزش همينه ديگه
شما تا حالا فکر کردين ما چرا به دنيا اومديم؟
مادام دياستيل ميگه: در زندگي بايد بين کسالت و عذاب يکي رو انتخاب کنيم
برو تو اتاقت
نه، جدي ميگم ما واسه چي به دنيا اومديم؟
ما به خاطر آدم و حوا به دنيا اومديم
حالا هم برو تو اتاقت تکاليف رياضيتو بنويس
جبر؟ اون که خيلي کسالتآوره
حق انتخاب ديگهت عذاب ـه ميخواي از الان شروع کني؟
تکون بده اون هيکلو
يا مسيح، بذار يه ذره فکر کنم
همين الان منو بيدار کردي
کلهم هنوز پر تار عنکبوته
وايت چاک، وايته چاک
ولاديمير وايتچاک، تو باهاش صدف خوردي
توي آتلانتيک سيتي چهاردهم همين ماه
يارو رو ترکوندن؟ لعنت
ما سعي نميکنيم اينو گردن سوپرانو يا يکي ديگه از اعضا گروهتون بندازيم
ما نميخوايم بيخودي نتيجهگيري کنيم اما تو چي داري بگي؟
بذار يه قهوه بخورم- مزه نريز-
يالا بگو ببينم اين ادغام شرکتها جريانش چي بوده
چي بگم؟ فيلادلفيا فشارش رو گذاشته روي نزولخوري؟
اون که از عهد قجر همينطوري بوده
توني هنوز داره در مقابل پيشنهاد شراکت فيلي مقاومت نشون ميده؟
بعضي وقتها مثل اينکه يادت ميره ميتونم به خاطر فروش هروئين يه 30 سالي بندازمت زندون
بيخود به من فشار نيار
اومدي خونه من، چون يکي ديگه بهت فشار مياره؟
ساعت هشت صبح اومدي اينجا؟
ميفهمي اين چطور به نظر مياد؟ من تمام تلاشم رو براي کمک به شما دارم ميکنم
يه دفعه توني از وايتچاک يه ميز بيليارد خريد
نشسته اونجا از من ميپرسه
اگه خدا وجود نداره، پس من واسه چي به دنيا اومدم؟ ميگه هدفي توو زندگي نداره
تو چي جواب دادي؟
بهش گفتم صد و پنجاه هزار دلار خرج شده آقا به اين سن رسيده
اگه هيچ هدفي نداره، من پولمو پس ميخوام
به خاطر ماشين از دستش عصباني هستي؟
هر پالوني پشتش بذاري، خر بازم خره پسره ديگه. اون مزخرفاي ديگش رو مخه
اين طبيعي نيست
هراس دوران نوجواني و زير سوال بردن جهان خيلي طبيعيه
شما خودتون تجربهش رو ندارين؟
تو فکر ميکني ننه باباي ما اين چيزا رو تحمل ميکردن؟
حال مادرت چطوره؟
از نظر من مُرده
و انتوني جونيور چطور، با اين مسئله کنار اومده؟
چي؟ درباره خانواده؟
درباره رابطهاي که بين شما و مادربزرگش قطع شده
اون چطور بايد اين موضوع رو درک کنه؟
و در کل اين فضاي سنگيني که توي خونه شما حاکمه؟
همه اين چيزا دليل نميشه که بد دهني کنه
به نظر من انتوني جونيور با اگزيستانسياليسم آشنا شده
مردهشور اين اينترنت رو ببرن- نه، اين يه مفهوم از فلسفه اروپائيه
بعد از جنگ جهاني دوم
مردم توسط رويايي با فجايع از اوهام بيرون اومدن
در اون زمان اين نظريه شکل گرفت که هيچ حقيقت محضي وجود نداره
تو خودت به اين معتقدي؟- در خانواده شما
حتي مادري هم زير سوال ميره
نه، من بهش ياد دادم که مادرش رو دوست داشته باشه و بهش احترام بذاره
مادر خودت چي؟
من فکر ميکنم اين مهمه که ما راجع به مادرتون و اينکه چه کاري کرده صحبت کنيم
لازم نکرده
اون فقط خودِ واقعيشو نشون داد همين
انتوني جونيور تا حالا شنيده که شما بگيد از نظر من مادرم مُرده؟
نميدونم
فکر نميکنيد اينطور صحبتها باعث شده اون به سمت اين ايدهها جذب بشه؟
حالا ميگي تقصير منه؟- نه-
وقتي بعضي از افراد به اين نتيجه ميرسن که به تنهايي مسئول
تصميمات، رفتارها و اعتقاداتشون هستند
و اينکه در انتهاي هر راهي مرگ وجود داره
در اونوقت انسان با يک حس عميق وحشت پر ميشه
وحشت عميق؟
يک خشم عميق و دردآور
که ميتونه به اين نتيجهگيري
منتهي بشه که تنها حقيقت موجود، مرگه
فکر کنم اين بچه کلهش کار ميکنه
حاضرين؟ خب، دوربين حاضر
همهچي آماده بريم
دارن براي فيلمبرداري حاضر ميشن
کنار وايسين، ساکت، لطفا صدا، حرکت
شروع ميکنيم دوربين
دود حاضره! دوربينها حاضر
و... اکشن
پام. فکر کنم شکسته
خوبه، کات کات
ورودي رو چک کن ورودي رو چک کن
دوربينا دوباره پر بشن ميشل، ميتونم باهات صحبت کنم؟
بيا واي، اون يارو
توي فيلم پادشاه کمدينها بود
اون يکي هم همينطور. توو اون فيلمه که دوست دخترم دوستش داره بود
اسمش چي بود؟
جان، اين کريستوفره
چه خبرا؟
واقعا افتخاريه سوئينگرز خيلي خوب فروش کرد
مرسي، ممنون
خيلي ممنون که اومدين لطف کردين
قبل از اينکه براي مجله لسآنجلس بنويسيد چيکار ميکرديد؟
جان، اين کريستوفره
من معذرت ميخوام، يه يارو هست از مجله لسآنجلس
ميخواد يک مقاله بنويسه راجع به اينکه من صبحانه کجا ميخورم و از اين حرفا
اما شما
هموني هستي که اهل جرسي است؟ درست ميگم؟
خيلي باحاله، خيلي خيلي باحاله
ميشل فورمن، کارگردان ما
اونم اهل جرسي است اولين فيلمشو ديدي؟
اون کارگردانه؟
خيلي فيلم قشنگيه، توي فستيوال سان دنس جايزه تماشاگران رو برد
فيلمش خيلي هم بامزه بود
No comments yet. Be the first to leave one.